قیمت داروهای پرمصرف در ایران بار دیگر جهش کرده و داروخانهها زیر فشار بدهیهای انباشته له میشوند، در حالی که بیماران میان پرداخت هزینه درمان و تأمین نیازهای روزمره زندگی گرفتار ماندهاند. آنچه امروز با عنوان «بحران دارو» شناخته میشود، دیگر به کمبود چند قلم داروی خاص محدود نیست، بلکه زنجیرهای از بحرانهای بههمپیوسته را دربر میگیرد: از نایابی و گرانی حیرتآور داروهای تخصصی و تأخیر در تأمین واکسن آنفلوآنزا تا افزایش قیمت واکسن پیشگیری از سرطان دهانه رحم و کاهش توان مالی داروخانهها برای تهیه نسخه بیماران.
بر اساس اعلام مسئولان سازمان غذا و دارو، از ابتدای سال جاری قیمت بسیاری از داروها طی دو مرحله افزایش یافته و بیش از هزار قلم دارو مشمول اصلاح قیمت شده است. مقامات رسمی، اختلال در انتقال ارز، تأخیر در اصلاح قیمتها و کمبود نقدینگی شرکتهای دارویی را از عوامل اصلی این بحران میدانند. با این حال، رئیس کل بانک مرکزی نیز اعلام کرده که از ابتدای سال بیش از هجده میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی و دارو تأمین و پرداخت شده است؛ رقمی که نشان میدهد بحران را نمیتوان صرفاً به «نبود ارز» تقلیل داد. آنچه در واقعیت شکل گرفته، بحرانی چندلایه است: افزایش هزینه تولید، اختلال در دسترسی به ارز، بدهی سنگین بیمهها، ‘گران شدن نرخ ارز و در نهایت کاهش قدرت خرید بیمار.
پزشکی که در زمینه حقوق بیماران فعالیت میکند، در گفتوگو با یکی از جراید داخل کشور این نکته را روشن میکند که این بحران چه بر سر بیماران واقعی میآورد. او با اشاره به توصیه سازمان جهانی بهداشت، سالمندان بالای شصتوپنج سال، بیماران قلبیعروقی و تنفسی، مبتلایان به دیابت و بیماریهای کلیوی و کودکان را از گروههای پرخطر در برابر آنفلوآنزا میداند و هشدار میدهد: «نزدن واکسن احتمال بیمار شدن را افزایش میدهد و در صورت ابتلا، بیماریهای زمینهای میتوانند خطر بیماری شدید و حتی جانی را افزایش دهند.»
اما شاید تلخترین بخش این بحران به حوزه سلامت روان مربوط باشد. افزایش قیمت داروهای ضدافسردگی ، دسترسی بیماران روانی را با اختلال جدی روبهرو کرده است. این پزشک تأکید میکند این داروها «حیاتی» هستند و قطع دسترسی به آنها میتواند علائم بیماری را تشدید کند. به گفته او، در بیمارانی که این داروها را برای استرس و اضطراب مصرف میکنند، قطع مصرف میتواند اضطراب و افسردگی را تشدید کند . هشدار او صریح است: «در مواردی قطع دارو ممکن است با تشدید توهم همراه شود و این وضعیت میتواند بیمار را در معرض خطر جانی قرار دهد و در برخی شرایط حتی برای دیگران نیز خطرساز شود.» او همچنین میگوید تشدید افسردگی و اضطراب ناشی از قطع دارو میتواند با افزایش انزوا و میل به خودکشی همراه باشد؛ هشداری که ابعاد انسانی این بحران اقتصادی را بهروشنی نشان میدهد.
گرانی دارو بسیاری از خانوادهها را در برابر انتخابی دشوار قرار داده است: دارو یا معیشت. به گفته این فعال حوزه سلامت، «افزایش قیمت دارو باعث شده برخی خانوادهها، بهویژه بیماران، برای تأمین هزینههای ضروری زندگی، داروهای خود را قطع کنند.» او هشدار میدهد پیامد این تصمیم فقط وخامت وضعیت جسمی بیمار نیست، بلکه میتواند توانایی فرد برای ایفای مسئولیتهای خانوادگی را نیز مختل کند؛ برای نمونه، اگر بیمار مادر خانواده باشد، ممکن است دیگر نتواند به فرزندانش رسیدگی کند.
آنچه از کنار هم قرار گرفتن گزارشها ی میدانی آشکار میشود، شکاف میان تأمین و دسترسی است. دارو ممکن است تولید یا وارد شده باشد، اما بیمار توان خرید آن را نداشته باشد؛ ممکن است در کشور موجود باشد، اما داروخانه به دلیل کمبود نقدینگی نتواند آن را تهیه کند؛ و ممکن است در یک نقطه موجود باشد، اما دسترسی به آن برای بیمار زمانبر و پرهزینه شود.
این وضعیت پس از جنگ اخیر شدت بیشتری گرفته است. جمهوری اسلامی سالها مدعی بود حدود نود درصد داروهای مورد نیاز کشور را در داخل تولید میکند، اما همین نقطه، پس از حملات به مناطق صنعتی و کارخانههای داروسازی، به آسیبپذیری جدی بدل شد. از جمله شرکت تحقیق و مهندسی توفیق دارو، یکی از تولیدکنندگان بزرگ داروهای ضدسرطان و داروهای حیاتی بیهوشی، هدف قرار گرفت و از کار افتاد؛ رخدادی که بیماران سرطانی و کسانی را که حیاتشان به داروهای تخصصی وابسته است، با کمبودهای مرگبار روبهرو کرد. در میان بیماران، مبتلایان به بیماریهای مزمن و نادر بیشترین آسیب را دیدهاند: بیماران هموفیلی با کمبود فاکتورهای انعقادی، بیماران دیالیزی با صفهای طولانی انتظار به دلیل کمبود دستگاه و نیروی درمانی، و بیماران تالاسمی با کمبود خطرناک خون و دیابتی ها با کمبود انسولین دستبهگریباناند.
بحران بیمهها و داروخانهها حلقه دیگری از همین زنجیر است. مطالبات داروخانهها از سازمان تأمین اجتماعی از پاییز سال گذشته پرداخت نشده و حتی در صورت پرداخت، به دلیل چندبرابر شدن قیمت دارو، داروخانهها دیگر قدرت خرید گذشته را ندارند. بخشی از کمبودها نیز «کاذب» است: داروهایی مانند انسولین قلمی گاه در انبار شرکتهای پخش موجود است، اما داروخانهها به دلیل کمبود نقدینگی قادر به خرید آن نیستند. این وضعیت برای مزد و حقوقبگیران فاجعهبارتر است، چرا که بیمهها هزینهها را بر مبنای تعرفههای سال گذشته محاسبه میکنند، در حالی که دارو با قیمتهای جدید عرضه میشود؛ نتیجه آن است که کارگر، بازنشسته، معلم و پرستار باید مابهالتفاوت را از جیب خود بپردازند.
برای تخفیف فوری این مشکلات ضروری است که فضای جنگی کشورپایان فوری پایان یابد. هزینه های نظامی و امنیتی به بازسازی نظام درمان و دیگر کمبود های اساسی کشور تخصیص داده شود. بدهی بیمهها به داروخانه ها فوری پرداخت شود. داروهای حیاتی برای بیماران مزمن، کودکان، زنان باردار و سالمندان، رایگان یا کمهزینه تأمین شود. عدم شفافیت در زنجیره تولید و توزیع دارو و فساد و احتکار جان بیماران را بیشتر از این تهدید نکند.
اقعیت این است که سرمایهگذاری عظیم روی پروژههای هستهای و نظامی، منابعی را بلعیده که می توانست صرف بیمارستان، دارو، آموزش رایگان، تأمین اجتماعی، واکسن، بیمه همگانی و بهداشت عمومی میشد. مردم ایران نه به جنگ نیاز دارند و نه به پروژههایی که زندگیشان را گروگان رقابتهای قدرتطلبانه کرده است. اولویت جامعه، نان، درمان، آموزش، مسکن، امنیت و آزادی است.
