کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
سخن روز

با سرنگونی جمهوری اسلامی معضل مسکن خواهد شد

خمینی ۴۵ سال پیش گفت دستور داده “تا برای کارگرها، مستضعفین و بینوایان هم خانه بسازند و هم زندگی آنها را مرتب کنند.” امروز بنا بر آمارهای خود رژیم ۲۰ میلیون خانوار در ایران بی مسکن هستند. بانک مرکزی گزارش تحولات بازار معاملات مسکن شهر تهران در آبان ۱۴۰۲ را در هفتم آذر منتشر کرد. براساس آن تورم نقطه‌به‌نقطه مسکن تهران به ۶۲.۲ درصد رسید. کارشناسان، بدون اشاره مستقیم به دروغ بودن آمارهای رسمی، گفته اند تورم در حوزه گرانی مسکن به بیش از ۷۵ درصد رسیده و در نتیجه فقر مسکن افزایش یافته است.

بررسی داده‌های مرکز پژوهش‌های مجلس در ۱۲ سال گذشته نشان داد که میزان فقر مسکن در سال ۱۳۹۰ حدود ۳۳ درصد و در سال ۱۳۹۸ حدود ۳۶ درصد بوده و در سال ۱۴۰۰ به ۵۵ درصد رسید. این در حالی است که نرخ میانگین جهانی ۲۰ درصد می باشد.

گزارش مرکز آمار ایران نشان می‌دهد حدود ۶۸ درصد مردم در سال ۱۴۰۰، صاحبخانه بوده اند. ۲۳ درصد مستأجرینی بوده اند که ناچار شده اند ۷۰تا ۸۰درصد از درآمد خود را برای اجاره هزینه کنند. اجاره کردن هم با دادن ودیعه های دهها میلیون تومانی ممکن بوده است. از مجموع صاحبان خانه و مستاجران بیش از ۱۹میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در بافت‌های فرسوده و غیررسمی شهری ساکن هستند. از کل جمعیت ایران میلیون ها نفر نیز حاشیه نشین هستند که گرچه ممکن است خانه هایشان فرسوده نباشد، اما از اکثر خدمات شهری محرومند.

از آنجا که آمار درستی از حاشیه نشینان وجود ندارد تعداد آنها در رسانه ها و آمار ها به صورت متغیر ذکر شده است. در سال ۱۳۹۹ وزارت راه و شهرسازی ایران تعداد حاشیه‌نشینان در ایران را ۲۶میلیون نفر اعلام کرد. لازم به یاد آوری است که طبق گزارش سال گذشته مرکز آمار ایران، نه در صد از خانوار ها و یا شهروندانی که امکان تهیه ودیعه و میزان اجاره را نداشته اند گور خواب، کارتن خواب، پشت بام خواب، چادر نشین و نظایر آنها شده اند.

نا گفته پیداست که حاشیه نشینان و بقیه بد مسکنان عمدتا از طبقه کارگرند. برای مثال اکبر شوکت، رئیس کانون کارگران ساختمانی، گفته حدود ۵۰ درصد از کارگران ساختمانی ایرانی در فقیرنشین‌ترین محلات شهری مستاجر هستند. او برای این بخش از طبقه کارگر ایران عنوان «مسکن‌سازان بی‌مسکن» را به کار برد.

عامل مستقیم این اوضاع فاجعه بار که به کارگران و افراد کم درآمد تحمیل شده کیست؟ رسانه های به اصطلاح مستقل، ولی مجاز، سوء مدیریت، سیاست های غلط و چیزی به نام مافیای مسکن را عامل این وضعیت معرفی میکنند. آنها نوشته اند: مافیا های مسکن حدود ۳ میلیون خانه در کشور و عمدتا تهران را برای سودا و سود خالی نگه داشته اند،که عبارتند از بنیاد تعاون ارتش، تعاون سپاه، بنیاد مستضعفان و بانک مسکن. تنها انبوه سازی کار این اختاپوس ها نبوده، بلکه آنها در ضمن ساخت و سازها مشغول گران کردن مصالح ساختمانی، پول شوئی و فرار مالیاتی بوده اند.

آنچه که بیان شد تنها قسمتی از واقعیت را توضیح می دهد. اوضاع فاجعه آمیز مسکن بخشی از فاجعه اقتصادی و حکومتداری کلیت جمهوری اسلامی است. این وضعیت در ۴۵ سال گذشته مبارزات و اعتراضات وسیعی را موجب شده که سران حکومت بدلیل فقدان راه حل جهت رفع مشکلات با نهایت توحش و با استفاده از ابزار های سرکوب و نیروهای سرکوبگر با آنها مقابله کرده اند.

با توجه به شرایط موجود راه اساسی برای تامین مسکن کارگران و مردم بی مسکن سرنگون کردن جمهوری اسلامی است. اما تا این مهم توسط مبارزات انقلابی و توده ای متحقق می شود باید شعار “نان، مسکن، آزادی” در کنار شعارهای دیگر جنبش مطالباتی کارگران و زحمتکشان به جنبش انقلابی “زن، زندگی، آزادی” پیوند داده شود. صد ها میلیارد دلار پولی که توسط بازوها و مغزهای توانای زنان و مردان کارگر و به کمک طبیعت فراهم آمده و توسط راهزنان حاکم و کارفرما غارت شده باید به جیب خود کارگران و مردم زحمتکش برگردد. در چنان شرایطی تامین خانه ایمن، ضد زلزله و دارای تمام امکانات زندگی در قرن بیست و یکم به آسانی فراهم خواهد شد.