کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
سخن روز

اعتصاب غذای زندانیان قزل‌حصار پایمال کردن سیستماتیک حقوق بشر در ایران

IMG 5682

اعتصاب غذای جمعی زندانیان در واحد ۲ زندان قزل‌حصار کرج، که از ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵ آغاز شد، یکی از بزرگ‌ترین اعتراضات زندانیان در تاریخ ایران به شمار می‌رود. بیش از ۱۵۰۰ زندانی با دست کشیدن از غذا، خواستار توقف اجرای احکام اعدام و اصلاح قوانین مرتبط با مواد مخدر شده‌اند. این رویداد نه تنها بازتاب‌دهنده شرایط فاجعه‌بار زندان قزل‌حصار است، بلکه آشکارکننده بحران عمیق حقوق بشر در نظام قضایی و کیفری ایران می‌باشد.

زندان قزل‌حصار که در حاشیه کرج واقع شده، یکی از بزرگ‌ترین و پرتراکم‌ترین زندان‌های ایران و خاورمیانه است. این زندان که در ابتدا در سال ۱۳۴۳ با هدف اسکان تعداد محدودی زندانی احداث شد، امروزه با جمعیتی بیش از ۱۷ هزار زندانی به نماد خشونت سیستماتیک و بی‌عدالتی نهادینه‌شده تبدیل شده است.

اعتصاب غذای اعتراضی از ظهر دوشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵، بلافاصله پس از انتقال شش زندانی به سلول انفرادی برای اجرای حکم اعدام آغاز شد. این شش زندانی همگی در پرونده‌های مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند.

زندانیان معترض اعلام کرده‌اند که اعتصاب غذای آنها نه فقط برای نجات جان هم‌بندی‌هایشان، بلکه مخالفت جمعی با سیاست گسترش مجازات اعدام به ویژه در پرونده‌های مواد مخدر است. آنها به حق می گویند، این مجازات به جای مقابله با شبکه‌های اصلی قاچاق، جان قربانیان فقر و محرومیت سیستماتیک را می‌گیرد.

این اعتصاب‌کنندگان که در دادگاههای عادی محکوم به اعدام شده‌اند، خود قربانیان فقر، فساد، سیاست‌های اقتصادی استثمار گرانه و غارتگرانه و تخصیص ثروت عمومی به ابزارهای نظامی برای تأمین مالی سیاستهای جنگی جمهوری اسلامی هستند. در مقابل، کارتل بزرگ مواد مخدر در ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که بدون هیچ‌گونه مجازاتی به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

شرایط زندگی در زندان قزل‌حصار به وضوح با استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و حتی قوانین داخلی ایران در تضاد است. این زندان با بحران عمیق در زمینه خدمات بهداشتی، درمانی و رفاهی مواجه است که سلامت جسمی زندانیان را به خطر انداخته و نقض آشکار اصول حداقلی رفتار با زندانیان محسوب می‌شود.

سالن‌ها و بندهای زندان معمولاً بیش از دو برابر ظرفیت طراحی‌شده پر می‌شوند. سلول‌های ۳۰ متری که برای ۱۰ نفر طراحی شده‌اند، با ۴۰ تا ۵۰ زندانی پر می‌شوند و زندانیان مجبور به نوبتی خوابیدن یا استراحت روی زمین‌های مرطوب و غیربهداشتی هستند. سیستم تهویه و نورپردازی ناکافی است و در تابستان گرمای شدید و در زمستان سرمای طاقت‌فرسا، شرایط را دشوارتر می‌کند.

یکی از اساسی‌ترین مشکلات، کمبود شدید آب سالم و پایدار است. گزارش‌های مستند حاکی از قطع آب به مدت ۱۰ تا حتی ۲۵ روز است. در چنین شرایطی، زندانیان برای شستشو، آشامیدن و نیازهای اولیه با دشواری‌های طاقت‌فرسایی مواجه می‌شوند و نبود آب کافی موجب گسترش بوی تعفن، انباشت زباله و شیوع بیماری‌های عفونی می‌شود.

درمانگاه مرکزی زندان از نظر تجهیزات، دارو و نیروی متخصص از کمترین استانداردهای یک درمانگاه برخوردار نیست. این درمانگاه تنها در شیفت صبح فعال است و خدمات آن به معاینه‌های سطحی و تجویز مسکن‌های ساده محدود می‌شود. در شیفت عصر و شب، درمانگاه عملاً تعطیل است و در موارد اورژانسی، زندانیان باید ساعت‌ها و گاه روزها منتظر رسیدگی بمانند.

کیفیت و کمیت غذای زندان بسیار پایین است. غذای روزانه عمدتاً از برنج نامرغوب، سوپ‌های آبکی و حبوبات کهنه تشکیل شده و فاقد پروتئین و ویتامین‌های ضروری است که منجر به کمبود وزن، ضعف جسمانی و شیوع کم‌خونی در میان زندانیان می‌شود.

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های بحران زندان قزل‌حصار، بی‌عدالتی سیستماتیک در فرآیندهای قضایی است. بسیاری از زندانیان در این مرکز از اقشار کم‌درآمد و حاشیه‌نشین جامعه هستند که نه از حق وکیل برخوردارند، نه امکان دادرسی عادلانه دارند و نه توان رسانه‌ای برای دفاع از خود.

شکنجه و رفتار غیرانسانی از جمله نقض‌های عمده‌ای است که به طور سیستماتیک در زندان قزل‌حصار اعمال می شود. زندانیان سیاسی و افراد بازداشت‌شده به اتهامات سیاسی به طور سیستماتیک تحت شکنجه‌های جسمی و روانی قرار می‌گیرند. این شکنجه‌ها شامل ضرب و شتم، تهدید به اعدام، اجبار به اعترافات دروغین، محرومیت از ملاقات با خانواده و وکلا، و محرومیت از حقوق ابتدایی مانند دریافت داروهای ضروری و بسته‌های غذایی از خانواده است.

عنوان «قضات مرگ» که توسط مردم ایران بر گروهی از قضات نظام قضایی نهاده شده، نشان‌دهنده نقش فعال آنها در صدور هزاران حکم اعدام و مشارکت مستقیم در شکنجه زندانیان سیاسی است. دستگاه قضایی ایران عملا به ابزاری بی‌رحم برای سرکوب منتقدان، مخالفان سیاسی، اقلیت‌های مذهبی وملی، و حتی روشنفکران و هنرمندان تبدیل شده است.

در ایران، هزاران نفر از جمله فعالان مدنی، کمونیستها ، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان، اعضای اقلیت‌های مذهبی مانند بهاییان، و فعالان سیاسی کرد و بلوچ، صرفاً به دلیل عقاید خود بازداشت و زندانی شده‌اند. گزارشگر ویژه سازمان ملل، در گزارش‌های متعدد خود از ایران بر الگوی گسترده و نظام‌مند بازداشت‌های خودسرانه علیه این گروه‌ها تأکید کرده و از محرومیت از دسترسی به وکیل انتخابی، روندهای قضایی غیرشفاف، پرونده‌سازی‌های امنیتی و شکنجه برای اعتراف اجباری سخن گفته است.

شرایط زندان قزل‌حصار  نقض آشکار تعهدات بین‌المللی ایران محسوب می‌شود. ایران به کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی پیوسته است که ماده ۱۰ آن تصریح می‌کند: «تمامی افراد بازداشت‌شده باید در شرایط انسانی نگهداری شوند و برخورداری از شرایط مناسب برای سلامت و بهداشت ضروری است».

همچنین طبق ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر، «هیچ‌کس نباید تحت شکنجه یا رفتار یا مجازات غیرانسانی قرار گیرد». با این حال، گزارش‌های متعدد حاکی از آن است که شکنجه به عنوان روشی برای سرکوب اعتراضات و اعتراف گیری به طور سیستماتیک در زندان‌های ایران به کار می‌رود.

اعتصاب غذای ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در زندان قزل‌حصار، فراتر از یک اعتراض جمعی، نماد بحران عمیق و سیستماتیک حقوق بشر در ایران است. این بحران نه تنها در شرایط غیرانسانی زندان‌ها، بلکه در بی‌عدالتی قضایی، شکنجه سیستماتیک برای اعتراف اجباری، و زندانی کردن افراد صرفاً به دلیل عقاید و هویتشان ریشه دارد.

زندان قزل‌حصار به کارخانه مرگی تبدیل شده است که در آن نه تنها عدالت، بلکه کرامت انسانی نیز به طور کامل نادیده گرفته می‌شود. سلول‌هایی که برای محکومین دادگاههای عادی، باید محل بازپروری باشند، به اتاق انتظار مرگ بدل شده‌اند.

در نهایت، زندانی کردن افراد به دلایل سیاسی، صرف نظر از نحوه رفتار با آنها، در نفس خود عملی مجرمانه و مردود است. هر فردی حق دارد از آزادی عقیده، بیان و مشارکت سیاسی برخوردار باشد و هیچ دولتی حق ندارد این حقوق بنیادین را با توسل به زندان، شکنجه یا اعدام سلب کند.