کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

جمشید عبدی

مطالب رسیده

آخرین بیراهه بخش اول و دوم

جمشید عبدی
 (بخش نخست) جمشید عبدی رفیق عمر ایلخانیزاده از “لوتر” که کمر به اصلاح کلیسای کاتولیک زد، هم سختگیر تر است. لوتر از هفت اصل عبادتی در کلیسای کاتولیک حداقل دوتای آنها را پذیرفت و در مورد یکی دیگر هم که مربوط به حضور مسیح در عشای ربانی بود با دیگران......
مطالب رسیده

رزای سرخِ سنندج، زبان همه کردستان شد

جمشید عبدی
جمشید عبدی “پس بکوش تا یک موجود انسانی بمانی. و این بدان معناست که محکم، روشن‌بین و سرزنده باشی. یک موجودانسانی ماندن، یعنی اگر نیاز باشد، تمام زندگی خودرا، شادمانه، بر«ترازوی بزرگ سرنوشت» افکندن، اما، درهمان حال، ازهر روز آفتابی، از هرابر زیبا به وجدآمدن.” رزا لوکزامبورگ وقتی که تصویر......
مطالب رسیده

کۆمەڵە، همچون یک جنبشِ اجتماعی

جمشید عبدی
جمشید عبدی بخش نخست : کۆمەڵە، سوسیالیسم ارگانیک شده در جامعه کردستان چهارچوب ایده کلی این بحث را من حدود چند سال پیش مطرح کردم ولی متاسفانه به علت فضای ناسالم بحث و جدل هایی که در نهایت منجر به انشعاب بخشی از کمیته اجرایی حکا شد، فرصت پیگیری کامل......
مطالب رسیده

تنها درد آفریننده است!

جمشید عبدی
  جمشید عبدی تاریخ  عملگراست و تنها نیروی محرکه عملگرایی رنج است، که چون منفیتی دیالکتیکی، تاریخ را به حرکت در میآورد. پرسش هایی هستند که هر روز مطرح نمی شوند. نمی توان زیست یکنواخت روزانه را داشت و انتظار طرح پرسشهای بنیادی از بطن کارهای روتین انکشاف کرد. گاهی......
مطالب رسیده

گفتی که باد مرده است… {پاسخی به عطا خلقی و ایرج فرزاد و بقیه شرکا…}

جمشید عبدی
جمشید عبدی “همه این آدمها وقتشان را سر این می‌گذارند که ما فی الضمیرشان را توضیح دهند، و با خوشحالی تصدیق کنند که آرا و عقایدشان یکی است.” (کتاب تهوع اثر ژان پل سارتر) هستند رفقایی که می گویند چرا باید وقت و انرژی را صرف پاسخ به افکار مرده......
مطالب رسیده

کنگره هجدهم کۆمەڵە، فرجام انجمن حکمتیه

جمشید عبدی
جمشید عبدی دیگر صحبت از آماسیدگی کینه های مستمر محفل مازوچی نیست، این فصل دیگری است که شروعش هم دیوار و  هم دروازه ای است. دیوار است : برای آنانی که با عقل افسرده گمان می کردند که آشوبشان جز در پیاله هاشان طوفانی به پا می کند و اندیشه......

عطش اصفهان، تشنگی سنندج است

جمشید عبدی
جمشید عبدی شاید ما در بسیاری جهات زبان همدیگر را نفهمیم؛ ولی در جستجوی زبان مشترک، ما زمینهٔ مشترک گسترده‌ای داریم؛ یعنی خود انسانیت که خود مفهومی است جهانشمول. (کنستانتین فدین) آنچه زاینده رود را با کل جغرافیای ایران و ما سوسیالیست ها همسرنوشت می کند، عطشی است که به......