فراخوان به «اعتصاب توجه»:
همچون عرصه ای سرنوشت ساز
در مبارزه طبقاتی
(پیامی از طبقه کارگر کردستان
برای طبقه کارگر جهان )
سخنان رفیق زاگرس
در یک محفل کارگری در شهر سنندج
زنان و مردان کارگر
هم طبقه ای های آگاه
درود
امروز روز کارگر است.
بگذار در این روز ، خانواده جهانی طبقه کارگر را
با هر زبان و هرجنسیت، ملت در هرکشور و همه جای این زمین سبز مخاطب قرار دهیم
رفقا
اگر واقع بین باشیم، روز ما
روز طبقه جهانی ما.
فقط یک روز در تقویم نیست.
این روز، یادآور و بازنمای نوعی معیشت و یک شیوه زندگی تحمیلی است.
زندگیای که خیلی وقتها به چشم نمیاید و دیده نمیشود، اما همهچیز بر دوش و گرده ی آن استوار است. زندگی ای که جهان ما بر گرد آن میچرخد.
و ما به عنوان طبقه عمق و ژرفای این واقعیت را در نمی یابیم
یعنی نمیگذارند دریابیم
سالها وقتی از «کار» حرف میزدیم ، منظورمان کار در کارخانه بود، بر روی زمین بود، ساعت کار بود، دستمزد بود.
میگفتند کارگر یعنی کسی که نیروی کارش را میفروشد.
و استثمار یعنی اینکه از همین کار، ارزش بیشتری بیرون کشیده میشود.
این حرفها هنوز هم درستاند.
اما امروز یک چیز مهم تغییر کرده است.
امروز کار فقط داخل کارخانه نیست.
کار فقط پشت میز و دستگاه نیست.
کار آمده درون زندگی ما.خانه ما
وقتی گوشی را روشن میکنیم، وقتی در شبکههای اجتماعی میچرخیم، وقتی حتی فقط نگاه میکنیم و رد میشویم…
در حال کار کردن هستیم.
نه کاری که دستمزد مستقیم داشته باشد،
بلکه کاری که از آن «توجه» بیرون میکشند.
امروز، چیزی که از ما میگیرند فقط نیروی دست و بدن هامان نیست.
نگاه ماست.
حواس ماست.
زمان ماست.
ذهن ماست.
و این چیزها تبدیل شدهاند به سرمایه.
رفقا،
شاید مهمترین تغییر این باشد:
قبلاً میگفتند کارخانه جایی است که «ارزش » تولید میشود.
اما امروز، بخش بزرگی از «ارزش» بیرون از کارخانه تولید میشود؛
در زندگی روزمره، در نگاه کردن، در فکر کردن، در پیوند گرفتن.
یعنی مرز بین «کار» و «زندگی» دارد محو میشود.
و این خطر بزرگی دارد:
وقتی مرز کار و زندگی از بین برود، دیگر هیچجا واقعاً جای آسودن و استراحت نیست.
هیچجا کاملاً بیرون از کار نیست.
حتی وقتی فکر میکنی آزاد هستی،
در حال تولید «داده» ای.
در حال تولید« توجه»ی.
در حال تغذیه کردن یک سیستم هستی.
و آن بالا، این انبوه «توجهها جمع میشوند.
دیده شدنها، کلیکها، مکثها، نگاهها…
همه و همه تبدیل میشوند به ارزش.
اما این فقط یک بخش ماجراست.
بخش مهمتر این است که چه کسی دیده میشود،
چه کسی اصلاً به چشم میآید،
و چه کسی در حاشیه میماند.
امروز نابرابری فقط در پول نیست.
در «دیده شدن» هم هست.
در اینکه چه کسی صدایش شنیده میشود و چه کسی نه.
چه کسی دیده میشود و چه کسی انگار اصلاً وجود ندارد.
رفقا،
این یعنی مبارزه طبقاتی هم شکلش عوض شده.
قبلاً مبارزه سر این بود که چه کسی مالک کارخانه است.
امروز مبارزه فقط سر کارخانه نیست.
سر این است که چه کسی میتواند توجه را کنترل کند.
چه کسی میتواند روایت بسازد.
چه کسی میتواند تصمیم بگیرد ما دنیا را چگونه و از چه زاویه ای ببینیم.
یعنی قدرت دیگر فقط در زور یا پول نیست.
در این است که چه چیزی دیده میشود، و چه چیزی اصلاً به چشم نیاید و دیده نشود.
و اینجا یک نکته دردناکتر هم هست:
گاهی ما فکر میکنیم خودمان برمی گزینیم و انتخاب میکنیم.
اما خیلی وقتها، گزینه و انتخابهای ما از قبل شکل گرفته و بدان سمت و سو داده شدهاند.
اینکه به چه چیزی نگاه کنیم، چه چیزی برایمان مهم باشد،
حتی اینکه به چه چیزی فکر کنیم.
و این یعنی کنترل، فقط بیرونی نیست.
در مغز و درون ذهن هم هست.
اما رفقا،
این حرفها برای ناامید کردن نیست.
برای دیدن است.
برای فهمیدن این است که میدان عوض شده.
اگر قبلاً میگفتیم کارگر کسی است که نیروی کارش را میفروشد،
امروز باید بگوییم:
کارگر کسی است که حتی «توجه و گزینه »هایش هم تبدیل به کار شده است.
اما همینجا یک چیز مهم هم هست:
وقتی ما این را بفهمیم، تازه میتوانیم ببینیم کجا باید ایستاد.
مبارزه امروز فقط اعتصاب در کارخانه نیست.
گاهی «نه گفتن به دیده شدن اجباری» است.
گاهی بیرون کشیدن خود از این چرخه توجه است.
گاهی ساختن معناهای خودمان است، نه آن چیزی که از بالا به ما داده میشود.
یعنی مبارزه امروز فقط اقتصادی نیست،
ادراکی و شناختی هم هست.
مربوط به این است که ما دنیا را چطور میبینیم، و چطور نمیگذاریم فقط برای ما دیده شود.
رفقا،
شاید سختترین بخش ماجرا همین باشد:
اینکه بفهمیم استثمار فقط بیرون از ما نیست.
در لحظههای هرروزه ی روزمره ما هم هست.
در نگاه کردن و توجه ما هم هست.
اما همین فهمیدن، اولین قدم قدرت است.
چون چیزی که دیده شود، دیگر کاملاً نامرئی نیست
امروز روز کارگر است.
روزی برای اینکه یادمان بیاید هنوز هم ما هستیم که دنیا را میچرخانیم—
حتی وقتی دیده نمیشویم، حتی وقتی صدایمان کم شنیده میشود.
اما شاید مهمتر از همه این باشد:
اینکه یاد بگیریم که ما فقط تولیدکننده کالاها نیستیم ،
بلکه تولیدکنندهی آگاهی هم هستیم .
«توجهگر » و تولیدکنندهی دیدنِ دوبارهی خودمان.
بژی چینی کرێكار
پرتوان باد آگاهی زنده ی
مبتنی بر تجربه زیسته ی کارگری
زنده باد بیداری طبقاتی
زنده باد اتحاد همهی اقشار طبقه کارگر
با سپاس
