✍️: “لقمان مهری”
۲۰ ژوئن (۳۰ خرداد) تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روزی است که وجدانهای بیدار جهان در کنار زندانیان سیاسی و عقیدتی میایستند. روزی برای دفاع از انسانهایی که نه به جرم جنایت، بلکه به جرم اندیشیدن، اعتراض کردن، دفاع از آزادی، برابری و کرامت انسانی، از ابتداییترین حقوق خود محروم شدهاند. این روز یادآور این حقیقت است که زندان سیاسی صرفاً چهاردیواری و میله نیست؛ نماد تلاش حکومتهای سرکوبگر برای خاموش کردن صدای اعتراض و جلوگیری از تغییرات اجتماعی است.
برای جنبش آزادیخواهانه مردم ایران، ۲۰ ژوئن معنایی ویژه دارد. در کشوری که دهههاست زندان، شکنجه، اعدام و سرکوب به ابزارهای دائمی حکومت برای حفظ قدرت تبدیل شدهاند، دفاع از زندانیان سیاسی بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی است. زندانی سیاسی در ایران تنها یک فرد زندانی نیست؛ او نماینده آرزوها، خواستهها و مبارزات میلیونها انسانی است که علیه فقر، تبعیض، استبداد، زنستیزی، سرکوب ملی و مذهبی و نابرابری به پا خاستهاند. امروز زندانهای جمهوری اسلامی مملو از کارگران معترض، معلمان، دانشجویان، نویسندگان، روزنامهنگاران، زنان مبارز، فعالان حقوق بشر، فعالان محیط زیست، بازنشستگان، فعالان سیاسی و نوجوانانی است که تنها خواستهاند صدای اعتراض خود را بلند کنند. حکومت اسلامی در شرایطی که با بحرانهای عمیق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبهرو است، بیش از هر زمان دیگری به سرکوب متوسل شده است. دستگیریهای گسترده، پروندهسازیهای امنیتی، صدور احکام سنگین و اجرای اعدام، بخشی از سیاستی است که هدف آن مهار خشم جامعهای است که از فقر، فساد، تبعیض، چپاول و جنگافروزیهای حکومت به ستوه آمده است. دیماه خونین سال گذشته نمونهای روشن از این سیاست سرکوب بود. هزاران نفر از معترضان در شهرهای مختلف بازداشت شدند. بسیاری از آنان همچنان در زندان به سر میبرند و برخی با احکام سنگین و حتی خطر اعدام مواجهاند. اما بازداشتها به دیماه محدود نماند. در ماههای پس از آن نیز موج دستگیری فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، دانشآموزان و فعالان مدنی ادامه یافت. حکومت به خوبی میداند که اعتراض اجتماعی خاموش نشده است؛ از همین رو تلاش میکند با ایجاد فضای رعب و وحشت، جامعه را از ادامه مبارزه بازدارد. در میان زندانیان سیاسی ایران، نامهایی وجود دارند که به نماد مقاومت و ایستادگی تبدیل شدهاند. “زینب جلالیان”، قدیمیترین زندانی سیاسی زن ایران، سالهاست در زندان به سر میبرد و با وجود بیماری و فشارهای مستمر، همچنان نماد پایداری در برابر سرکوب است. “پخشان عزیزی و وریشه مرادی” از دیگر زندانیان سیاسی کرد هستند که با احکام سنگین و خطر اجرای حکم اعدام روبهرو شدهاند. پرونده این زندانیان نشان میدهد که چگونه حکومت از مجازات مرگ به عنوان ابزاری برای ارعاب جامعه استفاده میکند. در کنار آنان، “نرگس محمدی”، برنده جایزه صلح نوبل، همچنان به دلیل فعالیتهای حقوق بشری و مخالفت با اعدام و سرکوب تحت فشار قرار دارد. “شریفه محمدی”، فعال کارگری، و “سپیده قلیان”، فعال مدنی و صدای اعتراض کارگران و فرودستان نیز، از جمله چهرههایی هستند که هزینه سنگینی برای دفاع از حقوق مردم پرداختهاند. اما این نامها تنها بخش کوچکی از فهرست بلند زندانیان سیاسی ایران هستند؛ هزاران زندانی گمنام نیز در بندند که نامشان کمتر شنیده میشود اما مبارزه و مقاومتشان بخشی از تاریخ جاری جامعه ایران است.
مسئله زندانیان سیاسی تنها مسئله نقض حقوق فردی نیست. زندان سیاسی، محصول مناسبات قدرت و ساختارهای سرکوبی است که برای حفظ نظم موجود به کار گرفته میشوند. هر جا که کارگران برای دستمزد عادلانه مبارزه میکنند، هر جا که زنان علیه تبعیض جنسیتی به پا میخیزند، هر جا که دانشجویان و جوانان آزادی میخواهند، دستگاه سرکوب وارد عمل میشود. زندان سیاسی در چنین شرایطی به ابزاری برای حفاظت از منافع طبقات و نیروهای حاکم تبدیل میشود. از همین رو دفاع از زندانیان سیاسی بخشی از مبارزه گستردهتر علیه فقر، نابرابری، استثمار و استبداد است. نمیتوان از آزادی سخن گفت اما نسبت به زندانی شدن فعالان کارگری و معلمان بیتفاوت بود. نمیتوان از عدالت اجتماعی دفاع کرد اما در برابر احکام اعدام و شکنجه سکوت اختیار کرد. آزادی زندانیان سیاسی و پایان دادن به سرکوب، شرط ضروری هر تحول دموکراتیک و مترقی در جامعه است. در این میان نباید از مادران دادخواه و خانوادههای جانباختگان و زندانیان سیاسی غافل شد. مادرانی که سالهاست با وجود تهدید، احضار، بازداشت و فشارهای امنیتی، صدای دادخواهی را زنده نگه داشتهاند. آنان به بخشی از وجدان بیدار جامعه ایران تبدیل شدهاند. حکومت تلاش کرده است با سرکوب این خانوادهها حافظه جمعی جامعه را نابود کند، اما دادخواهی همچنان ادامه دارد. هر نامی که حکومت میکوشد به فراموشی سپرده شود، توسط خانوادهها، دوستان و مردم دوباره زنده میشود. امروز مبارزه علیه اعدام نیز به یکی از محورهای اصلی جنبش آزادیخواهانه در ایران تبدیل شده است. اعدام نه عدالت است و نه راهحل؛ اعدام ابزار انتقام و ارعاب دولتی است. جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها از مجازات مرگ برای ایجاد ترس در جامعه استفاده کرده است. بسیاری از زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتشده با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو هستند. دفاع از حق حیات و مبارزه برای لغو مجازات اعدام، بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی است. 20 ژوئن فرصتی برای گسترش این مبارزه در سطح ایران و جهان است. این روز باید به روز همبستگی با تمام زندانیان سیاسی، به روز اعتراض علیه زندان، شکنجه و اعدام و به روز دفاع از آزادی تبدیل شود. وظیفه نیروهای مترقی، سازمانهای کارگری، تشکلهای دانشجویی، فعالان حقوق بشر و همه آزادیخواهان آن است که صدای زندانیان سیاسی را به گوش جهان برسانند و اجازه ندهند حکومتها در سکوت به سرکوب ادامه دهند. تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ زندان و هیچ دستگاه سرکوبی نمیتواند برای همیشه در برابر اراده مردم مقاومت کند. آنچه سرنوشت جوامع را رقم میزند، قدرت سازمانیافته مردم و همبستگی اجتماعی است. زندانیان سیاسی امروز، بخشی از همان جنبشی هستند که برای آزادی، برابری و کرامت انسانی مبارزه میکند. در ۲۰ ژوئن باید بار دیگر با صدایی رسا اعلام کرد: زندانی سیاسی آزاد باید گردد. باید خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط همه زندانیان سیاسی شد. باید علیه احکام اعدام و ماشین کشتار دولتی ایستاد. باید در کنار مادران دادخواه، خانوادههای زندانیان و همه قربانیان سرکوب قرار گرفت. بیست ژوئن روز همبستگی جهانی با زندانیان سیاسی است؛ روزی برای تبدیل درد و رنج به مقاومت، سکوت به فریاد و پراکندگی به اتحاد. روزی برای آنکه نشان دهیم مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، بخشی از مبارزه بزرگتر برای ساختن جامعهای آزاد، برابر و انسانی است. جامعهای که در آن هیچ انسانی به جرم اندیشه، اعتراض و مطالبه حق، پشت میلههای زندان قرار نگیرد.
زنده باد آزادی. نه به زندان سیاسی.
نه به اعدام، زن، زندگی، آزادی.
