دیدار روز چهارشنبه دونالد ترامپ و شی جینپینگ در واشنگتن، برخلاف برخی برداشتهای خوشبینانه، پایانی بر اختلافات میان آمریکا و چین نبود. این نشست، که در فضای نسبتاً دوستانه برگزار شد، بیشتر نشاندهنده ورود رقابت میان دو قدرت بزرگ جهان به مرحلهای تازه بود؛ مرحلهای که اختلافات تجاری، رقابت بر سر فناوری و هوش مصنوعی، تنش دیرینه بر سر تایوان، و اکنون جنگ ایران و آمریکا، در کنار هم محورهای اصلی چالش میان واشنگتن و پکن را تشکیل میدهند. ترامپ در جریان دیدار بار دیگر تسلیح تایوان را به تعویق انداخت و شی جینپینگ نیز از ترامپ خواست رقابت دو کشور را در چارچوبی محدود نگه دارند، نه در قالب نبردی که یکی باید بازندهٔ مطلق آن باشد.
گزارشهای انتشار یافته نشان می دهند که هیچ دستاورد مشخصی درباره ایران از این نشست بیرون نیامد؛ و این در حالی است که جنگ ایران و آمریکا، که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات آمریکا و اسرائیل و کشتهشدن علی خامنهای آغاز شد، همچنان یکی از مهمترین بحرانهای ژئوپلیتیک جهان است.
بستهشدن تنگه هرمز، اختلال گسترده در تجارت جهانی، فروپاشی آتشبس نخست با میانجیگری پاکستان، و محاصره دریایی ایران، تنها بخش کوچکی از پیامدهای این جنگاند. توافق ۱۷ ژوئن میان ترامپ و مسعود پزشکیان نیز که قرار بود پایان جنگ را رقم بزند، تا اوت از هم پاشید.
واقعیت این است که سیاست خارجی ایران سالهاست بر پایه دوگانهای ناسازگار بنا شده: لحن تهاجمی در تریبونهای رسمی، و مذاکره پشتپرده برای سازش «آبرومندانه». این دوگانگی، نه یک تاکتیک هوشمندانه، بلکه نشانه سردرگمی ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی است؛ ساختاری که میان نهادهای موازی، فرماندهیهای متعارض و منافع جناحی تقسیم شده و توان تولید یک سیاست خارجی پایدار را ندارد.
طرح هفتروزه عباس عراقچی برای پایان جنگ، شامل توقف درگیریها، آزادسازی داراییهای مسدودشده، لغو تحریم نفت، برچیدن محاصره تنگه هرمز و آغاز مذاکرات هستهای، در واقع تلاشی برای احیای تفاهم ژوئن است؛ تفاهمی که جمهوری اسلامی با اقدامات تحریکآمیز در تنگه هرمز آن را بیاعتبار کرد.
اکنون، تنها یک روز پس از نشست آمریکا و چین وزیر خارجه ایران عباس عراقچی طرحی هفتروزه برای پایان جنگ ارائه کرده است: توقف درگیری در همه جبههها از جمله غزه و لبنان، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران به ارزشی حداقل ۱۲ میلیارد دلار، لغو تحریم صادرات نفت، برچیدن محاصره تنگه هرمز و بازگشایی کامل آن در روز پایانی، و آغاز فوری مذاکرات هستهای. این طرح در واقع تلاشی برای زندهکردن همان تفاهم ژوئن است. با این حال، مقامات آمریکا اعلام کردهاند که در پذیرش توافق «شتاب» نخواهند کرد. دو روز پیش از نشست واشنگتن، پزشکیان نیز در سخنانی صریح در سازمان ملل تأکید کرده بود که ایران زیر فشار نظامی یا تحریم تسلیم نخواهد شد و برنامه هستهای خود را حفظ میکند؛ در حالی که همزمان نشستی سهساعته میان مقامات ایران و آمریکا در حاشیه سازمان ملل برگزار شد که ترامپ آن را ستود.
چین با جمهوری اسلامی رابطه اقتصادی گستردهای دارد، بزرگترین خریدار نفت ایران است و یکی از مهمترین شرکای تجاری تهران به شمار میرود. جمهوری اسلامی سالها کوشیده این رابطه را بهعنوان پشتوانه سیاسی معرفی کند، اما چین هرگز چنین نقشی را نپذیرفته است.چین منافع خود را در دو سطح دنبال میکند: از یک سو خواهان پایان تنش و بازگشایی کامل تنگه هرمز است، چون امنیت انرژی برای اقتصاد چین حیاتی است؛ و از سوی دیگر نمیخواهد روابط اقتصادیاش با ایران قربانی فشار آمریکا شود. همین دوگانگی توضیح میدهد چرا چین در طول این جنگ، محاصره دریایی آمریکا را «غیرمسئولانه و خطرناک» خواند، در عین حال که در کنار پاکستان نقش میانجی هم ایفا کرده و طرح صلح پنجبندی خود را نیز پیش کشیده است. واقعیت این است که چین در قبال ایران، نه متحد سیاسی، بلکه بازیگریست که از منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خودش دفاع میکند.
برای مردم ایران، پایان این جنگ یک ضرورت فوری است؛ اما این پایان نمیتواند نقطه توقف باشد. بازسازی زندگی مردم، احیای اقتصاد ویرانشده، تحقق عدالت برای قربانیان جنگ و سرکوب، آزادی زندانیان سیاسی، برابری زنان، بهرسمیتشناختن حقوق ملتهای ایران، شکلگیری حکومتی پاسخگو و متکی بر اراده دموکراتیک مردم نیازهاییاند که صرفا با توقف صرف جنگ برآورده نمیشوند.
پرسش اصلی این نیست که آمریکا از چین چه امتیازی گرفت یا چین از آمریکا چه امتیازی گرفت؛ پرسش اصلی این است که مردم ایران چگونه میتوانند اجازه ندهند آیندهشان به امتیازی در معامله قدرتهای جهانی تبدیل شود. پاسخ این پرسش را باید در سازمانیابی اجتماعی، تشکل مستقل کارگران، مبارزه زنان برای آزادی، پیوند دانشگاه با جامعه، و مطالبه حقیقت و عدالت از سوی خانوادههای دادخواه جست، نه در نشستهای سران قدرتهای بزرگ در واشنگتن یا پکن، و نه در وعدههای حکومتی که سالهاست اعتماد عمومی را از دست داده است.
