کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
سخن روز

ویژگیهای خمینی به روایت خامنه ای و به روایت مردم هوشیار

علی خامنه ای روز 14 خرداد به مناسبت سالروز مرگ خمینی سخنانی ایراد کرد. وی خمینی را “مترقی” و مخالفان او را “مرتجع” نامید و در این رابطه گفت: “مرتجع کسی نیست  که کلاه عرقچین بر سر دارد،  بلکه مرتجع و مرتجعین، هوادارانِ زندگی به شیوه غربی هستند “!  این سخنان در حالی ادا می شود که عقل ستیزی و علم گریزی از خصوصیات پایدار رژیم اسلامی ،از همان روزهای اول بر سرکار آمدنش بوده اند. همین چند روز پیش بود که دستگاه گیوتین در بهداری زندان اوین انگشتان متهمی را قطع کرد. گشت دفاع از حجاب و عفاف اسلامی، زنان را در خیابان‌ها دستگیر می کنند و لومپن های هوادار رژیم، به صورت زنانِ آزاده اسید می پاشند. وابستگان حکومتی در تلویزیون، استفاده از روغن بنفشه بجای واکسن ضد کرونا را تبلیغ می کنند، بهائیان را دستگیر و حتی گورستانهای آنها را خراب می کنند، چند همسری و کودک همسری را تبلیغ می کنند.  حالا علی خامنه ای مرتجع را نه جهل و خرافات اسلامی، نه قوانین ارتجاعی اسلامی، نه آپارتاید جنسیتی، نه گسترش صنعت امام زاده و چاه چمکران،  بلکه تعقل، پیشرفت، رفاه، آزادی و حقوق بشر را که دستآوردهای اجتماعی کارگران و مردم مبارز در غرب هستند، ارتجاع می نامد .

مفاهیم و ارزش‌ها در رژیم اسلامی، تحریف شده و از مضمون تهی شده اند . لغات در حکومت اسلامی تعاریف علمی و جهانشمول ندارند. آخوند را “عالم” و حوزه های مذهبیِ آکنده از خرافه و جهل را حوزه علمیه می نامند. ضد انقلاب اسلامی را “انقلاب” نامیده و خشونت و بربریت را “رئوفت اسلامی”  نام نهاده اند. شکنجه را “تعزیر” و شلاق زدن را “حد شرعی” توصیف کرده اند . کودک همسری و نقض حقوق زنان را “خدمت به زنان” در جامعه تعریف کرده اند. آنها همزمان وقتی دریافتند نفرت از امپریالیسم آمریکا نیرومند و عمیق و  اندیشه چپ و کمونیستی در جامعه  قوی است، کلمات “مستضعف و مستکبر” را در مقابل “پرولتاریا و سرمایه دار” گذاشتند و حکومتشان را از آن “کوخ نشینان” در مقابل “کاخ نشینان” وانمود کردند.

اما خمینی خصوصیات برجسته ای هم داشت که خامنه ای از آنها نامی نبرد. خمینی یک دروغگوی تمام عیار بود. او هرگز  از قبل به هوادارانش و مردم ایران توضیح نداد که حکومت اسلامی و ولایت فقیه چیست. او با نمایندگان امپریالیسم آمریکا تماس گرفته بود و به آنها قول داده بود که اگر آنها ارتش را از کودتا بازدارند، او مردم انقلاب کرده را آرام کرده و به خانه هایشان خواهد فرستاد. او این معامله و قول و قرار را از مردم پنهان نگه داشت. او تا در “نوفل لو شاتو” بود از وجود آزادی های گوناگون برای همه و حتی کمونیست ها صحبت کرد. او صراحتاً گفت که شخصاً مقام حکومتی نخواهد داشت و چون یک طلبه به قم برخواهد گشت.

سران دولت آمریکا با توجه به نگرانی که از نفوذ اتحاد شوروی در ایران بعد از رژیم را شاه داشتند، به حکومت امثال بازرگان امید بستند و از طریق ژنرال “هایزر” ارتش را تحویل جماعت اسلامی دادند. خمینی، به مثابه نماینده جدید بورژوازی ایران، به محض کسب قدرت با اتکا به ولایت فقیه (تا آن زمان ناشناخته بود) و استبداد هار ناشی از آن مشتی لات و افراد از خود بیگانه را به جان کمونیست ها و همه مخالفین حکومت اسلامی انداخت. زنانِ برابری طلب را سرکوب کردند، شوراهای کارگری منحل و  روزنامه های مخالف را بستند و قلم های آزاد را شکستند. ترکمن صحرا را به خون کشیدند و به کردستان انقلابی لشکر کشی کردند. آنها به این هم اکتفا نکردند و برای پیشبرد جنایات مذکور تحریکات مرزی رژیم عراق را مورد اسقبال قرار دادند. کشتار 700 هزار نفر (شامل 35 هزار کودک) در میادین جنگ با عراق به حساب خمینی نوشته شده است.

واقعیت این است که سلطنت بی ریشه پهلوی رفتنی بود. توده مردمِ محروم نگه داشته شده نیز این را تشخیص دادند و از خاک سفید تهران اعتراضاتی را شروع کردند که بذر های انقلاب 57 را در خود داشت. بورژوازی نحیف ایران که خود بخشی از حکومت فاسد و بی ریشه پهلوی بود علیه مردم زحمتکش و نیروهای چپ و کمونیست دست به دامان ارتجاعی ترین نیروی ممکن یعنی گرایش پوسیده اسلام سیاسی شد و به کمک رسانه هایی نظیر بی بی سی فارسی، خمینی را در راس مبارزه بر علیه رژیم شاه نشاندند.

خامنه ای در سخنرانی 14 خرداد ادعا کرد که رژیمش امروزه قوی تر از هر وقت دیگری است و مردم بیشتری از آن حمایت میکنند. او جهت تایید سخنانش نمایش سازمان یافته برای تشییع جنازه قاسم سلیمانی را مثال می آورد. اما مردم سیاسی ایران میدانند که رژیم در دستگاههای اداری، نظامی، امنیتی و جاسوسی بیش از 5 میلیون پرسنلِ حقوق بگیر دارد. آوردن اینها برای یک نماش عزاداری در دوره های غیر انقلابی کار آسانی است.

خامنه ای در همین سخنرانی مبارزات عظیم کارگران، معلمان، بازنشستگان و توده خشمگین را به بیگانگان نسبت داد. علی خامنه ای از نفرت و اعتراضات گسترده مردم علیه حکومت مذهبی، از مخالفت مردم با قشر انگل و مفتخور و وراج آخوند مطلع است و برای تقویت نیروهای وفادار به حکومت به کتمان و انکار خواستهای مردم معترض می پردازد .حکومتی که از تامین کار ، مسکن ، دارو ، نان و امنیت برای مردم ناتوان است مردم را از فردای بعد از سرنگونی می ترساند . پاسخ مردم معترض و به ستوه آمده نه ادامه حکومت ارتجاعی اسلامی و نه بازگشت به سرکوب و فساد ساواک دوره سلطنت پهلوی و شاه است . شعار “نه شاه و نه شیخ” خواست روشن و قاطع مردم برای عبور از دو حکومت پهلوی و اسلامی و بر قراری نظامی است  که در آن دست مذهب و خاندان سلطنتی را از زندگی مردم کوتاه نماید .

سخنرانی پر از دروغ، تحریف و سفسطه خامنه ای در 14 خرداد نشان داد که سران این رژیم اندک بصیرت خود در رابطه با مسایل جامعه از دست داده و صدای مردم را نمی شنوند. آنها وقتی به خود بیایند و ادعا کنند که “صدای انقلاب را شنیده اند” که بسیار دیر خواهد بود.

پست های مرتبط این دسته

سیر فروپاشی حکومت و سردرگمی حاکمان اسلامی

-

جمهوری اسلامی در مسیر بدون بازگشت

-

بیانیه حزب کمونیست ایران در بزرگداشت ۱۶ آذر روز دانشجو

-

عزای جمهوری اسلامی و شادی مردم در حاشیه خارج شدن تیم جمهوری اسلامی از رقابت های جام جهانی

-

پیروزی انقلاب در گرو به میدان آمدن کارگران به عنوان یک طبقه اجتماعی است

-

ابتکار عمل در خیابان و در سوشیال میدیا دست مردم است

-