کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
سخن روز

به مناسبت سالگرد قیام 22 بهمن 1357 ، جامعه ایران تشنه انقلابی دیگر است

از اوایل پائیز سال 1357 شمسی، اولویت دولتهای غربی، از حفظ رژیم شاه به  کنترل انقلاب ایران تبدیل شد.  برای تحقق این هدف می بایست خمینی به عنوان آلترناتیو رژیم شاه به افکار عمومی مردم خورانده شود. خمینی که ابتدا قرار بود بعد از تبعید از عراق در کویت و یا در سوریه مستقر شود، به توصیه مشاورانش تغییر مسیر داد و روانه پاریس گردید. پس از استقرار خمینی در “نوفل لوشاتو”، تمام دستگاه های تبلیغی غرب به ویژه سرویس های فارسی زبان آنها بر روی او متمرکز گردیدند. در حالی که نیروهای چپ در داخل کشور با حداقل امکانات، نسخه های پلی کپی شده اعلامیه های خود را در مقیاس محدودی توزیع می کردند، هر شب بخش فارسی رادیو “بی. بی. سی” فرمان های خمینی را در سرتاسر ایران جار می زد.

با سقوط شاه، هدف خمینی تحقق یافته بود، پس می بایست شعله های انقلاب خاموش می گردید. اما تحقق این هدف نیز ابزارهای ویژه خود را می خواست. خمینی استراتژی خود را برای خاموش ساختن شعله های انقلاب گام به گام به اجرا در آورد. عوامفریبی های خمینی و پرده پوشی نیات واقعی اش از افکار عمومی جامعه، به او فرصت داد تا خود را برای سرکوب قطعی و نهایی انقلاب آماده سازد. ایجاد غلیان های کاذب به منظور تهییج افکار توده ها که نمونه برجسته آن اشغال سفارت آمریکا در تهران و ماجرای گروگانگیری 444 روزه دیپلمات های آن و سردادن شعارهای ضدآمریکایی که به قصد آماده سازی مقدمات سرکوب خونین مبارزان راستین ضدامپریالیست طراحی گردیده بود، نمایش “مستضعف پناهی” و ساده زیستی شخصی، ایجاد توهم در زمینه توزیع عادلانه ثروت در میان توده های محروم، رفتن به استقبال جنگ با عراق برای حفظ جامعه در حالت بسیج و در تب و تاب دائمی، حمله به دانشگاه ها و به تعطیلی کشاندن آنها تحت عنوان “انقلاب فرهنگی”، نمونه هایی از عوامفریبی های خمینی را با هدف استراتژیک خاموش کردن شعله های انقلاب نشان می دهد. بدین ترتیب ضد انقلاب اسلامی، فرصت یافت تا ضربات پیاپی خود را بر پیکر انقلاب نوپای ایران فرود آورد و سرانجام در سال های نخست دهه شصت با کمک وحشیانه ترین و گسترده ترین سرکوب، آن را به شکست کامل بکشاند، تا به مدت 43سال بتواند 22 بهمن، سالگرد این روز پر شکوه را ریاکارانه به نام خود مصادره کند.

جمهوری اسلامی که در طول بیش از چهار دهه حاکمیت ارتجاعی و جنایتکارانه اش همواره کوشیده است تاریخ جانفشانی های انقلابیون دوران قیام ۵۷ را به نام خود جعل کند. این رژیم از همه امکاناتی که در انحصار داشته است بهره برده تا در ذهن جوانان زیر سی سال این دوره، چنین القا کند که گویا کارگزاران این رژیم و امامشان، وارثان حقیقی قیام و انقلاب مردم هستند. اما 43 سال زندگی تحت حاکمیت رژیم اسلامی کارگران و اکثریت مردم این کشور را آنچنان آبدیده کرده است، که دیگر کسی گوشش به تبلیغات پوچی از این دست بدهکار نیست. جامعه ایران برای رهائی از چنگال رژیم اسلامی امروز تشنه قیامی دیگر است. قیامی با اهدافی روشن که در گام اول دیکتاتوری اسلامی حاکم را با همه قدرت نظامی و امنیتی و دولتیش در هم بشکند و آرزوهای تحقق نیافته قیام بهمن 1357 را پی بگیرد.
امروز مردم ایران می دانند که چه می خواهند و چه نمی خواهند. مردم آزادی و برابری و حرمت انسانی می خواهند. این مردم از فقر، گرسنگی، شلاق، زندان، اعدام، سنگسار، خرافه مذهبی و آخوند و پاسدار و بسیجی بیزار و متنفرند.
این مردم نمی خواهند در مملکتی با این همه ثروت، زیر خط فقر زندگی کنند. بیش از این تحمل بی سرپناهی را ندارند و نمی خواهند شب های سرد زمستان را کنج دیواری و درون کارتن خیس شده ای به روز آورند. نمی خواهند کودکان شان در خیابان ها و سر چهار راه ها شیشه اتومبیل ها را پاک کنند و بساط واکس زنی پهن کنند. نمی خواهند دختران کم سال شان در خیابان ها ول بگردند و تن شان را به حراج بگذارند. نمی خواهند جوانان شان کنج خرابه ها و کنار خیابان ها خمار و مچاله شده خفت ببیند. نمی خواهند زندان ها مملو از جوانانی باشد که برای آزادی و برابری و علیه دیکتاتوری و خفقان فریاد زده اند.

این مردم نمی خواهند هیچ نشانه ای از آپارتاید جنسی ببینند و انسان ها بر حسب جنسیت شان تفکیک و درجه بندی شوند. نمی خواهند خبر به دار آویختن کسی را به جرم ابراز عقیده، باور مذهبی، عشق ورزیدن و یا هر دلیل دیگری بشنوند.
این مردم دیگر نمی خواهند دین و مذهب و آئین، نُرم زندگی شان را رقم بزند، موهومات و خرافه های مذهبی بر اذهان فرزندان شان سنگینی کند، قوانین و احکام قضایی از دین و شریعت برگرفته شوند.

جامعه ایران پس از تحمل 43 سال رنج و آزار و محرومیت و استثمار، اکنون تشنه انقلابی دیگر است. انقلابی که اینبار دیگر مهار شدنی نباشد. خشم فرو خورده ای که هر دم از گوشه ای زبانه می کشد، نشانه های تحول تاریخ سازی است که در راه است. تحولی که میتواند گره کور کنونی همه خاورمیانه را بگشاید. انقلابی که مبشر آزادی این جوامع از استثمار، ستمگری و بیعدالتی باشد. انقلابی که طبقه کار گر در راس آن قرار گیرد و همه خس و خاشاک این جامعه را از صحنه زندگی این مردم پاک کند.

در سالگرد قیام 22 بهمن 1357 یاد همه جانباختگانی را که با شجاعت در مقابل نیروهای سرکوبگر شاه سینه سپر کردند و با جانبازی خود رژیم پادشاهی را به زباله دان تاریخ سپردند گرامی می داریم. به انسانهای آزاده و وارسته ای درود می فرستیم که در صحنه های مختلف مبارزه با رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی جانباختند.

پست های مرتبط این دسته

سازمان مجاهدین و هزینه های عظیم تبلیغاتی

komalah

مناطق آزاد تجاری و ویژه، اسارتگاه کارگران

komalah

سخنی به مناسبت سالگرد بمباران شیمیائی شهر سردشت

komalah

فاجعه زلزله در افغانستان و دلایل عمق و وسعت آن

komalah

مردمی که تجربه دو رژیم پهلوی و اسلامی را دارند، زیر بار حکومت مجاهدینی و رضا شاهی نخواهند رفت 

komalah

بحران در دستگاههای اطلاعاتی حکومت اسلامی

komalah