کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
سخن روز

زنجیرهٔ بی‌پایان فجایع جاده‌ای در ایران

IMG 6066

روز شنبه ۱۴ شهریور، بار دیگر جاده‌های ایران شاهد حادثه‌ای خونین و تکان‌دهنده بودند. در محور سنندج–همدان، برخورد یک تانکر حامل سوخت با چند خودروی عبوری، جان یازده نفر را گرفت و شش نفر دیگر را روانهٔ بیمارستان کرد. این حادثه، دردناک بخشی از زنجیرهٔ بی‌پایان فجایع جاده‌ای در ایران است؛ فجایعی که هر روز تکرار می‌شوند و به‌جای آنکه افکار عمومی را شوکه کنند، به دلیل فراوانی و تکرار، به امری «عادی» بدل شده‌اند. محور سنندج–همدان، همچون بسیاری از جاده‌های مناطق حاشیه‌ای، سال‌هاست که به قتلگاه مردم تبدیل شده است؛ جاده‌ای باریک، پرخطر، فاقد استانداردهای ایمنی است و فاقد زیرساخت‌های لازم برای کنترل ترافیک سنگین می باشد.

اما این حادثه تنها یک نمونه از بحران گسترده‌تری است که سال‌هاست جان مردم ایران را می‌گیرد. بر اساس گزارش‌های رسمی پلیس راهور و سازمان پزشکی قانونی، سالانه نزدیک به ۲۰ هزار نفر در ایران بر اثر تصادفات رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. تعداد مجروحان نیز بین ۳۰۰ تا ۳۸۰ هزار نفر در سال است و در برخی آمارهای اورژانس، این رقم تا ۸۰۰ هزار مورد مصدومیت سرپایی و بستری گزارش شده است. این ارقام، نه تنها تکان‌دهنده‌اند، بلکه ایران را در میان کشورهای جهان در جایگاهی فاجعه‌بار قرار می‌دهند: بر اساس بر اساس اعلام پژوهشکدهٔ بیمه، ایران در رتبهٔ ۱۸۹ از میان ۱۹۰ کشور جهان در تصادفات رانندگی قرار دارد. سالانه حدود ۸۰۰ هزار تصادف رخ می‌دهد و روزانه به طور متوسط ۵۵نفر کشته می‌شوند. میانگین مرگ‌ومیر جاده‌ای در ایران ۲۰ برابر استاندارد جهانی است.

جاده‌های ایران در بسیاری از مناطق، به‌ویژه استان‌های محروم مانند کردستان، لرستان، کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی و سیستان‌وبلوچستان، فاقد حداقل استانداردهای ایمنی‌اند. جاده‌های باریک، پر از دست‌انداز، بدون شانهٔ ایمن، فاقد روشنایی کافی و بدون علائم هشداردهنده، هر روز جان انسان‌ها را می‌گیرند. جاده‌های روستایی و کوهستانی در این مناطق، به‌مراتب خطرناک‌ترند و میزان تصادفات در آن‌ها بیشتر است.

فقدان سرمایه‌گذاری در ایجاد شبکهٔ راه‌های مدرن، نبود سیستم حمل‌ونقل جایگزین مانند قطارهای بین‌شهری، خطوط هوایی ارزان و شبکهٔ مترو در شهرهای بزرگ، باعث شده است که میلیون‌ها خودرو در جاده‌هایی تردد کنند که ظرفیت و ایمنی لازم را ندارند. ازدحام خودروهای فرسوده و غیر استاندارد، در کنار جاده‌های کم‌عرض و فاقد امکانات، ترکیبی مرگبار ایجاد کرده است.

یکی از عوامل مهم تلفات جاده‌ای، ناایمنی خودروهای داخلی است. پراید، محصول شرکت سایپا، سال‌هاست که به‌عنوان یکی از ناامن‌ترین خودروهای ایران شناخته می‌شود. جانشین پلیس راهور اعلام کرده است که «بیشترین آمار کشته‌شدگان و مصدومان سوانح جاده‌ای مربوط به حوادث خودرو پراید است.» وزن پایین این خودرو، نبود سیستم‌های ایمنی استاندارد، و طراحی نامناسب، باعث می‌شود که در جاده‌های بین‌شهری به‌سادگی واژگون شود.

پژو نیز در کنار پراید، عامل حدود ۵۲ درصد کشته‌های تصادفات رانندگی در ایران اعلام شده است. این خودروها، که دهه‌هاست بدون ارتقای جدی ایمنی تولید می‌شوند، بخش بزرگی از ناوگان حمل‌ونقل عمومی و شخصی را تشکیل می‌دهند.

افزایش هزینه‌های تعمیر و نگهداری خودرو نیز باعث شده است که بسیاری از خودروها با نقص فنی در جاده‌ها تردد کنند. معاینهٔ فنی جدی گرفته نمی‌شود و آمار دقیقی از خودروهای معیوبی که با روش‌های غیرقانونی برگهٔ معاینهٔ فنی دریافت می‌کنند، وجود ندارد.

رانندگان نیز بخشی از این بحران‌اند، اما نه به معنایی که مقامات انتظامی ادعا می‌کنند. برخلاف ادعای رایج که «جوانان بی‌تجربه» را عامل اصلی تصادفات معرفی می‌کند، آمار پزشکی قانونی نشان می‌دهد که قربانیان اصلی تصادفات، مردان میان‌سال و متأهل هستند؛ یعنی کسانی که برای کار، سفرهای ضروری و تأمین معاش در جاده‌ها تردد می‌کنند.

فقر و بیکاری گسترده باعث شده است که بسیاری از افراد بدون آموزش کافی، بدون مهارت لازم و در شرایط جسمی نامناسب، به مسافرکشی یا حمل بار روی بیاورند. رانندگی در ساعات طولانی، خستگی مفرط، نبود کمربند ایمنی، و رانندگی در جاده‌های ناامن، ترکیبی مرگبار ایجاد کرده است.

یکی از دلایل افزایش تلفات، نبود سیستم امدادرسانی سریع و کارآمد است. در بسیاری از مناطق، آمبولانس‌ها دیر می‌رسند، هلیکوپترهای امدادی وجود ندارند، و مجروحان در جاده‌ها رها می‌شوند تا خونریزی یا شوک جان آن‌ها را بگیرد. بسیاری از مرگ‌ها، نه در لحظهٔ تصادف، بلکه در فاصلهٔ میان حادثه تا رسیدن به بیمارستان رخ می‌دهند.

جمهوری اسلامی مسئول مستقیم این تراژدی‌هاست. این حکومت، ثروت مردم را صرف ترویج خرافه و سرکوب داخلی و پروژه‌های ماجراجویانه نظامی می‌کند، و در مقابل سلامت و امنیت شهروندان مسئولیت نمی پذیرد.

واقعیت این است که جان و سلامتی مردم برای حکومت اسلامی ارزشی ندارد. این بی‌توجهی را می‌توان در جاده‌های ناامن، در آلودگی هوا، در محیط کار ناایمن و در فجایع زیست‌محیطی دید. تا زمانی که این ساختار سیاسی پابرجاست، مرگ در جاده‌ها ادامه خواهد داشت.

.