اطلاعیه حزب کمونیست ایران در آستانه اول ماه مه، روز جهانی کارگر
کارگران، زحمتکشان و انسانهای آزادیخواه!
اول ماه مه، روز جهانی کارگر، در راه است؛ روزی که در آن طبقه کارگر در سراسر جهان، تاریخ مبارزه، رنج و امید خود را به خیابانها و محل کار و زندگی میبرد و پرچم همبستگی و رهایی را برافراشته نگه میدارد. حزب کمونیست این روز تاریخی را به کارگران و زحمتکشان ایران و جهان، به همه مبارزان راه برابری و آزادی ، صمیمانه شادباش میگوید.
امروز طبقه کارگر ایران در یکی از سختترین دورههای خود زندگی میکند. گرانی شدید، تورم کمرشکن و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر، زندگی کارگران را نابود کرده است. قراردادهای موقت و سفیدامضا، نبود امنیت شغلی، نداشتن بیمه و نبود هرگونه حق واقعی در محیط کار، وضعیت را غیرقابل تحمل کرده است. میلیونها کارگر حتی با کار تمام وقت، فقیرند. آنها نمیتوانند نیازهای اولیه چون خوراک، مسکن، درمان و آموزش را برای خانوادههایشان تأمین کنند. در کنار این، بیکاری گسترده جوانان کارگر و فرزندان طبقه کارگر را حتی آنان را که تحصیلات بالا دارند، به حاشیه رانده است. این وضعیت نتیجه مستقیم حاکمیت سرمایهداری رانتخوار و مذهبی جمهوری اسلامی و پیوند آن با سرمایهداران بزرگ داخلی و سرمایه جهانی است.
جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و ماجراجوییهای نظامی جمهوری اسلامی در منطقه، فشار مضاعفی را بر دوش طبقه کارگر تحمیل کرده است. از یکسو، کارگاهها، کارخانهها و محلهای کار، در سایه بمبارانها به صورت مستقیم به قتلگاه کارگران تبدیل شده است و از سوی دیگر با نبود ایمنی و استانداردهای کار و افزایش حوادث مرگبار و با تبدیل محیط کار به زندانی که در آن کارگر یا باید تن به شرایط مرگبار بدهد یا در پی اخراج و بیکارسازی، به حاشیه فقر پرتاب شود، بهصورت غیرمستقیم زندگی کارگران به تباهی جسمی و روحی تهدید می کند. اما با همه اینها این همه ابعاد فاجعه هم نیست. هزینههای سرسامآور نظامی، جنگافروزی و سرکوب داخلی، از جیب کارگران و زحمتکشان پرداخت میشود. با کاهش بودجههای رفاهی و خدمات عمومی، با سقوط مداوم ارزش دستمزد، و با تحمیل بیکاری و دستمزدهایی که چندین برابر پایینتر از خط فقر هستند. این سیاست عملاً میلیونها کارگر را به مرگ تدریجی محکوم کرده است؛ مرگی که در آن فرسودگی، سوءتغذیه، بیماری، ناامیدی و اعتیاد، چهرههای مختلف یک فاجعه واحدند.
با وجود همه این فشارها، طبقه کارگر ایران در برابر ستم و استثمار سرمایهداری ساکت نمانده است. علیرغم ممنوعیت رسمی اعتصاب و هرگونه تجمع مستقل، در دهههای اخیر بهطور متوسط سالانه شاهد هزاران اعتصاب، تجمع و اعتراض کارگری در رشتهها و بخشهای مختلف بودهایم: از نفت و پتروشیمی تا فولاد و خودروسازی، از معادن و راهآهن تا آموزش و درمان، از کارگران شهرداری تا کارگران پیمانی و موقت. این اعتراضات، که اغلب با سرکوب، بازداشت، تهدید و اخراج روبهرو شدهاند، نشان میدهند که طبقه کارگر ایران نه منفعل است و نه تسلیمشده؛ بلکه در حال جستوجوی راههای مؤثرتر برای سازمانیابی و تحمیل خواستههای خود است. با فروکش کردن فضای جنگی و اضطراب ناشی از تنشهای نظامی، این طبقه با تکیه بر همین پیشینه غنی مبارزه، میتواند و باید دور تازهای از پیکار برای مطالبات خود را با قدرت و آگاهی بیشتر از سر بگیرد.
با این همه، یکی از ضعفهای اصلی مبارزات کارگری در چند دهه اخیر، پراکندگی آن بوده است. هرچند هر اعتصاب و هر اعتراض، در محل خود، گامی مهم و شجاعانه است، اما اعتصابهای جدا از هم، محدود به یک کارخانه یا یک شهر، بدون هماهنگی و همزمانی، بهسختی میتوانند رژیم و سرمایهداران را وادار به عقبنشینیهای جدی و پایدار کنند. تجربه جهانی طبقه کارگر و نیز تجربه خود کارگران ایران نشان داده است که قدرت واقعی این طبقه در «وحدتِ عمل» و همزمانی اعتصابات و اعتراضات سراسری است؛ در پیوند دادن مبارزه معیشتی و صنفی با مبارزه سیاسی علیه کل نظام سرمایهداری حاکم. غلبه بر پراکندگی و حرکت به سوی هماهنگی سراسری، وظیفهای حیاتی و عاجل در دوره پیشِ رو است.
حزب کمونیست بر این باور است که طبقه کارگر ایران در دورهای که پیشِ رو دارد، ناگزیر است دو مطالبه محوری و حیاتی را در مرکز مبارزات خود قرار دهد؛ مطالباتی که بدون تحقق آنها، گامبرداشتن در عرصههای بالاتر سازماندهی حزبی، سیاسی و اعمال رهبری بر دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی، بهشدت دشوار خواهد بود:
اول، آزادی رسمی و بیقید و شرط حق اعتصاب، در وسیعترین معنای کلمه؛ یعنی بهرسمیت شناختن حق کارگران برای متوقف کردن کار، در هر سطح و در هر زمان، بدون ترس از معیشت، از اخراج، بازداشت و سرکوب.
دوم، آزادی تشکیل و فعالیت تشکلهای مستقل کارگری، در معنای جامع و مانع آن؛ یعنی حق کارگران برای ایجاد سندیکا، انجمن، شورا، فدراسیون و هر نوع تشکل منتخب و پاسخگو به خودشان، مستقل از دولت، کارفرما، نهادهای امنیتی و خانهکارگرها و شوراهای زرد دولتی.
تحمیل این دو مطالبه به طبقه حاکم، نه یک خواست فرعی، بلکه پیششرط گشودن راه برای سازماندهی سوسیالیستی و اعمال نقش رهبریکننده طبقه کارگر در کل جامعه است.
تا زمانی که این آزادیها بهطور رسمی، قانونی و واقعی بهدست نیامده و تثبیت نشدهاند، مبارزه طبقه کارگر باید بر تحمیل عملی آنها در همه سطوح متمرکز باشد. به این معنا که کارگران، در متن مبارزه روزمره برای کار، مزد، بیمه، مسکن، ایمنی محیط کار و دیگر مطالبات معیشتی و صنفی، حق خود برای اعتصاب، تجمع، انتخاب نمایندگان واقعی و تشکیل تشکل مستقل را در عمل به کرسی بنشانند و از آن عقب ننشینند. هر اعتصاب، هر تجمع و هر تلاش برای ایجاد تشکل مستقل، حلقهای از زنجیره مبارزه برای تثبیت این آزادیهای حیاتی است. تنها از دل این تجربه زنده و عملی است که فرهنگ همبستگی، خودسازماندهی و خودرهبری طبقه کارگر میتواند شکل بگیرد و نهادینه شود.
حزب کمونیست ایران بر این حقیقت اساسی تأکید میکند که طبقه کارگر تنها طبقهای است که با رهایی خود، کل جامعه را از بند استثمار، ستم و تبعیض رها خواهد کرد. جامعهای که طبقه کارگر برای آن مبارزه میکند، جامعهای است مبتنی بر برابری، رفاه عمومی، رفع هر گونه ستم ملی، جنسی، مذهبی و طبقاتی؛ جامعهای بدون استثمار انسان از انسان، بدون فقر و تحقیر. این چشمانداز، بر پایهی موقعیت عینی طبقه کارگر در تولید اجتماعی و نقش تعیینکنندهی او در گردش چرخ زندگی مادی جامعه استوار است. تا زمانی که تولید اجتماعی بر دوش کارگران میچرخد، این طبقه میتواند و باید قدرت خود را برای درهمشکستن مناسبات سرمایهداری و برپایی نظمی نوین، سوسیالیستی و انسانی بهکار گیرد.
حزب کمونیست، در این روز جهانی و تاریخی، همه کارگران و زحمتکشان، همه سوسیالیستها و آزادیخواهان را فرامیخواند که حول مطالبات مشترک، برای وحدت، سازمانیابی و مبارزهای آگاهانهتر و سراسریتر گام بردارند. اول ماه مه، روز قدرت و امید طبقه کارگر است؛ این روز را به نقطه عزیمتِ مرحلهای نوین از پیکار برای رهایی بدل کنیم.
حزب کمونیست ایران
اردیبهشت ۱۴۰۵
آوریل ۲۰۲۶
