بنا به گزارش خبرگزاریها مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلام آباد پاکستان امروز یکشنبه بدون رسیدن به توافق پایان یافته است.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، که هدایت هیئت آمریکایی را بر عهده داشت، پس از ترک پاکستان اعلام کرد که گفتوگوها «جدی، معنادار و قابلتوجه» بوده، اما به توافق نینجامیده است. به گفته او، آمریکا با «پیشنهادی ساده و نهایی» مذاکرات را ترک کرده و اکنون باید دید جمهوری اسلامی آن را میپذیرد یا نه. در مقابل، روایت رسمی سخنگوی جمهوری اسلامی این بود که «زیادهخواهی غیرمنطقی» آمریکا مانع پیشرفت مذاکرات شده است. به این ترتیب، دو طرف عملاً یکدیگر را مسئول شکست دور نخست معرفی کردند.
واقعیت این است که مذاکرات اسلامآباد نتیجه بنبست نظامی متقابل و هزینههای فزاینده جنگ برای هر دو طرف بود. آمریکا با فشار اقتصادی ناشی از بحران انرژی و خطر گسترش درگیری به کل منطقه خلیج فارس مواجه بود و جمهوری اسلامی زیر فشار شدید نظامی و اقتصادی، در معرض نابودی زیرساختها قرار داشت.
عامل مهم دیگر در پیچیده شدن مذاکرات، حضور بازیگران ثالث است. این مذاکرات صرفاً یک رابطه دوجانبه میان جمهوری اسلامی و آمریکا نیست، بلکه بخشی از یک معادله چندلایه منطقهای و بینالمللی است. اسرائیل میتواند بر مسیر تنش یا مصالحه اثر بگذارد؛ نیروهای همپیمان ایران در منطقه، بهویژه در لبنان، بخشی از موازنه میدانیاند؛ و کشورهایی چون پاکستان، چین و روسیه، دولتهای عربی خلیج فارس نیز هر کدام منافع و محاسبات خود را دارند. همین پیچیدگی مسئله، روند هر توافقی را دشوارتر و شکنندهتر میکند.
با این حال، بدون نتیجه ماندن دور نخست مذاکرات کاملاً قابل پیشبینی بود. تجربه نشان میدهد که دور اول معمولاً صحنه سنجش مواضع است و چانهزنی واقعی در دورهای بعدی آغاز میشود. بویژه باید توجه داشت که فاصله مطالبات دو طرف همچنان بسیار زیاد است. جمهوری اسلامی ایران خواهان کاهش یا رفع تحریمها، تضمینهای امنیتی و مهار حملات اسرائیل است، در حالی که آمریکا بر محدودسازی توان هستهای و نظامی ایران و تغییر رفتار منطقهای جمهوری اسلامی تأکید دارد.
در برابر این وضعیت، دو سناریوی اصلی و سناریوهای احتمالی دیگری در این بین قابل تصور است. نخست، دستیابی به یک توافق محدود و موقت که محتملترین گزینه به نظر میرسد، یعنی تمدید آتشبس، باز شدن تنگه هرمز، نه جنگ تمامعیار، نه صلح واقعی. دوم، فروپاشی کامل مذاکرات و بازگشت به درگیری نظامی.
تا آنجا که به مصالح مردم ایران که بیشترین زیانها را در نتیجه این جنگ ویرانگر متحمل شده اند، قطع کامل و بدون قید و شرط جنگ یک ضرورت است. آتشبس اگر پایدار بماند، فرصتی است برای آنکه جامعه، سازمان پیدا کند و خود را برای نبردهای بزرگتر آماده کند.
