ژینا امینی، دختر ۲۲ سالهی کُرد، در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ در جریان بازداشت توسط گشت ارشاد تهران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بر اثر جراحات شدید، از جمله شکستگی جمجمه و خونریزی مغزی، پس از سه روز بستری در بیمارستان کسری، در ۲۵ شهریور جان باخت. مرگ او به نمادی از اعتراض به سرکوب، تبعیض و خشونت، بهویژه علیه زنان، در ایران تبدیل شد.
شرکت چندین هزار نفر مردم در مراسم خاک سپاری زنده یاد ژینا، در زادگاهش سقز، در روز ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، این مراسم را به اعتراضی گسترده تبدیل کرد. اعتراضی که جرقهی بر انبار باروت خشم و نارضایتی انباشته شدهی چندین سالهی اقشار مختلف تحت ستم در جامعه علیه جمهوری اسلامی زد و شعلههای آن به سرعت سراسر کشور را دربرگرفت. شعار “ژن، ژیان، آزادی” به سرلوحه و شعار اصلی اعتراضات تبدیل شد. دختران و زنان با آتش زدن حجاب اجباری در خیابانها به چهرهی اصلی اعتراضات تبدیل شدند. جوانان، کارگران، دانشجویان و ملتهای تحت ستم نیز یکی پس از دیگری به اعتراضات در شهرهای مختلف پیوستند.
طولی نکشید که اعتراضات از مخالفت با حجاب اجباری فراتر رفت و به یک خیزش انقلابی تبدیل شد که در ادامهی آن اقشار مختلف تحت ستم در جامعه خواهان آزادی، برابری و کرامت انسانی شدند. اهمیت این خیزش دیگر صرفاً در تعداد اعتراضات یا بازتاب آن در پارلمانهای اروپایی نبود. بلکه برای نخستین بار، پیوند میان حقوق و آزادی زنان، آزادیهای فردی، همبستگی اجتماعی و اعتراض به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی به محور اصلی اعتراضات در ایران تبدیل شد.
در خیزش انقلابی “زن، زندگی، آزادی”، مردم به صورت گسترده و مستمر، نزدیک به چهار ماه، در کوچه و خیابان حضور داشتند. متأسفانه بر اثر عوامل عینی، از جمله سرکوب شدید، توقعات نابجا و نابهنگام و نیز فرصتطلبی اپوزیسیون راست، این خیزش پس از چهار ماه تا اندازهی زیادی فروکش کرد و وارد فاز دیگری شد. فازی که در آن، خیزش خیابانی جای خود را به اعتراضات پراکنده و اشکال مختلف نافرمانی مدنی داد.
خیزش انقلابی ژینا دستاوردها و تجربههای مهمی برای مردم به همراه داشت. این خیزش نقش تعیین کنندهی زنان در تحولات اجتماعی را برجسته کرد و قدرت همبستگی میان گروههای مختلف جامعه را نشان داد. همچنین آزادی، برابری و کرامت انسانی را بیش از پیش به مطالبات عمومی تبدیل کرد و خواستهها و نگاه متفاوت نسل جوان را آشکار ساخت.
یکی از نتایج مهم این خیزش، تضعیف امکان اعمال حجاب اجباری و گسترش نافرمانی مدنی زنان بود. از همه مهمتر، این خیزش شکاف عمیق میان بخش بزرگی از جامعه و جمهوری اسلامی را آشکارتر کرد و نشان داد که جامعهی ایران از نظر ارزشها، خواستهها و سبک زندگی، تغییرات عمیقی را تجربه کرده است و این مسیر همچنان ادامه دارد.
متاسفانه این روزها شاهد گسترش جنگ، ناامنی سیاسی و اقتصادی هستیم. شرایطی که بیش از همه، مردم عادی را قربانی و تحت فشار قرار داده است. در این میان، نمیتوان نقش جمهوری اسلامی را در شکل گیری و شعلهور شدن این جنگ نادیده گرفت. حکومتی که با سیاستهای منطقهای و تقابلهای مستمر خود، زمینهساز و یکی از عوامل اصلی شکل گیری این وضعیت بوده است. در سوی دیگر، آمریکا و اسرائیل نیز با سیاستهای نظامی و جنگطلبانه خود به تشدید و گسترش بحران دامن زدهاند. از این منظر، اگرچه این سه نیرو اهداف و منافع متفاوتی دارند، اما در عمل نتیجه سیاستهای هر سه، تحمیل هزینههای سنگین امنیتی و اقتصادی بر مردم است. به این معنا، جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل را میتوان سه ضلع یک وضعیت ویرانگر دانست.
امیدواریم در آیندهای نزدیک شاهد پایان جنگ و ناامنی و بازگشت آرامش به جامعه باشیم. در ادامه، ضروری است جنبشهای آزادیخواه و برابریطلب، از جمله جنبش کارگری، زنان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، جنبش عدالتخواهی و مدافعان محیط زیست، بیش از پیش گسترش یابند و پیوند و همکاری میان آنها تقویت یابد. چنین همکاریای میتواند زمینهساز تحولات عمیق اجتماعی و در نهایت، شکلگیری یک انقلاب اجتماعی برای ساختن جامعهای آزاد، برابر و انسانی باشد.
کمیتهی خارج از کشور حزب کمونیست ایران، یاد و خاطرهی ژینا و همهی جانباختگان خیزس انقلابی “زن، زندگی، آزادی” را گرامی میدارد و به خانوادههای آنها درود میفرستد. همچنین، برای همهی عزیزانی که در جریان این خیزش اسیب دیدهاند، آرزوی سلامتی و موفقیت داریم.
کمیتهی خارج از کشور حزب کمونیست ایران
١١ سپتامبر
