رژیم جمهوری اسلامی دور تازهای از صدور احکام اعدام در مورد مبارزین دربند را آغاز کرده است. در تازهترین نمونه حکم اعدام پخشان عزیزی توسط دیوان عالی کشور تائید شده است و اکنون هر روز که میگذرد خطر اجرای این حکم جنایتکارانه بیشر میشود. پخشان عزیزی زن مبارزی است که بخشی از زندگی و فعالیت خود را در روژاوا، در کمک به مردم ستمدیده آن دیار و بر علیه گروه جنایتکار داعش صرف کرده است. این زن رزمنده ماههاست که در سیاه چالهای رژیم شکنجه میشود و با پروندهسازیهایی که در زیر شکنجه ساخته شدهاند، مقاومت میکند. مردم کردستان ایران به دیده تحسین به مبارزه این زن جوان مینگرند. در نگاه مردم کردستان وی یک قهرمان و یک مبارز پیشرو در راه رسیدن به آرمانهای انسانی حتی در ورای مرزهای ایران بوده است.
رژیم اسلامی در شرایطی چنین حکمی را بر علیه پخشان عزیزیدر دیوان عالی نظام پوسیدهاش تأیید میکند که در نتیجه گسترش مقاومت تودهای کارگران، بازنشستگان، پرستاران، زنان مبارز آزادپوش، دادخواهان به تنگ آمده است و کابوس سرنگونی و فروپاشی را میبیند. رژیم تصور میکند که با چنین اعمالی خطر فروپاشی و سرنگونی را از سر بگذراند اما واقعیت این است امروز دیگر مردم از مرحله سیاست ارعاب عبور کردهاند، و صدور اینگونه احکام ضد انسانی آتش خشم مردم را بیشتر دامن میزند و کابوس جمهوری اسلامی را به واقعیت نزدیک تر میکند.
واقعیت این است که در شرایطی که جمهوری اسلامی از هر سو در بن بست سیاسی قرار گرفته است، این اقدامات بخشی از سیاست سرکوب وسیعتری است که برای مهار اعتراضات اجتماعی برنامهریزی شده است. حاکمیتی که در بین اکثریت مردم جامعه مشروعیتی ندارد، اما حاکمیتی که زندگی را برای کارگران و زحمتکشان به جهنم تبدیل کرده است و دهها میلیون نفر را به زندگی در چندین مرتبه زیر خط فقر گرفتار کرده است، حاکمیتی که برای آینده میلیونها جوان بیکارِ تحصیل کرده دانشگاهی برنامهای ندارد، حاکمیتی که علیه نصف جامعه یعنی زنان یک سیستم آپارتاید جنسیتی ضد انسانی اعمال کرده و روزانه با قوانین ارتجاعی آنها را مورد آزار و اذیت و بی حرمتی قرار میدهد، حاکمیتی که با اعمال سیستماتیک ستم ملی بر مردم کرد و یگر ملتهای ساکن ایران، فشار همه این فقر و بی حقوقیها را بر آنها دو چندان کرده است، حاکمیتی که با نظامیسازی، رانتخواری و فساد، محیطزیست را ویران کرده است، حاکمیتی که حتی از تأمین گاز و برق مصرفی شهروندان نیز ناتوان است، حاکمیتی که دهها ملیارد دلار از ثروت این کشورو حاصل رنج و استثمار این مردم را در تعقیب اهداف ارتجاعی منطقهای به باد داده است، تا عمق استراتژیک برای بقای خود فراهم کند، چنین اقداماتی برای چنین حاکمیتی از سر درماندگی است و در واقع به دست خود ملزومات نابودی خود را فراهم میکند.
ما این اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی ایران را به شدت محکوم میکنیم و از همه احزاب، سازمانها و گروههای سیاسی مترقی و پیشرو میخواهیم که در برابر صدور احکام ارتجاعی اعدام برای فعالان سیاسی و از جمله پخشان عزیزی، وریشه مرادی، بهروزاحسانی، مهدی حسنی، مجاهد کورکور، عباس دریس، مهراب عبداللهزاده و سایر محکومان به اعدام سکوت نکنند و به هر شکلی که میتوانند در برابر حاکمیت اسلامی و اجرایی شدن این اعمال ضدبشری دست به مقاومت بزنند. همچنین آزادی کلیه بازداشت شدگان اخیر و کلیه زندانیان سیاسی را، به خواستی عمومی تبدیل کنند. از جمهوری اسلامی فقط دستگاه سرکوباش باقیمانده است که آن هم با مقاومت جمعی و سازمانیافته خنثی خواهد شد.
ما همچنین همه احزاب، سازمانها، تشکلها، نهادها، شخصیتها و نیروهای مترقی را فرا میخوانیم که از هر طریق ممکن برای لغو مجازات غیر انسانی اعدام، آزادی همۀ زندانیان سیاسی، توقف دستگیریهای گسترده و پیگرد و فشار بر فعالان و خانوادههایشان تلاش کنند. بویژه برای نجات زندگی پخشان عزیزی که در آستانه اعدام قرار گرفته است، اقدامات عاجل در مقیاس توده ایضروری است.
کمیته مرکزی کومهله
سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
۲۲ دیماه ۱۴۰۳
۱۲ ژانویه ۲۰۲۵