تبدیل بیمارستانها به ابزار سرکوب و قتل
سازمان حقوق بشر ایران که در کشور نروژ مستقر است، شهادتهای تکاندهندهای از پزشکان و کادر درمان در شهرهای مختلف ایران دریافت کرده است که نشان میدهد جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بیمارستانها و مراکز درمانی را به بخشی از ماشین کشتار خود تبدیل کرده است. این شهادتها حاکی از آن است که مجروحان معترض نهتنها از حق درمان محروم شدهاند، بلکه در مواردی بهطور عامدانه در مراکز درمانی به قتل رسیدهاند، یا از تخت بیمارستان بازداشت و به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند.
یک پزشک از استان لرستان جزئیات هولناکی از نقش پزشکان نزدیک به حکومت در قتل مجروحان فاش کرده است. به گفته این شاهد عینی، پزشکی با نام دکتر ه.م. که از عوامل جمهوری اسلامی است، مجروحان نیروهای امنیتی را به اتاق عمل میفرستاد، اما درباره مجروحان معمولی دستور میداد: «بگذارید همینجا بمیرند». این پزشک تأیید کرد که مجروحانی که لوله تنفس داشتند، بهطور عمدی از دستگاههای اکسیژن جدا شده و در حالی که زنده بودند، در سردخانه گذاشته شدند.
پزشکی از استان فارس نیز اعلام کرد که بسیاری از مجروحان از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بودند، اما بهدلیل قطع تلفن، حتی امکان تماس کادر درمان با جراحهای کشیک فراهم نمیشد. شاهدان عینی از تهران گزارش دادهاند که نیروهای امنیتی با ارائه حکم قضایی، فهرست کامل بیماران بستری، اطلاعات پرداختکنندگان هزینههای درمانی و شماره کارتهای بانکی آنها را از بیمارستانها دریافت کردهاند تا مجروحان را شناسایی و بازداشت کنند.
شاهد عینی از لرستان گزارش داده که جنازههای مجروحان کشتهشده با یخچالهای بستنی به بیمارستان آورده شده، در حیاط تخلیه و بدون ارسال به پزشکی قانونی، گواهی فوت برای آنها صادر و بهصورت دستهجمعی دفن شدهاند. خانوادههای بسیاری هنوز در جستوجوی فرزندان خود هستند. به خانوادههای کشتهشدگان گفته میشود یا باید اعلام کنند فرزندشان عضو بسیج بوده، یا باید هفتصد و پنجاه میلیون تا یک میلیارد تومان «پول تیر» پرداخت کنند.
پزشک متخصصی از تهران گزارش کرده که مجروحان تیرخورده در بیمارستانها با علتهای جعلی مانند «تصادف» یا «تومور» تحت درمان قرار میگیرند. وی مثال میزند که: «دختر ۲۲ ساله که دیروز با تشخیص تومور فک عمل شد، درحقیقت تیر به گلویش خورده بود». نیروهای امنیتی همچنین به بیمارستانهای میلاد، سعدی، سپاهان، سینا و غرضی اصفهان یورش برده و بیش از ۵۰۰ پرونده مربوط به مجروحان را با خود بردهاند.
سازمان حقوق بشر ایران بازداشت دستکم ۳۵ نفر از پزشکان، پرستاران و اعضای کادر درمان را بهدلیل کمک به درمان معترضان تأیید میکند. نیروهای امنیتی با یورش به منازل و کلینیکها، پزشکان و امدادگران داوطلب را با خشونت بازداشت و اموال آنها را تخریب کردهاند. در اصفهان، تهدید، احضار و بازداشت پزشکان گزارش شده است. بسیاری از مجروحان بهدلیل ترس از دستگیری، درمان خود را نیمهکاره رها کرده و بهسمت درمانهای پنهانی و غیررسمی رفتهاند.
یک پزشک از رشت گزارش داده که تنها در یک بیمارستان، حدود ۱۲۰۰ کشته در روز اول پذیرش مجروحان (۱۸ دیماه) ثبت شده است. شاهد عینی، فضای شهر رشت از روز ۲۰ دیماه به بعد را همچون «مناطق اشغالشده اروپا بهدست نیروهای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم» توصیف میکند. بهسختی میتوان خانوادهای را یافت که عزیزی را از دست نداده یا یکی از بستگانش زخمی نشده باشد.
صدوپنجاه نیمکت خالی: کشتار کودکان و دانشآموزان
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران فهرست ۱۵۰ دانشآموزی را منتشر کرده که جانشان در نتیجه قتل عام روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه گرفته شده است. این کودکان و نوجوانان باید در کلاس درس میبودند، نه در آمار مرگ. صدوپنجاه نیمکت خالی نشان میدهند چه چیزی از این کودکان گرفته شد: امکان زیستن، حق یادگرفتن و حق بزرگشدن بدون ترس.
این کودکان کشته شدند، اما پیش از آن بارها حذف شدند: از مدرسه، از خیابان، از روایت رسمی و از حافظهای که حاکمیت میخواست کنترلش کند. گرفتن این جانها محصول مستقیم سیاستهای سرکوب، ارزانسازی جان، بهگلوله بستن رؤیا و حذف کودک از معادله آینده است. شورای فرهنگیان تأکید میکند که این فهرست را منتشر میکنند نه برای اشک لحظهای، بلکه برای قطع زنجیره عادیسازی مرگ کودک و برای اینکه هیچکس نتواند بگوید «نمیدانستیم».
این جنایات سیستماتیک علیه مردم ایران، بهویژه کودکان و نوجوانان، نشاندهنده فروپاشی کامل هرگونه معیار اخلاقی و حقوقی در جمهوری اسلامی است. تبدیل بیمارستانها به ابزار کشتار، قتل عمدی مجروحان از طریق قطع دستگاههای تنفسی، جعل اسناد پزشکی و سرکوب کادر درمان، همگی مصادیق جنایت علیه بشریت هستند.
این جنایات پیامدهای سیاسی عمیقی دارند. هر قطره خونی که ریخته شده، هر کودکی که جانش را از دست داده، هر مادر و پدری که در سوگ فرزندش نشسته، بر پیکره فرتوت این حکومت میخی میکوبد. مردم ایران که خانوادههایشان داغدار شدهاند، هرگز این جنایات را فراموش نخواهند کرد. شکاف میان مردم و حکومت بهطور غیرقابلجبرانی عمیق شده است.
جامعه جهانی، سازمان ملل متحد و سازمان جهانی بهداشت باید این جنایات را بهطور قاطع محکوم کنند و بررسیهای مستقلی درباره این گزارشها انجام دهند. استفاده از سیستم درمانی بهعنوان ابزار سرکوب نهفقط یک بحران حقوق بشری، بلکه یک بحران جهانی سلامت است که نیازمند واکنش فوری بینالمللی است.
اما فراتر از محکومیت بینالمللی، آنچه قطعی است این است که جمهوری اسلامی و همه جنایتکارانی که در ارتکاب این جنایات دست داشتهاند، در فردای آزادی که چندان دیر نیست، در پیشگاه عدل مردم قیامکننده سزای شایسته خود را دریافت خواهند کرد. تاریخ نشان داده است که هیچ استبدادی برای همیشه باقی نمیماند و مردمی که چنین فداکاریهای سنگینی کردهاند، سرانجام پیروز خواهند شد.
صدوپنجاه نیمکت خالی، هزاران چشم گریان، و میلیونها قلب داغدار، همگی شاهدانی هستند بر جنایاتی که هرگز فراموش نخواهند شد و هرگز بیکیفر نخواهند ماند.
