چهار سال از روزی میگذرد که نام ژینا امینی به نماد مبارزه برای آزادی، برابری و رهایی از ستم بدل شد. روز ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ژینا، دختر جوان ۲۲ ساله اهل سقز، بهدلیل آنچه مأموران گشت ارشاد «حجاب نامناسب» نامیدند، در تهران بازداشت شد و بر اثر ضربوشتم جان باخت. روز ۲۵ شهریور، خبر جانباختن او موجی از خشم و اندوه را در سراسر ایران برانگیخت. یک روز بعد، دهها هزار نفر از مردم کردستان در مراسم خاکسپاری ژینا در آرامستان آیچی سقز گرد آمدند و شعار تاریخی « ژن، ژیان، ئازادی» را سر دادند؛ شعاری که بهسرعت از کردستان به سراسر ایران و از ایران به جهان راه یافت.
قتل حکومتی ژینا جرقه خیزشی را زد که زمینههای آن طی دههها مقاومت زنان، کارگران، جوانان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، مردم ستمدیده کردستان و دیگر ملیتهای تحت ستم شکل گرفته بود. انقلاب ژینا رویدادی ناگهانی و جدا از مبارزات پیشین نبود؛ فوران خشم انباشته جامعهای بود که نزدیک به نیم قرن سرکوب سیاسی، آپارتاید جنسیتی، استثمار طبقاتی، فقر، تبعیض و تحقیر را تجربه کرده است.
خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» چهره سیاسی و اجتماعی ایران را دگرگون کرد. این خیزش، مبارزه علیه کنترل بدن و زندگی زنان را از محدوده اعتراض به حجاب اجباری فراتر برد و آن را با پیکار برای آزادیهای سیاسی، برابری اجتماعی، رفاه، امنیت اقتصادی و رهایی از هرگونه ستم و تبعیض پیوند زد. در کردستان، خاستگاه این خیزش، جنبش بهسرعت ابعادی تودهای یافت و اعتصاب عمومی، تجمع خیابانی و همبستگی اجتماعی به سلاحهای مؤثر مردم در برابر دستگاه سرکوب تبدیل شدند.
برای ماهها، خیابانهای بیش از ۱۵۰ شهر ایران صحنه رویارویی زنان و مردان جوان و آزادیخواه با نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی بود. رژیم اسلامی در برابر جنبشی که بنیادهای ایدئولوژیک و سیاسی آن را به چالش کشیده بود، با تمام توان به میدان آمد. صدها نفر جان باختند، هزاران تن بازداشت و زندانی شدند، شمار زیادی مجروح یا معلول شدند و حکومت برای ایجاد رعب، شماری از جوانان معترض را اعدام کرد. با اینهمه، مردم با مقاومتی کمنظیر نشان دادند که دوران اطاعت و سکوت پایان یافته است.
اگرچه حضور گسترده و پیوسته خیابانی پس از چند ماه فروکش کرد، اما انقلاب ژینا پایان نیافت. این جنبش با انعطاف در شیوههای مبارزه، در محیطهای کار، دانشگاهها، مدارس، محلات، زندانها، عرصه هنر و فرهنگ، شبکههای همبستگی و در مقاومت روزمره زنان به حیات خود ادامه داد. نافرمانی گسترده زنان در برابر حجاب اجباری، ایستادگی خانوادههای دادخواه، اعتراضات کارگری و بازنشستگان، مبارزات معلمان و دانشجویان و مقاومت زندانیان سیاسی، همگی جلوههایی از تداوم همان جنبشاند.
جمهوری اسلامی طی این چهار سال کوشیده است با بازداشت، اخراج، احضار، تهدید، پروندهسازی، اعدام، فشار بر خانوادههای جانباختگان و تشدید فضای امنیتی، آثار انقلاب ژینا را از میان ببرد. حکومت در آستانه هر سالگرد، با استقرار نیروهای سرکوب، مسدود کردن راههای منتهی به آرامستانها و جلوگیری از برگزاری مراسمهای یادبود، هراس خود را از حافظه جمعی مردم آشکار کرده است.
خانوادههای دادخواه و مادران داغدار، با پایداری و شجاعت خود، حافظه این جنبش را زنده نگه داشتهاند. مراسمهای بزرگداشت جانباختگان به بخشی از فرهنگ مقاومت و اعتراض تبدیل شدهاند؛ مراسمهایی که مردم را گرد هم میآورند، دروغهای حکومتی را به چالش میکشند و بر خواست دادخواهی، آزادی زندانیان سیاسی و پایان دادن به مصونیت آمران و عاملان سرکوب تأکید میکنند. جمهوری اسلامی نتوانسته و نخواهد توانست با تهدید و سرکوب، صدای دادخواهی را خاموش کند.
انقلاب ژینا دستاوردهایی ماندگار بر جای گذاشته است. این جنبش آگاهی عمومی نسبت به حقوق زنان و برابری جنسیتی را گسترش داد، بسیاری از تابوهای ریشهدار را در خانواده و جامعه شکست و زنان را نه در جایگاه قربانی، بلکه بهعنوان پیشگامان تغییر اجتماعی به جهان معرفی کرد. مقاومت زنان، حجاب اجباری را بهعنوان یکی از مهمترین پایههای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی با بحرانی عمیق روبهرو کرد و نشان داد که هیچ قانون و ساختار سرکوبگرانهای در برابر نافرمانی گسترده و آگاهانه جامعه مصون نیست.
این جنبش همچنین همبستگی میان مردم کردستان و دیگر مناطق ایران را تقویت کرد و سیاستهای تفرقهافکنانه جمهوری اسلامی و جریانهای شوونیست و ارتجاعی اپوزیسیون را به چالش کشید. شعارهایی که از سقز و سنندج برخاستند، در تهران، بلوچستان، خوزستان، آذربایجان و سراسر ایران طنینانداز شدند. انقلاب ژینا نشان داد که مبارزه برای رفع ستم ملی، برابری جنسیتی، آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی نه مطالباتی جدا از یکدیگر، بلکه اجزای یک مبارزه مشترک برای رهاییاند.
شعار «زن، زندگی، آزادی» توانست آزادیخواهی مدنی را با عدالتطلبی اجتماعی و طبقاتی پیوند دهد. معنای عمیق این شعار تنها آزادی پوشش نیست؛ حق برخورداری از یک زندگی انسانی، حق کار و معیشت، حق تشکل و اعتصاب، حق بیان و تجمع، حق تصمیمگیری بر بدن، برابری کامل زنان و مردان، رفع ستم ملی و پایان دادن به فقر، فساد و استثمار را نیز در بر میگیرد. انقلاب ژینا پیکار علیه آپارتاید جنسیتی را با مبارزه برای نان، آزادی و اداره شورایی جامعه گره زد.
تجربه چهار سال گذشته بار دیگر نشان داده است که جمهوری اسلامی، با وجود بحرانهای عمیق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیستمحیطی، تنها بر اثر فرسودگی و ناتوانی خود کنار نخواهد رفت. سرنگونی انقلابی این رژیم و دستیابی به آزادی و برابری، به گسترش مبارزهای آگاهانه، متشکل، تودهای و سراسری نیاز دارد. تداوم مبارزه و در همان حال، حفظ نیروهای جنبش و کاهش هزینههای انسانی، مستلزم برخورداری از خرد سیاسی، سازمانیابی پایدار و انعطاف در تاکتیکها در چارچوب یک استراتژی روشن است.
در این مسیر، طبقه کارگر و مردم زحمتکش نقشی تعیینکننده دارند. قدرت واقعی جامعه تنها در خیابان متجلی نمیشود؛ این قدرت در کارخانهها، مراکز تولید و خدمات، مدارس، دانشگاهها و محلات نیز حضور دارد. اعتصاب عمومی و سراسری، بهویژه هنگامی که با اعتراضات تودهای و سازمانیابی محلی همراه شود، میتواند ماشین سرکوب را زمینگیر و حاکمیت را از پایههای اقتصادی و اجتماعی خود محروم کند. تجربه اعتصابهای عمومی در کردستان نشان داده است که اراده متحد و سازمانیافته مردم قادر است رژیم را به عقبنشینی وادارد.
یکی از ضرورتهای اساسی مرحله کنونی، تقویت همبستگی میان جنبش زنان، جنبش کارگری، مبارزات دانشجویان و معلمان، اعتراضات بازنشستگان، جنبش دادخواهی، جنبشهای زیستمحیطی و مبارزات مردم تحت ستم است. هیچیک از این جنبشها بهتنهایی نمیتواند به همه اهداف خود دست یابد. پیروزی در گرو آن است که این مبارزات حول خواستهای مشترک، سازمانیابی از پایین و افقی رهاییبخش و سوسیالیستی به یکدیگر پیوند بخورند.
همبستگی جهانی با مبارزات مردم ایران نیز از دستاوردهای مهم انقلاب ژینا بوده است. شعار «زن، زندگی، آزادی» مرزهای جغرافیایی و زبانی را درنوردید و به نمادی بینالمللی برای مقابله با ستم و تبعیض بدل شد. در همان حال، باید در برابر تلاش دولتهای سلطهگر و نیروهای ارتجاعی برای مصادره این جنبش ایستاد. مردم ایران برای جایگزین کردن یک شکل از استبداد، تبعیض و استثمار با شکلی دیگر مبارزه نمیکنند. آینده ایران باید به دست خود مردم و از مسیر مبارزه مستقل، متشکل و آگاهانه آنان ساخته شود.
چهار سال پس از آغاز انقلاب ژینا، جمهوری اسلامی همچنان بر سر کار است و بسیاری از خواستهای این جنبش هنوز تحقق نیافتهاند؛ اما جامعه ایران دیگر جامعه پیش از شهریور ۱۴۰۱ نیست. زنان، جوانان و مردم ستمدیده قدرت خود را شناختهاند. رژیم میتواند اعتراضها را موقتاً سرکوب کند، اما قادر نیست زمینههای مادی و اجتماعی آنها را از میان ببرد.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران ضمن گرامیداشت یاد ژینا امینی و همه جانباختگان راه آزادی و برابری، بر آزادی بیقیدوشرط زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام، پایان دادن به سرکوب زنان، بهرسمیت شناختن آزادی تشکل، اعتصاب، تجمع و بیان و محاکمه علنی همه آمران و عاملان کشتار و سرکوب تأکید میکند.
ما از کارگران، زنان، جوانان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، خانوادههای دادخواه و همه نیروهای آزادیخواه و برابریطلب میخواهیم چهارمین سالگرد انقلاب ژینا را با ابتکارهای متنوع، متحدانه و متناسب با شرایط هر شهر و محیط کار و زندگی گرامی بدارند؛ یاد جانباختگان را زنده نگه دارند، از خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی حمایت کنند و برای گسترش سازمانیابی، همبستگی و مبارزه مشترک بکوشند.
انقلاب «زن، زندگی، آزادی» یک واقعه پایانیافته نیست؛ آغاز فصل تازهای در مبارزه مردم ایران برای رهایی است. بذرهایی که در شهریور ۱۴۰۱ کاشته شدند، در مقاومت روزمره زنان، در اعتصاب کارگران، در اعتراض دانشجویان، در پایداری خانوادههای دادخواه و در آرزوی زندگی بهتر میلیونها انسان زندهاند. این مبارزه تا برچیده شدن جمهوری اسلامی و تحقق جامعهای آزاد، برابر، سوسیالیستی و عاری از هرگونه ستم و استثمار ادامه خواهد یافت.
گرامی باد یاد ژینا امینی و همه جانباختگان راه آزادی!
زنده باد همبستگی مبارزاتی مردم ایران!
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
شهریور ۱۴۰۵
