۱۸ مارس یاد کمون پاریس، نخستین حکومت کارگری جهان
امروز ۱۸ مارس، سالگرد یکی از درخشانترین رویدادهای تاریخ مبارزات آزادیخواهانه و کارگری جهان است. در چنین روزی، در سال ۱۸۷۱، کارگران و مردم مسلح پاریس قدرت را به دست گرفتند و نخستین حکومت کارگری جهان را برپا کردند. کمون یک تجربه بزرگ بود. تجربهای کوتاه، اما بسیار پرمعنا. تجربهای که هنوز هم برای کارگران، زحمتکشان و آزادیخواهان جهان الهامبخش است.
کمون پاریس بر زمینههای آن در بحران سیاسی و نظامی فرانسه شکل گرفت. در سال ۱۸۷۰، لوئی بناپارت، امپراتور فرانسه، با دامن زدن به احساسات شوونیستی و با هدف گسترش نفوذ فرانسه در اروپا، جنگی را علیه دولت پروس آغاز کرد. اما این جنگ به شکستی خفتبار انجامید. ارتش فرانسه شکست خورد. خود لوئی بناپارت نیز به اسارت ارتش پروس درآمد. ارتش پروس تا پشت دروازههای پاریس پیشروی کرد.
در چنین اوضاعی، مردم پاریس به میدان آمدند. در چهارم دسامبر همان سال، پاریسیها قیام کردند. بقایای امپراتوری فراری درهم پیچیده شد. کارگران قیامکننده به قصر بوربون حمله کردند. مجلس قانونگذاری را وادار کردند انحلال امپراتوری و تشکیل جمهوری را اعلام کند.
در این میان، مردم پاریس برای دفاع از شهر مسلح شده بودند. آنان گارد ملی را برای مقاومت در برابر ارتش اشغالگر پروس سازمان داده بودند. ستون اصلی این نیرو را گردانهای کارگری تشکیل میدادند. سوسیالیستها و انقلابیون نیز در میان این کارگران نفوذ زیادی داشتند. این نکته بسیار مهم بود. زیرا در دل جنگ و اشغال، نه فقط یک نیروی نظامی تازه، بلکه یک نیروی سیاسی تازه نیز شکل گرفته بود.
اما در همان حال، نیروهای بورژوایی نیز سریع دست به کار شدند. آنها با هم ائتلاف کردند و «حکومت موقت دفاع ملی» را تشکیل دادند.دولت جدید که در بوردو مستقر بود، بیش از آنکه نگران ارتش پروس باشد، از کارگران مسلح پاریس میترسید. این دولت به جای تمرکز بر جنگ با اشغالگران، خلع سلاح کارگران را در اولویت قرار داد. از یک سو با پروس مذاکره میکرد. از سوی دیگر برای خلع سلاح یگانهای کارگری در گارد ملی نقشه میکشید. اما کارگران تن به خلع سلاح ندادند. آنان علیه دولت بورژوایی شوریدند.
سرانجام، در روز ۱۸ مارس ۱۸۷۱، دولت پوشالی در برابر قیام مردم تاب نیاورد. سران آن از پاریس گریختند و در ورسای، در چند کیلومتری پایتخت، مستقر شدند. به این ترتیب پاریس به دست کارگران مسلح افتاد. «کمیته مرکزی گارد ملی» قدرت را به دست گرفت. نخستین اقدام این کمیته، تشکیل شوراهای محلی و فراهم کردن مقدمات برای انتخاب حکومت جدید بود. کمیته مرکزی پس از آنکه اکثریت مناطق پاریس و حومه را حفظ کرده بود، قدرت را به نمایندگان منتخب مردم واگذار کرد. بدینگونه کمون پاریس شکل گرفت.
کمون پاریس از همان آغاز، شکل تازهای از حکومت را نشان داد. حکومتی که نمایندگانش انتخابی بودند. نمایندگانی که هر زمان مردم میخواستند، قابل عزل بودند. کمیته کمون ۸۳ عضو داشت. این کمیته هم قانونگذار بود و هم مجری قانون. این خود نشانهای روشن بود از شکستن دستگاه کهنه دولت بورژوایی و تلاش برای ساختن شکلی تازه از قدرت سیاسی.
اقدامات کمون، جسورانه و تاریخی بود. کمون ارتش حرفهای را لغو کرد و امور نظامی را به مردم مسلح سپرد. این تصمیم، نشان میداد که دفاع از جامعه باید در دست خود مردم باشد، نه در دست ارتش جداشده از مردم. کمون اعلام کرد زمین از آن کسی است که روی آن کار میکند. ابزار تولید از آن کارگران است. و کار، حق طبیعی همه انسانهاست.
کمون به امتیازهای طبقاتی مقامات دولتی نیز حمله کرد. حقوقهای گزاف مقامات بالا لغو شد. بالاترین حقوق نمیتوانست از دستمزد یک کارگر ماهر بیشتر باشد. قضات و مقامهای بالای اجرایی انتخابی شدند و هر زمان مردم اراده میکردند، میتوانستند آنان را عزل کنند. این اقدامات، سیاست را از انحصار ثروتمندان و حرفهایهای قدرت بیرون میآورد.
کمون مجازات اعدام را لغو کرد. دستگاه گیوتین را در ملأ عام سوزاند. این فقط یک تصمیم حقوقی نبود. یک پیام بزرگ انسانی داشت. کمون نشان داد که حکومت کارگری میخواهد با دستگاه وحشت و ارعاب گذشته قطع رابطه کند.
در عرصه آموزش نیز گامهای بزرگی برداشته شد. آموزش رایگان بنا گذاشته شد. مدارس از سلطه کلیسا رها شدند. کلیساها منحل و اموال آنها مصادره شد. همه کمکهای دولتی به کلیسا قطع شد. مذهب، امر خصوصی افراد اعلام شد. دادگستری و آموزش از مذهب و از هر باور مربوط به وجدان فردی جدا شد. این یکی از مترقیترین اقدامهای کمون بود.
کمون در زندگی روزمره مردم نیز دخالت به سود زحمتکشان کرد. کار شبانه نانواییها ممنوع شد. حقوق کارمندان کمیسیونهای کمون در حد حقوق کارگران تعیین شد. پلیس از ابزار قدرت مرکزی به نهادی در خدمت رفاه مردم تبدیل شد. وظایف سیاسی پلیس لغو شد. مسئولان آن نیز قابل عزل بودند.
کمون همچنین آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات و آزادی تشکلهای اجتماعی و سیاسی را اعلام کرد. کارخانهها و مؤسساتی که صاحبانشان از پاریس گریخته بودند، به انجمنهای کارگری سپرده شدند. بنگاههای کاریابی ملغی شدند و وظایف آنها به شهرداریهای ۲۰ ناحیه پاریس واگذار شد. همه اجارهها برای یک سال بخشوده شد. فروش وسایل گرو گذاشتهشده مردم در بانکها ممنوع شد. حتی انقلابیونی از کشورهای دیگر که دوشادوش کارگران پاریس جنگیده بودند، بدون تبعیض مسئولیت گرفتند. این نشان میداد که کمون روحی انترناسیونالیستی داشت.
اما کمون دشمنان نیرومندی داشت. دولت پروس از گسترش پیام آزادی و برابری به مناطق تحت سلطه خود میترسید. از همین رو، با دولت بورژوایی شکستخورده و فراری فرانسه همپیمان شد. برای سرکوب کمون، ۶۰ هزار اسیر جنگی ارتش فرانسه را آزاد کرد و در اختیار دولت ورسای گذاشت. از اوایل ماه مه، حملات مشترک ارتش پروس و ارتش بازسازیشده دولت بورژوایی به سوی پاریس آغاز شد.
نبردی نابرابر درگرفت. کارگران و کمونارها تا پای جان جنگیدند. اما سرانجام، پس از چند روز نبرد خونین، کمون شکست خورد. حدود ۱۷ هزار کارگر در جبههها جان باختند. ۳۰ هزار نفر اعدام شدند. ۷۰ هزار نفر زندانی یا تبعید شدند. این کشتار هولناک، نمونهای آشکار از کینه طبقاتی بورژوازی اروپا علیه حکومت کارگران بود. این جنایتها به فرماندهی ژنرال مکماهون انجام شد؛ کسی که بعدتر رئیسجمهور فرانسه شد.
کمون پاریس فقط ۷۲ روز دوام آورد. اما همین ۷۲ روز، جهانی از تجربه و درس بر جای گذاشت. کمون نشان داد که کارگران میتوانند نه فقط اعتراض کنند، بلکه حکومت کنند. نشان داد که شکل شورایی قدرت، یک امکان واقعی است. نشان داد که میتوان دولت را از بالا به پایین اداره نکرد، بلکه از پایین و با اراده مستقیم مردم سازمان داد.
درس کمون برای امروز ایران نیز مهم است. ایران در دل بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گرفتار است. جمهوری اسلامی با بحرانهای درهمتنیده روبهروست. طبقه کارگر ایران به شدیدترین شکل استثمار میشود. از ابتداییترین حقوق خود محروم است. فقر، تبعیض، بیکاری، سرکوب و بیحقوقی زندگی میلیونها انسان را زیر فشار برده است. حتی اگر رژیم از بحرانها و جنگ کنونی جان سالم به در ببرد، روشن است که در برابر خشم و نفرت مردم نمیتواند برای همیشه دوام بیاورد.
در چنین شرایطی، تجربه کمون یک درس روشن دارد: اگر خلأ قدرت پدید آید، این خلأ نباید به دست نیروهای ارتجاعی، نظامی یا قدرتهای بالا پر شود. این خلأ باید با شوراهای منتخب مردم در محله، کارخانه، کارگاه، دانشگاه، مدرسه، شهر و روستا پر شود. این همان شکل تازهای از حکومت است که کمون پاریس برای نخستین بار به جهان نشان داد. در کردستان نیز مردم تجربههای گرانبهایی از اداره امور با اتکا به نهادهای مردمی و همبستگی اجتماعی دارند. این تجربهها میتوانند در دوره انقلابی آتی که در راه است، می توانند سرنوشت ساز باشند.
۱۸ مارس یادآوری یک امکان تاریخی است. امکان دخالت مستقیم مردم در سرنوشت خود. امکان اداره جامعه بر پایه آزادی، برابری و عدالت. کمون شکست خورد، اما خاموش نشد. در حافظه طبقه کارگر جهان زنده ماند. و هنوز هم میگوید: مردم زحمتکش میتوانند برخیزند، سازمان یابند و جهانی انسانیتر بسازند.
