کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
مطالب رسیده

جدال مرگ و زندگی

 

کانی کرم پور
در گوشه ای از این کره خاکی، در جایی بکر و دورافتاده، میان کوه های سربه فلک کشیده، منطقه ایست با دره های زیبا، جنگلهای بلوط، باغهایی پر از درختان میوه و  چشمه هایی خروشان که از دل سنگهای سخت و صیقلی هزاران ساله می رویند.

بله از هورامان می گویم، هورامان به معنای سرزمین بیرون آمدن آفتاب از فراز قله های اهورایش. زادگاه گیاهان بی نظیر، چه از لحاظ زیبایی و  رنگ و چه از لحاظ دارویی…

چویل چهار پاره “نوعی چنور” چندین نوع بسیار معطردرمنه “برزلنگ” و حدود ۱۸نوع پونه سا دو نوع بومادران “بوژانه” که برای اولین بار در منطقه هورامان کشف شده اند و 12نوع گون “هنگون” و 22 نوع مریم گلی “سوره هراله” و دو نوع گل سوسن، والک “پسل” تنها بخش کوچکی از گیاهانی هستند که در سرتاسر این کره خاکی درد و بیماری مردم را تسکین و بهبود می بخشند. هورامان همه زیبایی‌ها را یک جا دارد. لباس‌های محلی مردمان آن، موسیقی شاد و گوش نواز، آب و هوای بکر و طبیعت بسیار دلنشین همه از زیبایی‌های وصف ناپذر هورامان  هستند که قلم براستی از بیانش قاصر است.

شاید هورامان نامی آشنا برای اکثر شما باشد. اما کدام یک از این زیبایی ها باعث شده که نامش را بخوانید، بشنوید یا در موردش بپرسید؟

اجازه بدهید جواب را خود بگویم. این زیبایی، بکر بودن و وصف ناپذیری هورامان نیست که نامش را برایتان آشنا کرده است. بلکه نام #کولبر است و مرگ. صخره است و برف، مرگ است و مرگ که به نامی آشنا، دردآور و غم انگیز تبدیلش کرده است.

روزی نیست که اخبار دردناکِ کشتار کولبران در مرزها را نشنویم. روزی نیست که پدری، برادری، فرزندی و …در لابه لای این کوه های سربه فلک کشیده در زیر گرمای طاقت فرسای تابستان و در زیر برف و بوران و یا با شلیک گلوله ی مزدوران رژیم آخوندی و مرتجع جمهوری اسلامی، زخمی و یا جانش را از دست ندهد.

رژیم هار و فاسد اسلامی نمی خواهد و نمی تواند اشتغال و امنیت لازم و امن را برای مردم زجر دیده تامین کند و مردم این منطقه و حتی مردم سایر مناطق غرب کشور نیز برای لقمه ای نان رو به هورامان می آورند تا با جابه جایی کالاهایی که بردوش دارند و از مرز عبور می دهند، نانی سرسفره های کوچک و فقیرانه شان ببرند و این خود عمق فاجعه را نشان می هد. در سال های اخیر نیز شمار زنانی که به ناچار رو به کولبری آورده اند روز به روز بیشتر می شود. زنانی که تنها نان آور خانواده هستند. زنانی که پا به پای مردان، این گذرگاه های مرگ را طی می کنند. با این حال این رژیم جنایتکار، این طبیعت زیبا را هم به قتلگاه مردم زحمتکش کردستان تبدیل کرده است، به طوریکه هر روز و هر هفته ما شاهد جانباختن و مجروح شدن تعداد بیشتری از کولبران کردستان هستیم. با استناد به آمار ثبت شده در کولبر نیوز در سال ٢٠٢١ جمعا ٢٢١ کولبر و کاسبکار در مناطق مرزی و مسیرهای بین جادهای استان های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه بر اثر عواملی هم چون تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی رژیم، بهمن و سرمازدگی، رفتن روی مین، سقوط از کوه و ارتفاع و سایر موارد کشته و زخمی شده اند.  از این تعداد جمعا ٥٤ کولبر معادل (% ٢٥)کشته و ١٦٧ کولبر معادل (%٧٥ )زخمی شده اند. و این فاجعه ی هولناکی ست که هر ساله تکرار و تکرار می شود.

بیکاری گسترده توده وسیعی را ناچار به کار کولبری کرده است. کولبرانی که علاوه بر درآمدکم، دشواری و مشقت حمل بار در مناطق صعب العبور در سرما و گرما، در میادین مین خنثی نشده به جای مانده از جنگ ایران و عراق و یا باشلیک گلوله از سوی ماموران جمهوری اسلامی روبرو هستند. هر آنکه در مورد کولبری شنیده، کولبران را دیده و یا به کولبری مشغول است خوب می داند که کولبری شغل نیست، کار نیست بلکه نوعی از بردگی مدرن به سبک قرون وسطایی است، آنهم در قرن 21 و قرن تکنولوژی با اینهمه پیشرفت علم و صنعت. کولبری بربریت و بردگی ست برای تاجران مرگ. گاهی دلم می  گیرد. اگر در هر گوشه ای از این دنیا سلبریتی بیمار و یا جانش را حالا به هر دلیلی  از دست دهد کمپین های بیشماری چه در خیابان ها و چه در شبکه های مجازی به راه می افتند اما هر روز مردم ما در این گوشه جهان زخمی می شوند و یا عضوی از بدنشان را از دست می دهند و یا برای همیشه این دنیای نابرابر اما در عین حال زیبا را وداع خواهند گفت و در سکوت به سینه سرد خاک سپرده می شوند. شاید آنقدر این فاجعه تکرار و تکرار شده که برای خودمان نیز به امری عادی بدل شده است.

این طبیعت بکر، این کوه های سربه فلک کشیده، این چشمه های زلال و روان و این همه زیبایی آیا نظر کولبران را به خود جلب می کند؟ آیا مجال لذت بردن از این همه زیبایی را دارند؟ یا اینکه نه آنها تمام طول راه را از ترس مرگ، از ترس شلیک و غافلگیر شدنشان به دست نیروهای سرکوب و گلوله سربییشان با دلهره طی می کنند و هیچگاه مجالی برای نفس کشیدن این همه بوی عطر ناب گیاهان زیبا را نخواهند داشت. این جلادان هر مجالی را از کولبران سخت کوش که جانشان را کف دستشان گذاشته اند برای نانی که در راهش جان می دهند گرفته اند. اینان حتی بعد از کشتنشان به بارهایشان هم رحم نمی کنند و آنها را با خود می برند. حتی به قاطرهایشان هم رحم نمی کنند و جانشان را می گیرند.

آری طبیعتی که این همه گیاه زیبا را در آغوش کشیده و مردم سایر نقاط جهان را زندگی دوباره می بخشد، ناکارآمدی، بی مسئولیتی، درنده خویی این رژیم هار و فاسد باعث شده این همه زیبایی، مرگ عزیزان خود را رقم زند.

باید کاری کرد، باید راه شورش، مبارزه و انقلاب را برگزید. باید مجالی برای زندگی یافت، برای دیدن و بوئیدن، برای آرامش، دوست داشتن و دوست داشته شدن. این زندگی سهم همه ماست، سهمی برابر برای همه ما. باید این سلاخان زندگی را به مسلخ کشاند. 

پرسش این‌است آیا در نهایت، این سرسختی جادویی هورامان است که در مقابل این رنج سرفرود می‌آورد یا تمام این رنج‌ها ناگزیرند در مقابل ایستادگی‌اش کرنش و سرتعظیم فرود آورند؟

پست های مرتبط این دسته

ترور «سلمان رشدی» نویسنده کتاب «آیات شیطانی» را محکوم کنیم!

komalah

امیرهوشنگ ابتهاج‌(سایه) درگذشت!

بهرام رحمانی

سرکوب تاریخی بهاییان در ایران!

بهرام رحمانی

جنبش «بی سقف ها» در برزیل

کانون مدافعان حقوق کارگر

حکومت اسلامی، حتی از برگزاری مراسم کانون نویسندگان بر مزار احمد شاملو وحشت دارد!

بهرام رحمانی

فجایع انسانی و زیست محیطی بر اثر خشک‌شدن «دریاچه ارومیه» و…!

بهرام رحمانی