اول : گزارشهای میدانی
بیست روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران میگذرد و در حالی که قطعی سراسری اینترنت همچنان ادامه دارد، روایات تکاندهندهای از سرکوب خشونتبار این اعتراضات به بیرون درز میکند. گزارشهای دریافتی از کانلهای مختلف، از ابعاد گسترده سرکوب و کشتار سیستماتیک معترضان در سراسر ایران خبر میدهد.
تا پیش از قطع سراسری اینترنت در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه، اعتراضات در همه استانهای کشور و حدود ۲۰۰ شهر ایران ادامه داشت. براساس اطلاعات دریافتی، از ۱۸ دیماه به اینسو علیرغم سرکوبها اعتراضات در بسیاری از شهرها ادامه یافته است.
روز ۱۸ دیماه یک اعتصاب عمومی سیاسی در ۵۰ شهر و شهرک کردستان در همراهی با اعتراضات مردم در سراسر ایران با فراخوان احزاب و نیروهای سیاسی فعال در کردستان به اجرا در آمد. این اعتصاب عمومی پیروزمند، در عین حال تجربه انعطاف در تاکتیکها برای تداوم این جنبش و خنثی کردن نیروی سرکوب دشمن را بار دیگر در دستور کار گذاشت.
قطعی اینترنت که از شامگاه ۱۸ دیماه آغاز شد، همچنان برقرار است. براساس گزارش نتبلاکس که وضعیت اینترنت در جهان را تعقیب میکند، از صبح ۱۹ دیماه، ۹۹ درصد اینترنت ایران در وضعیت خاموشی دیجیتال قرار گرفته است. تنها گروهی محدود از شهروندان از طریق سیستم خدمات اینترنت ماهوارهای استارلینک به شبکه دسترسی دارند، هرچند گزارشهای متعددی از یورش نیروهای حکومتی به خانهها برای توقیف دیشهای ماهواره منتشر شده است.
شواهد مستند، استفاده نیروهای سرکوبگر حکومتی از سلاحهای سنگین، از جمله دوشکا و تیربار، در حمله به معترضان و کشتار جمعی آنها در فاصله ۱۸ تا ۲۱ دیماه وجود دارد.
در چند نقطه تهران، از جمله تهرانپارس و صادقیه و مناطقی از کرج در استان البرز نیز استفاده از سلاحهای سنگین، از جمله دوشکا، در مقابله با معترضان گزارش شده است. در غرب کشور نیز سلاحهای سنگین در شهرهای جوانرود، مهاباد و پیرانشهر مورد استفاده قرار گرفته است.
تصاویر منتشرشده از مشهد نشان میدهد که در روز ۲۱ دیماه، از بالای ساختمانها با استفاده از سلاح سنگین بهسوی معترضان شلیک شده است. همچنین تصاویری از شهر تنکابن در مازندران منتشر شده که از حضور گسترده و گشتزنی نیروهای نظامی با سلاحهای سنگین حکایت دارد.
گروهی از معترضان که شامگاه ۱۹ دیماه در میدان پونک تهران کردی میرقصیدند، به گلوله بسته شدند و شماری جانباختند. بنابراین گزارشها، سیاوش شیرزاد، اهل بوکان، یکی از این جانباختگان است.
شواهد نشان می دهد که بسیاری از جانباختگان از پشت هدف قرار گرفته اند. محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوقبشر ایران، در اینباره میگوید: «روایتهای هولناک شاهدان عینی از به گلوله بستن معترضانی که در حال فرار بودند، استفاده از سلاحهای جنگی و اعدام خیابانی مجروحان، همگی نشاندهنده ارتکاب جنایتی برنامهریزیشده و گسترده با هدف کشتار حداکثری مردم است».
براساس اطلاعات اولیه، با اسامی ثبت شده، از آغاز اعتراضات تاکنون دستکم ۳۴۲۸ معترض کشته و هزاران تن مجروح شدهاند. اما شواهد بسیاری وجود دارد که شمار جانباختگان به احتمال زیاد بسیار بیش از این آمار است. این آمار همچنین رقم رسمی ثبتشده برای تعداد معترضان کشتهشده در فاصله ۱۸ تا ۲۲ دیماه را که از طریق منابعی در وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی به اطلاع سازمان حقوق بشر رسیده است، دربرمیگیرد. گزارشهای رسیده نشان میدهد که اغلب کشتهشدگان کمتر از ۳۰ سال داشتهاند و نام دستکم ده زن در میان آنها ثبت شده است. دستکم ۱۷ تن از آنان نیز زیر ۱۸ سال بودهاند.
تخمین زده میشود که آمار واقعی معترضان کشتهشده بسیار فراتر از رقم تأییدشده باشد. آمارهای تأییدنشدهای از کشتهشدن دستکم ۵۰۰۰ تا ۲۰ هزار معترض منتشر شده که بهدلیل قطع کامل اینترنت و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستیآزمایی مستقل آنها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبهروست. همچنین براساس تخمین های اولیه، حدود ۲۰ هزار نفر در جریان اعتراضات بازداشت شدهاند.
گزارشها از بسیاری از شهرهای سراسر ایران حکایت دارد که نیروهای امنیتی و نظامی در سراسر شهرها حضور گسترده دارند و از غروب روز ۱۸بهبعد، نوعی حکومت نظامی برقرار است. همچنین در برخی شهرهای ایران از جمله تهران، کرج، همدان و قزوین منع عبور و مرور گزارش شده است.
در شهرهای ایلام، دهلران، کرمانشاه، مریوان، سقز، بانه، دیواندره، دهگلان، قروه، سنندج و اغلب شهرهای کردنشین ایران، گزارشها حاکی از وجود ایستبازرسیهای گسترده و نوعی حکومت نظامی در این شهرهاست.
همچنین در برخی موارد، مراسم خاکسپاری کشتهشدگان در شهرهای مختلف به صحنه جدید اعتراضات مبدل شده است. روز ۲۳ دیماه، مراسم خاکسپاری علیرضا صیدی، معترض ۱۶ ساله، با حضور گسترده مردم در آبدانان ایلام برگزار شد. در اعتراض به این قتل حکومتی نماز میت خوانده نشد. حضور نیروهای سرکوب هم پررنگ بود و صداهای پراکنده گلوله به گوش میرسید.
دوم ، ضروت گسترش اعتصابهای کارگری
بیست روز از خیزش انقلابی مردم ایران که در محتوای واقعی خود جنبشی برای «نان، کار و آزادی» است میگذرد؛ خیزشی که ریشه در فقر، گرانی، بیکاری و سلب ابتداییترین حقوق انسانی دارد. جمهوری اسلامی در مواجهه با این اعتراضات، بار دیگر تمام توان سرکوبگرانه خود را به میدان آورده است: از گلوله و زندان گرفته تا قطع ارتباطات و ارعاب گسترده. با اینحال، تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که سرکوب عریان، بهتنهایی قادر به خاموشکردن جنبشهای ریشهدار اجتماعی نیست. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت ورود سرنوشتساز طبقه کارگر به میدان مبارزه، نه بهعنوان آحاد پراکنده بلکه بهمثابه یک طبقه متشکل و آگاه، خود را نشان میدهد.
گرانی افسارگسیخته، تورم مزمن و فقر شدید امروز گریبانگیر کل جامعه ایران است، اما بار اصلی این بحرانها بر دوش طبقه کارگر سنگینی میکند. کارگرانی که با دستمزدهای زیر خط فقر، قراردادهای موقت، ناامنی شغلی و حذف مداوم حقوق صنفی روبهرو هستند، نخستین قربانیان سیاستهای اقتصادی و سرکوبگرانه جمهوری اسلامیاند. از همینرو، پیوند میان مطالبات معیشتی کارگران و مطالبات سیاسی جامعه، پیوندی عمیق و واقعی است.
اعتصابهای کارگری، بهویژه در بخشهای کلیدی اقتصاد، همواره یکی از مؤثرترین ابزارهای مقابله با ماشین سرکوب بودهاند. تجربههای پیروزمند گذشته بهروشنی نشان میدهد که هرگاه چرخ تولید و توزیع از حرکت بازایستد، توان سرکوب رژیم نیز بهطور جدی فلج میشود. اعتصاب کارگران رسمی و پیمانی صنعت نفت و پتروشیمی، بهعنوان رگ حیات اقتصاد جمهوری اسلامی، نمونهای بارز از این قدرت است. توقف یا اختلال در تولید و صادرات انرژی، نهتنها منابع مالی رژیم را محدود میکند، بلکه توان آن برای تأمین هزینههای سرکوب، امنیتیسازی و تبلیغات را بهشدت کاهش میدهد.
در کنار آن، اعتصاب کارگران بخش حملونقل ــ از کامیونداران و رانندگان اتوبوس گرفته تا کارگران راهآهن و بنادر ــ طی سالهای اخیر بارها نشان داده است که چگونه میتواند رژیم را در تنگنای جدی قرار دهد. اختلال در حملونقل کالا، مواد غذایی و سوخت، عملاً کنترل روزمره جامعه را از دست نیروهای سرکوب خارج میکند و توازن قوا را به نفع جنبش مردمی تغییر میدهد.
نکته تعیینکننده آن است که اعتصابهای پراکنده و مقطعی، هرچند مهم، نمیتوانند بهتنهایی نقش تاریخی خود را ایفا کنند. آنچه امروز ضرورت دارد، گسترش اعتصابهای سراسری، هماهنگ و پیوندخورده با جنبش خیابانی است؛ اعتصابهایی که با طرح مطالبات روشن معیشتی و سیاسی، ابزار سرکوب رژیم را از کار بیندازند.
تجربه انقلاب ۵۷ و نیز موجهای اعتراضی دهههای اخیر نشان میدهد که هرگاه طبقه کارگر بهعنوان یک نیروی اجتماعی مستقل و متشکل وارد میدان شده است، معادلات قدرت بهسرعت دگرگون شدهاند. امروز نیز، در دل خیزش جاری مردم ایران، نقش اعتصابهای کارگری میتواند تعیینکننده باشد: نقشی که نهتنها سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را ناکارآمد میکند، بلکه راه را برای تحقق خواستهای بنیادین مردم ــ نان، کار و آزادی ــ هموار میسازد.
