اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له در باره
ضرورت ائتلاف نیروهای چپ و سوسیالیست در کردستان
جامعه ایران در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ معاصر خود قرار دارد. سیزده روز است که جنگی ویرانگر جریان دارد. در روزهای نخست، اهداف دو طرف بیشتر نظامی بود. اما اکنون دامنه جنگ گسترش یافته است. زیرساختهای اقتصادی و خدماتی نیز هدف قرار میگیرند. آب، برق، حملونقل، خدمات درمانی و دیگر نیازهای پایه مردم در معرض تهدید است. این یعنی جنگ، بیش از پیش، مستقیماً زندگی مردم را نشانه گرفته است.
در چنین شرایطی، کردستان ایران جایگاه ویژهای دارد. کردستان فقط یک منطقه جغرافیایی نیست. یک جامعه سیاسی زنده است. جامعهای است با حافظه تاریخی، با تجربه مبارزه، و با حضور فعال احزاب سیاسی. به همین دلیل میتوان گفت کردستان یک «جامعه حزبی» است. احزاب در آن فقط سازمانهای سیاسی نیستند. بخشی از بافت اجتماعیاند. بر افکار عمومی اثر دارند. در رویدادهای مهم نقش ایفا میکنند. و در بزنگاههای بحرانی، بر سمتگیری جامعه تأثیر میگذارند.
یکی از خطاهای رایج آن است که کردستان فقط از زاویه مسأله ملی یا فقط از منظر رقابت احزاب دیده شود. این نگاه ناقص است. کردستان، همچون هر جامعه دیگری، جامعهای طبقاتی است. در آن منافع اجتماعی گوناگون وجود دارد. گرایشهای سیاسی متنوع حضور دارند. مطالبات کارگران، معلمان، زنان، جوانان، بیکاران و زحمتکشان را نمیتوان در چهارچوب صرفاً رقابت میان احزاب خلاصه کرد.
در این میان، چپ و سوسیالیسم در کردستان یک گرایش حاشیهای یا صرفاً روشنفکری نیست. این گرایش، به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شده است. ریشه دارد. سابقه دارد. پایگاه دارد. در حافظه سیاسی جامعه حضور دارد. در شکل دادن به افق عدالتخواهانه مردم نقش داشته است. در این میان، کومهله نقشی تعیینکننده داشته است. چه در دورههای نخست شکلگیری خود، چه در سالهای بعد، کومهله توانست چپ را از یک موضع صرفاً نظری به یک نیروی اجتماعی واقعی بدل کند.
این واقعیت را انشعابها از میان نبردهاند. امروز متأسفانه دو تشکیلات با نام کومهله فعالیت میکنند. هر دو نیز خود را نماینده این سنت سوسیالیستی میدانند. این وضع، بیتردید نشانه یک وضعیت نامطلوب است. اما نامطلوب بودن آن تغییری در اصل موضوع نمیدهد. اصل موضوع آن است که جریان چپ و سوسیالیست در کردستان، مستقل از شکل سازمانی کنونیاش، با وجود این تفرقه هم یک نیروی واقعی اجتماعی است.
در طول ۴۷ سال گذشته، هزاران فعال چپ و سوسیالیست از کردستان به خارج کشور رفتهاند. در همان حال، چندین برابر آنها به درون جامعه بازگشتهاند و عمدتا در همان بستر اجتماعی چپ باقی ماندهاند. بسیاری از این افراد امروز عضو رسمی هیچ حزبی نیستند. اما از نظر سیاسی، خط خود را رها نکردهاند. در محیط کار، در محله، در شهر و روستا، در شبکههای اجتماعی، در جمعهای مدنی و صنفی، صاحب نفوذند. شناختهشدهاند. مورد اعتمادند. و بر دیگران اثر میگذارند.
این نیروها همان ماده انسانی لازم برای یک ائتلاف گسترده را تشکیل میدهند. این یک سرمایه کمنظیر است. بسیاری از جنبشها و ائتلافها در جاهای دیگر، ابتدا باید چنین بدنهای را از صفر بسازند. اما در کردستان، این بدنه از پیش وجود دارد. پراکنده است، اما موجود است. خاموش نیست، فقط متشکل نیست. به همین دلیل، جلب توافق آن برای شکل دادن به یک چارچوب مشترک، در اصل نباید کار ناممکنی باشد.
از نظر برنامهای، اشتراکات میان این نیروها بسیار بیشتر از اختلافات است. بخش بزرگی از فعالان چپ و سوسیالیست کردستان بر اهداف کلانی چون آزادی، برابری، رفاه اجتماعی، برابری زن و مرد، رفع ستم ملی، حق تشکل، عدالت اجتماعی و نوعی از دموکراسی مردمی یا شورایی تأکید دارند. حتی آن دو جریانی که نام کومهله را بر خود دارند، هنوز در خطوط اصلی برنامهای عینا مشترک هستند. افزون بر این، بسیاری از فعالان مستقل نیز در گفتار و کردار خود همین افقها را نمایندگی میکنند.
پس مشکل اصلی، نبود اهداف مشترک نیست. مشکل اصلی، نبود پروژه عملی مشترک است. یعنی آن چیزی که این اشتراکات را از سطح تمایل و خاطره و سابقه، به سطح همکاری واقعی و سازمانیافته منتقل کند. اگر این گذار صورت نگیرد، سرمایه اجتماعی چپ پراکنده میماند. هر بخش آن جداگانه عمل میکند. و در بزنگاههای بزرگ، اثرگذاری لازم را ندارد.
واقعیت این است که شرایط جنگی این ضرورت را تشدید کرده است. جنگ فقط میان دولتها جریان ندارد. بر سر زندگی مردم آوار میشود. وقتی زیرساختهای اقتصادی و خدماتی هدف قرار میگیرند، نخستین قربانیان آن طبقات فرودستاند. کارگر، مزدبگیر، زن خانهدار، کودک، سالمند، بیمار، بیکار و حاشیهنشین بیشتر آسیب میبینند. در چنین وضعی، ایجاد و تقویت یک قطب چپ و مردمی در کردستان به یک نیاز عاجل تبدیل شده است.
اگر نیروهای چپ و سوسیالیست متفرق بمانند، میدان برای دیگر گرایشها بازتر میشود. برای سیاستهایی که جامعه را فقط از دریچه رقابتهای نظامی، یا قدرتطلبانه میبینند. برای رویکردهایی که مردم را دنبالهرو تصمیمهای از بالا میخواهند. برای سیاستهای شتابزده و ماجراجویانهای که میتواند کردستان را وارد هزینههایی سنگین کند، بدون آنکه چشمانداز روشنی پیش رو بگذارد.
ائتلاف نیروهای چپ میتواند یک صدای مستقل ایجاد کند. صدایی که هم علیه جنگ و ویرانی باشد، هم علیه جمهوری اسلامی. صدایی که منافع مردم زحمتکش کردستان را در مرکز قرار دهد. این همان چیزی است که اکنون بیش از هر زمان دیگر به آن نیاز است.
برای شکل دادن به چنین همپیمانیای، باید واقعبین بود. تفاوتها وجود دارند. نمیتوان آنها را انکار کرد. اما در این مقطع، محور بحث نباید منازعات تاریخی یا اختلافات صرفاً تئوریک باشد. بازگشت مداوم به دعواهای قدیمی، کمکی به وحدت نمیکند. برعکس، میتواند نیروها را دوباره در همان دور باطل گذشته نگه دارد. ائتلاف نیروهای چپ باید بر پایهای محکم بنا شود. آنچه باید مرکز توجه باشد، سیاست و استراتژی است. اوضاع را چگونه میبینیم؟ اولویتهایمان چیست؟ با اشتراک در اهداف کلان، میتوان بر سر تاکتیک و استراتژی بحث کرد. تمرکز باید بر چگونگی تحقق آنها در شرایط مشخص کنونی باشد.
اگر بر سر این پرسشها بحثی جدی و مسئولانه صورت گیرد، امکان رسیدن به تفاهم بسیار بیشتر میشود. زیرا در سطح اهداف کلان، اشتراکات موجود است. آنچه نیازمند توافق است، چگونگی عمل در شرایط مشخص کنونی است.یک ائتلاف چپ و سوسیالیست در کردستان نباید صرفاً نمادین باشد. نباید فقط یک بیانیه مشترک باشد. باید کارکرد سیاسی و اجتماعی روشن داشته باشد. چنین ائتلافی میتواند به جامعه نشان دهد که چپ فقط نام و پرچم نیست. فقط سازمان و انشعاب نیست. بلکه هنوز میتواند نیرویی زنده، مسئول و مداخلهگر در مقیاس اجتماعی باشد.
کمیته مرکزی کۆمەڵە
(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)
۲۳ اسفند ۱۴۰۴
