سیزدهمین روز اعتراضات سراسری در ایران
اعتراضات مردمی که در واکنش به گرانی و سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، اکنون به بیش از ۱۳۰ شهر ایران گسترش یافته و بنیانهای حاکمیت را هدف قرار داده است. مردم معترض با سردادن شعارهای ضددیکتاتوری خواستار تغییرات بنیادین شدهاند، اما جمهوری اسلامی بهجای پاسخگویی سیاسی و اجتماعی، راه امنیتیسازی و استفاده از زور را برگزیده و سلاح را به سوی مردم نشانه رفته است. شمار جانباختگان و مجروحین رو به افزایش است و تا کنون خبر از جانباختن ۴۷ نفر رسیده است. حدود ۲۰۰۰ نفر نیز بازداشت شده اند.
این رژیم که توان برآوردن مطالبات اقتصادی مردم را ندارد، بار دیگر به سیاست همیشگی خود یعنی بهکارگیری نیروهای سرکوبگر متوسل شده است. تاریخ ۴۷ گذشته نشان داده که هر بار مردم به خیابانها آمدهاند، پاسخ حکومت چیزی جز گلوله و زندان نبوده است. اما در شرایطی که جان مردم به لب رسیده است و رژیم نیز گرفتار بحرانهای چاره ناپذیر تودرتو شده است، قدرت سرکوب نتوانسته است مردم را مرعوب و به عقب نشینی وادار نماید.
شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی شامگاه جمعه با صدور دستوری رسمی، شب جمعه را «یومالله» نامگذاری کرد و بهطور علنی فرمان یورش مسلحانه به تظاهرات و معترضان را صادر کرد. این تصمیم نشاندهنده عزم رژیم برای سرکوب خشونتبار جنبش مردمی است.
همزمان با این دستور، اینترنت در سراسر کشور بهطور کامل قطع شد. این اقدام، دسترسی به اخبار و اطلاع از وضعیت شهرهای مختلف را با اختلال جدی مواجه ساخته و حتی سایتهای داخلی را از خارج از ایران نیز غیرقابل دسترس کرده است. قطع اینترنت ابزاری است برای پنهان کردن جنایات و جلوگیری از سازمانیابی مردم است .
خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی روز جمعه ۱۹ دیماه معترضان را «یک مشت تخریبگر، اغتشاشگر » توصیف کرد. این اظهارات اگرچه تازه نیستند، اما تاکید دوباره بر آنها نشان میدهد که رژیم خیال عقبنشینی در مقابل موج اعتراضات را ندارد.
خامنه ای و دیگر سران رژیم به خوبی میدانند که اعتراضات بازتاب بحرانهای عمیق و نارضایتیهای انباشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هستند، اما با نسبت دادن آن به عوامل خارجی میخواهند زمینه سرکوب خشن و بیرحمانه آنرا هموار کنند. این همان داستانی است که در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و۱۴۰۱ نیز بارها شنیدیم و هر بار با کشتار مردم بیدفاع همراه بود.
در شرایطی که جمهوری اسلامی شمشیر را بر علیه مردم معترض از رو بسته است ، اعتصابات سراسری کارگران در گلوگاههای اقتصادی حکومت، نظیر صنعت نفت و پتروشیمی، در کنار اعتصاب کارگران خدمات شهری، رانندگان کامیون و کسبه بازار و غیره به تناوب میتواند قدرت سرکوب رژیم را فلج کند. حضور اعتراضی در خیابان یکی از اشکال اعتراض است، اما این شکل اعتراضی تنها در صورتی میتواند قدرت سرکوب رژیم را بیاثر کند که در مقیاس بسیار وسیع و میلیونی صورت گیرد. اعتصابهای سراسری و متناوب نافی حضور مردم در خیابان نیستند، بلکه با بهبود توازن قوا به نفع جبهه مردم، راه را برای تصرف خیابانها در مقیاس میلیونی، قیام و ضربه نهائی هموار میسازند. تجربه تاریخی نشان داده است که وقتی چرخهای اقتصاد میایستد، حکومتها ناچار به عقبنشینی میشوند.
در این میان نمی توان به سادگی از کنار یک پدیده بیگانه با روح مبارزات حق طلبانه مردم گذشت . کانالهای تلویزیونی فارسیزبان بهطور فشرده به تبلیغ برای رضا پهلوی، فرزند شاه سابق، روی آوردهاند و میخواهند نشان دهند که گویا این شخص رهبری اعتراضات را در دست دارد. چنین ادعایی کوچکترین بویی از واقعیت ندارد. این شخص در جامعه ایران جز هواداران محدودی، نیرویی در داخل کشور ندارد. قابل تصور نیست مردمی که اینگونه عزم خود را برعلیه استبداد و استثمار و ستم و برای زندگی بهتر جزم کرده اند، خواهان نظام دیکتاتوری جدیدی به جای نظام دیکتاتوری کنونی باشند. در تجربه مردم ایران هم استبداد دینی و هم استبداد پادشاهی امتحان خود را به قیمت رنج و آزار و قربانی های فراوان پس داده اند. مدارک غیرقابل انکاری در دست است که نشان میدهد عوامل جمهوری اسلامی با نفوذ در بین معترضان، توجیه شدهاند که شعارهایی در پشتیبانی از پسر شاه سابق و در دفاع از بازگشت سلطنت سر دهند. این بازی کثیف هدفی جز بیاعتبار کردن جنبش مردمی و ایجاد تفرقه در صفوف معترضان ندارد.
در عین حال دولت آمریکا هیچ حساب جدی برای اپوزیسیون راست سلطنتطلب برای آینده ایران باز نکرده است. شواهد نشان میدهند که دولت آمریکا و شخص ترامپ در جستجوی آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی از درون خود همین رژیم هستند. تاریخ روابط آمریکا با خاورمیانه نشان داده که این قدرت تنها به دنبال حفظ منافع استراتژیک خود است و اهمیتی به خواستهای مردم نمیدهد.
نجات جامعه ایران از فلاکتی که رژیم اسلامی در طول ۴۷ سال گذشته به مردم این کشور تحمیل کرده است، تنها به دست مردم کارگر و زحمتکش و ستمدیده همسرنوشت در خود ایران امکانپذیر است. آمریکا و دیگر قدرتهای خارجی تنها دنبال منافع خود هستند و منافع آنها با منافع مردم ایران یکی نیست.
دخالتهای آمریکا در هیچ نقطهای از جهان به استقرار آزادی، امنیت و رفاه مردم منجر نشده است. از عراق تا افغانستان، از لیبی تا سوریه، هر جا که این قدرت مداخله کرده، جز ویرانی، کشتار و بیثباتی چیزی به ارمغان نیاورده است.
سرنوشت ایران باید به دست مردم ایران رقم بخورد. هیچ نجاتدهنده خارجی در راه نیست. تنها اتحاد، همبستگی و مقاومت سازمانیافته مردم ایران است که میتواند این کشور را از چنگال دیکتاتوری نجات دهد و آیندهای مبتنی بر آزادی و برابری و رفاه برای همه فراهم آورد.
