جنگ ویرانگر میان آمریکا و جمهوری اسلامی، با هر بیانی توصیف شود، برای مردم ایران معنایی جز مرگ، آوارگی، فقر و نابودی آینده ندارد. شهروندانی که هیچ نقشی در آغاز این جنگ نداشتهاند، اکنون هزینه سیاستهای نظامی آمریکا و ماجراجوییها و سرکوبگری جمهوری اسلامی را با جان و معیشت خود میپردازند. در این میان، محرومترین اقشار جامعه بیش از همه آسیب میبینند؛ زیرا نه امکان ترک مناطق خطرناک را دارند و نه پساندازی برای اداره امور زندگی در این شرایط دشوار را ذخیره دارند.
بر پایه گزارشهای منتشرشده، آثار ویرانی در جنوب ایران آشکارتر است. مقامهای محلی گفتهاند که در بخشهایی از هرمزگان، مردم ساعتها بدون برق و آب لولهکشی ماندهاند. در چنین شرایطی، خانوادهها نه فقط با تشنگی و گرما، بلکه با فساد مواد غذایی، دشواری نگهداری دارو، قطع ارتباطات و ناتوانی در انجام امور ابتدایی زندگی روبهرو میشوند. گزارشها از بندر خمیر نیز حاکی از هدف قرار گرفتن ایستگاه راهآهن و چند پل و کشتهشدن شماری از ساکنان است. هر انسانی که در این حملات جان میبازد، بخشی از آیندهای است که نابود میشود.
اما رنج مردم ایران تنها محصول بمب و موشک نیست. میلیونها ایرانی احساس میکنند میان سه نیروی ویرانگر گرفتار شدهاند: حملات نظامی جنایتکارانه آمریکا، سیاستهای سرکوبگرانه و بحرانآفرین جمهوری اسلامی، و اقتصادی فروپاشیده که امکان بازسازی زندگی را از مردم گرفته است. این جنگ در کشوری رخ میدهد که پیش از آن نیز با تورم، سقوط ارزش پول، بیکاری، فساد، نابرابری و گسترش فقر دستبهگریبان بوده است. به همین دلیل، هر حمله نظامی بهسرعت به جهش قیمتها، کمبود کالا، از دست رفتن شغل و افزایش اضطراب عمومی تبدیل میشود. مردم ایران امروز خود را میان سه نیروی مخرب گرفتار میبینند: حملات نظامی آمریکا، سیاستهای ماجراجویانه و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی و بحران اقتصادی عمیقی که توان بازسازی زندگی را از مردم گرفته است. این سه عامل جدا از یکدیگر عمل نمیکنند. جنگ، تورم و کمبود را تشدید میکند؛ حکومت به بهانه شرایط امنیتی بر سرکوب میافزاید؛ و فقر نیز توان مقاومت را از خانوادهها میگیرد.
صاحب کسبوکاری در اصفهان در گفتوگویی تلفنی با خبرنگار نیویورک تایمز فضای جامعه را چنین خلاصه کرده است: « مردم احساس میکنند در جهنمی گرفتار شدهاند که هیچیک از طرفهای جنگ برای نجات آنان کاری نمیکند. برای دولتها، جنگ میدان محاسبه قدرت است؛ اما برای مردم، به معنای سفرههای خالی، خانههای ویران و آیندهای است که هر روز دورتر میشود.
گرانی اکنون تنها مسئله کاهش رفاه نیست، بلکه مستقیماً سلامت مردم را تهدید میکند. شماری از شهروندان گفتهاند درمان و خرید دارو را به تعویق انداختهاند و بهجای میوه و سبزی، قرصهای ویتامین ارزانتر میخرند. چنین انتخابهایی نشانه رسیدن فقر به مرحلهای خطرناک است. خانوادهای که ناچار است میان دارو، غذا و اجاره خانه یکی را انتخاب کند، عملاً از حقوق ابتدایی انسانی محروم شده است».
جنگ همچنین کسبوکارهای کوچک را به تعطیلی کشانده است. حملونقل را مختل کرده استد قیمت مواد اولیه را به شکل سرسام آوری بالا برده است. کارگران روزمزد، زنان سرپرست خانوار، بازنشستگان و حاشیهنشینان نخستین قربانیان این روند هستند. حتی اگر حملات در آینده نزدیک متوقف شوند، بازسازی زیرساختها، احیای اشتغال و جبران کاهش قدرت خرید سالها زمان خواهد برد.
جمهوری اسلامی میکوشد حملات خارجی را به ابزاری برای ایجاد انسجام درونی حکومت و خاموشکردن اعتراضهای داخلی تبدیل کند. همزمان با گسترش فقر و ناامنی، اعدام معترضان اعتراضات دیماه گذشته، بازداشتهای امنیتی و توقیف اموال مخالفان بدون وقفه ادامه دارد.
دورنمای پایان جنگ، هرچند هنوز مبهم است، اما میتواند به سوی کاهش تنش حرکت کند. ممکن است جمهوری اسلامی، زیر فشار نظامی و اقتصادی، برای حفظ بقا ناگزیر به دادن امتیازهایی در عرصه خارجی شود. در سوی دیگر نیز آمریکا و اسرائیل ممکن است دریابند که محاسبه براندازی سریع یا تغییر بنیادین حاکمیت از طریق فشار نظامی، نهتنها عملی نیست، بلکه میتواند منطقه را به بیثباتی گستردهتر بکشاند و بر اقتصاد جهانی و منافع خود آنان نیز اثر منفی بگذارد. از این منظر، امکان توافقهای محدود، کاهش حملات و باز شدن مسیر مذاکره وجود دارد. اما چنین توافقی الزاماً به معنای نجات مردم نیست. چهبسا دولتها بر سر بقای حکومت، امنیت منطقه و منافع اقتصادی به تفاهم برسند، بیآنکه آزادی زندانیان سیاسی، توقف اعدامها، جبران خسارت قربانیان یا بهبود معیشت جامعه مطرح باشد.
پایان واقعی جنگ نیازمند آتشبس فوری، توقف حمله به زیرساختهای غیرنظامی، دسترسی آزادانه مردم به آب، غذا، دارو و درمان، و ایجاد سازوکاری مستقل برای ثبت خسارتها و حمایت از قربانیان است. منابع عمومی نیز باید بهجای برنامههای نظامی و دستگاههای سرکوب، صرف بازسازی مناطق آسیبدیده و تأمین نیازهای مردم شود. مردم ایران نه سپر انسانی جمهوری اسلامیاند و نه قربانیان اجتنابناپذیر محاسبات قدرتهای خارجی. آنان حق دارند بدون بمباران، سرکوب، فقر و هراس زندگی کنند.
