در شرایطی که جمهوری اسلامی شمشیر سرکوب را بر گردن مردم معترض و حقطلب فرود آورده است، تنوع در اتخاذ تاکتیکهای مبارزاتی از اهمیت استراتژیک برخوردار میشود. اخبار کشتار مردم بیدفاع در نقاط مختلف ایران، ضرورت بازاندیشی در شیوههای مقاومت را بیش از پیش آشکار میسازد. در این میان، اعتصاب سیاسی عمومی بهمثابه یکی از کارآمدترین ابزارهای مبارزاتی طبقه کارگر و تودههای محروم، میتواند نقشی تعیینکننده در تغییر موازنه قوا ایفا کند.
واقعیت تلخ امروز جامعه ایران، بهویژه در کردستان، این است که فشارهای معیشتی و سیاسی به حدی رسیده که جان مردم را به لب رسانده است. مردم در برابر این فشارها چارهای جز مقاومت ندارند. اما همزمان، مسئولیت سنگین بر دوش نیروهای سیاسی و احزاب چپ این است که با در پیش گرفتن سیاست انعطاف در تاکتیکها، از تلفات جانی مردم معترض بکاهند.
تجربه جنبشهای اجتماعی در کردستان نشان داده که تظاهرات خیابانی، اگرچه نمادی از مقاومت مردم است، اما در برخورد با یک رژیم که از استفاده از سلاح گرم علیه معترضان ابایی ندارد، هزینههای سنگینی به بار میآورد. در این شرایط، اعتصاب سیاسی عمومی میتواند بهعنوان تاکتیکی مکمل و در عین حال کمهزینهتر، جایگاه ویژهای پیدا کند.
نمیتوان انکار کرد که اعتصاب سیاسی عمومی فشار اقتصادی معینی را بر اقشار کمدرآمد وارد میکند. اما تجربه نشان میدهد که چنانچه این تاکتیک بهصورت متناوب و در فواصل زمانی مشخص و محاسبهشده به کار گرفته شود، این فشارها قابل مدیریت خواهند بود. مهم این است که اعتصابات بهگونهای برنامهریزی شوند که توان اقتصادی خانوادههای کارگری و زحمتکش و کسبه کمدرآمد را تحلیل نبرند، بلکه در عوض، فشار سیاسی و حتی اقتصادی قابلتوجهی بر رژیم وارد آورند.
در محیطهای کارگری، بهویژه هنگامی که اعتصاب همزمان رشتههای خدمات شهری و مراکز کلیدی اقتصادی را در بر میگیرد، میتواند رژیم را تحت فشار اقتصادی شدیدی قرار دهد. البته باید توجه داشت که کردستان ایران اساساً یک منطقه صنعتی نیست و ساختار اقتصادی آن بیشتر مبتنی بر خدمات و بازار است. از اینرو، فراخوانهای اعتصابی در این منطقه باید با دقت و مسئولیت بیشتری صورت گیرند تا فشار اصلی متوجه کسبه و بازاریان نشود، بلکه در قالب یک جنبش همگانی، پیام سیاسی خود را به رژیم برساند.
یکی از مهمترین مزایای اعتصاب سیاسی عمومی این است که امکان مشارکت را برای اقشاری فراهم میکند که هنوز به حرکت اعتراضی در خیابان نپیوستهاند. بسیاری از شهروندان، به دلایل مختلف از جمله ترس از سرکوب، مسئولیتهای خانوادگی یا محدودیتهای جسمی، توانایی حضور در تظاهرات خیابانی را ندارند. اعتصاب عمومی راهی در پیش پای این افراد مینهد تا بتوانند با روشی کمخطرتر، خود را از مردم معترض جدا نکنند و همبستگی خود را با جنبش اعلام کنند.
برخی معتقدند در شرایطی که مردم در خیابان اعتراض میکنند، فراخوان اعتصاب عمومی آنها را به خانههایشان میفرستد و از میدان مبارزه خارج میکند. این استدلال واقعبینانه نیست. اولاً، همانطور که اشاره شد، بخشهای وسیعی از مردم ناراضی هنوز به صف این مبارزه نپیوستهاند و اعتصاب راهی برای جذب آنهاست. ثانیاً، اعتصاب عمومی به معنای توقف سایر اشکال مبارزه نیست.
تاکتیک اعتصاب عمومی زمانی در دستور قرار میگیرد که بخشی از یک استراتژی جامع باشد. این به معنای کنار گذاشتن حضور علنی در خیابان، تجمعات اعتراضی، کمپینهای رسانهای و دیگر اشکال مبارزه نیست. برعکس، اعتصاب میتواند زمینهساز و تقویتکننده این اقدامات باشد. تجربه کردستان ایران در دهههای گذشته نشان داده که ترکیب خلاقانه تاکتیکهای مختلف، اثربخشی بیشتری داشته است.
یکی از ویژگیهای برجسته اعتصاب عمومی این است که ابعاد اعتراض را در مقیاس میلیونی به نمایش میگذارد؛ امری که غالباً در تظاهرات خیابانی، بهویژه تحت شرایط سرکوب شدید، امکانپذیر نیست. در حالی که یک تظاهرات خیابانی ممکن است چند هزار یا حتی چند ده هزار نفر را به خیابان بکشاند، اعتصاب عمومی میتواند میلیونها نفر را بهصورت همزمان در سراسر کردستان و حتی کل ایران بسیج کند.
این نمایش قدرت جمعی، پیام روشنی به رژیم میفرستد: مردم متحد هستند و توان مختل کردن چرخ اقتصاد و جامعه را دارند. همچنین این نمایش قدرت، روحیه مبارزاتی را در سطح جامعه بالا میبرد و موازنه قوا را به نفع مردم مبارز تغییر میدهد.
از آنجا که اعتصاب عمومی سیاسی در مقیاس تودهای و میلیونی انجام میگیرد، نهتنها روحیه مبارزاتی را در سطح جامعه تقویت میکند، بلکه راه را برای پیشرویهای بعدی هموار میسازد. هر اعتصاب موفق، اعتمادبهنفس مردم را افزایش میدهد و به آنها نشان میدهد که قدرت تغییر در دستان خودشان است.
تجربه کۆمەڵە در کردستان نشان میدهد که اعتصابات عمومی، فرصتی برای تشکلیابی و سازماندهی گستردهتر فراهم میکنند. در جریان آمادهسازی، اجرا و ارزیابی اعتصاب، شبکههای ارتباطی تقویت میشوند، ظرفیتهای سازمانی افزایش مییابند و رهبریهای جدید شکل میگیرند. این فرآیند، بستر لازم برای حرکتهای بزرگتر آینده را فراهم میآورد.
اعتصاب عمومی، اگرچه ممکن است خواستههای معین اقتصادی ـ اجتماعی را نیز مطرح کند، اما عملاً به یک رویارویی سیاسی مستقیم با جمهوری اسلامی تبدیل میشود. این رویارویی، آگاهی عمومی را افزایش میدهد و به مردم کمک میکند تا ریشههای ساختاری مشکلات خود را بهتر درک کنند. زمانی که کارگران، معلمان، بازنشستگان و کسبه در یک اعتصاب واحد گرد هم میآیند، درمییابند که مشکلات آنها جدای از هم نیست و همه ناشی از یک سیستم سیاسی ـ اقتصادی ستمگر است. این آگاهی طبقاتی و سیاسی، پیششرط لازم برای هر تحول بنیادین است. احزاب چپ و نیروهای سوسیالیست در کردستان باید این ظرفیت آموزنده و آگاهیبخش اعتصابات را بهخوبی درک کنند و از آن بهره ببرند.
در شرایط کنونی، خواستههای اعتصاب سیاسی عمومی میتواند شامل موارد زیر باشد:
• آزادی فوری کلیه بازداشتشدگان سیاسی، از جمله فعالان کارگری، فعالان مدنی و… که تنها به دلیل اعمال حق مشروع خود در اعتراض، در زندانهای رژیم به سر میبرند.
• پایان دادن به خشونت و سرکوب علیه مردم معترض، لغو احکام اعدام سیاسی، پایان دادن به شکنجه و آزار زندانیان، و محاکمه عاملان کشتار مردم.
• تنظیم بودجه عمومی بر اساس نیازهای واقعی مردم تهیدست، با حذف مخارج مربوط به پروژههای اتمی و موشکی، کاهش بودجه نظامی و امنیتی، و پایان دادن به دخالتهای منطقهای که حاصل رنج و کار این مردم را به هدر میدهند.
• افزایش دستمزدها متناسب با نرخ تورم واقعی، تأمین بیمه بیکاری برای همه، لغو قراردادهای موقت و پیمانی و تبدیل آنها به استخدام رسمی، و تأمین مسکن مناسب برای مردم کارگر و زحمتکش.
• پایان دادن به ستم و تبعیض ملی علیه مردم کرد و دیگر ملتهای ایران.
حفظ اتحاد مردم تا رسیدن به اهداف تعیینشده، از اهمیت بحرانی برخوردار است. تجربه تاریخی جنبشهای اجتماعی در کردستان و سراسر ایران نشان میدهد که دشمن همواره تلاش میکند با ایجاد شکافهای ملی، مذهبی، نسلی و طبقاتی، اتحاد مردم را بشکند.
در این رابطه، احزاب سیاسی و نیروهای چپ مسئولیت سنگینی بر عهده دارند. اولاً، فراخوانهای اعتصابی باید مسئولانه، بهموقع و با در نظر گرفتن ظرفیتهای واقعی مردم صادر شوند. فراخوانهای ماجراجویانه و فاقد پشتوانه تودهای، نهتنها به موفقیت نمیانجامند، بلکه اعتماد مردم را نیز از دست میدهند. ثانیاً، باید با هوشیاری تمام، تلاشهای تفرقهافکنانه رژیم و عوامل آن را خنثی کرد.
رژیم سعی خواهد کرد با پخش شایعات، تبلیغات سوء، تهدید و ارعاب، و حتی ایجاد بحرانهای مصنوعی، مردم را از اعتصاب منصرف کند یا وحدتشان را بشکند. پاسخ به این توطئهها، ایجاد شبکههای ارتباطی قوی، رسانههای مردمی فعال، و سازماندهی پایهای در محلات، کارخانهها و مراکز کار است.
کۆمەڵە در کردستان ایران با تکیه بر تجربه غنی مبارزاتی خود، میتواند نقش کلیدی در سازماندهی و رهبری اعتصابات سیاسی عمومی ایفا کند. حزب کمونیست ایران میتواند نقش کلیدی در انتقال این تجارب به سراسر ایران ایفا نماید. در این رابطه باید:
• ظرفیت خود را در همه زمینهها برای تحلیل مشخص از شرایط مشخص، تعیین زمان مناسب اعتصاب، و انتخاب خواستههای متناسب با شرایط عینی به کار گیرند.
• در ایجاد اتحاد عمل میان نیروهای مختلف سیاسی، اجتماعی و صنفی تلاش کنند. اعتصاب عمومی زمانی موفق است که همه جریانها، فراتر از اختلافات جزئی، در یک هدف مشترک گرد هم آیند.
• با تشکلهای کارگری، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و سایر گروههای اجتماعی ارتباط نزدیک برقرار کنند و از ظرفیتهای آنها در بسیج مردم بهره ببرند.
• رسانههای مستقل و مردمی را تقویت کنند تا بتوانند پیام اعتصاب را به گوش همگان برسانند و تبلیغات رژیم را خنثی کنند.
اعتصاب سیاسی عمومی نه یک راهحل جادویی است و نه تنها تاکتیک موجود. اما در شرایط کنونی کردستان ایران و کل ایران، یکی از کارآمدترین ابزارهای مبارزاتی است که میتواند با هزینه نسبتاً کمتر، فشار سیاسی قابلتوجهی بر رژیم وارد کند، مردم را بسیج کند و راه را برای تحولات بنیادیتر هموار سازد.
تجربه تاریخی نشان میدهد که بزرگترین دستاوردهای طبقه کارگر و زحمتکشان، از اعتصابات عمومی آنها نشأت گرفته است. از کمون پاریس تا انقلاب اکتبر، از جنبشهای ضد استعماری تا انقلاب بهمن ۵۷، همهجا اعتصاب عمومی نقش تعیینکنندهای داشته است.
امروز، در کردستان ایران، شرایط برای احیای این سنت انقلابی فراهم است. مردم از وضع موجود خسته شدهاند، فشارهای اقتصادی و سیاسی به حد انفجار رسیده و نارضایتی عمومی همهگیر است. آنچه نیاز است، سازماندهی هوشمندانه، رهبری مسئول و متعهد، و اتحاد نیروهای مترقی است.
اعتصاب سیاسی عمومی در این دوره نیز همچون سالهای گذشته میتواند نقطه عطفی در مبارزه مردم کردستان و ایران باشد. میتواند نشان دهد که قدرت واقعی در دستان مردم است و زمانی که آنها متحد شوند، هیچ رژیم ستمگری نمیتواند در برابرشان بایستد. راه دشوار است، اما نه ناممکن. و تاریخ به ما میآموزد که مردمی که برای آزادی و عدالت میجنگند، سرانجام پیروز خواهند شد.
کمیته مرکزی کومهله
سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
١۴ دیماه ١۴٠۴
٠۴ ژانویه ٢٠٢۶
