<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	 xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" >

<channel>
	<title>فرشید شکری &#8211; کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</title>
	<atom:link href="https://komalah.org/writer/shera/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://komalah.org</link>
	<description>سایت سیاسی خبری رسمی کومه له سازمان کردستانی حزب کموتیست ایران</description>
	<lastBuildDate>Fri, 17 Dec 2021 16:30:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://komalah.org/storage/2021/06/komalaicon.png</url>
	<title>فرشید شکری &#8211; کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</title>
	<link>https://komalah.org</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>فقر فلسفه</title>
		<link>https://komalah.org/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2581%25d9%2582%25d8%25b1-%25d9%2581%25d9%2584%25d8%25b3%25d9%2581%25d9%2587</link>
					<comments>https://komalah.org/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرشید شکری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 Dec 2021 16:30:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مطالب رسیده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://fa.komalah.org/?p=55985</guid>

					<description><![CDATA[<p>در مورد یک کتاب فرشید شکری « آقای پرودون بطور مستقیم ادعا ندارد که حیات بورژوازی از دید او به منزله ی حقیقت ابدی است. او این موضوع را بصورت غیر مستقیم ابراز میکند، به این ترتیب که او آن مقولاتی را گرامی میشمارد که مناسبات بورژوازی را در قالب...</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/">فقر فلسفه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl">در مورد یک کتاب</p>
<p class="p2" dir="rtl">فرشید شکری</p>
<p class="p3" dir="rtl"><span class="s2">« </span>آقای پرودون بطور مستقیم ادعا ندارد که حیات بورژوازی از دید او به منزله ی حقیقت ابدی است<span class="s2">. </span>او این موضوع را بصورت غیر مستقیم ابراز میکند، به این ترتیب که او آن مقولاتی را گرامی میشمارد که مناسبات بورژوازی را در قالب اندیشه بیان میکنند<span class="s2">. » </span></p>
<p class="p3" dir="rtl"><span class="s2">( </span>نامه ی مارکس به آننکف در مورد کتاب فلسفه ی فقرِ پرودون<span class="s2"> )</span></p>
<p class="p5" dir="rtl">در سال ۱۸۴۷ میلادی، یکی از گرانمایه ترین و شاخص ترین آثار فلسفی<span class="s2"> – </span>اقتصادی کارل مارکس با عنوان<span class="s2"> « </span>فقر فلسفه<span class="s2"> » </span>به زبان فرانسوی در بروکسل منتشر گردید<span class="s2">. </span>این کتاب ممتاز و ارزشمند، در تقابل با اندیشه های<span class="s2"> &#8221; </span>پیر ژوزف پرودون<span class="s2"> &#8221; </span>، فیلسوف، جامعه شناس، اقتصاددان، و آنارشیست فرانسوی، به طبع رسید<span class="s2">. </span>لازم به یادمان است که کارل مارکس در سال ۱۸۴۶ میلادی بدنبال مطالعه ی کتاب<span class="s2"> « </span>فلسفه ی فقرِ<span class="s2"> » </span>پیر ژوزف پرودون شروع به نگارش فقر فلسفه کرد<span class="s2">. </span>در این نوشتار سعی بر این است تا بطور موجز روی خطوط و محورهای اصلی کتاب مذکور پرتو افکنیم<span class="s2">. </span></p>
<p class="p5" dir="rtl">بینش، و تئوری های انحرافی پرودون در کتاب فلسفه ی فقر، تا قبل از برخورد مارکس بدان، بیشترِ چپ های فرانسوی را مجذوب خود کرده بودند<span class="s2">. </span>در آن دوران، غالب سوسیالیست های فرانسه از میان رفتن یا دستکم کاهش آلام و دردهایی را که شیوه و مناسبات تولیدِ سرمایه داری با خود به همراه آورده بود، به اعمال و کاربست تزها و نظریه های طرح شده در کتاب فلسفه ی فقر مشروط میکردند<span class="s2">. </span>در اصل آنان افکار<span class="s2"> &#8221; </span>استاد پرودون<span class="s2"> &#8221; </span>را افکاری رهایی بخش برای توده های کارگر و زیر دستِ جوامع گوناگون بورژوایی، میدانستند<span class="s2">. </span>پرودون در کتاب فلسفه ی فقر در کنارِ تشریح تاریخ پدید آمدن شیوه و مناسبات تولیدی و بیان ملزومات کنش های اقتصادی و تأثیر آن فعالیت ها بر طبقاتِ مختلفِ جامعه، مالکیت خصوصی، بازتولید و ارزش کالا را جزو عوامل و سازه های تعميق فاصله ی طبقاتی و گسترش نابرابری در وجوه اقتصادی و اجتماعی در کلیه ی ممالک سرمایه داری معرفی کرد<span class="s2">. </span>پرودون، راهکار خاتمه دادن به این وضعیت<span class="s2"> ( </span>فاصله ی طبقاتی و فقر و فاقه ی مادی<span class="s2"> ) </span>را در تولید تعاونی میدانست<span class="s2">. </span>معذالک، در سیستم فکری و نظری وی، لزوم منهدم شدنِ شیوه و مناسبات تولیدِ سرمایه داری، و بدین سان لغو مالکیت خصوصی و کار مزدی هیچ جایی نداشت<span class="s2">. </span>پرودون حتی در فهم و شناسایی ریشه‌ های تضاد طبقاتی و نبردِ بلاانقطاع میان دو طبقه ی اصلی جامعه<span class="s2"> ( </span>کارگر و سرمایه دار<span class="s2"> ) </span>دچار لغزش و خطای محرز شد زیرا او صرفا یک<span class="s2"> « </span>مصلح اجتماعی<span class="s2"> » </span>و شاید بهتر است گفته شود، یک سوسیالیست تخیلگرا و اصلاح طلبی بیش نبود<span class="s2">.</span></p>
<p class="p6" dir="rtl">مارکس با تشخیصِ جهان بینی ایده آلیستی پرودون، و ایضا تمایلاتِ رفرمیستی وی، اساس جهان بینی پرولتری را در فقر فلسفه پی ریزی کرد. جهان بینی ایی متفاوت با جهان بینی طبقات تا کنون حاکم. مارکس روکش ایده آلیستیِ دیالکتیکِ هگل را به دور انداخت، و بدین ترتیب أسلوب و روش دیالکتیکی خود را در برابرِ اندیشه ی هگل که عقیده داشت <span class="s2">&#8220;</span>خدا<span class="s2">&#8221; </span>از هستی جدا نیست و یک تجرید واره یا مفهوم انتزاعی و بی محتوا نمیباشد، قرار داد. به سخن دیگر، <span class="s3">مارکس</span> <span class="s3">در</span> <span class="s3">تقابل</span> <span class="s3">با</span> <span class="s3">تصورات</span> <span class="s3">ایده</span> <span class="s3">آلیستی</span> <span class="s3">هگل</span> <span class="s3">که</span> <span class="s3">میگفت،</span><span class="s2"> &#8221; </span><span class="s3">ایده</span><span class="s2"> &#8221; </span><span class="s3">ذات</span> <span class="s3">مستقلی</span> <span class="s3">دارد</span> <span class="s3">و</span> <span class="s3">خالق</span> <span class="s3">و</span> <span class="s3">آفریننده</span> <span class="s3">ی</span> <span class="s3">جهان</span> <span class="s3">مادی</span> <span class="s3">میباشد</span> <span class="s3">و</span> <span class="s3">هستی</span> <span class="s3">انعکاسی</span> <span class="s3">از</span> <span class="s3">تفکر</span> <span class="s3">و</span> <span class="s3">ایده</span> <span class="s3">است،</span> <span class="s3">این</span> <span class="s3">بحث</span> <span class="s3">ماتریالیستی</span> <span class="s3">و</span> <span class="s3">علمی</span> <span class="s3">را</span> <span class="s3">به</span> <span class="s3">میان</span> <span class="s3">آورد</span> <span class="s3">که،</span> <span class="s3">ایده</span> <span class="s3">نمی</span> <span class="s3">تواند</span> <span class="s3">چیزی</span> <span class="s3">غیر</span> <span class="s3">از</span> <span class="s3">ماده</span> <span class="s3">باشد</span> <span class="s3">که</span> <span class="s3">به</span> <span class="s3">مغز</span> <span class="s3">انسانها</span> <span class="s3">انتقال</span> <span class="s3">یافته</span> <span class="s3">است</span><span class="s2">. </span></p>
<p class="p6" dir="rtl">همانگونه در آغاز این مطلب اشاره شد، کتاب فقر فلسفه نه فقط اثری فلسفی، بلکه اقتصادیست، و از نخستین نوشته های مارکس در نقد اقتصاد سیاسی به شمار می آید. در واقع، در این منبع گران بهای مارکسیستی، شالوده ی انتقاد به شیوه و مناسبات تولید سرمایه داری گذاشته شد. مارکس بعدها در سایر تالیفات خود به سان نقد اقتصاد سیاسی، و مسلما با اهمیت ترین و جامع ترین آنان یعنی در کتاب کاپیتال مباحث علمی و نظریه های بی بدیل و متحول کننده اش را تکامل بخشید.</p>
<p class="p6" dir="rtl">مارکس در فقر فلسفه، ضمن کالبد شکافی دقیق و علمی چگونگی شکل یابی یا به وجود آمدن جوامع بورژوایی، به پروسه ی « رشد و تکامل نیروهای مولده » و جایگاه این نیروها در به کمال رسیدنِ جامعه پرداخت، و با امعان نظر و ژرفنگری پیوند دیالکتیکی مابین نیروهای مولده و مناسبات تولیدی حاضر، و همچنین نحوه ی اثر بخشی اشان را بر یکدیگر آشکار ساخت. وی مضاف بر تبیین<span class="Apple-converted-space">  </span><span class="s2">&#8221; </span>رقابت و انحصارات <span class="s2">&#8221; </span>در نظام سرمایه داری، آنگاه تقسیم کار و ماشین آلات، مالکیت ارضی و بهره ی مالکانه، قانون عام انباشت سرمایه و خصلت استثماری کار مزدی را توضیح داد. در همین اثر سوای نشان داده شدن اهمیت اعتصابات و اتحادیه ی کارگری در حصول آگاهی طبقاتی – سیاسی، آموزش های مارکسیسم در رابطه <span class="s3">با</span> <span class="s3">اختلاف</span> <span class="s3">میان</span><span class="s2"> &#8221; </span><span class="s3">ارزش</span> <span class="s3">مصرف</span> <span class="s3">و</span> <span class="s3">ارزش</span> <span class="s3">مبادله،</span> <span class="s3">ارزش</span> <span class="s3">تعیین</span> <span class="s3">شده</span> <span class="s3">و</span> <span class="s3">ارزش</span> <span class="s3">استنتاجی</span><span class="s2"> &#8220;<span class="Apple-converted-space">  </span></span><span class="s3">و</span> <span class="s3">غیره</span> <span class="s3">گنجانیده</span> <span class="s3">شد</span><span class="s2">. </span>مارکس در کتابش روی این موضوع انگشت گذاشته، که در چارچوب شیوه و مناسبات تولید سرمایه داری هر چقدر ثروت تولید شود به همان نسبت فقر آفریده میشود. مارکس این واقعیت را به اثبات میرساند که در مرحله ایی از مراحل رشد و بسط جامعه ی بورژوایی، به سبب اوجگیری تضادهای طبقاتی میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، بی برو و برگرد، زمینه های شدت یافتنِ مبارزه ی طبقاتی تا انهدام وجه تولیدی کهنه و سربرآوردن وجه تولیدی جدید فراهم خواهند آمد.</p>
<p class="p5" dir="rtl">در سطور پایانی این نوشتار بیان این نکته جای خود دارد که، هر چند در جریان اعتراضات و مبارزات دائمی کارگران در تمامی کشورهای موسوم به شمال و جنوب<span class="s2"> ( </span>توسعه یافته و در حال توسعه<span class="s2"> ) </span>از جمله در ایران، توده های کارگر به مرور به آگاهی طبقاتی<span class="s2"> – </span>سیاسی دست خواهند یافت بدین معنا که به جوهر و ماهیتِ طبقاتی دولت بورژوایی و فلسفه ی وجودی نهادهای آن پی خواهند برد‌؛ هر چند در متنِ خیزش های کارگری و در پروسه ی پیشروی اشان، اقتضای تشکل یابی در سازمان های مستقل و طبقاتی<span class="s2"> ( </span>صنفی و سیاسی<span class="s2"> ) </span>در مقام ظرف هایی کارآمد و مؤثر در مبارزه علیه سرمایه داران و دولت هایشان، درک خواهد شد؛ و هر چند در بطن این جدال ها، ذات و حقیقت گرایش رفرمیستی در درون جنبش های کارگری که قابل تحمل کردن نظم اقتصادی<span class="s2"> – </span>سیاسی حاکم، و یا به بیراهه بردن پیکارهای طبقه ی کارگر و نهایتا سازش میان طبقات متخاصم هدف اصلی آن است، روشن خواهد گردید؛ با این تفاصیل، نبایستی کوشش در راستای اهمیت یابیِ مطالعه ی آثار مارکسیستی و یا آموزش آن ادبیات از دستور خارج شود<span class="s2">. </span>چنین جد و جهدی دقیقا در خدمت وظیفه ی مهمِ انتقال آگاهی طبقاتی<span class="s2"> – </span>سیاسی از جانب کارگران کمونیست و مارکسیست های انقلابی به درون طبقه است<span class="s2">. </span></p>
<p class="p3" dir="rtl">دسامبر ۲۰۲۱ میلادی</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/">فقر فلسفه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://komalah.org/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
