کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
سخن روز

اعتراضات امروز جوانان اروپا، فریادی برای آینده

Screenshot ۲۰۲۶ ۱۰ ۲۵ ۱۲ ۱۹ ۱۸ ۲۷۱ com instagram android edit

پاییز ۲۰۲۶ خیابان‌های اروپا شاهد موجی از اعتراضات جوانان است که در اصل مطالبه‌ای مشروع برای حقوقی پایه به شمار می‌رود. دانش‌آموزان و دانشجویان آموزش باکیفیت، مسکن مناسب، کار امن و آینده‌ای قابل پیش‌بینی می‌خواهند. از پاریس و رم تا آتن، لیسبون، مادرید و تیرانا، جوانان به خیابان آمده‌اند و آنچه در اواسط سپتامبر با اعتراض دبیرستانی‌های فرانسه به کمبود معلم آغاز شد، اکنون به جنبشی سراسری درباره‌ی نابرابری و هزینه‌ی زندگی تبدیل شده است. ریشه‌ی این خشم را باید در دو شوک پیاپی جست، یعنی همه‌گیری کووید–۱۹ و جنگ اوکراین، شوک‌هایی که بار سنگین‌شان بیش از هر گروه دیگری بر دوش نسل جوان افتاد. به همین دلیل امروز یکی از وعده‌های بنیادین دموکراسی لیبرال، اینکه هر نسل زندگی بهتری از نسل پیش از خود خواهد داشت، در حال فروریختن است.

همه‌گیری کرونا درست زمانی از راه رسید که اروپا تازه داشت از بحران مالی ۲۰۰۸ کمر راست می‌کرد و وضعیت اشتغال برای نخستین بار به سطح پیش از آن بحران بازمی‌گشت. جوانان بیشترین هزینه را پرداختند، چون بیشترشان در بخش‌هایی مثل رستوران‌داری، گردشگری و خرده‌فروشی کار می‌کردند و اغلب قرارداد موقت یا پاره‌وقت داشتند. بر اساس گزارش یوروفاند، حدود ۱۲ درصد از جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله کارشان را از دست دادند و ۱۲ درصد دانشجویان نیز با بیکاری روبه‌رو شدند. پیامدها فقط اقتصادی نبود. همین نهاد گزارش داد که حدود دو سوم جوانان در معرض افسردگی قرار گرفتند. در بهار ۲۰۲۱، ۴۳ درصد جوانان بیکار یا غیرفعال در تأمین هزینه‌های زندگی مشکل داشتند، ۳۹ درصد هیچ پس‌اندازی نداشتند و ۱۷ درصد با ناامنی مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کردند. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها هم شکافی آموزشی ایجاد کرد که امروز در کلاس‌های پرجمعیت و کمبود معلم دیده می‌شود، یعنی همان چیزی که دانش‌آموزان فرانسوی و ایتالیایی امروز علیه‌اش شعار می‌دهند.

نکته‌ی مهم این است که به گفته‌ی یوروفاند بیشتر سیاست‌های حمایتی دولت‌ها در آن دوران موقت بودند. این نهاد هشدار داده بود که دولت‌ها برای تاب‌آوری در برابر بحران‌های آینده باید اقدامات بلندمدتی مثل بهبود دائمی دسترسی به کار و کارآموزی و افزایش امنیت شغلی را در اولویت بگذارند. معترضان امروز در واقع همین توصیه را به زبان خیابان تکرار می‌کنند.

هنوز زخم کووید بسته نشده بود که حمله‌ی روسیه به اوکراین در فوریه‌ی ۲۰۲۲ شوک دوم را وارد کرد. قیمت انرژی و غذا جهش کرد، چرا که اوکراین پیش از جنگ پنجمین تولیدکننده‌ی گندم و بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی روغن آفتابگردان جهان بود. تورم منطقه‌ی یورو در اواسط ۲۰۲۲ به ۸٫۱ درصد رسید و کمی بعد رکورد ۹٫۹ درصد را ثبت کرد. صندوق بین‌المللی پول نیز هشدار داد که بحران انرژی قدرت خرید خانوارها را به‌شدت کاهش داده است. در این میان جوانان آسیب‌پذیرتر از همه بودند. در سال ۲۰۲۱ گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال بالاترین نرخ افراد در معرض فقر را داشت و جوانان، به‌ویژه زنان جوان، بیشترین ضربه را از بحران هزینه‌ی زندگی خوردند. آن‌ها درآمد کمتر و پس‌انداز ناچیزتری دارند و سهم بزرگ‌تری از درآمدشان صرف اجاره، غذا و حمل‌ونقل می‌شود.

عمیق‌ترین لایه‌ی این زخم اما بحران مسکن است. از ۲۰۱۵ تا سه‌ماهه‌ی سوم ۲۰۲۵ قیمت مسکن در اتحادیه اروپا ۶۴٫۹ درصد و اجاره‌بها ۲۱٫۸ درصد افزایش یافت. در پرتغال قیمت مسکن ۱۸۰ درصد بالا رفت، و همین هفته معترضان پرتغالی در میدان روسیوی لیسبون چادر زدند. یوروفاند می‌گوید جوانانی که مستقل زندگی می‌کنند سهم بسیار بیشتری از درآمدشان را خرج مسکن می‌کنند و بسیاری از آن‌ها، حتی اگر شاغل باشند، توان زندگی مستقل ندارند. در اسپانیا، ایتالیا، یونان و کرواسی میانگین سن ترک خانه‌ی پدری حدود سی سال یا بیشتر است. الیزا پاستوره، دانشجویی که با برادرش به‌سختی اجاره‌ی یک اتاق مشترک در رم را می‌پردازد، به گزارشگر سی‌ان‌ان گفته که مجبور است هر روز ۱۲۰ کیلومتر رفت‌وآمد کند. شوک انرژی هم هنوز تمام نشده است و همین امروز کامیون‌داران ایتالیایی در اعتراض به گرانی سوخت پس از جنگ ایران جاده‌ها را بسته‌اند. بحران‌ها روی هم انباشته شده‌اند.

جرقه‌ی اعتراضات در هر کشور متفاوت بود، اما معترضان از یکدیگر الهام گرفته‌اند و اتحادیه‌های دانشجویی تجربه‌هایشان را با هم در میان می‌گذارند. در فرانسه همه‌چیز در سپتامبر با اعتراض دبیرستانی‌ها به کمبود معلم شروع شد و حالا خواسته‌ها کلاس‌های کوچک‌تر، بودجه‌ی بیشتر برای معلمان، زیرساخت‌های اساسی و پایان خشونت پلیس را در بر می‌گیرد. در ایتالیا، دانش‌آموزان یک دبیرستان در رم روز ۷ اکتبر مدرسه‌شان را با شعار «همانند فرانسه» اشغال کردند و خواستار مدارس ایمن، کار شرافتمندانه، سلامت عمومی و عدالت اجتماعی شدند. در اسپانیا مطالبه‌ی مسکن مقرون‌به‌صرفه چنان فراگیر شد که دولت ناچار به اعلام انتخابات زودهنگام شد. این موج به پرتغال هم رسید و معترضان آنجا سقف افزایش اجاره و لغو قانونی را می‌خواهند که تخلیه‌ی مستأجران را آسان کرده است.

در یونان دانش‌آموزان و معلمان با هم برای آموزش عمومی و رایگان راهپیمایی کردند و در بلژیک جوانان در بروکسل و لیژ علیه هزینه‌ی زندگی تظاهرات کردند. در آلبانی طرح ساخت یک مجموعه‌ی لوکس با حمایت جرد کوشنر جرقه‌ی اعتراضاتی را زد که به مبارزه با فساد و درخواست کناره‌گیری دولت ادی راما انجامید. در صربستان جنبشی دانشجویی که دو سال است علیه فساد ادامه دارد. در آلمان هم برای ۳۱ اکتبر فراخوان اعتراضی سراسری داده شده است. موج همچنان ادامه دارد. اتحادیه‌های فرانسه و اسپانیا برای ۵ و ۱۱ نوامبر اعتصاب سراسری اعلام کرده‌اند و اتحادیه‌های دانشجویی بریتانیا و ایتالیا روز ۲۰ نوامبر را روز اعتراض به هزینه‌های تحصیل تعیین کرده‌اند. شعار معترضان یونانی که می‌گویند «از یونان تا فرانسه، ما خواهان آموزش عمومی و رایگان هستیم» به‌خوبی این همبستگی را خلاصه می‌کند.

آنچه معترضان می‌خواهند امتیاز نیست، بلکه حقوقی شناخته‌شده است. آموزش رایگان و باکیفیت، مسکن مناسب، کار شرافتمندانه و سلامت عمومی در منشور حقوق بنیادین اتحادیه اروپا و منشور اجتماعی اروپا به رسمیت شناخته شده‌اند و جوانان چیزی بیش از اجرای تعهدات خود دولت‌ها نمی‌خواهند. مطالباتشان مشخص و قابل اجراست. فرانسوی‌ها دانش‌آموز کمتر در هر کلاس و بودجه‌ی بیشتر برای معلمان می‌خواهند و پرتغالی‌ها سقف اجاره و لغو یک قانون معین. این‌ها برنامه‌ی سیاستی‌اند، نه شعار انتزاعی.

نسل زد در سال‌های شکل‌گیری زندگی‌اش دو بحران بزرگ را تجربه کرد، بی‌آنکه در ایجاد هیچ‌کدام نقشی داشته باشد. حمایت‌های دوران  کرونا موقت بود و هزینه‌ی تورم جنگ اوکراین  بیشتر بر دوش کم‌درآمدها افتاد. حالا هوش مصنوعی هم مشاغل رده‌پایین را تهدید می‌کند و آینده شغلی را مبهم‌تر کرده است. پاسخ دولت‌ها بیشتر انکار و سرکوب بوده تا گفت‌وگو. وزیر آموزش ایتالیا شباهت با فرانسه را انکار کرد و مشکل را به مهاجران نسبت داد. در لیسبون ۵۵ نفر بازداشت شدند و امانوئل مکرون اعتراضات خارج از چارچوب اتحادیه‌های کارگری را محدود کرده است. وقتی مجاری نهادی بسته می‌شوند، خیابان به آخرین تریبون بدل می‌شود.

این جنبش‌ها از نسل جوان هم فراتر رفته‌اند. بحران مسکن نسل‌های مسن‌تر را نیز به خیابان کشانده و خواسته‌ی جوانان در اصل خواسته‌ای برای عدالت اجتماعی همگانی است. اکثریت قاطع اعتراضات مسالمت‌آمیز بوده‌اند، هرچند بی‌تردید خشونت‌هایی هم از سوی بخشی از معترضان و هم از سوی پلیس رخ داده است. مشکل در محکوم کردن خشونت نیست، بلکه در گزینشی بودن آن است. همان روایت‌هایی که هر خودروی سوخته را با جزئیات نشان می‌دهند، از نوجوانی که بر اثر اصابت نارنجک گاز اشک‌آور بیشتر دندان‌هایش را از دست داد یا پسر پانزده‌ساله‌ای که دستش در انفجار نارنجک پلیس قطع شد، حرفی نمی‌زنند. وقتی خشونت علیه اموال حقیقت جنبش معرفی می‌شود و خشونت علیه بدن نوجوانان نادیده می‌ماند، دیگر با محکومیت خشونت سروکار نداریم، بلکه با ابزاری کردن آن روبه‌رو هستیم. تقریباً هر بسیج توده‌ای بزرگی، از اعتصابات ۱۹۶۸ تا جلیقه‌زردها، حاشیه‌ای خشونت‌آمیز داشته و هیچ‌کس معنای آن جنبش‌ها را به شیشه‌های شکسته تقلیل نمی‌دهد.

اعتراضات جوانان اروپا فریاد نسلی است که بی‌آنکه مقصر باشد، هزینه‌ی دو شوک تاریخی را با شغل، تحصیل، سلامت روان و سقف بالای سرش پرداخته است. کرونا آموزش و نخستین قدم‌های شغلی این نسل را مختل کرد و جنگ اوکراین با تورم انرژی و غذا اندک پس‌اندازش را بلعید، آن هم بر بستر بحران مسکنی که از پیش شعله‌ور بود. کلاس‌های انسانی، معلم کافی، اجاره‌ی معقول و کار امن نه خواسته‌هایی رادیکال‌اند و نه خیالی، بلکه همان وعده‌هایی‌اند که دولت‌های اروپایی خودشان داده‌اند. نسل اموز حق دارد اگر به دموکراسی لیبرال و وعده هایش اعتماد نمی کند.