ایران در هشتمین روز اعتراض
موج تازه اعتراضات در ایران که از هفتم دیماه ۱۴۰۴ آغاز شده، اکنون وارد هشتمین روز خود شده است. این خیزش که در بستر بحران عمیق اقتصادی و سقوط ارزش ریال جریان دارد، وسعت جغرافیایی چشمگیری یافته و با واکنش سرکوبگرانه شدید رژیم مواجه شده است.
بر اساس گزارش های رسیده اعتراضات تاکنون ۴۶ شهر از ۲۲ استان کشور را فراگرفته است. از محلههای نارمک، صادقیه و تهرانپارس در پایتخت گرفته تا شهرهای شیراز، کازرون، اصفهان، مشهد، کرمانشاه، یاسوج، دزفول، بجنورد و زابل و….. مردم به خیابانها آمدهاند.
گزارشهای رسیده ازشهر سنندج حاکی است که فضای شهر به شدت امنیتی شده و از بعدازظهر روز گذشته، نیروهای انتظامی جای خود را به نیروهای ویژه سپاه پاسداران دادهاند. محدودیت شدید و اختلال گسترده در اینترنت و شبکههای ارتباطی امکان رصد مستقل و فوری وضعیت میدانی را دشوار کرده است.
سرکوب خشونتآمیز این اعتراضات تاکنون به کشته شدن دستکم یازده نفر در شهرهای مختلف انجامیده است. قربانیان در ازنا، فولادشهر، لردگان، کوهدشت، مرودشت، کوار، هرسین و دلفان در اثر شلیک نیروهای حکومتی یا در جریان سرکوب جان باختهاند. دهها نفر نیز مجروح و حداقل ۱۱۹ نفر بازداشت شدهاند.
یکی از تلخترین گزارشها از ملکشاهی استان ایلام است. منابع محلی از برخورد خشونتآمیز نیروهای امنیتی با تجمع مسالمتآمیز شهروندان خبر میدهند، تجمعی که خانوادهها، زنان و کودکان در آن حضور داشتند.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در اولین واکنش خود به اعتراضات اخیر، معترضان را «اغتشاشگر» نامید و گفت: «با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.» این موضعگیری مسیر سرکوب را هموار کرده است. اما چنین سخنانی نه از سر قدرت بلکه از سر استیصال است. واقعیت این است که تا همین جا اعتراضات مردمی پایه های اقتدار رژیم را به لرزه در آورده است.
هرچند این اعتراضات در بستر بحران عمیق اقتصادی و سقوط ارزش ریال شکل گرفته، اما ریشههای آن به مراتب عمیقتر است. فقر و نابرابری گسترده، پولیسازی آموزش، سرکوب سیستماتیک فضای دانشگاه، ستم طبقاتی و جنسیتی و بحرانهای زیستمحیطی، همگی زمینهساز این خیزش شدهاند.
در دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه، علم و صنعت و تربیتمدرس، جمعی از فعالان دانشجویی در بیانیهای مشترک با تأکید بر نقش تاریخی دانشگاه در مبارزه با استبداد، موضع روشنی اتخاذ کردهاند. آنان با شعارهای «نه پهلوی، نه رهبری؛ آزادی و برابری» و «نه جمهوری اسلامی، نه سلطنت، نه مجاهد» هر سه را مردود دانستهاند.
این دانشجویان که خود را امتداد سنت آزادیخواهی جنبش دانشجویی از دوره پهلوی تا امروز میدانند، با یادآوری خیزش «زن، زندگی، آزادی»، خواستار همبستگی حول آزادی، برابری و رهایی از هر شکل از دیکتاتوری شدهاند. آنان دانشگاه را «قلب تپنده پیوند میان آراء متکثر» میخوانند..
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، کارگران بازنشسته خوزستان و گروه اتحاد بازنشستگان در بیانیهای مشترک، وضعیت کنونی را نتیجه «بحران عمیق ساختاری» در نظام سرمایهداری حاکم توصیف کردهاند.
این تشکلها با تأکید بر نقش کارگران، معلمان، زنان، جوانان و ملتهای تحت ستم در اعتراضات، سرکوب گسترده را محکوم کردهاند. آنان با شعار «متحد شویم، متشکل شویم، سرنوشت خود را تغییر دهیم» تأکید میکنند که بدون سازمانیابی و همبستگی نیروهای مترقی، راهبرد روشن و تشکلیابی کارگران و روشنفکران پیشرو، هیچ حرکت انقلابی به پیروزی نخواهد رسید.
مادران پارک لاله ایران در بیانیهای تازه، خیزش دیماه ۱۴۰۴ را امتداد اعتراضات دی ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» دانستهاند. آنان با برشمردن نام تعدادی از کشتهشدگان اخیر، سرکوب و کشتار معترضان را بهشدت محکوم کردهاند.
مادران هشت مطالبه محوری را مطرح کردهاند: آزادی بیقیدوشرط زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو مجازات اعدام و دیگر اشکال خشونت حکومتی، محاکمه علنی آمران و عاملان سرکوب، آزادی بیان و پوشش، حق اعتراض و تشکلیابی مستقل، رفع تبعیض و جدایی دین از حکومت. اما هشدار مهم مادران پارک لاله درباره خطر «دیکتاتوریهای جدید» است. آنان تأکید میکنند که اتکاء به مداخله خارجی میتواند ایران را به تجربه کشورهایی مانند افغانستان و عراق نزدیک کند.
آنچه در بیانیههای مختلف نیروهای اجتماعی مشهود است، وحدت محوری در عین تنوع ادبیاتی است. دانشجویان با تأکید بر رهایی از هر شکل دیکتاتوری، کارگران با تحلیل طبقاتی و تأکید بر بحران ساختاری سرمایهداری، و مادران با تأکید بر حقوق بشر و لغو اعدام، همگی بر حق اعتراض و ضرورت پرهیز از سرکوب خشونتآمیز تأکید میکنند.
این همبستگی بین نیروهای مختلف اجتماعی، از دانشجویان تا تشکلهای کارگری، مستندسازان، مادران دادخواه، فعالان سیاسی، با ادبیات متفاوت اما محوری مشترک، یکی از ویژگیهای برجسته خیزش دیماه است.
در حالی که اعتراضات همچنان در دهها شهر ادامه دارد، چشمانداز آن در سایه سرکوب سیاسی و تشدید بحران معیشتی، نامعلوم اما ملتهب است. محدودیت اینترنت و فشارهای امنیتی، کشته و زخمیشدن معترضان و بازداشتهای گسترده، همگی نشاندهنده عزم رژیم برای سرکوب هرچه شدیدتر است.
اما همانطور که تاریخ نشان داده، سرکوب هیچگاه نمیتواند فریاد فرودستان را برای همیشه خاموش کند. خیزش دیماه ۱۴۰۴، فصلی دیگر از مبارزه مردم ایران برای آزادی، برابری و عدالت است. فصلی که افق پیروزی را بر روی جامعه ایران گشوده است.
