خلاصه سخنان رفیق ابراهیم علیزاده برای جمع پیشمرگان و اعضای حزب در اقلیم کردستان
سهشنبه ۱۲ خردادماه
رفقای گرامی،
خوشحالم که امروز اینجا، در این نشست مهم، گرد هم آمدهایم. نشست امروز ما در شرایطی برگزار میشود که منطقه، ایران و جنبش ما مرحلهای حساس و پر از دگرگونی را پشت سر گذاشته و به سوی آیندهای سرشار از وظایف و فرصتها گام برمیداریم. هدف من در این جلسه، تحلیل وضعیت کنونی، تشریح مواضع کومەله و تعیین وظایف ما برای مرحله آینده است.
پس از جنگ؛ اوضاع به کدام سو میرود؟
رفقا، بگذارید از یک نکته اساسی شروع کنیم: جنگی که منطقه را به لرزه درآورد، برنده قاطعی نداشت. شواهد به ما نشان میدهد که هر سه طرف اصلی درگیری، یعنی آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، به پیروزی چشمگیری که انتظارش را داشتند دست نیافتند. به همین دلیل، تمایل دارند وارد مرحله جدیدی از کشمکش شوند که احتمالاً بیشتر سیاسی خواهد بود تا نظامی.
* اسرائیل: ادعای نابودی حماس را داشت، اما در این راه توفیق نیافت و تنها به کشتار کودکان، پیران و جوانان دست زد و نفرت بینالمللی بیسابقهای را برای خود خرید. جریان ارتجاعی حماس همچنان فعال است. نتوانست حزبالله لبنان را خلع سلاح کند و مهمتر از همه، نتوانست جمهوری اسلامی را به فروپاشی بکشاند.
* آمریکا: به عنوان یک ابرقدرت، نتوانست پیروزی قاطعی به دست آورد که هژمونی خود را به نمایش بگذارد. میدان برای آمریکا همچنان پر از رقابت و بیثباتی است.
* جمهوری اسلامی: بزرگترین هدفش، یعنی رفع تحریمهای اقتصادی، محقق نشد. سیاست «فشار حداکثری» آمریکا همچنان پابرجاست. ویرانیهای جنگ به آسانی جبران نمیشوند و پیشبینی میشود رشد اقتصادی برای سال آینده به زیر منفی ۸ درصد برسد. تنها دستاورد رژیم این بود که توانست از سقوط و فروپاشی خود جلوگیری کند.
این وضعیت، همه طرفها را ناچار میکند که به سوی نوعی مصالحه و توافق، با اندکی سنگین شدن کفه ترازو به نفع آمریکا، گام بردارند. این پیشبینی ماست. اما همانطور که میدانید، در سیاست باید همیشه جایی هم برای رویدادهای غیرمنتظره باز گذاشت.
وضعیت داخلی ایران؛ بحرانی عمیق و چندبعدی
رفقا، اگر در پشت میز مذاکره کشمکشها به سوی مصالحه پیش برود، در داخل کشور بحرانها عمیقتر میشوند. وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم به سطح فاجعهباری رسیده که دیگر قابل تحمل نیست. سیستم مدیریتی نهتنها فاسد، بلکه کاملاً ناکارآمد است.
بیایید توهم نداشته باشیم؛ حتی اگر پولی هم به دست رژیم برسد، سرنوشتش مشخص است: یا دوباره صرف نهادهای نظامی و سرکوبگر میشود، یا بوروکراسی ایران را بیشتر در فساد غرق خواهد کرد. در این میان، چیزی نصیب مردم و معیشتشان نخواهد شد. این وضعیت، موتور محرک اصلی اعتراضات آینده خواهد بود.
وضعیت ما در اقلیم کردستان؛ مرحله همبستگی، هوشمندی و مهارت سیاسی
در مورد وضعیت کومەله در اینجا، در اقلیم کردستان، که بخشی از تشکیلات ما در اینجا است، درست است که خطرها هنوز وجود دارند، اما میتوانم بگویم که اوضاع از نظر امنیتی خطرناکتر نشده، بلکه پیچیدهتر شده است. این نکته بسیار مهمی است. ما بایستی از درون این پیچیدگی راه خودمان را پیدا کنیم. ما در لبه استخر نایستادهایم، بلکه اکنون در عمق استخر سیاست قرار داریم. در این عمق، تنها شناگران ماهر و کارآزموده میتوانند خود را حفظ کرده و به پیش بروند. دیگر سادهاندیشی و شعارهای بیعمل جایی ندارد. این مرحله، مرحله هوشمندی سیاسی، انعطاف تاکتیکی و خوانش دقیق معادلات است.
کومەله و فرصتهای جدید؛ تفاوت میان ما و دیگران
رفقای عزیز،
مایه افتخار است که بگویم جریان ما به دلیل مواضع سیاسی واقعبینانهاش، مقبولیت اجتماعی چشمگیری کسب کرده و این مقبولیت روزبهروز در حال افزایش است. در حالی که برخی گروهها به جنگ و کمک آمریکا و اسرائیل چشم دوخته بودند، ما بر یک سیاست مستقل تأکید میکردیم. ما تجربه کشورهای دور و بر و فجایعی را که از آن ناشی شد، به یاد مردم آوردیم. ما تجربه خود ملت کرد را در نتیجه سیاستهای قدرتطلبانه و توسعهطلبانه یادآوری کردیم. ما به مردم گفتیم که نباید منتظر یک پیروزی آسان و زودرس باشند؛ چنین اتفاقی نخواهد افتاد. تنها آنچه را که به نیروی آگاهی، تشکل و رهبری خود به دست بیاورند، بادوام و ثمربخش خواهد بود.
بیایید یک مقایسه سریع انجام دهیم: آنهایی که به حمله خارجی امید بسته بودند، نهتنها نتوانستند دستاورد قابل توجهی کسب کنند، بلکه مشروعیت خود را نیز در چشم مردم از دست دادند. اکنون که جنگ متوقف شده و گردوغبارها فرونشسته، مردم میپرسند: «چه کسی گفت به نتیجه جنگ دل نبندید، جنگ به بقای رژیم خدمت میکند؟ چه کسی مخالف ویرانی زیرساختها بود که دود آن مستقیماً به چشم مردم میرود و دشوارتر کردن شرایط زندگی مردم حاصل آن است؟» پاسخ روشن است.
این موضع درست و اصولی ما، فرصتهای جدیدی برای رشد ما در دل مبارزات اجتماعی داخل کشور فراهم کرده است. ما به عنوان نیرویی دیده میشویم که سرنوشت خود و مردمش را به سیاستهای توسعهطلبانه و قدرتطلبانه این و آن گره نزده است. این یک سرمایه بزرگ است و باید آن را حفظ کرده و توسعه دهیم.
آینده اپوزیسیون؛ بحران در خارج و امید در داخل
شرایط جدید، بیشتر اپوزیسیون خارج از کشور را با بحرانی عمیق روبهرو میکند. آن جریانهایی که تمام استراتژی خود را بر پایه «تغییر از طریق فشار خارجی» بنا کرده بودند، اکنون به نقطه صفر رسیدهاند.
این روند در میان طیفهای مختلف اپوزیسیون، آنها که افق سیاسی خود را گم کردهاند، به ریزشهای قابل پیشبینی منجر میشود. اما در داخل کشور، وضعیت متفاوت است. ممکن است برای مدتی رکود و سکوتی حاکم شود، اما این موقتی و گذرا خواهد بود. زخمهای این جامعه آنقدر عمیق است که نمیتواند برای همیشه التیامنیافته باقی بماند. اما این بار، وقتی زخمها دوباره سر باز کنند، جامعه از گذشته درس گرفته است. مردم دریافتهاند که رهایی نه با امید بستن به جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به دست میآید و نه با حرکتهای احساسی، خودبهخودی و بیبرنامه. مبارزه از این پس روندی طبیعیتر، عمیقتر و پردستاوردتر را در پیش خواهد گرفت. وظیفه ما این است که در این روند، پیشرو و سازماندهنده باشیم.
اصول سیاست ما در اقلیم کردستان؛ نقشهراه تشکیلاتی
رفقا، برای اینکه بتوانیم در این مرحله پیچیده با موفقیت عمل کنیم، باید سیاست تشکیلات علنی خود را در اینجا، در اقلیم کردستان، بر چند اصل محکم استوار کنیم. من قبلاً هم در این باره صحبت کردهام. در اینجا پنج اصل اساسی را مطرح میکنم که به عنوان نقشهراهی برای فعالیتهایمان عمل خواهند کرد:
اصل اول: اقلیم کردستان پشتجبهه مسلحانه ما نیست. این باید برای همه روشن باشد. ما اقلیم کردستان را به مثابه پشتجبهه مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی نمیدانیم. این اساس رابطه ما با حکومت اقلیم است و باید با دقت آن را حفظ کنیم. بحث جایگاه مبارزه مسلحانه و حق دفاع مشروع و اینکه در چه زمان و مکان و شرایطی به اسلحه دست میبریم یا نمیبریم، و یا سلاح چه نقشی در دفاع از دستاوردهای جنبش تودهای دارد، ارتباطی با موقعیت تشکیلات علنی ما در اقلیم کردستان ندارد.
اصل دوم: فعالیتهای حیاتی ما محدودیت جغرافیایی نمیپذیرد. کارکردهای اساسی سازمان ما نباید به هیچ محدودیت جغرافیایی وابسته باشد. اگر در یک جا دری بسته شد، باید دهها پنجره دیگر باز کنیم. انعطافپذیری تشکیلاتی ما باید آنقدر قوی باشد که بتوانیم در هر شرایطی به وظایف اصلی خود ادامه دهیم.
اصل سوم: داوطلبانه به استقبال هیچ محدودیتی نمیرویم. این یک اصل بسیار مهم است. ما نه منفعلانه تسلیم فشارها میشویم و نه ماجراجویانه خود را در معرض تنشهای غیرضروری قرار میدهیم. تلاش میکنیم با رعایت مصالح حکومت اقلیم، از تمام ظرفیتهای موجود حداکثر استفاده را بکنیم.
اصل چهارم: پیوند با مردم، اصلیترین سرمایه ماست. ما باید پیوندهای خود را با مردم کردستان عراق تقویت کنیم. اما مهمتر از آن، باید به این واقعیت توجه کنیم که هزاران کارگر کرد از کردستان ایران برای کار به اقلیم کردستان آمدهاند. این بخش از مردم ما، پل زندهای هستند میان ما و تودههای کارگری در کردستان ایران. تقویت پیوند با این کارگران، هم وظیفهای سازمانی است و هم فرصتی استثنایی که نباید از آن غافل بمانیم.
اصل پنجم: امنیت و تأمین زندگی رفقا، اولویت اول ماست. بگذارید تکرار کنم: هیچ هدفی مهمتر از امنیت و تأمین زندگی رفقای تشکیلاتی و کسانی که تحت پوشش کومەله قرار دارند، نیست. این یک تعهد ثابت و تغییرناپذیر است. ما ملزومات این امنیت را فراهم خواهیم کرد و اجازه نمیدهیم شرایط جدید هیچگونه احساس ناامنی و نگرانی از این لحاظ در میان رفقای ما به وجود آورد. اما واضح است که چنین امر مهمی را با تقویت همبستگی رفیقانه و احساس مسئولیت جمعی میتوانیم با سربلندی به انجام برسانیم.
رفقای عزیز،
مرحله آینده، مرحله کار دقیق، سازماندهی تودهای و هوشمندی سیاسی است. ما به عنوان حزبی که از دل تحولات، موضع درستی اتخاذ کردیم، اکنون در جایگاه خوبی برای ایفای یک نقش تاریخی قرار داریم. بیایید این فرصت را غنیمت بشماریم، پیوندهایمان را با مردم مستحکمتر کنیم، تشکیلاتمان را گسترش دهیم و با امیدی انقلابی و نگاهی واقعبینانه، خود را برای تغییر بزرگی که بیشک در راه است، آماده کنیم.
زنده باشید و پیروز.
