کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
مطالب رسیده

از دهه ۶۰ تا امروز: تداوم سرکوب، کشتار و اعدام.

IMG 6068

✍️: شمس الدین ـ امانتی

برگی از تاریخ برگرفته از خبرنامه کومه له، در دوم مهر ماه ۱۳۶۰.

اعتراف آشکار به کشتار مردم، افشاگر وحشت رژیم از انقلاب توده ها.

تقدیم به مردم مبارز و انقلابی در اعتراضات اخیر.


این روزها رژیم رسوا و جنایتکار جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را متوجه اعدام و کشتار انقلابیون در سراسر ایران نموده است. روزی نیست که ۳۰ – ۴۰ و گاهی حتی بیش از صد نفر از انقلابیون را به جوخهٔ اعدام نسپارد. این اعدامهای دسته جمعی پی در پی در هفتهٔ به اصطلاح بزرگداشت جنگ ایران و عراق به اوج خود رسیده و همچنان ادامه دارد.

در هفته ای که گذشت رژیم با براه انداختن هیاهو در بارهٔ اولویت جنگ با عراق میخواست اولا جنگ خونینی را که در جبههٔ داخلی علیه انقلابیون و مردم ستمدیدهٔ ایران براه انداخته است پرده پوشی کند، و ثانیا توجه اذهان عمومی را از بحران ها و مشکلات داخلی مجدد بسوی «جنگ با کفار» و  صدور انقلاب اسلامی و غیره منحرف سازد.

در کُردستان نیز از هفته ها پیش سرکوب و جنایت رژیم با کمک مزدوران قیاده موقت، توده ایها و اکثریتی ها و جاشهای خودفروخته شدت تازه ای یافته و موج دیگری از دستگیری و اعدام در شهرها و حمله به روستائیان بی دفاع آغاز شده است که ننگین ترین آنها کشتار دسته جمعی ۱۶ نفر از کارگران کُرد کوره پزخانه های میاندوآب بود، همچنین در روزهای اخیر ستونهای ارتشی و پاسدار از دو سو دهات اطراف بوکان را به قصد تصرف این شهر زیر گلوله باران توپ و خمپاره گرفته اند که تاکنون با ضربات کوبندهٔ پیشمرگان چندین بار متحمل تلفات سنگین شده و به عقب نشینی وادار گشته اند.

تمام این واقعیات نشان دهندهٔ آن است که رژیم جمهوری اسلامی از سقوط خود چنان به هراس مرگ افتاده است که ساطور قصابی اش را دیوانه وار از هر سو به حرکت درآورده و تا آخرین دم حیات ننگینش دست از جنایت و آدم کشی برنمیدارد. گردانندگان مرتجع رژیم که تنها تخصص آنها عوام فریبی است، از فرط وحشت و درماندگی چنان با وقاحت و پرده دری از جنایتهای خود دم می زنند که گوئی وظیفهٔ عوام فریبی و ضرورت پرده پوشی جنایات خود را بکلی فراموش کرده اند.

نقل گزیده ای از گفته های این جنایتکاران میتواند بهترین افشاگر بحران عمومی و وضعیت روبه نابودی این رژیم ارتجاعی باشد.

موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب در مصاحبه ای به مناسبت هفته جنگ می گوید «می دانید این هفته ، هفتهٔ جنگ است … همین جنگ نبود، جنگ دیگری هم در داخل بود … در این جنگ (داخلی)، ما بیشتر زجر کشیدیم (بیشتر نیرو صرف کردیم)! تا جنگ صدام. (کیهان ۲۸ شهریور)

آنگاه در بارهٔ انقلابیون میگوید:«هر کس کوکتل بدست گرفت و در برابر نظام جمهوری اسلامی ایستاد، اینها محاکمه شان توی خیابان است و وقتی دستگیر شدند و به دادستانی رسیدند محاکمه شده اند و حکمشان اعدام است … هر کس در خیابان در درگیری و تظاهرات مسلحانه دستگیر شود بدون معطلی همان شب دو نفر پاسدار و یا مردم شهادت بدهند که آنها در درگیری بوده اند و علیه نظام جمهوری اسلامی قیام کرده اند کافی است و همان شب اعدام میشوند».

(کیهان ۲۹ شهریور)

باز همین جلاد میگوید « یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هر کس در برابر این نظام و امام عادل (!!) بایستد کشتن او واجب است، اسیرش را باید کُشت و زخمیش را زخمی تر کرد که کشته شود … . این حکم اسلام است چیزی نیست که ما تازه آورده باشیم.»

همچنین گیلانی رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی چنین میگوید:

«اما محارب بعد از دستگیر شدن توبه اش پذیرفته نمیشود و کیفرش همان کیفری است که قرآن بیان میکند؛ کُشتن به شدیدترین وجه، حلقه آویز کردن به فضاحت بارترین حالت ممکن و دست راست و پای چپ آنها بریده شود … اسلام اجازه می دهد کسانی را که در خیابان تظاهرات مسلحانه میکنند. دستگیر شوند و در کنار دیوار همانجا آنها را گلوله بزنند و از نظر اصول فقهی لازم نیست به دادگاه بیاورند … اسلام اجازه نمیدهد که بدن مجروح این گونه افراد یاغی به بیمارستان برده شود بلکه باید تمام کشته شود.»

(کیهان ۲۶ شهریور)

سپس در بارهٔ پذیرفتن «توبه» می گوید «پذیرفتن توبهٔ اینها (که در حالت غیر مسلحانه دستگیر شده باشند) خیلی کار مشکلی است که اسرار و مراکز سازمان و مراکز تسلیحاتی را نشان بدهند.»

اما جوانان انقلابی ایران این آرزوی ننگین جلادان جمهوری اسلامی را مبدل به یاس میکنند و داغ دستیابی به اسرار سازمانی و مراکز تسلیحاتی رابر دلشان می گذارند و در این راه اعدام بی محاکمه را بجان خریدار میشوند.

لاجوردی یکی دیگر از جلادان رژیم آشکارا وحشت خود را از تزلزل و به مخاطره افتادن رژیم جمهوری اسلامی و هدف آنان را از اعدامهای دسته جمعی فوری چنین بیان میکند «برای اینکه دیگران از این اعدامها درس عبرت بگیرند و بدانند که اگر در تظاهرات مسلحانه دستگیر شوند جز اعدام کیفر دیگری نخواهند داشت.»

در این میان خلخالی هم آمادگی خود را برای «خدمت» مجدد در «دادگاههای انقلاب» اعلام کرده است. او با شنیدن زوزهٔ حزب اللهی ها (دادگاههای خلخالی ایجاد باد گردد!)، بار دیگر حرص و ولع خون آشامی بالا گرفته، با لحن بخون تشنهٔ جلادان می گوید «البته ما کار خودمان را کرده ایم و بقول معروف بازنشسته شده ایم. اما بالاخره تابع امر امام هستیم. اگر ایشان بفرمایند بله ما قبول میکنیم. حالا در دادگاهها بد کار نمیکنند (یعنی خوب کشتار میکنند!) البته اگر ضرورت اقتضاء کند طوری که … رفقا درست نتوانند تصفیه (یعنی قتل عام) بکنند یا در تشخیص مثلا اینکه چه کسی مرتد است، چه کسی مهدورالدم … دچار تردید شوند ما حاضریم» !!

«کیهان ۲۹ شهریور»

پیش تر هم ربانی املشی دادستان کل کشور در انتقاد از عدم قاطعیت دادگاهها گفته بود که «در صورت لزوم باید مانند امام علی روزی ۴ هزار نفر از کفار را سر برید!»

همچنین یکی دیگر از جلادان اعلام کرده بود که هیچگونه محدودیت سنی و جنسی برای اعدام وجود ندارد! و بالاخره خود «امام» نیز که اخیرا به مدت ۱۵ روز «امت» را از فیض سخنان گُهربار محروم کرده بود، دو پیام دور و دراز بمناسبت هفتهٔ جنگ و آغاز سال تحصیلی صادر نمود.

آن واقعیت اصلی که از خلال وراجی ها و لاف زنی های خمینی میتوان فهمید این است که علیرغم ادعا ها و تذکرات گمراه کننده در بارهٔ اولویت جنگ با عراق، در حقیقت کشتار و سرکوب انقلابیون در درجه اول اهمیت قرار داده شده است.

خمینی به دانش آموزان اخطار میکند که باید نه تنها دست به هیچگونه مبارزه ای علیه رژیم اسلامی نزنند بلکه همکلاسیهای مبارز خود را به پاسداران و کمیته ها لو بدهند. همچنین از آوارگان جنگی میخواهد که «صبر و شکیبایی خود را از دست ندهند» و دم برنیاورند! و آخر سر به «محاکمه انقلابی! «دستور میدهد که «بی کم و کاست حکم قران کریم را اجرا نمایند … و فتنه (بخوان انقلاب) را بخوابانند!»

(کیهان ۲۹ شهریور)

بدین ترتیب «فتوا» ها تکمیل است و تکلیف شرعی جلادان یعنی قتل عام بی چون و چرای انقلابیون روشن گشته است!

کارگران، زحمتکشان و توده های ستمدیدهٔ ایران!

چنانکه می بینید، ريم جمهوری اسلامی چون دسته ای ویرانگر و جلاد بجان مردم میهنمان افتاده و خود نیز بیشرمانه به آن اعتراف میکند. رژیم اکنون برای نجات خود، به یکی از هارترین و رسواترین رژیمهای جهان تبدیل گشته است و از هیچ کشتار و جنایتی اباء ندارد.

تمام رژیمهای سرمایه داری موقعی که خود را در مهلکهٔ انقلاب ببینند و احساس کنند که دیگر توده ها به عوامفریبی های آنان پی برده و نمیخواهند به دیکتاتوری و تسلط آنان گردن نهند این چنین هار میشوند. این در طبیعت نظام سرمایه داری است که برای حفظ خود، هر لحظه آماده است جان و زندگی میلیونها انسان را بازیچهٔ دست خود قرار داده و آن را به نیستی و نابودی بکشاند، تا زمانی که چنین رژیم هایی بر کشور حکمرانی می کنند، قلدری و زورگویی و قتل عام و کشتار در انتظار توده ها است. این منطق سرمایه داری است و هیچ نوع عوام فریبی نمی تواند آن را پوشیده نگه دارد.

بنابراین برای اینکه از دیکتاتوری سرمایه داری رهایی پیدا کنیم باید این رژیم را سرنگون کرده و رژیمی انقلابی – دموکراتیک جایگزن آن نمائیم که نمایندهٔ واقعی توده های کارگر و زحمتکش میهنمان و تجلیگاه ارادهٔ انقلابی آنان باشد، باید رژیمی بر سر کار آوریم که حقیقتا از آزادی و انقلاب توده ها پاسداری نموده و اقدامات ضد انقلابی باند های سیاه و عوامل سرمایه داران را خنثی و سرکوب نماید. باید رژیمی جایگزین این رژیم نماییم که رفاه و آسایش و امنیت و خوشبختی برای کارگران، زحمتکشان، دهقانان، خلق ها و دیگر توده های تحت ستم به ارمغان آورد.

لیکن چنین رژیمی جایگزین رژیم جمهوری اسلامی نمی گردد مگر اینکه خود کارگران و زحمتکشان و دیگر توده های مبارز بپا خیزند و اراده کنند که حکومت را مستقیما بدست بگیرند.

توده ها باید بیشتر به میدان مبارزه آیند، متشکل شوند و مصمم باشند که سرنوشت خویش را بدست گیرند. توده ها باید بیشتر به میدان مبارزه آیند، متشکل شوند و مصمم باشند که سرنوشت خویش را بدست بگیرند. کارخانه ها، کوچه ها، مدارس، خیابان ها، شهرها و روستاها را باید به صحنهٔ نبرد واقعی علیه رژیم تبدیل نمود.

آری! برای نجات مردم میهنمان تنها یک راه وجود دارد و آن شرکت مستقیم خود آنان در مبارزه، سرنگون کردن رژیم به وسیله قیام و بر سر کار آوردن یک حکومت انقلابی و دموکراتیک میباشد.