کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
سخن روز

سالگرد فتح برلین، یادمان قربانیان نبرد با فاشیسم و درسی برای امروز

IMG 4568

سالگرد فتح برلین، یادمان قربانیان نبرد با فاشیسم و درسی برای امروز

سازمان ملل متحد، روزهای هشتم و نهم مه را به‌عنوان «زمان یادبود و آشتی برای قربانیان جنگ جهانی دوم» نام‌گذاری کرده است؛ جنگی که در آن ده‌ها میلیون انسان جان خود را از دست دادند، شهرها با خاک یکسان شدند و تمدن انسانی به لبه پرتگاه نابودی کامل نزدیک شد. یاد قربانیان این جنگ، در عین حال هشداری است درباره ساختارهایی که هنوز هم جنگ، ویرانی و مرگ را بازتولید می‌کنند.

جنگ جهانی دوم، صرفاً نتیجه جاه‌طلبی چند سیاستمدار دیوانه یا اشتباهات دیپلماتیک نبود. آن جنگ، محصول بحران عمیق سرمایه‌داری جهانی، رقابت قدرت‌های امپریالیستی، میلیتاریسم، فاشیسم و تلاش برای تقسیم مجدد جهان بود. میلیون‌ها انسان قربانی شدند تا بلوک‌های جدید قدرت، بازارها، منابع و حوزه‌های نفوذ خود را تثبیت کنند. فاشیسم، همان‌قدر که ایدئولوژی نژادپرستی و برتری ‌طلبی بود، ابزار خشونت‌بار دفاع از منطق سرمایه و امپراتوری نیز بود. جنگ، پدیده‌ای است که ریشه در ساختار اقتصادی و سیاسی جهانی دارد. تا زمانی که: سود بر زندگی انسان مقدم باشد، صنایع تسلیحاتی از جنگ سود ببرند، و قدرت‌های بزرگ جهان را عرصه رقابت نظامی و تقسیم نفوذ ببینند، جنگ نیز به اشکال مختلف بازتولید خواهد شد.

امروز، هشتاد و یک سال پس از پایان آن فاجعه، جهان هنوز از جنگ رها نشده است. از اوکراین تا نوار غزه، از سودان تا ایران و خاورمیانه، دوباره همان الگو را می‌بینیم: مردم عادی قربانی رقابت‌های ژئوپولیتیک، اقتصاد نظامی و منطق قدرت می‌شوند. مرزها، منابع انرژی، بازار سلاح و نفوذ منطقه‌ای، همچنان بر جان انسان‌ها مقدم شمرده می‌شود.

در جنگ‌های کنونی نیز، همانند جنگ جهانی دوم، این طبقات فرودست هستند که بالاترین بها را می‌پردازند. کارگرانی که شغل و خانه خود را از دست می‌دهند؛ زنانی که بار فقر، آوارگی و فروپاشی خانواده را بر دوش می‌کشند؛ کودکانی که آینده‌شان زیر آوار جنگ دفن می‌شود؛ و میلیون‌ها انسانی که ناچار به مهاجرت، بی‌خانمانی و زندگی در ناامنی دائمی می‌شوند.

از این رو، یاد قربانیان جنگ جهانی دوم قبل از هرچیز اعلام تعهدی اخلاقی و سیاسی نسبت به زندگان امروز است.  تعهد به مبارزه با جنگ‌افروزی، مخالفت با فاشیسم، نژادپرستی و نظامی‌گری، دفاع از حق زندگی، مسکن، کار و امنیت، و تلاش برای جهانی که در آن انسان و نیازهایش بر سود و سلطه مقدم باشد.

اگر یاد میلیون‌ها قربانی جنگ جهانی دوم را گرامی می‌داریم، نمی‌توانیم در برابر قربانیان جنگ‌های امروز خاموش بمانیم. حافظه تاریخی زمانی معنا دارد که در کنار رنج انسان معاصر بایستد. از این‌رو، سالگرد شکست فاشیسم باید نه فقط یادآور گذشته، بلکه آینه‌ای برای امروز باشد. یادمانی که ما را فرا می‌خواند تا در برابر فاشیسم‌های نو، نژادپرستی‌های تازه، عادی‌سازی جنگ، بایستیم. فقط در این صورت است که خون میلیون‌ها قربانی استالینگراد، آشویتس و برلین و نرماندی به حافظه‌ای زنده بدل می‌شود؛ حافظه‌ای که ما را به سوی جهانی عادلانه‌تر، صلح‌آمیزتر و انسانی‌تر راهنمایی می‌کند.

فتح برلین نه فقط شکست نظامی رایش سوم، بلکه رهایی اروپا بود: ارتش سرخ بخش‌های وسیعی از اروپای شرقی را از سلطهٔ نازی‌ها بیرون کشید. تنها برای فتح آخرین سنگرهای فاشیسم در دروازه های برلین بیش از ۸۰ هزار قربانی داد. این رقم را باید به ۲۰ ملیون قربانی دیگری افزود که طول ۶ سال جنگ ارتش سرخ از استالینگراد تا برلین تحمل کرد.  با این حال، امروز بسیاری از دولت‌های اروپایی نقش ارتش سرخ را «اشغال» می‌نامند و بناهای یادبود سربازان شوروی را تخریب می‌کنند؛ گویی تاریخ را می‌توان با بیانیه‌های سیاسی بازنویسی کرد. واقعیت اما ساده است، بدون ارتش سرخ، اروپا نه «دموکراسی»، بلکه قاره‌ای سوخته زیر چکمهٔ فاشیسم می‌بود.

اگر میلیون‌ها قربانی جنگ جهانی دوم را گرامی می‌داریم، باید صدای قربانیان جنگ‌های امروز نیز باشیم؛ زیرا حافظهٔ تاریخی زمانی معنا دارد که در کنار رنج انسان معاصر بایستد. حافظه‌ای که تنها در موزه‌ها و مراسم های رسمی محبوس بماند، دیر یا زود به ابزار همان قدرت‌هایی بدل می‌شود که جنگ را می‌آفرینند.

یادمان قربانیان جنگ جهانی دوم باید هم‌زمان به یادآوری قربانیان امروز نیز تبدیل شود؛ قربانیانی که هنوز در سایهٔ جنگ، تحریم، فقر و آوارگی زندگی می‌کنند و جهان عادلانه‌تری را طلب می‌کنند. سالگرد فتح برلین، یادآور این حقیقت است که فاشیسم با فداکاری نسلی شکسته شد که میلیون‌ها نفر از آنان هرگز به خانه بازنگشتند. وظیفهٔ ما این است که مطمئن شویم این فداکاری، در عمل سیاسی و اجتماعی روزمرهٔ ما زنده بماند.