کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
سخن روز

هفدهمین سالروز تاسیس تلویزیون حزب کمونیست ایران و کۆمەڵه مبارک باد!

 

امروز پنجشنبه 12 بهمن، برابر با اول فوریه 2024، هفده سال از شروع به کار تلویزیون کۆمەڵه و حزب کمونیست ایران به زبان های کردی و فارسی میگذرد. تصمیم جهت تاسیس تلویزیون در سال 2006 میلادی، برابر با 1384 خورشیدی، توسط جلسه مشترک کمیته مرکزی های حزب کمونیست ایران و کۆمەڵه، یعنی پلنوم، گرفته شده و اجرای آن به کمیته رهبری کۆمەڵه و کمیته اجرائی حزب کمونیست به صورت مشترک سپرده شد. این تصمیم که جسورانه، تاریخی و آینده نگرانه بود، در شرایطی اتخاذ گردید که دنیا، خاورمیانه و بویژه ایران در مقابل تحولاتی بنیادی قرار گرفته بود.

در دنیا سیستم سرمایه داری طی چند دهه از طریق به کارگیری نئولیبرالیسم اقتصادی نیروی کار را به لحاظ مالی و تشکیلاتی زیر شدیدترین ضربات گرفته، ضعیف کرده و نتایجش را به جیب صاحبان سرمایه ریخته بود؛ همچنین این سیستم از طریق خصوصی سازی های غارتگرانه و چپاول ثروت تاریخا تولید شده توسط تولید گران به کمک طبیعت را به صورت تریلیونی در جیب تعداد انگشت شماری سرمایه دار ریخته بود. این سیستم در نتیجه مبارزاتی مستمر و  تناقضات درونی خویش با سر بدرون بحرانی خزید که اوج آن در سال 2008 دنیا را لرزاند و به عنوان بدترین بحران سرمایه از دهه 30 میلادی ببعد شناخته شد. تاثیرات این بحران در زندگی سیاسی، احتماعی و فرهنگی همه قشرها مشهود بود.

در همین دوره کارگران آگاه، جوانان خواهان تغییر و روشنفکران مترقی و حتی متفکرین و سیاستمداران بورژوا به خواندن آثار بزرگان سوسیالیسم علمی و بویژه مارکس و آثاری چون سرمایه و مانیفست حزب کمونیست روی آوردند. سوسیالیسم و دولت رفاه تاثیر گرفته از آن  که تا آن تاریخ توسط رسانه های متعلق به میلیاردرهای استثمارگر و سیستم آموزشی و پرورشی تحت تسلط آنان مخصوصا در آمریکا به عنوان سیستمی زیانبار معرفی شده بود در میان بخش پیشرو جامعه و بویژه جوانان به عنوان بدیل نظام سرمایه داری محبوب و مقبول گردید. در 2011 جنبش اشغال وال استریت توجه دهها میلیون آمریکائی را به جامعه طبقاتی و نابرابری مالی و اجتماعی ناشی از سیستم اقتصادی آن را جلب کرد. جنبش کارگری بویژه در عرصه مبارزه برای تامین 15 دلار در ساعت وسعت گرفت. 

در خاورمیانه حمله امپریالیسم آمریکا و موئتلفین به عراق در 2003 میلادی موجبات سرنگون کردن حکومت بعث، کشتن و آواره کردن میلیون ها شهروند عراقی و ویران کردن آن کشور را فراهم کرد. اشغال عراق پس از اشغال افغانستان توسط دولت آمریکا و نیروهای ناتو انجام گرفت. این اشغالگری ها تغییرات زیادی در منطقه را بانی گردید. شروع بهار عربی از اواخر 2009 که منجر به سقوط دیکتاتورهای تونس و مصر گردید در همین زمان اتفاق افتاد.

در ایران جنبش اصلاحات به ریاست خاتمی داشت کابینه را به هیئت وزیران راست تر از خود، یعنی کابینه احمدی نژاد، تسلیم میکرد. جنبش اصلاحات تغییرات نسبتا عمیقی در جنبش های اجتماعی و از جمله جنبش های زنان و جنبش جوانان در دانشگاهها و نیز در فضا و احزاب سیاسی کردستان ایران را موجب شده بود. در همین دوره جنبش کارگری داشت رکود ناشی از سالها سرکوب ضد انسانی دهه 60 شمسی و بعد را پشت سرگذاشته و در دهه 80 به تشکل سازی علنی روی آورده بود. در سال 1384 که تلویزیون شروع به کار کرد برای نمونه سندیکای کارگران شرکت واحد احیا گردید. دوسال بعد از آن، یعنی در 1386 سندیکای کارگران هفت تپه احیا شد. در همین دوره رویاروئی کارگران با کارفرمایان و دولت اسلامی و در راس آنها سپاه ضد کارگری پاسداران شکل جدی تر و علنی تری به خود گرفت. در این دوره فعالیت و مبارزه علنی در کنار فعالیت مخفی جایگاه مهمی پیدا کرد.

در همین دوره مبارزات پیشمرگان علیه اشغال گران رژیم اسلامی سرمایه و مخصوصا مبارزات توده ای در کردستان فعالانه در جریان بودند. برای نمونه در سال 1384 مبارزات یکماهه و جسورانه مردم در برخی از شهرهای کردستان به در اعتراض به ترور شوانه قادری در مهاباد توسط ماموران رژیم و فراخوان به اعتصاب عمومی توسط کۆمەڵه، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، و تعطیلی یکپارچه شهرهای کردستان در 16 مرداد جریان یافت.

در تمام سالهای مورد اشاره تلویزیون حزب کمونیست ایران و کۆمەڵه به عنوان بازوی اصلی رهبری حزب و کۆمەڵه در عرصه تبلیغ، آگاهگری، ترویج و کمک به سازماندهی کارگری و کمونیستی فعال بوده است. چگونگی پیشبرد وظایف دموکراتیک و کمونیستی در عرصه خبررسانی، و باقی عرصه های مذکور در این سال ها بسیار پیچیده تر از پیش گردید. یک سال قبل از تاسیس تلویزیون شبکه اجتماعی یاهو به صورت دومین شبکه اجتماعی محبوب در ایران و نیز بقیه شبکه های اجتماعی در سالهای پس از آن از طرف جریانات گوناگون وسیعا به کار گرفته و مکمل و یا رقیب تلویزیون ها شد. در همین سالها تلویزیون های بسیاری در ایران و نیز در منطقه کردستان نیز سر بر آوردند که طبعا در رقابت آشکار یا غیر آشکار با تلویزیون حزب و کۆمەڵه قرار گرفتند. رفقای بسیاری که طی این سال ها وظایف خود در تلویزیون را پیش می بردند به سختی میکوشیدند تا از پس رقابت های مذکور برآیند. در میان این رفقا لازم است به کمونیست برجسته، از رهبران و سیاستگزاران حزب کمونیست و کۆمەڵه رفیق فرهاد شعبانی اشاره شود که پیام شروع به کار تلویزیون را با شورمندی بسیار و به شکلی بیاد ماندنی تقدیم کرد.

اینک تلویزیون، به عنوان ابزار تبلیغی، ترویجی و سازمانگرانه رهبری حزب کمونیست ایران و کۆمەڵه در مقابل شرایط تاریخی و ویژه ای قرار گرفته است. اکنون دنیا دستخوش رقابت های شدیدی در بین بلوک های موسوم به بریکس، با نقش اقتصادی محوری چین و نقش نظامی روسیه در آن با بلوک “گروه 7” به سرکردگی امپریالیسم آمریکا می باشد. این رقابت ها بر متن تشدید بحران سرمایه داری به پیش می رود که تاکنون دو جنگ اوکراین و جنگ دولت اسرائیل علیه خلق فلسطین را باعث شده است. بر این متن از یکطرف راست افراطی و نژاد پرستی در راس بورژوازی تقویت شده و در بدنه جامعه هم ما شاهد رشد جنبش کارگری و سوسیالیسم آن هستیم. تخریب محیط زیست توسط دولت های بزرگ سرمایه داری نیز در این میان شرایط زیست بشر بر روی کره زمین را به خطر انداخته است. همه اینها چالش های مهمی را در مقابل کمونیست های انترتاسیونالیست، نظیر حزب کمونیست ایران و کۆمەڵه قرار داده است.

بر این بستر فضائی انقلابی بر ایران حاکم است که مبارزات پیگیرانه و شجاعانه جنبش انقلابی “زن، زندگی، آزادی” را موجب شد. مبارزات دلیرانه زنان در مقیاس میلیونی علیه حجاب اجباری، مبارزات وسیع کارگری بویژه در میان صنایع کلیدی نظیر نفت، مبارزات دادخواهان، مبارزات انقلابی در کردستان، مبارزات زنان سیاسی در زندان ها، مبارزات دانشجویان و نظایر آنها پایه های رژیم را لرزانده و می روند تا آنرا به خاک بسپارند. سران رژیم در زیر ضربات این جنبش ها و مبارزات، که آخرین آن  رادر اعتصاب عمومی 10 بهمن کردستان شاهد بودیم، دچار اشفتگی و بحران آفرینی هائی در منطقه شده که عمر آنرا کوتاه تر می کند.

رهبری حزب کمونیست ایران و کۆمەڵه آگاهانه مصمم است با استفاده از تمام ابزارهای در دسترسش و بویژه تلویزیون حزب و کۆمەڵه در مبارزات حاد شده جاری وظایف حود برای سازماندهی بهتر کارگران در جهت تحقق سوسیالیسم و وظایف دموکراتیک خویش در تمام عرصه های اجتماعی و از جمله  تحقق حق تعیین سرنوشت انجام دهد.