زندانهائی که می توانند به تله مرگ زندانیان تبدیل شوند
در روزهایی که توجهها به جنگ و ویرانی های آن معطوف بود، هزاران نفر در پشت دیوارهای زندانهای ایران نه در اخبار جنگ جایی داشتند و نه صدایشان از پشت میلهها به بیرون میرسید.
زندان اوین، که همواره نمادی از سرکوب سیاسی در ایران بوده است این روزها در عین نگرانی از اینکه در چه لحظه ای بمبی هم بر سر این زندان فرود خواهد آمد، با موجی از مشکلات انباشته شده روبروست. گزارشهای دریافتی از درون این زندان تصویری نگرانکننده ترسیم میکنند: کمبود دارو، کاهش جیره غذایی، نبود اقلام بهداشتی ابتدایی مثل مسواک و شامپو، و از همه مهمتر، بلاتکلیفی ماههای طولانی زندانیانی که نه حکمی برایشان صادر شده و نه درخواست مرخصیشان پاسخ گرفته است.
در حوزه درمان، وضع از این هم وخیمتر است. زندانیانی که از دردهای طاقتفرسای دندان یا بیماریهای کلیوی رنج میبرند، به خدمات تخصصی پزشکی دسترسی ندارند. داروهایی که خانوادهها با هزار امید و دستبهدامان این و آن میفرستند، اغلب به دست زندانیان نمیرسد. اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان عملاً متوقف شده و تنها زمانی انجام میگیرد که زندانی به آستانه مرگ رسیده باشد.
از ابتدای جنگ، فضای اوین بهشدت امنیتیتر شده است. زندانیان در سالنهای جداگانه محبوس شدهاند، ارتباط با خانوادهها قطع یا به شدت محدود شده، و گزارشها حاکی از تردد مقامات زندان با سلاحهای تماماتوماتیک است.
در جنوب کشور، زندان شیبان اهواز تصویری بهمراتب تاریکتر دارد. بخشهایی از این زندان بهطور اختصاصی به معترضان بازداشتشده در ماههای اخیر اختصاص یافته است. اتاقهایی با ظرفیت محدود، دهها نفر را در خود جای دادهاند و در مجموع صدها زندانی در فضایی بهشدت فشرده و نامناسب نگهداری میشوند.کمبود آب، محدودیت شدید در استفاده از سرویسهای بهداشتی، و آلودگی گسترده به ساس، وضعیت بهداشتی را به نقطهای رسانده که بیماریهای پوستی میان زندانیان شیوع یافته است. داروهای موجود نیز کیفیت مناسبی ندارند و گفته میشود برخی از آنها تاریخ مصرفشان گذشته است. بسیاری از این زندانیان در حالت بلاتکلیف به سر میبرند؛ با اتهامات سنگین، بدون محاکمه، و زیر فشار بازجوییهای مداوم قرار دارند.
زندان ارومیه در این میان با وضعیتی ویژه روبروست. تعداد زیادی از زندانیان سیاسی کرد در این زندان نگهداری میشوند و گزارشها از احتمال اعدامهای دستهجمعی و فشار امنیتی فوقالعاده بالا خبر میدهند. زندانهای سنندج و بوکان نیز با تمرکز پروندههای سیاسی زندانیان کرد و احکام اعدام تأییدشده، به کانونهایی از نگرانی تبدیل شدهاند.
در هفتههای اخیر، موجی تازه از اعدامهای سیاسی ایران را فراگرفته است. از اواخر بهمنماه ، همزمان با آغاز درگیری نظامی، شمار اعدامها به شکل چشمگیری افزایش یافته است. گزارش می رسد که در کمتر از دو ماه، دستکم سیزده تا چهارده. زندانی سیاسی اعدام شدهاند ، برخی از آنها نوجوان بودند.
هفدهم فروردین ، علی فهیم، جوان بیستوششسالهای که اعترافاتش زیر شکنجه گرفته شده بود، در زندان قزلحصار کرج اعدام شد. دو روز پیش از آن، یعنی هفدهم فروردین، محمدامین ، امیرحسین حاتمی، نوجوان هجدهسالهای که در جریان اعتراضات بازداشت شده بود، به دار آویخته شد.
پیش از این اعدامها، در اواخر فروردینماه، ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان نیز اعدام شدند. همچنین سه معترض جوان، از جمله یک نوجوان نوزدهساله، در همان دوره اعدام شدند.. در کنار این اعدامها، گزارش رسیده که حسین غاوی، معروف به سیلاوی، در اواخر فروردین در بازداشتگاه سپاه پاسداران زیر شکنجه جان باخت .
در حال حاضر، شمار زیادی از زندانیان در خطر اجرای فوری حکم اعدام قرار دارند. از میان آنها، نام هفت تن بهطور مشخص در گزارشهای حقوق بشری آمده است: پخشان عزیزی، حاتم اوزدمیر، یوسف احمدی، محراب عبداللهزاده، ناصر بکرزاده، رئوف معروفی و محمد فرجی، این افراد در زندانهای اوین، ارومیه، سنندج و بوکان نگهداری میشوند.
افراد دیگری نیز وضعیتی نامشخص اما نگرانکننده دارند: وریشه مرادی، علی قاسمی، پژمان سلطانی، کاوه صالحی و رزگار بگزاده. علاوه بر اینها، دستکم پنج همپروندهای امیرحسین حاتمی در سلول انفرادی نگهداری میشوند و گزارشها حاکی از آن است که احکام آنها ممکن است به زودی اجرا شود..در مجموع، تخمین زده می شود که دستکم پنجاهوشش زندانی سیاسی با حکم قطعی اعدام در زندانهای ایران بهسر میبرند، و صدها تن دیگر در معرض صدور حکم هستند.
آنچه این موج را از دورههای پیشین متمایز میکند، شتاب و ساختار آن است. گزارشها نشان میدهند که رئیس قوه قضائیه دستور داده اجرای احکام اعدام علیه متهمان سیاسی تسریع شود. اتهاماتی مانند «محاربه» و «همکاری با دشمن» بهطور گسترده به کار گرفته میشوند بسیاری از متهمان در محاکماتی چند ساعته، بدون دسترسی به وکیل مستقل، محکوم شدهاند و اعترافات گرفتهشده زیر فشار یا شکنجه، مستند اصلی صدور احکام بوده است
زندان قزلحصار کرج به یکی از مراکز اصلی اجرای اعدامها تبدیل شده. در زندان اوین، بسیاری از زندانیان سیاسی در بندهای امنیتی دویستونه و دویستوچهل محبوساند و ارتباطشان با خانواده قطع شده است.. زندانهای ارومیه، سنندج و بوکان نیز تعداد زیادی از زندانیان کرد را در خود جای دادهاند که برخی با احکام اعدام تأییدشده دستوپنجه نرم میکنند..
از آغاز جنگ، بازداشتهای گستردهای انجام شده که شمارشان به دهها هزار تن میرسد. در میان بازداشتشدگان، فعالان، دانشجویان و حتی کودکان دیده میشوند. بسیاری در بازداشتگاههای مخفی نگهداری میشوند و خانوادههایشان از سرنوشتشان بیخبرند.
در میان همه این اخبار، آنچه باید بیشتر از هر چیز به آن پرداخت، حال و روز کسانی است که پشت این آمارها قرار دارند. مادری که هر روز پشت تلفن منتظر خبری از فرزندش است. پدری که بسته دارو فرستاده و نمیداند رسیده یا نه. همسری که هفتههاست صدای طرف مقابل را نشنیده. کودکانی که نمیفهمند چرا پدر یا مادرشان برنمیگردد.
شرایط جنگی، زندانیان را در معرض خطری مضاعف قرار میدهد. زندانهایی که در شرایط عادی هم از استانداردهای انسانی فاصله دارند، در شرایط جنگی میتوانند به تلههای مرگ تبدیل شوند. بمباران، و افزایش بیقانونی در سایه جنگ، همگی جان زندانیان را بیشتر به خطر میاندازند.
خواسته ای که باید بلندتر از هر زمان تکرار شود این است: آزادی فوری زندانیان سیاسی و عقیدتی، بهویژه در شرایط جنگی. اما تا آن روز، وظیفه ماست که نامهایشان را فراموش نکنیم. که گزارشها را منتشر کنیم. که با خانوادههایشان همدردی کنیم و تنهایشان نگذاریم.
