شبح جنگ در خدمت خاموش ساختن شعله های مبارزات مردم
جمهوری اسلامی ایران در آستانه چهل و هفتمین سالگرد تأسیس خود، با بحرانهایی عمیق و چندلایه روبروست که بنیادهای حاکمیت آن را به لرزه درآورده است. همانگونه که این نظام طی ۴۷ سال در میان رودخانهای از خون به حیات خود ادامه داده است، اکنون نیز با سرکوب خونین و بیرحمانه، حکومت می کند. صحنههای هولناک کشتار در روزهای پس از قطع اینترنت گواهی روشن بر این واقعیت است که جمهوری اسلامی هنوز از تنها استراتژی بقای خود، یعنی سرکوب و خشونت، دست نکشیده است.
در هفتههای اخیر، خیزش انقلابی مردم در بیش از ۱۹۰ شهر ایران به سطحی کمنظیر رسیده است. مردم با شجاعت بیسابقهای خواهان آزادی و عدالت و زندگی بهتر شدهاند. اما پاسخ حکومت همان پاسخ دیرینه است: گلوله، زندان، شکنجه و اعدام. قطع اینترنت و سانسور رسانهای نیز نشان میدهد که جمهوری اسلامی می کوشد جنایات خود را در تاریکی ارتباطات پنهان کند.
این سرکوب خونین نه تنها نشاندهنده ضعف و ناتوانی نظام در پاسخگویی به خواستهای مشروع مردم است، بلکه نمایانگر این واقعیت است که حکومت جز با زور و خشونت هیچ راه دیگری برای ادامه حیات خود نمیبیند.
در همین حال، تحولات بینالمللی نیز وارد فاز جدیدی شده است گزارش شده که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حال بررسی احتمال انجام حملات نظامی علیه ایران در واکنش به کشتار گسترده معترضان است. جمهوری اسلامی ایران نیز تهدید کرده در صورت وقوع چنین حملاتی، با هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه تلافی خواهد کرد.
ایالات متحده در آستانه احتمال بروز یک درگیری نظامی، روند تخلیه بخشی از نیروهای خود از پایگاه هوایی العدید در قطر و چند پایگاه دیگر را در منطقه آغاز کرده است. این حرکات نظامی نشان میدهد که احتمال یک رویارویی مسلحانه دیگر صرفاً یک سناریوی دور از ذهن نیست.
اما شب گذشته ترامپ در اظهارات متناقضی گفت که اطلاع دقیقی از آمار کشتهشدگان ندارد، اما گویا طرف ایرانی به او قول داده است که دیگر در خیابانها آدم نکشد و کسی را هم اعدام نکند. این سخنان در کجای سیاست واقعی آمریکا قرار میگیرد، هنوز معلوم نیست. آیا این به معنای عقبنشینی ترامپ از مواضع قبلی خود درباره جمهوری اسلامی است؟ از آنجا که در بیشتر موارد حرکات ترامپ قابل پیشبینی نیست، باید منتظر رویدادهای بعدی در چند روز آینده بود.
اما این تنها صدایی نیست که از جامعه آمریکا برخاسته است. برنی سندرز، سناتور چپگرای کنگره آمریکا، با انتشار بیانیهای در شبکه ایکس گفته است: “میلیونها نفر علیه حکومت خودکامه قیام کردهاند. رژیم با خشونت پاسخ داده و هزاران معترض را کشته است. مردم ایران حق دارند آینده خود را تعیین کنند و ایالات متحده باید از خواستههای مشروع آنان برای آزادی و دموکراسی حمایت کند؛ اما این حمایت نباید با زور اسلحه باشد.”
سندرز تأکید کرده که آمریکا باید خواستهای زیر را مطالبه کند: پایان فوری خشونت علیه معترضان، پایان فوری سانسور رسانهای و قطع اینترنت و برگزاری انتخابات آزاد تحت نظارت بینالمللی. او در پایان بیانیه خود تصریح کرده است: “مداخله نظامی آمریکا راهحل نیست؛ در گذشته شکست خورده و دوباره شکست خواهد خورد.”
در حالی که خیزش انقلابی مردم در بیش از ۱۹۰ شهر ایران در سطح کمنظیری همچنان ادامه دارد، در کنار صدای انقلاب مردم، زمزمههای خطرناک دیگری هم به گوش میرسد که نمیتوان از کنار آن گذشت. در زیر پوست دعواهای درون حکومتی، یک خط فاشیستی و پوپولیست به آرامی دست اندرکار سازماندهی و مسلح کردن خود است. فراموش نکنیم به عنوان مثال سعید جلیلی که به چنین افکار و اندیشههایی باور دارد، در انتخابات ریاست جمهوری اگرچه پیروز نشد، اما آرای بالایی کسب کرد. این نشان میدهد که در درون جامعه ایران نیز جریانات خطرناکی در حال شکلگیری هستند که برای بعد از فروپاشی رژیم فعلی دندان تیز کرده اند. اینها می توانند خطرات جدیدی را متوجه آینده مردم ایران کنند. چنین سناریوئی وقتی مجال خواهد یافت که مردم دیگر در صحنه نباشند.
اگرچه وقوع بسیاری از رویدادها را نمیتوان به دقت پیشبینی کرد، اما به دلایل عینی بسیار، یک پدیده را به روشنی میتوان احساس کرد و آن اینکه تحول در نظام سیاسی حاکم بر ایران اجتنابناپذیر شده است. مسئله اساسی این است که این تحول در چه مسیری اتفاق می افتد؟ قدر مسلم این است، چه آمریکا حمله کند و چه جمهوری اسلامی خود زمینه حمله را فراهم سازد و جنگ پیشگیرانهای را آغاز کند، نتیجەی بلافاصله آن خاموش شدن حداقل موقتی شعله آتش خیزش انقلابی جاری است.
جنگ، صرفنظر از اینکه چه کسی آن را آغاز کند، تنها به نفع جمهوری اسلامی خواهد بود. این واقعیت را در جنگ ۸ ساله ایران و عراق و در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرئیل به وضوح مشاهده کردیم. مردم نیز که در حال مبارزه برای آزادی و حقوق خود هستند این بار نیز به انتظار خواهند نشست.
به انتظار نشستن مردم برای نتیجه نهایی این مسابقه، سناریوهای پرمخاطره و عواقب فاجعهباری به دنبال خواهد داشت. چنین جنگی نه تنها آزادی را به ارمغان نمیآورد، بلکه ویرانی، فقر و نابودی را برای مردم به همراه دارد.
آزادی واقعی و زندگی بهتر با نیروی مبارزه و خلاقیتهای مردم قیامکننده میسر میگردد. دخالت های امپریالیستی نمیتواند آزادی را به مردم هدیه دهد و هیچ بمب و موشکی نمیتواند آزادی را جایگزین استبداد کند.
خیزش فعلی مردم ایران نشان داده است که آنها دیگر حاضر به تحمل ستم، فقر، فساد و سرکوب نیستند. این مبارزه باید ادامه یابد و مردم ایران باید با حفظ وحدت و همبستگی خود، راه خود را به سوی آزادی و حاکم شدن بر سرنوشت خویش پی بگیرند. نباید اجازه که در سایه جنگ، شعلههای مبارزه مردم خاموش شود. آینده ایران باید توسط مردم ایران ساخته شود، نه توسط بمبها و موشکها.
