کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
مطالب رسیده

وضعیت رژیم جمهوری اسلامی و مبارزات آزادیخواهانه در ایران

nkqc42wdorje

ن: کریم امانی

جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر با چالش‌های عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبروست. بحران‌های متعدد داخلی و خارجی، همراه با نارضایتی روزافزون مردمی، شرایطی را ایجاد کرده‌اند که می‌توان آن را یکی از دشوارترین برهه‌های تاریخی نظام کنونی دانست. این مقالە تلاش می‌ کند به طور مختصر تحلیلی طبقاتی و ساختاری از وضعیت کنونی رژیم و مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران ارائه دهد.

یکم: وضعیت کنونی رژیم

الفبحران اقتصادی و تضادهای طبقاتی

نظام اقتصادی ایران با ترکیبی از سرمایه‌داری دولتی، خصوصی و شبه‌خصوصی (نهادهای شبه‌دولتی و نظامی) شکل گرفته است. تحریم‌های خارجی، فساد سیستماتیک، مدیریت ناکارآمد منابع و ثروت‌های ملی، و سیاست‌های نئولیبرالی، منجر به: افزایش فاصله طبقاتی و تمرکز ثروت در دست اقلیتی وابسته به حاکمیت، گسترش فقر و بیکاری در میان طبقه کارگر و اقشار فرودست، تورم مزمن و کاهش ارزش پول ملی، فشار معیشتی بر طبقه متوسط و رانده شدن بخش‌های بزرگی از آن به سمت طبقه فرودست شده است. این شرایط، تضاد منافع میان طبقات فرادست حاکم و طبقات فرودست جامعه را تشدید کرده است.

ببحران مشروعیت و انسداد سیاسی

حکومت با یک بحران مشروعیت جدی روبروست که منعکس‌کننده شکاف میان ارزش‌های رسمی نظام و خواسته‌های واقعی جامعه است. این بحران در موارد زیر مشهود است:

کاهش مشارکت در انتخابات و بی‌اعتمادی به فرآیندهای سیاسی رسمی

سرکوب خشن اعتراضات مردمی و نقض سیستماتیک حقوق بشر

تقویت نهادهای نظامی و امنیتی در ساختار قدرت

ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات معیشتی، اجتماعی و سیاسی

جبحران ایدئولوژیک و فرهنگی

ایدئولوژی رسمی نظام با چالش‌های جدی روبروست، از جمله:

شکاف نسلی و تمایل به سبک زندگی متفاوت در نسل جوان

گسترش فضای مجازی و دسترسی به اطلاعات جهانی

تناقض میان هنجارهای رسمی و زیست واقعی مردم

افزایش سکولاریسم اجتماعی علی‌رغم تلاش حکومت برای اسلامی‌سازی جامعه

دوم: مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران

الفخیزش‌های اعتراضی و سیر تکاملی آن‌ها

در سال‌های اخیر، ایران شاهد موج‌های اعتراضی متعددی بوده است که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را داشته‌اند:

خیزش دی ماه ۱۳۹۶: با محوریت مطالبات اقتصادی و معیشتی، عمدتاً توسط طبقه فرودست

اعتراضات آبان ۱۳۹۸: گسترده‌تر با پیوند مطالبات اقتصادی و سیاسی

جنبشزن، زندگی، آزادی“: با محوریت مطالبات زنان و آزادی‌های فردی و اجتماعی

اعتصابات کارگری و صنفی پراکنده اما مستمر در سراسر کشور

این خیزش‌ها نشان‌دهنده تکامل تدریجی مبارزات از سطح مطالبات صرفاً اقتصادی به سوی خواسته‌های ساختاری و سیاسی است.

بترکیب طبقاتی مبارزات

مبارزات آزادیخواهانه در ایران ترکیبی از نیروهای طبقاتی مختلف را شامل می‌شود:

طبقه کارگر و فرودستان شهری: با مطالبات عمدتاً معیشتی و اقتصادی

طبقه متوسط شهری: با تمرکز بیشتر بر آزادی‌های مدنی و سیاسی

زنان: به عنوان یک نیروی پیشرو در مبارزه علیه تبعیض جنسیتی و تحمیل ایدئولوژیک

دانشجویان و روشنفکران: به عنوان حاملان ایده‌های انتقادی و آزادیخواهانه

اقلیت‌های قومی و مذهبی: با مطالبات خاص خود علیه تبعیض ساختاری

جچالش‌ها و موانع پیش روی مبارزات

علی‌رغم گستردگی و استمرار مبارزات، اما موانع جدی پیش روی آن‌ها قرار دارد، از جمله:

سرکوب خشن و سیستماتیک توسط نیروهای امنیتی و نظامی

فقدان سازماندهی منسجم و رهبری متحد

شکاف و تفرقه میان گروه‌های مختلف اپوزیسیون

دشواری در ایجاد پیوند عمیق میان مطالبات طبقات مختلف

نفوذ گفتمان‌های راست و لیبرالی در میان جنبش‌های اعتراضی

سوم: استراتژی سوسیالیستی برای مبارزات آزادیخواهانه

الفضرورت پیوند مطالبات دموکراتیک و طبقاتی

از منظر سوسیالیستی، مبارزه برای دموکراسی و آزادی در ایران نمی‌تواند از مبارزه علیه نابرابری‌های اقتصادی و طبقاتی جدا باشد. یک استراتژی موفق باید:

پیوند عمیق میان مطالبات دموکراتیک (آزادی‌های سیاسی و مدنی) و مطالبات اقتصادی (عدالت اجتماعی) ایجاد کند

خواسته‌های مشترک طبقه کارگر، زنان، اقلیت‌ها و سایر گروه‌های تحت ستم را تقویت کند

با نقد گفتمان‌های نئولیبرالی، آلترناتیوی مترقی و عدالت‌محور ارائه دهد

بسازماندهی و همبستگی از پایین

تقویت سازماندهی مستقل در سطوح مختلف جامعه مدنی ضروری است:

تقویت تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی

ایجاد شبکه‌های همبستگی محلی و منطقه‌ای

تقویت جنبش زنان به عنوان یکی از پیشگامان مبارزه آزادیخواهانه

گسترش گفتمان برابری‌طلبانه در میان جنبش‌های دانشجویی و جوانان

ایجاد پیوند میان مبارزات کارگری و جنبش‌های مدنی

جافق سوسیالیستی و دموکراتیک

چشم‌انداز یک آینده آزاد و عادلانه برای ایران باید مبتنی بر اصول زیر باشد:

دموکراسی مشارکتی و مستقیم در تمام سطوح جامعه

مالکیت اجتماعی بر منابع طبیعی و صنایع کلیدی

حقوق برابر برای تمام شهروندان فارغ از جنسیت، قومیت، مذهب و گرایش جنسی

به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت میلیتهای مختلف کشور

همبستگی با جنبش‌های مترقی منطقه‌ای و جهانی

و سخن آخر اینکه، مبارزه برای آزادی و دموکراسی در ایران در شرایط دشوار و پیچیده‌ای جریان دارد. بحران‌های ساختاری نظام کنونی، زمینه عینی را برای تغییرات بنیادین فراهم کرده است، اما تحقق این تغییرات نیازمند سازماندهی، همبستگی و آگاهی است. یک رویکرد سوسیالیستی به این مبارزات، با تأکید بر پیوند تنگاتنگ آزادی سیاسی و عدالت اقتصادی، می‌تواند افق روشنی برای آینده ایران ترسیم کند.

تاریخ به ما می‌آموزد که هیچ نظام سرکوبگری، هرچقدر هم قدرتمند به نظر برسد، در برابر اراده متحد مردم برای آزادی و عدالت نمی‌تواند برای همیشه دوام بیاورد. آنچه امروز ضروری است، تلاش برای تبدیل خیزش‌های پراکنده به یک جنبش سازمان‌یافته با اهداف روشن و استراتژی منسجم است.