کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
مطالب رسیده

گفتمانی در جھت تخریب سوسیالیست

گفتمانی در جھت تخریب سوسیالیست

✍️: مھدی کوھستانی

بنام تاریخ یک دروغ بھ ما گفتھ اند ، دروغ درباره شکست امید ، دروغ درباره شکست شرافت دروغ درباره شکست انسانیت )از اولین بیانیھ زاپاتیستھا در١٩٩۶(

در راستای حمایت از جنبش کارگری ایران ھر سالھ در اوایل ماه ژوئن تظاھراتی در کنار ساختمان سازمان جھانی کار برگزار می شود. مبنای اصلی این تظاھرات کھ در بیانیھ ھای گوناگون می آیید چنین است: ” در چنین شرایطی گسیل نمایندگان غیر واقعی کارگری از طرف ارتجاع حکومت اسلامی بھ صد

و چھاردھمین اجلاس سازمان جھانی کار)ILO(، خودفریبی عریان بھ سنن و شرافت مبارزاتی طبقھ کارگر ایران است و زمانیکھ در چنین وضعیت اسف باری، ILO نمایندگان جمھوری اسلامی ایران را

برسمیت می شناسد و حتی مقام ھای فوقانی بھ آنھا اھدا میکند نظیر پاسدار محجوب”، بیانگر آنست کھ مقاولھ نامھ ھای “سازمان جھانی کار” در خدمت حکومت ھای سرمایھ داری است. )شورای ھمبستگی با جنبش کارگری- پاریس: گزارش از شرکت در اجلاس سازمان جھانی کار در ژنو( “.

این تظاھرات ھا بمروز زمان از فراگیر شدن خود یعنی حمایت از کارگران ایران در درون جامعھ تبعیدی جا نیافتاده است و بر أساس گفتھ ھای شرکت کنندگان ھر سال از تعداد افراد شرکت کننده کمتر می شود و نسل جدید را حتی بدبین می کند. )١( موضوع مھمتر این تظاھرات ھا گره زدن آن با شرکت خانھ کارگر است کھ بسیار منفی و سلبی است، کھ بیشتر نقش خانھ کارگر را برجستھ می کند کھ نھاد مھمی است در داخل تا پایداری و انعکاس زحمات و فداکاری ھای جنبش کارگری ایران و اگر حذف حزب خانھ کارگر در خود آی ال او جا افتاده است برای برگذار کنندگان تظاھرات ھا نھ. خانھ کارگر مرده ای است کھ ھر سال در این تجمعات زنده می شود. )٢( خانھ کارگر حزب سیاسی است و نھادی کھ در داخل کشور مھم ترین ضربات را بر جنبش کارگری می زند، اما مشکل اصلی شوراھای اسلامی کار است و کارگران ایران بدرست مخالف باز شدن دفتر سازمان جھانی کار بودند و بھ آی ال او اعتراض می کردند و پرسش شان این است کھ چھ بر سر توافق پذیرفتن حق تشکل سندیکای در محیط کار ) توافق سھ جانبھ سازمان جھانی کار، نماینده رژیم و نماینده خانھ کارگر در سال ١٣٨١ در تھران( آمد. مدارک موجود نشان می دھد فعالین کارگری گرایشی بسیار چپ کھ بھ لغو کار مزدی و میلیتانت ادعای حمایت از مبارزات کارگری را داشتند، در دھھ ٧٠ و اوایل دھھ ٨٠ شمسی موافق کار در شوراھای اسلامی کار بودند و حتی فعالین کارگری در ایران خودرو را تشویق می کردند برای شرکت در شوراھای اسلامی کار، کھ خوشبختانھ با مبارزات جدی آن خط بھ تجدید نظر کشانده شد. اما خود شوراھای اسلامی کار بھ أنواع مختلف از طریق گرایشات متفاوت ایجاد شده اند کھ نمونھ آن در انتخابات ھای شورای اسلامی کار درشرکت واحد در سال ٩٧ بود کھ فعالین سندیکای واحد نیز خود را کاندید کردند و بھ ھمین روال در ھفت تپھ و تا پالایشگاھھا کھ نیروھای محور مقاومت در آنجا دست بالا را دارند. )٣(واقعیت این است کھ برگزاری و سازماندھی و شرکت در تظاھرات در کنار سازمان جھانی کار مجوزی می شود برای یک گرایش خاص کھ آگاھانھ دست بھ تخریب نھادھا و افراد مختلف بزنند و در ھر مقطعی کھ امکان داشتھ باشند، مسائلی را مطرح میکنند کھ آب بھ آسیاب دشمن می ریزند. این موضوع از این زاویھ مھم است کھ جنبش کارگری ایران مرکز اصلی تغییرات است و جریانات یا نھادھای قدرت ھم از آن استفاده می کنند. سیر تحولات نھادھای سرکوب رژیم بخصوص در ده سال گذشتھ در خود جامعھ ایران بھ بھترین نحوه مقابل چشم ما قرار دارد و بسیاری از گماشتگان مستقیم و غیر مستقیم تحت نام محور مقاومت بھ صف شده اند. )

در تاریخ ١۴ ژوئن در اطاق کلاب ھاوس گفتمان سوسیالیستی در قسمت بعد از ساعت دوم مطالبی مطرح شد کھ نھ بخاطر نام بردن از شخص من این نوشتھ را می نویسم، بلکھ برای از بین نرفتن ارزش فعالیت ھای انسان ھای کھ بسیار شرافتمندانھ کار می کنند و حتی در این اطاق شرکت ھم نکرده بودند است تا روشن شود حقیقت در شنیدن دو طرف با سند روشن می شود نھ با تخریب و انگ زنی. اینکھ در این جلسھ کلاب ھاوسی متاسفانھ مدیر برنامھ نھ تنھا یادآوری نکرد کھ شخصی کھ از او نام برده می شود در اطاق نیست بلکھ فعالین دیگر با فشار آوردن برای بالا آمدن افراد دیگر در آن گفتگو در دامن زدن بھ افترا کمک کردند.

یک- در آغاز دومین ساعت برنامھ بھروز فراھانی ادعا کرد کھ دقیق بخاطر ندارد ولی در سال ٢٠١۵ و یا ٢٠١۶ ث ژ ت طرح جلوگیری از اعتبار نامھ خانھ کارگر را داده بوده ولی استیو بندیکت دوست مھدی کوھستانی جلوی آنرا گرفتھ و نگذاشتھ پیش برود. در پاسخ بھ این ادعای کذب باید گفت در سال ٢٠٠٨ در مقالھ ضرورت ارتباط جنبش کارگری ایران با نھادھای بین المللی کارگری آمده است با درگذشت یانک کوژکیویسکز مسئول بخش حقوق بشر وکارگری آی تی یو سی ، مسئلھ چگونگی پیگیری شرکت نماینده مستقل کارگری ایران پیش رو قرار گرفت و کنگره کارگری کانادا در” تماسی با دفاتر آی تی یو سی در ژنو و بروکسل موضوع دعوت از نھاد یا نماینده مستقل جنبش کارگری ایران را مطرح ساخت و آنھا با ذکر مرگ یانک بھ عنوان مسئول دعوت از نماینده مستقل کارگران بھ مشکلاتی اشاره داشتند کھ شامل تامین امنیت شخصی نماینده شرکت کننده بود و اینکھ بر چھ اساسی و از کدام نھاد باید نماینده یا نمایندگانی را دعوت کرد.با توجھ بھ مشکلات مطروحھ ، کنگره کارگری کانادا با طرح اقدام مستقیم خویش در دعوت از کانون مدافعان برای شرکت در کنگره اش و اینکھ شخص دعوت شده رابطھ شناختھ شده و روشنی با کنگره و شخص یانک ونھادھای بین المللی کارگری داشتھ است و بطور مشخص مسئول روابط بین المللی سندیکای روزنامھ نگاران مستقل ایران بوده و دبیر کانون میباشد وھمچنین از ھمکاری ایشان با نشریات کارگری و سردبیری نشریھ راه آینده برخوردارند، بھ آی تی یو سی پیشنھاد داد کھ برای کنفرانس سالیانھ آی ال او از آقای ثقفی بھ عنوان نماینده مستقل دعوت بعمل آورد و آقای ثقفی نیز در مشورت با وکلای کانون مدافعان و پس از کسب اطلاع از عدم وجود مشکلات حقوقی آمادگی خود را برای شرکت در این کنفرانس اعلام کردند

حضور و شرکت نماینده مستقل از ایران در کنفرانس آی ال او باعث شد تا نمایندگان کارگری منتخب دولت ایران تاکتیک سکوت را در کنفرانس آی ال او پیشھ کنند.” در ھمان گزارش ذکر شد کھ کنگره کانادا خواھان آن است کھ آی تی یو سی جلوگیری کند از اعتبار نامھ خانھ کار و یا نمایندگان باصطلاح کارگری از طرف رژیم. اتفاقا در سال ٢٠١۴ زمانی کھ خود بندیکت مسئول ای تی یو سی بود ھمان کار را کرد و جلوی اعتبار نامھ یاراحمدی مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران را گرفت و حتی خود سازمان جھانی کار در وبسایت اش اعلام کرد. “اعتراضات مربوط بھ انطباق نامزدی نمایندگان و مشاوران کنفرانس با مفاد ماده ٣ اساسنامھ سازمان بینالمللی کار و ھمچنین اعتراضات مربوط بھ عدم معرفی نماینده کارفرمایان یا کارگران را بررسی میکند؛ و – شکایات مربوط بھ عدم پرداخت ھزینھھای نمایندگان و مشاوران کنفرانس و شکایات مربوط بھ اقدام یا ترک فعل دولت کھ توسط آن از حضور یک نماینده یا مشاور معتبر در کنفرانس جلوگیری شده است را بررسی میکند.”. اینکھ در پروسھ این سھ جانبھ گرایی است کھ فدراسیون جھانی کارگری بلوک شرق سابق اعلام کرد کھ نمایندگان کارگری ایران متعلق بھ آنھا ھستند. تمامی جزییات این پروسھ کھ در دھھ دو ھزار اتفاق افتاده را در مقالھ “ گزارشی از نشست سالانھٔ سازمان جھانی کار -مھدی کوھستانی خرداد ١٣٩۵ موجود است. اینکھ اطلاعات فراھانی در عرصھ شکایات موجود در سازمان جھانی کار ناکافی بود را رجوع می دھم بھ مقالھ پروندهھای باز شکایت از جمھوری اسلامی در سازمان بینالمللی کار ــ گفتوگو با مھدی کوھستانی در سایت رادیو زمانھ در ژوئن ٢٠١٩ .

دو- بعلت مشکل تکنیکی کھ در این جلسھ کلاب ھاوس پیش آمده بود بسیاری منتظر بودند کھ ببینند “رفیق ایوب رحمانی” چھ اطلاعاتی دارد کھ بھ افشاگری فراھانی اضافھ کند. ایوب رحمانی از طریق تلفن شخص دیگری وصل شد و ادعا کرد کھ در سال ٢٠٠٨ بھمراه یدالله خسرو شاھی و بھزاد کاظمی بھ دیدار بندیکت رفتند و ھمین خواست اخراج خانھ کارگر از سازمان جھانی کار را از ایشان داشتند و ایشان گفت “این کار اصلا قابل اجرا نیست و آب در ھاون کوبیدن است”. اولا این دو شخص دیگر در قید حیات نیستند ولی باید بھ رحمانی گفت کھ اولا بندیکت در سال ٢٠٠٨ بھ انگلیس نیامده بود، دوما ایشان ھیچگاه با یدالله خسرو شاھی ملاقات نداشتھ است. ما انتظار برخورد سوسیالیستی از ھیچ کدام از این افراد نداریم کھ خود را تصحیح کنند یا انتقاد از خود بکنند ولی برای روشن شدن موضوع بد نیست بھ رحمانی کھ بعدا بھ جمع فعالین کارگری پیوستھ است گفت، یدالله خسرو شاھی در ٢٢ سپتامبر ٢٠٠۶ در نامھ ای خصوصی بھ فعالین کارگری در ایران نوشت ” طی تلاش یکسالھ ھمکاران ما در ” س ژ ت ” فرانسھ مسئولین این اتحادیھ با خوشحالی تمام این پیشنھاد را پذیرفتند کھ ھیاتی را برای بررسی مشکلات کارگران ایران و تماس با فعالین کارگری بھ ایران بفرستند. ھمھ کارھا را انجام دادند، بلیط گرفتند، ھتل رزرو کردند، با شما تماس گرفتھ شد. بھ خانواده ھای کشتھ شده در خاتون آباد و فعالین کردستان تماس گرفتھ شد کھ وقتی این تیم بھ ایران آمد، با آنھا تماس بگیرند.اما درست سھ روز قبل از آمدن این تیم بھ ایران، مھدی کھ از این مسئلھ با خبر شده بود، چون این برنامھ زیر نظر مسئولینی کھ اوباآنھا نزدیکی داشت پیش نرفتھ بود،درجلسھای کھ با”آیسیافتییو”برگزارشده بود گفت کھ با مسئولین سندیکای واحد تماس گرفتھ و آنھا گفتھ اند آمدن این تیم بھ ایران ھم برای ما خطرناک است و ھم برای خود این افراد و بھتر است نیایند. این موضوع باعث شد کھ مسئول آی سی اف تی یو بھ اتحادیھ فرانسھ فشار آورد کھ این تیم را بھ ایران نفرستند. کھ بعدآ مشخص شد تمامی گفتھ ھای مھدی در آن جلسھ غیر واقعی بوده است.

اتفاقا ھمان درگیری کھ نمایندگی اش را کسانی انجام دادند با نام مستعار ولی دودش در چشم جنبش کارگری رفت و آی تی یو سی از سال ٢٠٠۶ ھر گونھ تماس خود را با جریانات ایرانی قطع کرد. یکی از دلایل این قطع ارتباط ھم بر می گشت بھ فضولی یا موضوعات دیگر کارمند نھادھای امریکای و ارتباط ایشان در پشت پرده با افراد حامی جنبش کارکری کھ در ویدیوی کھ چند وقت پیش از آن کارمند بر روی تلگرام یکی از افراد مشکوک آمد نشان داد کھ نھ من و نھ جنبش کارگری اتحادیھ غربی با ایشان ارتباطی نداشتیم و البتھ بخش مربوط بھ روابط آن کارمند با مدعیان را در جایی دیگری نوشتھ ایم. ) رجوع شود بھ مقالھ آیا جنبش کارگری نیاز بھ کمک مالی دارد زیر نویس شماره شش(. توھم حامیان کارگری خارج کشور چھ در سال ٢٠٠۶ و چھ در سال ٢٠٢٢مبنی بر ارتباط با جنبش کارگری ایران با اتحادیھ ھای فرانسھ بھ این اصل بر می گردد کھ فکر می کنند چون ث ژ ت از چپ می آیید باید نقش اساسی برای جنبش کارگری ایران داشتھ باشد ولی میدان مبارزه در خود ایران است و این افراد در خارج سرکوب داخل را نادیده می گیرند. نھادی جلوی رفتن نھاد کارگری را نگرفت، فعالین کارگری داخل کشور جلوگیری کردند برای پرداخت ھزینھ، چھ برای جنبش کارگری ایران و چھ برای فعالین کارگری فرانسھ، خسرو شاھی در قید حیات نیست اما فعالین داخل از جملھ نایب رئیس سندیکا، دبیر کانون مدافعان و دبیر اتحادیھ آزاد کارگران ھستند و می توانند شھادت دھند کھ آنھا بودند کھ جلوی آن مسافرت ایستادند و نگذاشتند کھ دو نماینده ث ژ ت بدون گرفتن ویزا و بصورت توریستی بھ ایران بروند و نظریھ اشان در سال ٢٠٢٢ ثابت شد. اتفاقا اگر اعتراض امسال می خواست درست تر باشد باید از دو فرانسوی کھ از زندان ایران آزاد شده بودند خواستھ می شد تا در اجلاس آی ال او شرکت کنند ھمانگونھ کھ در بسیاری از مجامع بین المللی صحبت می کنند باید آنجا بودند و از جنایت رژیم صحبت می کردند. اما دلایل این عدم حضور را باید از فراھانی پرسید. البتھ فراھانی موضوع مشابھ ای کھ در ھمین زمینھ بود و در مقالھ من و اپوزیسیون ھای اشرافی نوشتھ شده است را پاسخی نداد. برای کسانی کھ جلسات پشت جلسات می گذاشتند و قبل از رفتن این دو فرانسوی نقش اصلی را داشتند، کھ فرانسویان چھ کسانی را در ایران ببینند و پشت ھم تماس می گرفتند ووو کجا ھستند؟ البتھ کھ برای آنھا مھم نبود کھ امروز بیاییند توضیح دھند چھ گذشت و کجای کار اشکال داشت. حداقل مسئولیتی بگردن بگیرند . رحمانی باید حواس اش جمع باشد و اگر نگاھی بھ ای میل ٢٨ نوامبر ٢٠٠٨ خودش بیاندارد و متنی کھ بر علیھ ما نوشتھ شده است را یکبار دیگر بخوانند ذھن اش دوبار بیدار می شود. متن نامھ یدالله خسرو شاھی و کن جورجتی را یکبار دیگر بخواند باید بپذیرد چرا بندیک در انگلیس نبوده است. من ھیچگاه بھ خسرو شاھی برای انجام این کارھا برخورد نامناسب نداشتم چون می دانستم ایشان یک کارگر بھ معنی واقعی بود و برای دوستی و علاقھ و فشار دیگران دست بھ این کارھا می زد. اما جا دارد از ایوب رحمانی کھ حافظھ اش اگر درست کار کند بگویید در روزی کھ یدالله خسرو شاھی سکتھ کرد و در بیمارستان بود ایشان بھ چھ دلیل با تماس بھ کنفدراسیون حمل و نقل قرار خودشان را کنسل کردند. حالا اکنون جا دارد موضوع آن قرار را ایشان رو بھ جنبش کارگری بگویید؟

ختم کلام

در چند سال گذشتھ درست ھمان روز کھ در کنار ساختمان سازمان جھانی کار تظاھرات برگزار می شود ، جلسھ ای نیز بھ ابتکار یک کنفدراسیون برگزار می شود کھ در سال اول آن یک گزارش داده شد و اینکھ بقیھ کنفدراسیون ھا قول داده اند ، آی ال او قول داده است ، آی تی یو سی چنین گفت و چنان گفت خبر دیگری بیرون نیامد. چرا آن جلسات علنی نیست؟ اتفاقا ھم رحمانی در جریان است و ھم فراھانی خوب گزارش آنرا ھم بدھند؟ بنظرم فراھانی یک موضوع را درست گفت کھ درگیری بندیکت )آی تی یو سی( با کنفدراسیون ھای فرانسھ شخصی است یا طبقاتی؟ بنظرم اتفاقا درگیری ای تی یو سی طبقاتی است و در سال ٢٠١٠ در کنفرانسی کھ در فرانسھ بھ ابتکار ث ژ ت برگزار شد کھ نماینده آی تی یو سی ، جون سورنسون کھ زیر نظر بندیک بکار می کرد ٔدر آن جلسھ حضور داشت و در عکس ھا وجود دارد. درگیری طبقاتی را خانم سھیلا حائری بدون جسارت طبقاتی مطرح کرد ولی سوال نکرد چرا کاری نمی کنند؟ در گزارش کھ بر روی سایت عصر نوآمده است نوشتھ : “ سھیلا حائری، عضو سندیکای ث ژت، سخنران دیگر سیمنار بود. او در باره سرمایھ گذاری ھای شرکتھای فرانسوی از جملھ شرکت نفتی توتال، و نیز شرکتھای پژو، رنو، ستیروئن و بانک ھای فرانسوی در ایران و اھداف و استراتژی آنھا سخنرانی کرد. او توضیح داد کھ سودھای کلان این شرکت ھا از طریق تحمیل بی حقوقی و دستمزد پایین بھ کارگران در ایران، بدست می آید. سھیلا حائری با اشاره بھ شرایط فجیع کاری، قراردادھای سفید، تعویق در پرداخت دستمزدھا کھ در مراکز کار این شرکت ھا در ایران اعمال می شود، بر اھمیت و ضرورت مبارزات کارگران بخصوص در بخشھای اتومبیل و انرژی در این شرکت ھا، تاکید نمود.”ً چرا این موضوع مھم است؟ چون اتحادیھ ھای فرانسھ این امکان را داشتند بھ دولت خودشان و بخصوص شرکت ھای پژو، رنو، ستیروئن و بانک ھا فشار بیاورند برای مسایل حقوق بشر و بطور مشخص، حق تشکل و ایمنی کار ووو، اما بزینس یونینیزم درون اتحادیھ ھای غربی و بطور مشخص فرانسوی جلوی این کار را می گرفت.)البتھ بعد از فشار تحریم ھا این روابط اقتصادی انگار وجود ندارد( اتفاقا این بحث در سال ٢٠٠۶ ھم مطرح شد و یانک مسئول بخش حقوق بشر آی تی یو سی مطرح کرد و از اتحادیھ فرانسھ ھمین سوال را کرد و بندیکت در ادامھ ھمان خط کار کرده است. اتفاقا سخنرانی ھمین خانم در سال ٢٠٢٣ در زمان رساندن پیام “سندیکای واحد” در کنگره ث ژ ت بھ یک مشکل داخلی آن نھاد دامن زد و از کارگران ایران استفاده کردند برای حل درگیری ھای داخلی خودشان و بخش چپ بھ مشکل برخورد بخصوص گرایشی کھ مدافع جریانات بلوک شرق سابق بود .

حال باید این نفرت فراھانی از ما را فھمید چرا کھ در قاموس ساختار سیاسی ایشان برای اینکھ مخالفت را از صحنھ خارج کنی باید ابتدا بھ نفرت پراکنی دست بزنی و سپس با نفرت او را ار بین ببری. ھم او بود کھ در کنفرانس سال ٢٠١٠ در سخنان خود گفت: “یکی از اشکالات ما در خارج از کشور اینست کھ نتوانستیم بھ حد کافی تنفر افکار عمومی کشورھایی را کھ در آن زندگی میکنیم نسبت بھ رژیم جمھوری اسلامی برانگیزیم. در صورتی کھ زمان “پینوشھ” جھان کاملا بھ وی تنفر داشت.” اتفاقا جنبش کارگری نیاز بھ کمپین تنفر ندارد. چرا کھ در بیست سال گذشتھ ھمین تنفر را در رابطھ با من داشتھ است و در سال ٢٠١٨ در یک پست فیسبوکی بر علیھ من مطلبی نوشت و من ھمان مطلب ایشان را ترجمھ کرد و برای تمام کنفدراسیون ھای فرانسوی فرستادم و ای تی یو سی و کنفدراسیون ھای دیگر را سی سی کردم و خواھش کردم کھ نظرشان را بگویند چند روز بعد نماینده اصلی کنفدراسیون ھای فرانسھ جوابی داد کھ می گزارم خود فراھانی انرا انعکاس دھد. مبارزه ای کھ ستون اصلی اش تنفر باشد اگر اسلحھ دست اش باشد ببینید چھ فاجعھ ای را رقم می زند. بیھوده نیست کھ رفیق عزیز ایشان کھ در کلاب ھاوس با نام شمالی سخنرانی می کند یک تکھ کلام دارد و در ھر جلسھ ای آنرا می گویید کھ اگر قدرت بھ دست ما می افتاد چیزی فراتر از پولپت نبودیم. البتھ از قدیم گفتھ اند ھر کس از خودش مثال می زند و آن تشکل کھ فراھانی ھم جز آن بوده در ھمان راستا عمل کرده اند.

مھم ترین فصل این نوشتھ باید بھ راه کار جنبش کارگری درون ایران اشاره کرد و آن ھم گزارشات و بازخواست ھای دور ادواری در سازمان جھانی کار است براساس امضای مقاولھ نامھ ھر کشوری را مجبور می کند کھ ھر بھ سھ سال جوابگو باشد در رابطھ با شکایات کمیتھ استانداردھا در رابطھ با نقض آن مقاولھ نامھ ھا. سال گذشھ رژیم در رابطھ با مقاولھ نام ١١١ تبعیض در محیط کار جوابگو بود. در این زمینھ آی تی یو سی بھمراه کنفذراسیون ھای کشوری و جھانی ھماھنگی را بوجود آورد کھ بی نظیر بود. گزارش مشروح آن نشان می دھد با اینکھ کشورھای اقمار بلوک چپ سابق و چند کشور استبدادی چگونھ حامی رژیم بودند تا جنبش زن زندگی و آزادی را معکوس نشان دھند و در مقابل جنبش مستقل کارگری جھانی کمیتھ استاندارد را قانع کرد کھ تبعیض نھ تنھا کم نشده است بلکھ بیشتر ھم شده است. رژیم سعی می کرد با مسالھ تبعیض از در آزاد شدن حجاب را برجستھ کند ولی گزارشات داخل کشور نشان داد کارگران زن ھنوز ھم باید در محیط کار حجاب اجباری رعایت کنند. در ١١٣ ھمین کنفرانس آی ال او ایران شکست سختی خورد و جنبش زنان ثابت کردند کھ از آزادی زندانیان، لغو اعدام، حق حجاب اختیاری، داشتن حق کار برابر یاران جدی در جنبش کارگری جھانی دارند و بیشتر ھم خواھد شد.

در پایان یک نکتھ را باید برای خلاف این کمپین بر علیھ بندیکت را روشن کرد. ایشان زبان اولش در خانھ فرانسوی است و پدرش عضو نیروی مقاومت فرانسھ بوده است و در جنبش مھ ۶٨ فعال بوده است و مشکلی ھویتی ندارد و نھ ضد چپ است و نھ ضد فرانسھ. ایشان یک سندیکالیت جھانی است در زمینھ حقوق بشر کارگری، بطور مثال در ماه مھ امسال در کنگره سھ سال یکبار کنگره کارگران کانادا قطعنامھ ای در حمایت از فلسطین بود کھ کمیسیون قطعنامھ آنرا تایید نکرده بود. نامھ ھای بسیار رد و بدل می شد، بندیک یک نامھ نوشت و در فیسبوک اش ھم ھست، ایشان دفاع قاطع از آن قطعنامھ کرد و تاریخچھ فعالیت ھای بخش بین الملل کنگره کارگران کاناپ کھ خودش سیزده سال سرپرست اش بوده و در دفاع از یمن و فلسطین و نقش پال پیروت )مسئول بخش خاور میانھ و آسیا ( و من را نوشت و پافشاری کرد کھ اگر آی تی یو سی توانست اتحادیھ روسیھ را بخاطر محکوم نکردن اشغال اوکرایین اخراج کند، پس باید ھمین کار را در رابطھ با کنفدراسیون ھیستادروت اسراییل انجام داد و بھ دولت کانادا انتقاد کرد کھ چرا زمانی کھ ھمسر ایشان بھمراه بسیاری در کشتی کمک بھ غزه دستگیر شده اند دولت کانادا آن عمل را محکوم نکرده است. البتھ دولت کانادا چند روز بعد آن دستگیری ھا را محکوم کرد. اتفاقا بندیک و جورجتی کسانی بودند کھ قظعنامھ ای کھ در سال ١٩٩٩ در نقض حقوق بشر تیمور شرقی تصویب شده است را پیش می برند و از تحریم اقتصادی اندونزی و بار نزدن کشتی ھا و روابط اقتصادی در ونکور برای نقض حقوق بشر در تیمور شرقی بھ اجرا می گذارند. البتھ جورجتی نیز در فیسبوک اش مطالب در حمایت ار فلسطین مطالبی گذاشت. قطعنامھ حمایت از فلسطین دوباره بھ صحن کنگره برگشت و رای حمایت آورد. حالا ببینیم اتحادیھ ھای اروپا آیا از این قطعنامھ کنگره کارگران کانادا حمایت می کنند؟

 

مھدی کوھستانی خرداد ١۴٠۵ منابع )١(رجوغ شود بھ صحبت ھای لیلا حسین زاده و امتناع نظرآھاری برای صحبت کردن در برنامھ مستقیم تلویزیون

برابری در تظاھرات ۵ ژوین.

)٢(رژیم ایران عملا از سال ٢٠١۶ بسیاری گزینشی عمل کرده است و پاسدار محجوب کھ نایب رییس فدراسیون جھانی سندیکاھای کارگری )دبلیو اف تی یو( چپ جھانی است، سال گذشتھ بخاطر بررسی مقاولھ نامھ ١١١ در کنفرانس شرکت کرده است و دولت ھای کوبا، چین، روسیھ، کره شمالی، اندونزی و چند تشکل کارگری آنھا را بخط کرد تا در دفاع از رژیم صحبت کند. ) نگاه شود بھ سخنرانی حمزه ای در این رابطھ( پس أولا باید سوال کرد چرا چپ جھانی پشت رژیم است و رژیم را حامی فلسطین می داند ؟ البتھ اکثریت و حزب توده ھم در ھمان خط دبلیو اف تی یو حرکت می کند. اتفاقا ھمین خط نیاز دارد کھ حامیان جنبش کارگری در بیرون محل اجلاس باشند. شرکت رژیم در سازمان جھانی کار، بیشتر بخش کارفرمایی شرکت می کنند بعلاوه چند مشاور و مترجمانی کھ احتمالا امنیتی ھستند بھمراه وزیر کار. امسال کھ حتی وزیر کار ھم شرکت نکرده است و از طریق مجازی در کنفرانس شرکت کرده است و اشخاصی کھ شرکت کرده اند باید کارمندان ژنو رژیم از جملھ غلامحسین حسینی نیا باشد در عکسی کھ در فیسبوک ھست. ) برای اطمینان نگاه کنید بھ ص ١١۵ لیست شرکت کنندگان در اسناد سازمان جھانی کار( البتھ اسماعیل عبدی در تلویزیون برابری ادعا می کند کھ اعضای خانھ کارگر بھ سخنرانی ایشان اعتراض کردند ووو کھ امیدوارم ایشان روشنگری بیشتری بکند.

البتھ در آخرین تماس ھا مابین فعالین کارگری با آی آل او با شخصی کھ پرونده ایران زیر نظر آنھا است آخرین نماینده آی ال او نوشت، ” در بخش نظارتی، نھادھای نظارتی سازمان بینالمللی کار )ILO( ھمچنان مانند گذشتھ ایران را پوشش میدھند. بھ عنوان مثال، امروز گزارش CFA کھ شامل تعدادی نتیجھگیری و توصیھ است، بھ ھیئت مدیره ILO ارائھ خواھد شد. در مورد فعالیتھای فنی، باید بگویم کھ کمکھا و فعالیتھای فنی ILO در ایران در چند سال گذشتھ بھ دلایل

مختلف کاھش یافتھ است. شما درست میگویید کھ فعالیتھای ILO در ایران، در صورت وجود، توسط دفتر مرکزی ILO در ژنو نظارت میشود و تصمیمات بھ صورت موردی گرفتھ میشود. باید اضافھ کنم کھ ما پوشش کشوری برای ایران نداریم، زیرا دفتر ILO در تھران فعالیتھای خود را در سال ١٩٧٩ بھ حالت تعلیق درآورد و از آن زمان ھرگز آن را از سر نگرفت. بنابراین، ILO حضور مستقیمی در کشور و تماس با شرکای اجتماعی و علاقھمندان بھ فعالیتھای ILO ندارد.” در ھمین رابطھ است کھ تشکلات و کنفدراسیون ھای جھانی در آخرین اطلاعیھ ھای خود سازمان ملل را مورد خطاب قرار دادند. بیشتر بھ سازو کارھای دیگر نھادھای بین المللی متوسل می شوند. ) رجوع شود بھ اطلاعیھ بر علیھ جنگ کنفدراسیون ھای کارگری(.

)٣( خبرگزاری جمھوری اسلامی در تاریخ ١١ شھریور ١٣٨۵ )٢ سپتامبر ٢٠٠۶( گزارشی با عنوان “٢ ھزار شورای اسلامی کار کشور منحل شده است” منتشر کرد. این خبر بھ نقل از رئیس کانون عالی اسلامی کار اعلام میکرد کھ دو ھزار شورا در سراسر کشور منحل شدهاند. در تاریخ ۵ بھمن ١٣٨٩ ” “وقوع حادثھ جانگداز و دلخراش تصادف کامیون کمپرسی بنز با تعدادی از کارکنان خدوم و زحمت کش ایران خودرو کھ باعث مجروحیت و درگذشت چند تن از ھمکاران عزیزمان شد موجب تاسف و تاثر عمیق این جانب و سایر ھمکاران شد.” چھار روز بعد ایران خودرو اعلام کرد کھ انتخابات شورای اسلامی کار شخصی بنام باقری را مسئول پیگیری امر تشکل کارگران كار كرده بود کھ تا ظرف شش ماه آینده شورای اسلامی در این كارخانھ تشكیل میشود. پاسخ كارگران بھ این تصمیمات و توضیحات مسخره شعار دادن برای استعفای نجم الدین بود. کارگران ایران خودرو كھ در اعتصاب بودند و در محوطھ كارخانھ تجمع كرده بودند شعار میدادند “خواستھ اصلی ما اخراج نجم الدین ” و یا ” نجم الدین برو گمشو”. پس از تجمع این روز کارگران ایران خودور عازم گورستان بھشت زھرا شدند و حدود ساعت ١١ صبح با حضور بر سر قبر ھمکاران خود یاد آنان را گرامی داشتند.

فعالین ضد سرمایھ داری گیلان در سال ١٣٨٩ در اطلاعیھ خود نوشتند ” در انتھا ما از کلیھ کارگران خودروسازی ھای دیگر مثل سایپا، پارس خودرو و ھمچنین کارگران صنایع بزرگ و کوچک از فولاد سازی اھواز و سپاھان گرفتھ تا نیشکر اھواز و بھ ویژه کارگران صنعت نفت و گاز چھ در صنایع بالا دستی و چھ در صنایع پایین دستی و کارگران شرکت ھای خدماتی می خواھیم نسبت بھ این امر مھم ) ایجاد شوراھای انقلابی کارگران ( نقطھ نظرات خود را بنویسند.”

)٣( در این زمینھ رژیم بسیار ھوشمندانھ اول از طریق استخدام تاریخ نگاران بلوک شرق در دھھ ھفتاد و در دھھ ھشتاد با استفاده از تئوری اسمیر کمپین با انگ زدن و تخریب و در بدترین حالت در زمان دستگیری ھا بھ روش ھای متفاوت اطلاعات خصوصی افراد را بر علیھ ھم استفاده می کرد و در دھھ نود با بکارگیری تکنیک استفاده از معترضان در زمینھ ماندگاری خود کھ در این زمینھ رجوع شود بھ کتاب پیمانکاران اعتراض – چگونھ سرمایھ داری از کنشگری مدنی کسی و کاری سود آور می سازد نوشتھ پیتر دورن و جانویو لابرن ترجمھ نیکزاد زنگنھ