<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	 xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" >

<channel>
	<title>سخن روز &#8211; کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</title>
	<atom:link href="https://komalah.org/category/sokhaneroz/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://komalah.org</link>
	<description>سایت سیاسی خبری رسمی کومه له سازمان کردستانی حزب کموتیست ایران</description>
	<lastBuildDate>Thu, 16 Apr 2026 08:53:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://komalah.org/storage/2021/06/komalaicon.png</url>
	<title>سخن روز &#8211; کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</title>
	<link>https://komalah.org</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از خودسازمان دهی در متن بحران تا کاشتن بذر جامعه‌ی فردا</title>
		<link>https://komalah.org/%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%87%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%a8/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25ae%25d9%2588%25d8%25af%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25b2%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25af%25d9%2587%25db%258c-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d9%2585%25d8%25aa%25d9%2586-%25d8%25a8%25d8%25ad%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25aa%25d8%25a7-%25da%25a9%25d8%25a7%25d8%25b4%25d8%25aa%25d9%2586-%25d8%25a8</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 Apr 2026 08:53:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245726</guid>

					<description><![CDATA[<p>در لحظه‌های بحران سیاسی، شرایط انقلابی، جنگ، بلایای طبیعی، سرکوب و فروپاشی سازوکارهای عادی زندگی، وقتی دولت و نهادهای رسمی یا غایب‌اند یا خود به عامل تهدید بدل شده‌اند، مردم بر چه تکیه‌گاهی می‌توانند حساب کنند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%87%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%a8/">از خودسازمان دهی در متن بحران تا کاشتن بذر جامعه‌ی فردا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p>در لحظه‌های بحران سیاسی، شرایط انقلابی، جنگ، بلایای طبیعی، سرکوب و فروپاشی سازوکارهای عادی زندگی، وقتی دولت و نهادهای رسمی یا غایب‌اند یا خود به عامل تهدید بدل شده‌اند، مردم بر چه تکیه‌گاهی می‌توانند حساب کنند؟ پاسخ این سوال را باید در خودِ جامعه جست، این توان همبستگی انسان‌های هم‌سرنوشت است که به این نیاز پاسخ می دهد. آنجا که دولت‌ها ابزار کنترل و سرکوب اند، نگاه‌ها ناگزیر به‌سوی ظرفیت جمعی خود مردم برمی‌گردد. این پرسش اساسی مطرح می شود که ما چه می‌توانیم برای خودمان و برای یکدیگر انجام دهیم.<br />
در چنین دوره‌هایی تنها دو راه پیش روست: یا هرکس در لاک فردی خود فرو رود و بکوشد به‌تنهایی از طوفان بگذرد؛ یا آگاهانه به‌دنبال شکل‌های تازه‌ای از سازمان‌یابی از پایین بگردد. تجربه نشان داده که راه نخست، اگرچه غریزی‌ترین واکنش است، بیشترین آسیب‌پذیری را به همراه دارد. انسان منفرد در برابر بحران، شکننده‌ترین موجود است. اما راه دوم به معنای برقرار کردن پیوندهای داوطلبانه‌ای است که در آن‌ها آدم‌ها نه از سر اجبار، بلکه از سر شناخت مشترک و منافع مشترک گرد هم می‌آیند. این شکل از همبستگی، بستری می‌سازد که در آن تجربه، آگاهی و توان جمعی می‌تواند رشد کند.<br />
اما وقتی از سازمانیابی سخن می گوئیم، همین جا باید تاکید کنیم که هیچ شکلی از سازمان‌دهی نباید به دگم تبدیل شود. آنچه اهمیت دارد این است که ساختارها از دل روابط واقعی و موجود میان آدم‌ها سر برآورند. در این بین یکی از واقع‌بینانه‌ترین و آزموده ترین پاسخ‌ها شکل‌گیری شوراها در پایین‌ترین سطوح زندگی روزمره است.<br />
هرجا چند نفر به هم اعتماد دارند، تجربه‌ی مشترکی دارند و می‌توانند پای قول خود بایستند، هسته‌ای از یک شورای واقعی وجود دارد، حتی اگر هنوز نامی بر خود ننهاده باشد. وقتی از شورا حرف می‌زنیم، منظور فعلاً ساختاری بزرگ و رسمی نیست البته برای رسیدن به چنین ساختاری هم باید از همین جا شروع کرد. به‌جای جست‌وجوی ساختارهای بزرگ وپیچیده تر، بهتر است کار را از همین جمع‌های کوچک اما واقعی آغاز کنیم. چند نفر که تصمیم می‌گیرند در اوج دشواری تنها نباشند و دیگران را هم تنها نگذارند و با نقش آفرینی خود انتخاب می شوند و یا عملا مشروعیت اجتماعی به دست می آورند.<br />
شورای محله، شورای کارگران یک کارخانه، شورای پرستاران و پزشکان یک بیمارستان، شورای معلمان یک شهر، شورای کارمندان یک اداره یا شورای دانشجویان یک دانشگاه، اگر از دل روابط واقعی شکل بگیرند، می‌توانند در بحران نقش‌هایی حیاتی ایفا کنند. سازمان‌دهی امدادرسانی و توزیع عادلانه‌ی کمک‌ها؛ اسکان موقت خانواده‌های آسیب‌دیده؛ تأمین مایحتاج اولیه از غذا و دارو تا سوخت؛ حل اختلافات محلی بدون نیاز به دستگاه‌های فاسد حکومتی؛ تأمین امنیت نسبی در محله‌ها؛ مراقبت از سالمندان، کودکان، بیماران و افراد تنها؛ و مهم‌تر از همه، تقویت روحیه‌ی جمعی و امید اجتماعی است.<br />
آنچه این شوراها را به تکیه‌گاهی قابل‌اعتماد بدل می‌کند نه آیین‌نامه‌ها و عناوین، بلکه بنیاد گرفتن بر شانه‌ی رابطه‌های واقعی است. دوستی‌هایی که سال‌ها دوام آورده، همکارانی که بارها یکدیگر را آزموده‌اند، همسایه‌هایی که آرام‌آرام به هم اعتماد کرده‌اند. این جمع‌ها شاید کوچک باشند، اما دقیقاً به همین دلیل واقعی‌اند. اشکال پیچیده تر شوراهای سراسری و نهایتا حاکمیت شورائی از دل همین نهادهای کوچک اما کارا و واقعی زاده می شوند که این ظرففیت را دارند جامعه را با کمترین هزینه از بحران عبور دهند.<br />
معمولاً وقتی از شوراها سخن می‌گوییم، نگاه‌مان معطوف به گذر از بحران است. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، اهمیت این تجربه‌ها اگر چه در شرایط بحرانی شکل می گیرند اما بسی فراتر از بحران می‌روند. هربار که چند نفر برای تصمیم‌گیری جمعی دور هم می‌نشینند، هربار که مسئولیت‌ها را میان خود تقسیم می‌کنند، هربار که به‌جای انتظار از بالا دست به ابتکار از پایین می‌زنند، در واقع در حال تمرین شکلی از زندگی مدنی و دموکراتیک هستند، تمرینی که در فردای هر تحول بزرگ سیاسی به آن نیاز خواهیم داشت.<br />
در دل این رابطه‌های کوچک، نوعی تصوّر از زندگی جمعی ساخته می‌شود: اختلاف نظر را چگونه حل کنیم؟ تصمیم جمعی را چطور بگیریم؟ از ضعیف‌ترین و آسیب پذیرترین اعضاء جمع چگونه مراقبت کنیم؟ این‌ها پرسش‌هایی‌اند که هیچ انقلاب و هیچ نظام سیاسی عادلانه‌ای بدون پاسخ عملی به آن‌ها بر پا نخواهد ماند. پس تجربه‌ی شوراهای امروز فقط واکنش به بحران نیست؛ بذرهایی برای جامعه‌ی فردا نیز هست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%87%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%a8/">از خودسازمان دهی در متن بحران تا کاشتن بذر جامعه‌ی فردا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انفال، نقطه اوج سیاست نسل کشی مردم درکردستان عراق</title>
		<link>https://komalah.org/%d8%a7%d9%86%d9%81%d8%a7%d9%84%d8%8c-%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b3%d9%84-%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1%da%a9-3/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2581%25d8%25a7%25d9%2584%25d8%258c-%25d9%2586%25d9%2582%25d8%25b7%25d9%2587-%25d8%25a7%25d9%2588%25d8%25ac-%25d8%25b3%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa-%25d9%2586%25d8%25b3%25d9%2584-%25da%25a9%25d8%25b4%25db%258c-%25d9%2585%25d8%25b1%25d8%25af%25d9%2585-%25d8%25af%25d8%25b1%25da%25a9-3</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Apr 2026 07:58:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245671</guid>

					<description><![CDATA[<p>روزهای آخرین هفته فروردین ماه، همزمان است با سالگرد زنجیره عملیات ضد انسانی موسوم به “انفال” به وسیله رژیم بعث در کردستان عراق. فاجعه ای که در آن بیش از یکصد و هشتاد هزار انسان قربانی شدند و با گذشت این همه سال، همچنان آثار و عوارض روانی، اجتماعی و اقتصادی آن، بر پیکر این جامعه سنگینی می کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%a7%d9%86%d9%81%d8%a7%d9%84%d8%8c-%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b3%d9%84-%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1%da%a9-3/">انفال، نقطه اوج سیاست نسل کشی مردم درکردستان عراق</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;"><b>انفال، نقطه اوج سیاست نسل کشی مردم درکردستان عراق</b></span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">روزهای آخرین هفته فروردین ماه، همزمان است با سالگرد زنجیره عملیات ضد انسانی موسوم به “انفال” به وسیله رژیم بعث در کردستان عراق. فاجعه ای که در آن بیش از یکصد و هشتاد هزار انسان قربانی شدند و با گذشت این همه سال، همچنان آثار و عوارض روانی، اجتماعی و اقتصادی آن، بر پیکر این جامعه سنگینی می کند. ۳۸ سال پیش در چنین روزهائی، در حالیکه جنگ ۸ ساله ایران و عراق آخرین ماههای خود را طی می کرد، رژیم بعث عراق اولویت جنگی خود را تمرکز در جبهه های کردستان تعیین کرد و صدها هزار نیروی مسلح خود را مجهز به تانک و توپ و انواع تجهیزات پیشرفته جنگی و پشتیبانی هوائی با همراهی افواجی از مزدوران محلی، روانه کردستان کرد. هدف اعلام شده این جنگ پاکسازی کردستان از نیروی پیشمرگ بود. اما آنچه که در عمل به اجرا درآمد، ادامه یک طرح قدیمی تر سیاست ژنوساید مردم کرد بود. اگر در دوره هائی وقفه ای در اجرای این سیاست ایجاد شده بود، اما رژیم بعث عراق به عنوان یک سیاست هرگز آنرا کنار نگذاشته بود.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در سال ۱۹۷۴ شهر قلعه دیزه را بمباران کرد و مردم بیدفاع این شهر را قتل عام نمود. در همین سال بمباران مشابهی در شهر حلبجه انجام داد که به کشتار مردم مدنی منجر شد.در سالهای۱۹۷۶ و ۱۹۷۷، با هدف ایجاد یک کمربند امنیتی،به عنوان بخشی از توافقنامه الجزایر، بیش از ۴ هزار روستا را ویران کرد. مزارع، تاکستان ها و باغها سوزانده، چشمه ها خشکانده شدند و ساکنین روستاها را به زور در اردوگاههای محاصره شده اسکان دادند.بعدها پا را از این هم فراتر گذاشت وشهرهای “قلعه دیزه” و “سید صادق” و بخش هایی از شهر “رانیه” را هم ویران ساخت .در سال ۱۹۷۹کردهای فیلی را در بغداد و جاهای دیگر از خانه هایشان به زور بیرون راند و بیشتر آنها را بعدا قتل عام نمود.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در سال ۱۹۸۵ اردوگاه پناهندگان کردستان عراق را در منطقه زیوه مرگور در کردستان ایران بمباران کرد که منجر به کشته شدن شمار زیادی از مردم بی دفاع شد.در سال ۱۹۸۷ مردم روستاهای ساکن دره بالیسان در کردستان عراق را هدف بمباران شیمیائی قرار داد و قتل عام وسیعی براه انداخت و حتی به بیمارستانها اجازه نداد زخمی ها را درمان کنند. سال ۱۹۸۷ مردم یک محله در شهر حلبجه را به بهانه اعتراضاتشان قتل عام نمودند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">سال ۱۹۸۸، هشت هزار نفر از مردم منطقه بادینان در شمال کردستان عراق را به زور به مناطق مرکزی عراق منتقل کرد و در آنجا در بیابان “جالیه” قتل عام نمود و در گورهای دستجه جمعی زیر خاک کرد. سال ۱۹۸۸ شهر حلبجه را بمباران شیمیائی کردو ۵ هزار تن از مردم این شهر را از پیر و جوان و کودک و زن و مرد قتل عام نمود. عملیات موسوم به “انفال” نقطه اوج اجرای این سیاست ضد انسانی بود.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">انفال نامی است برگرفته از روایتی که در قرآن آمده و به معنای “غنیمت بکار رفته است. انتخاب این نام برای این عملیات در اساس برای تحریک مزدوران به اعمال جنایت و غارتگری و غنیمت گیری بود. در این عملیات به مزدوران محلی که به خدمت رژیم بعث درآمده بودند، این امکان داده شده بود اموال مردم روستاها و شهرها و شهرکهایی را که مردم مجبور به تخلیه آن شده بودند ،تاراج کنند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در جریان سلسله عملیات انفال هزاران نفر اعم از زن، مرد، کودک، پیرو جوان، از زادگاه و محل زیست خود رانده شدند و بی آنکه به آنان اجازه داده شود بیشتر از لباسی که به تن دارند وسیله دیگری با خود به همراه داشته باشند. این مردم را در دسته های چند هزار نفره با اتوبوس به طرف بیابانهای موسوم به “ئوگره سه لمان” در بخش مرکزی عراق کوچ می دادند و در آنجا آنان را دسته دسته به بیرحمانه ترین شیوه به قتل رساندند. مدت ها بعد معدود بازماندگان این فاجعه، ماجراهای هولناک این جنایات را برملا ساختند و گوشه هائی از آن کشتارهای دهشتناک جمعی را بازگو كردند. اگرچه هنوز آمار دقیقی از میزان خسارت جانی این فاجعه به دست نیامده است اما آمارهای تقریبی حکایت از کشته شدن یکصدو هشتاد هزار انسان و دفن آنان در گورهای دسته جمعی دارد.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">فاجعه انفال با همه ابعاد دهشتناک خود در برابر چشم دولت های بزرگ دنیا و در رأس آنها دولت آمریکا روی داد و هیچ واکنش باز دارنده ای از سوی آنها نشان داده نشد. رسانه های جهانی که تحت کنترل این دولت ها کار می کردند، در برابر این جنایات وحشتناک سکوت کردند. اکنون که افکار عمومی بر جزئیات این نسل کشی وقوف یافته است، هنوز هم که هنوز است، این جنایات خوفناک علیه مردم کردستان از سوی مراجع رسمی و بین المللی، به نام یک نسل کشی در سطح جهان به رسمیت شناخته نشده است. این سکوت و این بی اعتنایی نیز خود ستم دیگری است که بر مردم کردستان می رود. امروز و بعد از گذشت ۳۸ سال، در شرایطی از کشتار جمعی انفال و قربانیان این فاجعه بزرگ یاد می کنیم که رژیم دیکتاتوری بعث در قدرت نیست. صدام و چند همدست جنایتکارش به دار آویخته شدند. هر چند این جنایتکاران در قدرت نمانده اند، اما متاسفانه مردم کردستان از این حق نیز محروم شدند تا خود، این جنایتکاران را در محکمه ای علنی به محاکمه بکشند و مجازاتشان را اعلام کنند. صدام و شماری از آن جنایتکارانی که فجایع انفال و حلبجه را آفریدند، از بین رفته اند، اما همچنان آثار درد و رنج مردم مصیبت دیده ای که این رویدادهای تلخ را از سر گذرانده اند، باقی است. بسیاری از مزدوران محلی کرد که در این کشتار جمعی از جانب رژیم بعث به کار گرفته شدند، نه تنها از مجازات گریختند بلکه توانستند همه آن ثروتی را هم که از غارت اموال مردم انفال شده به دست آورده بودند حفظ کنند و چون خاری در چشم مردم کردستان همچنان به زندگی عادی خود ادامه دهند. با گذشت ۳۸ سال از آن روزهای سخت، همچنان دهها هزار خانواده انفال شده از فقر و نداری و غم از دست دادن عزیزان خود می نالند. در سالگرد این فاجعه عظیم انسانی از آمرین و عاملین آن ابراز انزجار و نفرت می کنیم و به یاد و خاطره بیش از یکصد و هشتاد هزار تن از انسان های بی دفاعی که در این نسل کشی از بین رفتند، درود می فرستیم.</span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%a7%d9%86%d9%81%d8%a7%d9%84%d8%8c-%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b3%d9%84-%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1%da%a9-3/">انفال، نقطه اوج سیاست نسل کشی مردم درکردستان عراق</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محاصره دریایی بنادر ایران؛ جنگ اقتصادی علیه مردم</title>
		<link>https://komalah.org/%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25ad%25d8%25a7%25d8%25b5%25d8%25b1%25d9%2587-%25d8%25af%25d8%25b1%25db%258c%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25a8%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%259b-%25d8%25ac%25d9%2586%25da%25af-%25d8%25a7%25d9%2582%25d8%25aa%25d8%25b5%25d8%25a7%25d8%25af</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Apr 2026 07:18:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245605</guid>

					<description><![CDATA[<p>با شکست مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد و اعلام آغاز محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، بحران خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه و خطرناک شده است. اگر جنگ مستقیم را نتوان یا نخواهند به‌سادگی گسترش داد، این‌بار ابزار محاصره، کنترل دریایی و خفه‌کردن مبادلات اقتصادی به میدان آمده است. اما محاصره دریایی در واقع شکل دیگری از جنگ است، جنگی که در ظاهر با موشک و بمب شروع نمی شود، اما در عمل با تخریب معیشت، گرسنگی، کمبود، بیکاری، تورم و فروپاشی زندگی روزمره میلیون‌ها نفر پیش می‌رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/">محاصره دریایی بنادر ایران؛ جنگ اقتصادی علیه مردم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;"><b>محاصره دریایی بنادر ایران؛ جنگ اقتصادی علیه مردم</b></span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">با شکست مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد و اعلام آغاز محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، بحران خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه و خطرناک شده است. اگر جنگ مستقیم را نتوان یا نخواهند به‌سادگی گسترش داد، این‌بار ابزار محاصره، کنترل دریایی و خفه‌کردن مبادلات اقتصادی به میدان آمده است. اما محاصره دریایی در واقع شکل دیگری از جنگ است، جنگی که در ظاهر با موشک و بمب شروع نمی شود، اما در عمل با تخریب معیشت، گرسنگی، کمبود، بیکاری، تورم و فروپاشی زندگی روزمره میلیون‌ها نفر پیش می‌رود.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">واقعیت این است که تحریم، محاصره و فشار اقتصادی، حتی وقتی با نام هدف قراردادن رژیم عرضه می‌شوند، پیش از هر چیز زندگی مردم را ویران می‌کنند. این مردم‌اند که با جهش قیمت‌ها، کمبود کالا، ناامنی شغلی، سقوط دستمزد واقعی و بسیاری زیانهای اجتماعی دیگر روبه‌رو می‌شوند. طی چند دهه گذشته شاهد بودیم که علیرغم تحریم های اقتصادی که زندگی مردم را به مرز فلاکت کشانده اند، جمهوری اسلامی چه زرادخانه عظیمی را در اعماق زمین ساخته است و چه هزینه های کلانی را بابت تقویت نیروهای هم پیمان خود در منطقه پرداخته است.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">با محدودشدن یا توقف صادرات نفت و بخش مهمی از صادرات غیرنفتی، درآمد ارزی ایران افت می‌کند و این بلافاصله به تشدید کسری بودجه دولت می‌انجامد. اما کسری بودجه در زندگی واقعی یعنی کاهش خدمات عمومی، فشار بیشتر بر آموزش و درمان، تعویق یا کاهش پرداخت‌ها، تشدید مالیات‌ستانی غیرمستقیم، چاپ پول، و در نهایت انتقال هزینه بحران به دوش طبقات فرودست.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در گام بعد، کاهش عرضه ارز خارجی به جهش نرخ ارز دامن می‌زند. در اقتصادی مانند ایران که وابستگی عمیقی به واردات مواد اولیه، تجهیزات، دارو، و بسیاری از کالاهای اساسی دارد، افزایش نرخ ارز به‌سرعت به موج تازه‌ای از گرانی بدل می‌شود.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">هم‌زمان با افزایش قیمت‌ها و کاهش تولید. اختلال در واردات ، زنجیره‌های تأمین مواد لازم را برای تداوم چرخه تولید را از هم می‌گسلد و صنایع را با کاهش ظرفیت یا تعطیلی روبه‌رو می‌کند. از کارخانه تا بندر، از حمل‌ونقل تا خدمات، از تولید تا توزیع، کل اقتصاد در معرض یک بحران زنجیره‌ای قرار می‌گیرد. این وضعیت به بیکاری بیشتر، تعویق دستمزدها، ورشکستگی بنگاه‌های کوچک‌ترو می‌انجامد.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">هدف آمریکا چه از طریق جنگ مستقیم مانند آنچه که در طول ۴۰ روز حنگ شاهد آن بودیم و چه از طریق<span class="Apple-converted-space">  </span>تحریم های تا کنونی و محاصره بنادر ایران، آزادی مردم ایران و برچیدن دستگاه سرکوب نیست. دولت آمریکا، در پی تنظیم رفتار جمهوری اسلامی در چهارچوب نظم مطلوب خود است.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">اگر این فشارها باعث جابه‌جایی درون حاکمیت ایران شود و بخش‌هایی «واقع‌بین‌تر» از نظر آمریکا دست بالا را پیدا کنند، هیچ نسبتی با دموکراسی، عدالت اجتماعی یا آزادی مردم ندارد. چنین تغییرات احتمالی تنها تجدید آرایش درون همان قدرت حاکم است<span class="Apple-converted-space">  </span>با همان سرکوب داخلی، اما سازگارتر با منافع آمریکا.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">از سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز از چنین وضعیتی برای تشدید امنیتی‌سازی استفاده خواهد کرد. هر موج اعتراضی می‌تواند با برچسب «همراهی با دشمن» سرکوب شود، مطالبات معیشتی به حاشیه رانده شود، و فضای فوق‌العاده به ابزاری برای خاموش‌کردن صداهای مستقل بدل گردد.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در چنین شرایطی است که سیاست مستقل مردم اهمیت پیدا می‌کند. نباید اجازه داد جامعه میان دو قطب ویرانگر انتخاب کند: یا ماشین جنگی آمریکا، یا استبداد جمهوری اسلامی. این یک دوگانه دروغین است. راه سوم وجود دارد: راهی متکی به نیروی مستقل کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، زنان، دانشجویان و همه فرودستانی که هم با جنگ مخالف‌اند و هم با استبداد.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">از اینرو باید هم‌زمان بر چند محور پافشاری کرد: مخالفت قاطع<span class="Apple-converted-space">  </span>با هر شکل از مجازات جمعی مردم از جمله از طریق تحریم ها، محاصره بنادر و غیره؛ رد ماجراجویی‌های منطقه‌ای و پروژه‌های هسته‌ای و امنیتی جمهوری اسلامی که جامعه را گروگان گرفته‌اند و دفاع از حق مردم برای سازمان‌یابی و اعتراض علیه نظام حاکم در ایران.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">پایان قطعی و دائمی جنگ، فقط توقف موقت درگیری نظامی نیست. صلح واقعی زمانی ممکن می‌شود که زندگی مردم دیگر ابزار چانه‌زنی میان دولت‌ها، ارتش‌ها و بلوک‌های قدرت نباشد. در ایران و خاورمیانه، این صلح تنها از مسیر قدرت‌یابی نیروهای اجتماعی از پایین، گسترش همبستگی طبقاتی و ساختن یک جنبش مستقل ضدجنگ و ضد استبداد می‌گذرد.</span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/">محاصره دریایی بنادر ایران؛ جنگ اقتصادی علیه مردم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حق اعتصاب و حق تشکل مستقل؛ دو سنگر سرنوشت‌ساز در نبرد پسا جنگ کارگران در ایران</title>
		<link>https://komalah.org/%d8%ad%d9%82-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%ad%d9%82-%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%9b-%d8%af%d9%88-%d8%b3%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ad%25d9%2582-%25d8%25a7%25d8%25b9%25d8%25aa%25d8%25b5%25d8%25a7%25d8%25a8-%25d9%2588-%25d8%25ad%25d9%2582-%25d8%25aa%25d8%25b4%25da%25a9%25d9%2584-%25d9%2585%25d8%25b3%25d8%25aa%25d9%2582%25d9%2584%25d8%259b-%25d8%25af%25d9%2588-%25d8%25b3%25d9%2586%25da%25af%25d8%25b1-%25d8%25b3%25d8%25b1%25d9%2586%25d9%2588%25d8%25b4</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Apr 2026 07:38:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245552</guid>

					<description><![CDATA[<p>در ایرانِ امروز، مطالبات انباشته همچون زخمی باز بر پیکر جامعه سنگینی می‌کنند: نان، کار، مسکن، درمان، آموزش، آزادی، رفع تبعیض جنسیتی، رفع ستم ملی، آزادی زندانیان سیاسی، پایان فقر، پایان تحقیر. از هر گوشه این جامعه، صدایی از رنج و حقی پایمال‌شده برمی‌خیزد. اما در میان همه این خواسته‌ها، دو حق وجود دارد که اگر طبقه کارگر ایران بتواند آن‌ها را به قدرت حاکم تحمیل کند، نه فقط وضعیت خود، بلکه شمای کلی نبرد اجتماعی و سیاسی در کشور را دگرگون خواهد کرد: حق اعتصاب و حق تشکل مستقل.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%ad%d9%82-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%ad%d9%82-%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%9b-%d8%af%d9%88-%d8%b3%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4/">حق اعتصاب و حق تشکل مستقل؛ دو سنگر سرنوشت‌ساز در نبرد پسا جنگ کارگران در ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><strong><span style="font-size: 16px;">حق اعتصاب و حق تشکل مستقل؛ دو سنگر سرنوشت‌ساز در نبرد پسا جنگ کارگران در ایران</span></strong></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در ایرانِ امروز، مطالبات انباشته همچون زخمی باز بر پیکر جامعه سنگینی می‌کنند: نان، کار، مسکن، درمان، آموزش، آزادی، رفع تبعیض جنسیتی، رفع ستم ملی، آزادی زندانیان سیاسی، پایان فقر، پایان تحقیر. از هر گوشه این جامعه، صدایی از رنج و حقی پایمال‌شده برمی‌خیزد. اما در میان همه این خواسته‌ها، دو حق وجود دارد که اگر طبقه کارگر ایران بتواند آن‌ها را به قدرت حاکم تحمیل کند، نه فقط وضعیت خود، بلکه شمای کلی نبرد اجتماعی و سیاسی در کشور را دگرگون خواهد کرد: حق اعتصاب و حق تشکل مستقل.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">این دو حق، مطالباتی صرفاً صنفی و محدود به کارخانه و کارگاه نیستند. آن‌ها دو ستون مادی و واقعی هر تحول دموکراتیک از پایین‌اند؛ دو ابزار بنیادی که بدون آن‌ها اکثریت جامعه از ابتدایی‌ترین امکان دفاع از زندگی و حرمت انسانی خویش محروم می‌ماند. جامعه‌ای که در آن کارگران حق نداشته باشند آزادانه متشکل شوند و آزادانه کار را متوقف کنند، جامعه‌ای است که در آن فرودستان حق نفس کشیدن سیاسی ندارند. از همین رو، نبرد بر سر این دو حق، نبردی حاشیه‌ای نیست؛ یکی از کانونی‌ترین میدان‌های تقابل در ایران امروز و فرداست.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">حق اعتصاب صرفاً به معنای دست کشیدن از کار نیست. اعتصاب، اگر به رسمیت شناخته شود، یک بسته کامل از حقوق و امکانات را در دل خود حمل می‌کند: حق تجمع و راهپیمایی، مصونیت از اخراج و مجازات به دلیل اعتصاب، حق چانه‌زنی جمعی و عقد قراردادهای دسته‌جمعی، حق اطلاع‌رسانی برای جلب حمایت عمومی، حق همبستگی و دعوت به اعتصاب حمایتی، حق امنیت فیزیکی کارگران در جریان اعتصاب، حق برگزاری پیکت و تجمع در برابر محل کار، حق دسترسی به محل کار، و نیز حق برخورداری از حمایت اجتماعی و مالی، از جمله صندوق‌های اعتصاب. به بیان دیگر، اعتصاب فقط توقف کار نیست؛ تبدیل نیروی پراکنده کارگران به اهرم فشار اجتماعی است.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در کنار آن، حق تشکل مستقل قرار دارد؛ حقی که بر پایه آن کارگران باید بتوانند آزادانه سندیکا، اتحادیه، انجمن یا هر نهاد صنفی مستقل دیگری را ایجاد کنند، به آن بپیوندند، نمایندگان واقعی خود را برگزینند و به شکلی جمعی از حقوق شغلی، مزدی و انسانی خویش دفاع کنند. لازمه این حق، ممنوعیت اخراج، تهدید، فشار، پرونده‌سازی و هر نوع ممانعت از فعالیت صنفی است. تشکل مستقل یعنی کارگر از حالت فردیِ تنها و بی‌پناه بیرون بیاید و به بخشی از یک اراده جمعی بدل شود.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">واقعیت این است که کارگرِ منفرد، هر اندازه هم خشمگین، آگاه و مقاوم باشد، در برابر سرمایه، دولت، دستگاه قضایی، نیروهای امنیتی و شبکه‌های رسمی قدرت، ضعیف و آسیب‌پذیر است. می‌توان او را اخراج کرد، احضار کرد، تهدید کرد، منزوی کرد و به سکوت واداشت. اما هنگامی که کارگران متشکل می‌شوند، دیگر فقط مجموعه‌ای از افراد جدا از هم نیستند؛ به یک نیروی اجتماعی تبدیل می‌شوند، به یک سوژه جمعی که می‌تواند از موضع قدرت سخن بگوید و عمل کند.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">با این همه، تشکل به‌تنهایی کافی نیست. تشکلی که فاقد ابزار اعمال قدرت باشد، دیر یا زود به نهادی مشورتی، بی‌اثر و بی‌دندان تقلیل می‌یابد. اینجاست که حق اعتصاب نقش تعیین‌کننده خود را آشکار می‌کند. اعتصاب، لحظه‌ای است که کارگران از جایگاه خود در تولید، حمل‌ونقل، انرژی، آموزش، درمان و خدمات استفاده می‌کنند تا توازن قوا را به سود خود برهم بزنند. اعتراض ممکن است شنیده شود، اما اعتصاب سازمان‌یافته طرف مقابل را ناگزیر به واکنش می‌کند. از همین روست که دولت‌ها و کارفرمایان در سراسر جهان همواره از کارگران متشکل و از کار متوقف‌شده هراس داشته‌اند.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">تجربه تاریخی جنبش کارگری جهانی نشان می‌دهد که مبارزه بر سر دستمزد، ساعت کار، قرارداد جمعی و ایمنی محیط کار، خیلی زود به عرصه پرسش‌های بزرگ‌تر سیاسی کشیده می‌شود. چرا؟ چون کارگران در عمل درمی‌یابند که بدون آزادی تجمع، آزادی بیان، امنیت فعالان، رسانه مستقل و حق انتخاب نمایندگان واقعی، حتی ساده‌ترین مطالبات اقتصادی نیز یا سرکوب می‌شوند یا ناپایدار می‌مانند. از این‌رو، حق تشکل و حق اعتصاب، پلی‌اند میان مبارزه برای نان و مبارزه برای آزادی؛ میان دفاع از معیشت و نبرد برای دموکراسی از پائین.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در ایران، این حقیقت ابعادی حتی ژرف‌تر دارد. دولت در اینجا فقط داور میان کارگر و کارفرما نیست؛ خود یکی از بزرگ‌ترین کارفرمایان است، قانون‌گذار است، ناظر است، سرکوبگر است و در بسیاری موارد، از مسیر نهادهای شبه‌دولتی، بنیادها، پیمانکاران و شبکه‌های رانتی، طرف مستقیم منازعه نیز هست. بنابراین، محرومیت از حق تشکل و اعتصاب فقط به معنای ضعف کارگران در محیط کار نیست؛ بلکه به این معناست که کل جامعه از یکی از مهم‌ترین ابزارهای مهار قدرت سیاسی بی‌بهره مانده است.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">به همین دلیل است که هر بار موجی از اعتراض در ایران اوج گرفته، یکی از ضعف‌های اصلی آن فقدان سازمان پایدار بوده است. خشم بوده، شجاعت بوده، آمادگی برای مقاومت بوده، اما آن حلقه واسطی که بتواند این انرژی را به قدرتی ماندگار، منظم و هدفمند بدل کند، غالباً غایب بوده است. حق تشکل مستقل و حق اعتصاب دقیقاً همان دو اهرمی هستند که می‌توانند این خلأ تاریخی را جبران کنند؛ یعنی اعتراض را از فوران‌های خشم آلود اما پراکنده، به انباشت آگاهانه قدرت مردمی بدل سازند.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در بریتانیا، اتحادیه‌های کارگری تنها برای افزایش دستمزد نجنگیدند؛ آن‌ها به یکی از پایه‌های گسترش حق رأی، شکل‌گیری حزب کارگر و ساخت بخش‌هایی از دولت رفاه بدل شدند. در لهستان، سندیکای مستقل «همبستگی» ثابت کرد که یک سازمان کارگری می‌تواند از حصار کارخانه فراتر رود و به ستون فقرات یک جنبش سراسری علیه استبداد تبدیل شود. در کره جنوبی، موج اعتصاب‌های کارگری در اواخر دهه ۱۹۸۰ یکی از عوامل مهم گذار از دیکتاتوری نظامی به فضای بازتر سیاسی بود. در آفریقای جنوبی نیز اتحادیه‌ها نقشی تاریخی در مبارزه با رژیم آپارتاید ایفا کردند. درس مشترک همه این تجربه‌ها روشن است: هرجا کارگران توانسته‌اند متشکل شوند و اعتصاب را به ابزار مشروع و مؤثر خود بدل کنند، نه فقط در محیط کار، بلکه در سطح کل جامعه موازنه قوا تغییر کرده است.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">خصومت عمیق جمهوری اسلامی با این دو حق نیز از همین‌جا ناشی می‌شود. حکومت به‌خوبی می‌داند که حق اعتصاب و حق تشکل مستقل صرفاً امتیازهایی اقتصادی نیستند، بلکه شالوده‌های قدرت مستقل مردم‌اند. حکومت می‌تواند با کارگر منفرد، معلم منفرد، پرستار منفرد یا بازنشسته منفرد برخورد کند؛ اما با شبکه‌ای از تشکل‌های مستقل که قادر به هماهنگی، بسیج و اعتصاب‌اند، با دشواری بسیار بزرگ‌تری روبه‌رو می‌شود. از همین‌رو، در طول دهه‌ها کوشیده است به جای تشکل‌های واقعی، نهادهای وابسته و کنترل‌شده‌ای چون شوراهای اسلامی کار، خانه کارگر و سازوکارهای مشابه را بر کارگران تحمیل کند؛ نهادهایی که نه برای دفاع از کارگران، بلکه برای مهار آنان و جلوگیری از استقلالشان ساخته شده‌اند.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">اگر این دو حق به دست آیند، پیامدهای آن عمیق و فراتر از محیط کار خواهد بود. نخست، موازنه قوا در محیط‌های کار تغییر می‌کند و کارگر از فردی منفرد و محتاج مزد، به جزئی از یک نیروی جمعی و سازمان‌یافته بدل می‌شود. دوم، امکان چانه‌زنی واقعی و قراردادهای جمعی فراهم می‌گردد. سوم، دولت و کارفرمایان دیگر نمی‌توانند به‌سادگی هزینه بحران، جنگ، تحریم و بازسازی را بر دوش مزدبگیران بیندازند. چهارم، دیگر جنبش‌های اجتماعی ــ از زنان و دانشجویان تا معلمان، پرستاران و بازنشستگان ــ نیز از فضای گشوده‌شده توسط این دستاورد بهره خواهند برد. و پنجم، جامعه از الگوی شورش‌های انفجاری اما بی‌سازمان فاصله می‌گیرد و به سوی مبارزات سنجیده‌تر، ماندگارتر و کم‌هزینه‌تر حرکت می‌کند. به بیان دیگر، این دو حق می‌توانند مسیر تغییر در ایران را از انفجارهای پراکنده خشم، به سوی انباشت سازمان‌یافته قدرت مردمی ببرند.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">آیا در شرایط دیکتاتوری، دستیابی به این حقوق ممکن است؟ آری، اما نه ناگهانی و نه صرفاً از راه نوشتن مطالبه. هیچ حق بنیادینی در تاریخ به طبقه کارگر هدیه نشده است. همه این دستاوردها از دل مبارزه‌ای طولانی، پرهزینه و پیگیر ؛ از دل مقاومت روزمره، سازمان‌یابی، همبستگی، ایستادگی و تحمیل تدریجی توازن جدید بیرون آمده‌اند.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">اگر حق اعتصاب و حق تشکل مستقل واقعاً دو گره کلیدی تحول آینده ایران‌اند، پس باید به مرکز کار سیاسی و اجتماعی نیروهای چپ و پیشرو بدل شوند. دفاع از فعالان کارگری زندانی، افشای تشکل‌های زرد حکومتی، ترویج تجربه‌های جهانی، پیوند دادن جنبش‌های مختلف مزدبگیران و پافشاری بر استقلال طبقاتی جنبش کارگری، کارهایی فرعی و حاشیه‌ای نیستند؛ این‌ها بخشی از هسته استراتژیک هر نیرویی‌اند که خواهان دگرگونی از پایین است.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">آینده ایران نه از دل موعظه‌های اخلاقی ساخته خواهد شد، نه از دل جنگ ویرانگر و نه از مسیر دخالت خارجی. آینده را زحمتکشانِ سازمان‌یافته می‌سازند؛ آنان که مبارزه روزمره برای بقا را به افق رهایی پیوند می‌زنند و نهادهای مستقل مردم را از پایین بنا می‌کنند. در این چشم‌انداز، حق اعتصاب و حق تشکل مستقل فقط دو مطالبه در کنار دیگر مطالبات نیستند؛ دو سنگر سرنوشت‌سازند، دو اهرم بنیادی برای آنکه فرودستان این جامعه از موضوع سرکوب به سازنده تاریخ بدل شوند.</span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%ad%d9%82-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%ad%d9%82-%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%9b-%d8%af%d9%88-%d8%b3%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4/">حق اعتصاب و حق تشکل مستقل؛ دو سنگر سرنوشت‌ساز در نبرد پسا جنگ کارگران در ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پایان بدون توافقِ مذاکرات اسلام‌آباد</title>
		<link>https://komalah.org/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82%d9%90-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%25be%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a8%25d8%25af%25d9%2588%25d9%2586-%25d8%25aa%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2581%25d9%2582%25d9%2590-%25d9%2585%25d8%25b0%25d8%25a7%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25a2%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25af</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2026 08:21:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245525</guid>

					<description><![CDATA[<p>بنا به گزارش خبرگزاریها مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلام آباد پاکستان امروز یکشنبه بدون رسیدن به توافق پایان یافته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82%d9%90-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af/">پایان بدون توافقِ مذاکرات اسلام‌آباد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong> </strong><strong>بنا به گزارش خبرگزاریها مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلام آباد پاکستان امروز یکشنبه بدون رسیدن به توافق پایان یافته است.</strong></p>
<p><strong>جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، که هدایت هیئت آمریکایی را بر عهده داشت، پس از ترک پاکستان اعلام کرد که گفت‌وگوها «جدی، معنادار و قابل‌توجه» بوده، اما به توافق نینجامیده است. به گفته او، آمریکا با «پیشنهادی ساده و نهایی» مذاکرات را ترک کرده و اکنون باید دید جمهوری اسلامی آن را می‌پذیرد یا نه. در مقابل، روایت رسمی سخنگوی جمهوری اسلامی این بود که «زیاده‌خواهی غیرمنطقی» آمریکا مانع پیشرفت مذاکرات شده است. به این ترتیب، دو طرف عملاً یکدیگر را مسئول شکست دور نخست معرفی کردند.</strong></p>
<p><strong>واقعیت این است که مذاکرات اسلام‌آباد نتیجه بن‌بست نظامی متقابل و هزینه‌های فزاینده جنگ برای هر دو طرف بود. آمریکا با فشار اقتصادی ناشی از بحران انرژی و خطر گسترش درگیری به کل منطقه خلیج فارس مواجه بود و جمهوری اسلامی زیر فشار شدید نظامی و اقتصادی، در معرض نابودی زیرساختها قرار داشت.</strong></p>
<p><strong>عامل مهم دیگر در پیچیده شدن مذاکرات، حضور بازیگران ثالث است. این مذاکرات صرفاً یک رابطه دوجانبه میان جمهوری اسلامی و آمریکا نیست، بلکه بخشی از یک معادله چندلایه منطقه‌ای و بین‌المللی است. اسرائیل می‌تواند بر مسیر تنش یا مصالحه اثر بگذارد؛ نیروهای هم‌پیمان ایران در منطقه، به‌ویژه در لبنان، بخشی از موازنه میدانی‌اند؛ و کشورهایی چون پاکستان، چین و روسیه، دولت‌های عربی خلیج فارس نیز هر کدام منافع و محاسبات خود را دارند. همین پیچیدگی مسئله، روند هر توافقی را دشوارتر و شکننده‌تر می‌کند.</strong></p>
<p><strong>با این حال، بدون نتیجه ماندن دور نخست مذاکرات کاملاً قابل پیش‌بینی بود. تجربه نشان می‌دهد که دور اول معمولاً صحنه سنجش مواضع است و چانه‌زنی واقعی در دورهای بعدی آغاز می‌شود. بویژه باید توجه داشت که فاصله مطالبات دو طرف همچنان بسیار زیاد است. جمهوری اسلامی ایران خواهان کاهش یا رفع تحریم‌ها، تضمین‌های امنیتی و مهار حملات اسرائیل است، در حالی که آمریکا بر محدودسازی توان هسته‌ای و نظامی ایران و تغییر رفتار منطقه‌ای جمهوری اسلامی تأکید دارد. </strong></p>
<p><strong>در برابر این وضعیت، دو سناریوی اصلی و سناریوهای احتمالی دیگری در این بین قابل تصور است. نخست، دستیابی به یک توافق محدود و موقت که محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسد، یعنی تمدید آتش‌بس، باز شدن تنگه هرمز، نه جنگ تمام‌عیار، نه صلح واقعی. دوم، فروپاشی کامل مذاکرات و بازگشت به درگیری نظامی. </strong></p>
<p><strong>تا آنجا که به مصالح مردم ایران که بیشترین زیانها را در نتیجه این جنگ ویرانگر متحمل شده اند، قطع کامل و بدون قید و شرط جنگ یک ضرورت است.  آتش‌بس اگر پایدار بماند، فرصتی است برای آن‌که جامعه، سازمان پیدا کند و خود را برای نبردهای بزرگ‌تر آماده کند. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82%d9%90-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af/">پایان بدون توافقِ مذاکرات اسلام‌آباد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مذاکرات اسلام‌آباد و افق‌های جنبش مردمی ایران</title>
		<link>https://komalah.org/%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d9%82%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d9%85%d8%b1/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25b0%25d8%25a7%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25a2%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25af-%25d9%2588-%25d8%25a7%25d9%2581%25d9%2582%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25ac%25d9%2586%25d8%25a8%25d8%25b4-%25d9%2585%25d8%25b1</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 07:55:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245427</guid>

					<description><![CDATA[<p>به احتمال زیاد مذاکرات اسلام‌آباد، حتی اگر به توافقی پایدار نینجامد ــ که در شرایط کنونی بعید به نظر می‌رسد ــ دست‌کم به تمدید آتش‌بس و شکل‌گیری یک دوره «نه جنگ، نه صلح» منجر خواهد شد؛ دوره‌ای از مذاکرات طولانی، تهدیدهای متقابل، فشارهای سیاسی و اقتصادی، و آماده‌باش دائمی. برای مردم ایران، این نه پایان بحران، بلکه ورود به مرحله‌ای تازه از آن است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d9%82%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d9%85%d8%b1/">مذاکرات اسلام‌آباد و افق‌های جنبش مردمی ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p2" dir="rtl"><b>مذاکرات اسلام‌آباد و افق‌های جنبش مردمی ایران</b></p>
<p class="p3" dir="rtl">به احتمال زیاد مذاکرات اسلام‌آباد، حتی اگر به توافقی پایدار نینجامد ــ که در شرایط کنونی بعید به نظر می‌رسد ــ دست‌کم به تمدید آتش‌بس و شکل‌گیری یک دوره «نه جنگ، نه صلح» منجر خواهد شد؛ دوره‌ای از مذاکرات طولانی، تهدیدهای متقابل، فشارهای سیاسی و اقتصادی، و آماده‌باش دائمی. برای مردم ایران، این نه پایان بحران، بلکه ورود به مرحله‌ای تازه از آن است.</p>
<p class="p3" dir="rtl">دولت آمریکا ظاهراً تمایل چندانی به از سرگیری فوری جنگ ندارد. این دولت احتمالاً ترجیح خواهد داد به جای ورود دوباره به یک درگیری پرهزینه و نامطمئن، همان سیاست آشنای «فشار حداکثری» را با ابزارهای دیگر ادامه دهد: تحریم، انزوای دیپلماتیک، تهدید نظامی، فرسایش اقتصادی، و امتیازگیری گام‌به‌گام. معنای این وضعیت آن است که جمهوری اسلامی، حتی در غیاب جنگ مستقیم، همچنان زیر فشار شدید باقی خواهد ماند.</p>
<p class="p3" dir="rtl">اما این فشارها رژیم را در برابر یک دو راهی تاریخی قرار می‌دهند. اول، تسلیم شدن در برابر آن‌ها، که در این صورت، به احتمال زیاد به جابه‌جایی در آرایش و چهره‌های رهبری آینده جمهوری اسلامی می‌انجامد. یعنی نوعی تجدید آرایش درونی برای حفظ نظام با هزینه‌ای کمتر شکل خواهد گرفت. دوم، ادامه روند تا کنونی، یعنی تسلیم نشدن که این به عنوان مثال می‌تواند به معنای انتخاب الگوی کره شمالی باشد. بقاء از طریق انزوای بیشتر، امنیتی‌سازی کامل، اقتصاد بسته، جامعه کنترل‌شده، و حرکت به سوی سلاح اتمی به‌عنوان تضمین نهایی بقاء اجزاء چنین استراتژی خواهند بود. اما چنین مسیری در جامعه ای مانند ایران اولا، تنها به تعویق انداختن بحران بقاء است و ثانیا اگر این گزینه برگزیده شود، جنگ دیگری با اسرائیل نه یک احتمال دور، بلکه چشم‌اندازی جدی خواهد بود، جنگی که نتیجه آن نیز با توجه به آسیب‌های سنگینی که به توان نظامی و قدرت دفاعی ایران وارد شده، نتیجه آن از همین امروز قابل پیشبینی است.</p>
<p class="p3" dir="rtl">در این میان، هزینه اصلی را بار دیگر مردم خواهند پرداخت. ایران بدون دسترسی به درآمدهای نفتی، بدون لغو تحریم‌های چندلایه، و بدون گشودن دروازه‌های خود به روی سرمایه و تکنولوژی خارجی، قادر نخواهد بود امر بازسازی زیرساخت‌های ویران‌شده را پیش ببرد. همزمان گرانی، بیکاری، فقر گسترده‌تر و فشار معیشتی سنگین‌تر، نخستین نتایج این وضعیت خواهند بود. اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز در بحران عمیق بود؛ تورم، بیکاری، سقوط قدرت خرید، کاهش شدید سطح خدمات عمومی و شکاف عمیق طبقاتی، زندگی اکثریت مردم را به مرز فلاکت رسانده بود.</p>
<p class="p3" dir="rtl">در حالی که رهبران جمهوری اسلامی از «پیروزی» سخن می‌گویند، واقعیت این است که همین جنگی که از آن جان سالم به در برده‌اند، به‌تدریج زمینه‌ساز بحران بعدی‌شان خواهد شد. روابطی که حکومت سال‌ها برای ترمیم آن‌ها با همسایگان عرب خلیج فارس تلاش کرده بود، اکنون آسیب دیده و بی‌اعتمادی منطقه‌ای دوباره تشدید شده است. در داخل نیز، مردمی که پیشاپیش زیر بار بحران اقتصادی کمر خم کرده بودند، اکنون باید هزینه جنگ، بازسازی، تحریم و ماجراجویی‌های منطقه‌ای را یک‌جا بپردازند.</p>
<p class="p3" dir="rtl">اما اگر به ۴۷ سال حاکمیت جمهوری اسلامی و ۴۷ سال مبارزه و مقاومت در برابر آن بنگریم، اگر به قیام‌ها و خیزش‌های هر چند سال یک‌بار رجوع کنیم، یک نتیجه روشن به دست می‌آید: هر عقب‌نشینی این رژیم ــ هرچند محدود، هرچند موقت، هرچند ناکامل ــ فقط و فقط محصول فشار مبارزات سیاسی و اجتماعی مردم بوده است. هیچ اصلاحی از بالا، هیچ «تدبیر» حکومتی، و هیچ فشار خارجی<span class="Apple-converted-space">  </span>نتوانسته حاکمیت را وادار به عقب‌نشینی کند. از این نگاه، مردم ایران اگرچه هنوز به هدف نهایی خود دست نیافته‌اند، اما هرگز بیهوده رنج نبرده‌اند. هیچ‌یک از این مبارزات آب در هاون کوبیدن نبوده است.</p>
<p class="p3" dir="rtl">نمونه درخشان آن را در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» دیدیم. رژیمی که دهه‌ها حجاب اجباری و گشت ارشاد را جزو ارکان ایدئولوژیک سلطه خود می‌دانست، زیر فشار جنبش اجتماعی ناچار به عقب‌نشینی شد.<span class="Apple-converted-space">  </span>واقعیت این است که حتی در متن همین دیکتاتوری نیز می‌توان رژیم را به عقب راند. این نکته، هم برای درک گذشته ضروری است و هم برای ترسیم آینده راهگشا است.</p>
<p class="p3" dir="rtl">دوره پیش رو، دوره تداوم فشار بر حکومت خواهد بود. اما اگر قرار است این فشارها به بهبود واقعی شرایط زندگی مردم و به گشایش سیاسی بینجامد، یک شرط تعیین‌کننده وجود دارد و آنهم سازمان‌یابی است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که مسیر آینده دگرگونی اجتماعی و سیاسی در ایران از شورش‌های انفجاریِ برآمده از خشمِ فروخورده اما فاقد سازمان و رهبری پایدار نمی‌گذرد. این شورش‌ها می‌توانند دیوار ترس را بشکنند، اما به‌تنهایی قادر نیستند موازنه قوا را به شکلی ماندگار تغییر دهند.</p>
<p class="p3" dir="rtl">به همین دلیل، وظیفه مرکزی نیروهای چپ، برابری‌خواه و آزادی‌طلب در دوره آینده، ساختن و تقویت تشکل‌های مدنی و اجتماعی است. تشکل‌های مستقل کارگران، زنان، دانشجویان، جوانان، بازنشستگان، پرستاران، معلمان و بیکاران از آنجمله اند. باید در متن نبردهای روزمره برای نان، کار، آزادی، برابری، این شبکه‌های سازمان‌یافته را ایجاد کرد. سازمان‌یابی شرط بقا و پیشروی جنبش اجتماعی است. برای مثال، اگر جنبش کارگری بتواند در دوره پساجنگ تنها دو مطالبه کلیدی ــ حق تشکل مستقل و حق اعتصاب ــ را به حکومت تحمیل کند، گره بسیاری از جنبش‌های دیگر نیز گشوده خواهد شد. بدون این دو حق، کارگران همواره پراکنده، بی‌پناه و سرکوب‌پذیر می‌مانند. اما با این دو حق، امکان پیوند میان مبارزات صنفی و سیاسی، میان مطالبات اقتصادی و آزادی‌های دموکراتیک، و میان جنبش کارگری و سایر جنبش‌های اجتماعی فراهم می‌شود. این دقیقاً همان حلقه مفقوده‌ای است که باید یک‌بار برای همیشه بر آن غلبه کرد.</p>
<p class="p3" dir="rtl">پرسش اصلی این است: آیا چنین روندی در سایه دیکتاتوری حاکم عملی است؟ پاسخ، بدون تردید، مثبت است. مگر نه اینکه بسیاری از عقب‌نشینی‌های سال‌های اخیر، درست زیر سلطه همین رژیم حاصل شده است؟ مگر نه اینکه زنان، جوانان و فرودستان، با وجود سرکوب عریان، توانستند یکی از مهم‌ترین ارکان ایدئولوژیک حکومت را به بحران بکشانند<span class="Apple-converted-space">  </span><span class="s1">و قانون پوشش اجباری را به زباله دان تاریخ بیاندازند</span>؟ پس امکان وجود دارد؛ آنچه کم است، آگاه بودن به راه و چاه و مسلح بودن به دانش پیشبرد چنین پروسه ای است.</p>
<p class="p3" dir="rtl">امروز بیش از هر زمان دیگر باید با دو توهم مرزبندی کرد: توهم نجات از بیرون، و توهم فروپاشی خودبه‌خودی از درون. نه فشار خارجی به آزادی مردم منجر خواهد شد، نه بحران‌های درونی رژیم به‌خودی‌خود راه را برای رهایی هموار می‌کند. فاصله میان تضعیف یک حکومت و سقوط آن را فقط نیروی سازمان‌یافته مردم می‌تواند پر کند.</p>
<p class="p3" dir="rtl">بنابر این آتش‌بس اگر پایدار بماند، فرصت است؛ اما فقط برای آن‌که جامعه نفس بکشد، سازمان پیدا کند و خود را برای نبردهای بزرگ‌تر آماده کند. آینده از مسیر جنگ، تحریم و ویرانی نخواهد آمد. آینده امید بخش فردا از مسیر سازمان‌یابی مستقل مردم، از دل مبارزات اجتماعی، و از راه تحمیل حقوق پایه‌ای به رژیمی می‌گذرد که تنها زبان فشار از پایین را می‌فهمد، فرا می رسد.</p>
<p class="p3" dir="rtl">.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d9%82%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d9%85%d8%b1/">مذاکرات اسلام‌آباد و افق‌های جنبش مردمی ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندانهائی که می توانند به تله مرگ زندانیان تبدیل شوند</title>
		<link>https://komalah.org/%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%a6%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b2%25d9%2586%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587%25d8%25a7%25d8%25a6%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d9%2585%25db%258c-%25d8%25aa%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2586%25d8%25af-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25aa%25d9%2584%25d9%2587-%25d9%2585%25d8%25b1%25da%25af-%25d8%25b2%25d9%2586%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2586</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 07:40:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245393</guid>

					<description><![CDATA[<p>در روزهایی که توجه‌ها به جنگ و ویرانی های آن معطوف بود، هزاران نفر در پشت دیوارهای زندان‌های ایران نه در اخبار جنگ جایی داشتند و نه صدایشان از پشت میله‌ها به بیرون می‌رسید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%a6%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/">زندانهائی که می توانند به تله مرگ زندانیان تبدیل شوند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;"><b>زندانهائی که می توانند به تله مرگ زندانیان تبدیل شوند</b></span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در روزهایی که توجه‌ها به جنگ و ویرانی های آن معطوف بود، هزاران نفر در پشت دیوارهای زندان‌های ایران نه در اخبار جنگ جایی داشتند و نه صدایشان از پشت میله‌ها به بیرون می‌رسید.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">زندان اوین، که همواره نمادی از سرکوب سیاسی در ایران بوده است این روزها در عین نگرانی از اینکه در چه لحظه ای بمبی هم بر سر این زندان فرود خواهد آمد، با موجی از مشکلات انباشته شده روبروست. گزارش‌های دریافتی از درون این زندان تصویری نگران‌کننده ترسیم می‌کنند: کمبود دارو، کاهش جیره غذایی، نبود اقلام بهداشتی ابتدایی مثل مسواک و شامپو، و از همه مهم‌تر، بلاتکلیفی ماه‌های طولانی زندانیانی که نه حکمی برایشان صادر شده و نه درخواست مرخصی‌شان پاسخ گرفته است.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در حوزه درمان، وضع از این هم وخیم‌تر است. زندانیانی که از دردهای طاقت‌فرسای دندان یا بیماری‌های کلیوی رنج می‌برند، به خدمات تخصصی پزشکی دسترسی ندارند. داروهایی که خانواده‌ها با هزار امید و دست‌به‌دامان این و آن می‌فرستند، اغلب به دست زندانیان نمی‌رسد. اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان عملاً متوقف شده و تنها زمانی انجام می‌گیرد که زندانی به آستانه مرگ رسیده باشد.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">از ابتدای جنگ، فضای اوین به‌شدت امنیتی‌تر شده است. زندانیان در سالن‌های جداگانه محبوس شده‌اند، ارتباط با خانواده‌ها قطع یا به شدت محدود شده، و گزارش‌ها حاکی از تردد مقامات زندان با سلاح‌های تمام‌اتوماتیک است.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در جنوب کشور، زندان شیبان اهواز تصویری به‌مراتب تاریک‌تر دارد. بخش‌هایی از این زندان به‌طور اختصاصی به معترضان بازداشت‌شده در ماه‌های اخیر اختصاص یافته است. اتاق‌هایی با ظرفیت محدود، ده‌ها نفر را در خود جای داده‌اند و در مجموع صدها زندانی در فضایی به‌شدت فشرده و نامناسب نگهداری می‌شوند.کمبود آب، محدودیت شدید در استفاده از سرویس‌های بهداشتی، و آلودگی گسترده به ساس، وضعیت بهداشتی را به نقطه‌ای رسانده که بیماری‌های پوستی میان زندانیان شیوع یافته است. داروهای موجود نیز کیفیت مناسبی ندارند و گفته می‌شود برخی از آن‌ها تاریخ مصرف‌شان گذشته است. بسیاری از این زندانیان در حالت بلاتکلیف به سر می‌برند؛ با اتهامات سنگین، بدون محاکمه، و زیر فشار بازجویی‌های مداوم قرار دارند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">زندان ارومیه در این میان با وضعیتی ویژه روبروست. تعداد زیادی از زندانیان سیاسی کرد در این زندان نگهداری می‌شوند و گزارش‌ها از احتمال اعدام‌های دسته‌جمعی و فشار امنیتی فوق‌العاده بالا خبر می‌دهند. زندان‌های سنندج و بوکان نیز با تمرکز پرونده‌های سیاسی زندانیان کرد و احکام اعدام تأییدشده، به کانون‌هایی از نگرانی تبدیل شده‌اند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در هفته‌های اخیر، موجی تازه از اعدام‌های سیاسی ایران را فراگرفته است. از اواخر بهمن‌ماه ، هم‌زمان با آغاز درگیری نظامی، شمار اعدام‌ها به شکل چشمگیری افزایش یافته است. گزارش می رسد که در کمتر از دو ماه، دست‌کم سیزده تا چهارده.<span class="Apple-converted-space">  </span>زندانی سیاسی اعدام شده‌اند ، برخی از آن‌ها نوجوان بودند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">هفدهم فروردین ، علی فهیم، جوان بیست‌وشش‌ساله‌ای که اعترافاتش زیر شکنجه گرفته شده بود، در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شد. دو روز پیش از آن، یعنی هفدهم فروردین، محمدامین ، امیرحسین حاتمی، نوجوان هجده‌ساله‌ای که در جریان اعتراضات بازداشت شده بود، به دار آویخته شد.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">پیش از این اعدام‌ها، در اواخر فروردین‌ماه، ابوالحسن منتظر و وحید بنی‌عامریان نیز اعدام شدند. همچنین سه معترض جوان، از جمله یک نوجوان نوزده‌ساله، در همان دوره اعدام شدند.. در کنار این اعدام‌ها، گزارش رسیده که حسین غاوی، معروف به سیلاوی، در اواخر فروردین در بازداشتگاه سپاه پاسداران زیر شکنجه جان باخت .</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در حال حاضر، شمار زیادی از زندانیان در خطر اجرای فوری حکم اعدام قرار دارند. از میان آن‌ها، نام هفت تن به‌طور مشخص در گزارش‌های حقوق بشری آمده است: پخشان عزیزی، حاتم اوزدمیر، یوسف احمدی، محراب عبدالله‌زاده، ناصر بکرزاده، رئوف معروفی و محمد فرجی، این افراد در زندان‌های اوین، ارومیه، سنندج و بوکان نگهداری می‌شوند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">افراد دیگری نیز وضعیتی نامشخص اما نگران‌کننده دارند: وریشه مرادی، علی قاسمی، پژمان سلطانی، کاوه صالحی و رزگار بگ‌زاده. علاوه بر این‌ها، دست‌کم پنج هم‌پرونده‌ای امیرحسین حاتمی در سلول انفرادی نگهداری می‌شوند و گزارش‌ها حاکی از آن است که احکام آن‌ها ممکن است به زودی اجرا شود..در مجموع، تخمین زده می شود که دست‌کم پنجاه‌وشش زندانی سیاسی با حکم قطعی اعدام در زندان‌های ایران به‌سر می‌برند، و صدها تن دیگر در<span class="Apple-converted-space">  </span>معرض صدور حکم هستند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">آنچه این موج را از دوره‌های پیشین متمایز می‌کند، شتاب و ساختار آن است. گزارش‌ها نشان می‌دهند که رئیس قوه قضائیه دستور داده اجرای احکام اعدام علیه متهمان سیاسی تسریع شود. اتهاماتی مانند «محاربه» و «همکاری با دشمن» به‌طور گسترده به کار گرفته می‌شوند بسیاری از متهمان در محاکماتی چند ساعته، بدون دسترسی به وکیل مستقل، محکوم شده‌اند و اعترافات گرفته‌شده زیر فشار یا شکنجه، مستند اصلی صدور احکام بوده است</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">زندان قزل‌حصار کرج به یکی از مراکز اصلی اجرای اعدام‌ها تبدیل شده. در زندان اوین، بسیاری از زندانیان سیاسی در بندهای امنیتی دویست‌ونه و دویست‌وچهل محبوس‌اند و ارتباطشان با خانواده قطع شده است.. زندان‌های ارومیه، سنندج و بوکان نیز تعداد زیادی از زندانیان کرد را در خود جای داده‌اند که برخی با احکام اعدام تأییدشده دست‌وپنجه نرم می‌کنند..</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">از آغاز جنگ، بازداشت‌های گسترده‌ای انجام شده که شمارشان به ده‌ها هزار تن می‌رسد. در میان بازداشت‌شدگان، فعالان، دانشجویان و حتی کودکان دیده می‌شوند. بسیاری در بازداشتگاه‌های مخفی نگهداری می‌شوند و خانواده‌هایشان از سرنوشتشان بی‌خبرند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در میان همه این اخبار، آنچه باید بیشتر از هر چیز به آن پرداخت، حال و روز کسانی است که پشت این آمارها قرار دارند. مادری که هر روز پشت تلفن منتظر خبری از فرزندش است. پدری که بسته دارو فرستاده و نمی‌داند رسیده یا نه. همسری که هفته‌هاست صدای طرف مقابل را نشنیده. کودکانی که نمی‌فهمند چرا پدر یا مادرشان برنمی‌گردد.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">شرایط جنگی، زندانیان را در معرض خطری مضاعف قرار می‌دهد. زندان‌هایی که در شرایط عادی هم از استانداردهای انسانی فاصله دارند، در شرایط<span class="Apple-converted-space">  </span>جنگی می‌توانند به تله‌های مرگ تبدیل شوند. بمباران، و افزایش بی‌قانونی در سایه جنگ، همگی جان زندانیان را بیشتر به خطر می‌اندازند.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">خواسته ای که باید بلندتر از هر زمان تکرار شود این است: آزادی فوری زندانیان سیاسی و عقیدتی، به‌ویژه در شرایط جنگی. اما تا آن روز، وظیفه ماست که نام‌هایشان را فراموش نکنیم. که گزارش‌ها را منتشر کنیم. که با خانواده‌هایشان همدردی کنیم و تنهایشان نگذاریم.</span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%a6%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/">زندانهائی که می توانند به تله مرگ زندانیان تبدیل شوند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از آتش‌بس موقت به صلح پایدار، مطالبه فوری مردم</title>
		<link>https://komalah.org/%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87-%d9%81/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25a2%25d8%25aa%25d8%25b4%25d8%25a8%25d8%25b3-%25d9%2585%25d9%2588%25d9%2582%25d8%25aa-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25b5%25d9%2584%25d8%25ad-%25d9%25be%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25af%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%258c-%25d9%2585%25d8%25b7%25d8%25a7%25d9%2584%25d8%25a8%25d9%2587-%25d9%2581</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 07:23:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245363</guid>

					<description><![CDATA[<p>آتش‌بس کنونی در جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، اگرچه فعلاً از شدت و دامنه ویرانی کاسته است، اما به هیچ‌وجه به معنای پایان بحران نیست. از آتش‌بس تا صلح، با توجه به اهداف، مصالح و انگیزه‌های ضد مردمی طرف‌های درگیر، هنوز راهی دراز در پیش است. به همین دلیل، در میان مطالبات امروز، خواستِ تبدیل بی‌قیدوشرط آتش‌بس موقت و شکننده کنونی به آتش‌بسی دائمی و پایدار باید در رأس قرار گیرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87-%d9%81/">از آتش‌بس موقت به صلح پایدار، مطالبه فوری مردم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p3" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;"><b>از آتش‌بس موقت به صلح پایدار، مطالبه فوری مردم</b></span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">آتش‌بس کنونی در جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، اگرچه فعلاً از شدت و دامنه ویرانی کاسته است، اما به هیچ‌وجه به معنای پایان بحران نیست. از آتش‌بس تا صلح، با توجه به اهداف، مصالح و انگیزه‌های ضد مردمی طرف‌های درگیر، هنوز راهی دراز در پیش است. به همین دلیل، در میان مطالبات امروز، خواستِ تبدیل بی‌قیدوشرط آتش‌بس موقت و شکننده کنونی به آتش‌بسی دائمی و پایدار باید در رأس قرار گیرد.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">آنچه امروز برقرار شده، بیش از آن‌که صلح باشد، یک مکث شکننده در میانه بحرانی عمیق است. منطق اصلی درگیری همچنان پابرجاست. توانایی‌های نظامی دو طرف از بین نرفته، انگیزه نمایش قدرت و بازدارندگی همچنان وجود دارد، و بی‌اعتمادی عمیق نیز به قوت خود باقی است. آتش‌بس کنونی نه پایان منازعه، بلکه فقط توقفی موقت در مسیری است که هنوز می‌تواند به فاجعه‌ای بزرگ‌تر منتهی شود. در چنین شرایطی، هر لحظه ممکن است این آتش‌بس فروبپاشد و جنگ با شدتی بیشتر از سر گرفته شود.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">این جنگ نشان داد که آمریکا، با وجود برتری نظامی گسترده، نتوانست اراده خود را آن‌گونه که می‌خواست بر طرف مقابل تحمیل کند. آمریکا می‌خواست با تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی، در درون رژیم چنان تغییراتی ایجاد کند که در نهایت بتواند با حاکمان جدید به سازش مورد نظر خود دست یابد. اما این هدف از طریق جنگ محقق نشد.این به آن معنا نیست که آمریکا توان نظامی خود را از دست داده است. مسئله آن است که زور عظیم به کار گرفته شد، اما هدف سیاسی مورد نظر حاصل نشد.در برابر، جمهوری اسلامی می‌تواند صرفاً از این جهت که هدف آمریکا از طریق جنگ عملی نشده، ادعای پیروزی کند.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">اما در میان تمام این محاسبات قدرت، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر وجود دارد و آن اینکه این جنگ، جنگ مردم ایران نبود. نه اهداف آمریکا و اسرائیل، اهداف مردم ایران بود و نه بقای جمهوری اسلامی مترادف با منافع مردم ایران است. برای مردم ایران، پیروزی یا شکست هیچ‌یک از طرف‌های درگیر، به‌خودی‌خود حامل آزادی، عدالت، رفاه و زندگی بهتر نیست.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">تجربه همین جنگ بار دیگر به‌روشنی نشان داد که موشک و آتش، راه رهایی مردم را هموار نمی‌کنند. نابودی زیرساخت‌ها، ویرانی شهرها، ترس، آوارگی، گرانی، ناامنی و فروپاشی زندگی روزمره، هیچ‌کدام مردم را به رستگاری نزدیک نمی‌کند. درست است که رژیم زیر فشار جنگ ضعیف می‌شود. توان اقتصادی‌اش فرسوده‌تر می‌گردد. شکاف در بالا ممکن است بیشتر شود. اما میان ضعیف شدن یک رژیم و فروپاشی آن، فاصله‌ای واقعی و مهم وجود دارد. این فاصله را ساختار سیاسی، دستگاه اداری، نیروی نظامی، شبکه‌های امنیتی و ماشین سرکوب پر می‌کنند. هیچ رژیمی صرفاً به این دلیل که زیر فشار قرار گرفته، خودبه‌خود فرو نمی‌پاشد. اگر جامعه از پایین سازمان نیافته باشد، حتی تضعیف حکومت نیز می‌تواند نه به آزادی، بلکه به بازتولید شکلی دیگر از استبداد منتهی شود.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در چنین شرایطی، نخستین و فوری‌ترین مطالبه باید روشن باشد:<span class="Apple-converted-space">  </span>تبدیل آتش‌بس موقت و شکننده کنونی به آتش‌بسی دائمی، پایدار و بی‌قیدوشرط. این خواست، بی‌طرفی در برابر نظام ستم و استبداد و بهره کشی نیست. این خواست، دفاع از جان انسان‌ها، دفاع از امکان نفس کشیدن جامعه، دفاع از فرصت سازمان‌یابی مردم و دفاع از آینده‌ای است که قرار نیست از دهانه موشک و غرش هواپیما بیرون بیاید. تا وقتی آتش جنگ روشن است، فضا برای سرکوب، امنیتی‌سازی، تعلیق مطالبات اجتماعی و خاموش کردن صدای مردم بازتر می‌شود. جنگ، بین دولتها تحت هر نامی، در عمل راه را بر مداخله مستقل مردم می‌بندد. از همین رو، دفاع از آتش‌بس پایدار، دفاع از امکان سیاست‌ورزی مردمی نیز هست.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">تا آنجا که به سرنوشت مردم ایران مربوط می‌شود، فاکتور تعیین‌کننده نه پیروزی این دولت است و نه شکست آن دولت. تعیین‌کننده، سازمان‌یابی طبقه کارگر، زحمتکشان، زنان، جوانان و مردم آزادی‌خواه است. تعیین‌کننده، ساخته شدن نهادهای قدرت فردا از پایین است؛ نهادهایی که بتوانند اراده جمعی مردم را نمایندگی کنند، از منافع اکثریت دفاع کنند و راه آزادی و برابری را هموار سازند.این سازمان‌یابی، از دل مبارزه آگاهانه، پیگیر و جمعی مردم برمی‌خیزد. در محیط‌های کار، در محلات، در دانشگاه‌ها، در شبکه‌های همبستگی اجتماعی، در نهادهای مدنی و در هرجایی که بتوان اراده جمعی را به نیرویی مؤثر بدل کرد.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">عاجل ترین وظایف ما در شرایط کنونی، مبارزه برای آتش‌بس فوری، پایدار و بی‌قیدوشرط ، دفاع از جان و معیشت مردم ،مقابله با امنیتی‌سازی و سرکوب به بهانه شرایط جنگی، و تقویت سازمان‌یابی مستقل مردم از پایین است. دوره آینده، اگر با آگاهی و سازمان‌یابی همراه شود، می‌تواند دوره قدرت‌نمایی مردمی باشد که از دل رنج و آتش، آبدیده‌تر شده‌اند. اگر امروز آتش‌بس پایدار را به مطالبه‌ای سراسری بدل کنیم، یک گام مهم در دفاع از زندگی برداشته‌ایم. و اگر این مطالبه را با سازمان‌یابی و دخالت مستقیم مردم در سرنوشت خود پیوند بزنیم، آن‌گاه می‌توان امید داشت که فردا نه فقط از جنگ، بلکه از استبداد جمهوری اسلامی نیز عبور کنیم.</span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87-%d9%81/">از آتش‌بس موقت به صلح پایدار، مطالبه فوری مردم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برندگان و بازندگان جنگ چهل روزه  سخنی در باره آتش بس دو هفته ای</title>
		<link>https://komalah.org/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a8%25d8%25b1%25d9%2586%25d8%25af%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%2588-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25b2%25d9%2586%25d8%25af%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25ac%25d9%2586%25da%25af-%25da%2586%25d9%2587%25d9%2584-%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25b2%25d9%2587-%25d8%25b3%25d8%25ae%25d9%2586%25db%258c-%25d8%25af%25d8%25b1</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 07:58:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245333</guid>

					<description><![CDATA[<p>در چهلمین روز جنگ ویرانگر آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، سرانجام دو طرف با یک آتش‌بس دو هفته‌ای موافقت کردند. بر اساس گزارش‌ها، این توقف موقت پس از تهدیدهای کم‌سابقه دونالد ترامپ به گسترش حملات و هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، و در پی میانجی‌گری پاکستان و پذیرش بازگشایی موقت تنگه هرمز از سوی ایران شکل گرفته است. اما در ورای این رفت‌وآمدهای دیپلماتیک و نظامی، یک حقیقت تلخ همچنان پابرجاست. در این جنگ، دولت‌ها هر کدام چیزی برای عرضه به افکار عمومی خود دارند، اما مردم ایران بازنده اصلی‌اند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1/">برندگان و بازندگان جنگ چهل روزه  سخنی در باره آتش بس دو هفته ای</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><strong><span style="font-size: 16px;">برندگان و بازندگان جنگ چهل روزه</span></strong></p>
<p class="p2" dir="rtl" style="text-align: justify;"><strong><span style="font-size: 16px;">سخنی در باره آتش بس دو هفته ای</span></strong></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در چهلمین روز جنگ ویرانگر آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، سرانجام دو طرف با یک آتش‌بس دو هفته‌ای موافقت کردند. بر اساس گزارش‌ها، این توقف موقت پس از تهدیدهای کم‌سابقه دونالد ترامپ به گسترش حملات و هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، و در پی میانجی‌گری پاکستان و پذیرش بازگشایی موقت تنگه هرمز از سوی ایران شکل گرفته است. اما در ورای این رفت‌وآمدهای دیپلماتیک و نظامی، یک حقیقت تلخ همچنان پابرجاست. در این جنگ، دولت‌ها هر کدام چیزی برای عرضه به افکار عمومی خود دارند، اما مردم ایران بازنده اصلی‌اند.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">آمریکا می‌تواند از این آتش‌بس به‌عنوان نشانه‌ای از قدرت‌نمایی خود یاد کند. آمریکا می‌تواند بگوید با تهدید، فشار و نمایش اراده نظامی، جمهوری اسلامی ایران را وادار کرده است که درباره تنگه هرمز عقب‌نشینی کند و به مذاکرات تازه تن دهد. اسرائیل نیز می‌تواند ادعا کند که بار دیگر توانسته است یکی از دشمنان اصلی منطقه‌ای خود را زیر ضرب ببرد و منطق نظامی‌گری را به‌عنوان ابزار حل مناقشه تثبیت کند. جمهوری اسلامی هم در سوی دیگر، این توقف را به‌عنوان سند «بقا» و «ایستادگی» تبلیغ خواهد کرد؛ اینکه زیر فشار آمریکا و اسرائیل فرو نریخت و توانست طرف مقابل را به پذیرش موجودیت سیاسی خود وادار کند.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">اما اگر هر سه طرف چیزی برای نمایش دارند، مردم ایران چه دارند؟ دستاورد آنان از چهل روز جنگ چیست؟ آیا امنیت بیشتری یافته‌اند؟ آیا آزادی بیشتری به دست آورده‌اند؟ آیا آینده روشن‌تری پیش رویشان قرار گرفته است؟ پاسخ روشن است: نه. آنچه برای مردم ایران باقی مانده، ویرانی، فقر، اضطراب و جانهای بسیاری است که از دست رفته است.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">دولت‌ها می توانند از پیروزی خود با واژه های پر زرق و برق سخن بگویند، اما آنچه نصیب مردم می‌شود، مرگ، فقر و فرسوده شدن زندگی روزمره است. در این جنگ نیز چنین شد. تهدید آمریکا به حمله به پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی، فقط یک تهدید نظامی نبود؛ این تهدید آشکار علیه زندگی روزمره میلیون‌ها انسان بود. حتی اگر این حملات فعلاً متوقف شده باشد، نفسِ طرح چنین هدف‌هایی نشان داد که در منطق قدرت‌های جنگ‌طلب، مردم عادی چیزی جز ابزار فشار نیستند.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">از سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز نمی‌تواند خود را از مسئولیت این فاجعه کنار بکشد. حکومتی که سال‌ها ایران را در مسیر بحران دائمی، ماجراجویی منطقه‌ای، انزوای بین‌المللی و امنیتی‌سازی جامعه رانده است، نمی‌تواند امروز خود را فقط قربانی تجاوز خارجی معرفی کند. همان‌طور که موشک و بمب آمریکا و اسرائیل برای مردم ایران آزادی نمی‌آورد، بقای جمهوری اسلامی نیز برای آنان آزادی، رفاه و امنیت نمی‌سازد. مردم ایران میان دو نیروی ویرانگر گرفتار شده‌اند. از یک سو ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل، و از سوی دیگر حکومتی که بقای خود را بر منافع جامعه مقدم می‌داند.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">آتش‌بس، اگرچه فعلاً از شدت فوری فاجعه می‌کاهد، اما پایان رنج مردم نیست. برای مردم ایران، جنگ واقعی از فردای آتش‌بس در شکل دیگری ادامه پیدا می‌کند. در گرانی بیشتر، در ، در بیکاری، در فشار بر خدمات عمومی، در کمبود منابع، و در زیرساختی که در جنگ آسیب دیده، با شعار ترمیم نمی‌شود. اقتصاد فرسوده‌ای که زیر تحریم، فساد و ناکارامدی نفس می‌کشد، با آتش‌بس جان نمی‌گیرد. خانواده‌ای که پیش از جنگ هم زیر بار تورم خم شده بود، پس از جنگ فقیرتر و آسیب‌پذیرتر خواهد شد.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در این میان، نباید از یک خطر مهم دیگر غافل شد. آنهم استفاده داخلی جمهوری اسلامی از شرایط جنگی برای تشدید سرکوب است. تجربه نشان داده است که حکومت‌های استبدادی از بحران خارجی به‌عنوان فرصتی برای بستن فضای سیاسی، خاموش کردن اعتراض‌ها و امنیتی‌تر کردن جامعه استفاده می‌کنند. بنابراین حتی اگر بمباران متوقف شود، این احتمال کاملاً جدی است که فشار بر جامعه مدنی، فعالان سیاسی، رسانه‌ها و شهروندان معترض افزایش یابد. به بیان دیگر، مردم ایران ممکن است هم‌زمان هم هزینه جنگ و هم هزینه محدودیتهای بیشتر در داخل را بپردازند.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">این جنگ فقط به زیان مردم ایران نبوده است. منطقه نیز یک بار دیگر ثابت کرد که جنگ در خاورمیانه هیچ‌گاه محدود و کنترل‌شده باقی نمی‌ماند. تهدید بسته شدن تنگه هرمز، ناامنی در مسیرهای حیاتی انرژی، گسترش درگیری به کشورهای دیگر و فضای فراگیر بی‌ثباتی، همه نشان می‌دهد که مردم منطقه نیز از این آتش چیزی جز اضطراب و خسارت نصیب نمی‌برند. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">برای ما<span class="Apple-converted-space">  </span>و مردمی که خواهان قطع فوری و بدون قید و شرط جنگ بودند، نفس همین آتش بس موقت هم می تواند<span class="Apple-converted-space">  </span>هم می تواند دست آوردی باشد. اما در شرایطی که بی‌اعتمادی عمیق باقی مانده، تهدیدها پایان نیافته و هیچ تضمین محکمی برای جلوگیری از دور تازه‌ای از جنگ وجود ندارد. آنچه امروز ضروری است، دفاع از مردم در برابر هر دو منطق ویرانگر است، هم جنگ‌افروزی آمریکا و اسرائیل، و هم استبداد و بحران‌سازی جمهوری اسلامی.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;"> واقعیت این است که هیچ‌یک از طرف‌های درگیر نماینده منافع مردم نیستند. آمریکا قدرت خود را می‌خواهد، اسرائیل توسعه طلبی خود را به نام امنیت با منطق نظامی تعریف می‌کند، و جمهوری اسلامی بقای خود را می خواهد. اما مردم ایران زندگی، نان، آزادی، امنیت و زندگی با سرفرازی و حرمت می‌خواهند . بدون شک این مردم مبارز که بارها با مبارزه خود این رژیم را تا آستانه سرنگونی برده اند، همه آنچیزی را که شایسته آن هستند، سرانجام به نیروی آگاهی، اتحاد و مبارزه خود به دست خواهند آورد.</span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1/">برندگان و بازندگان جنگ چهل روزه  سخنی در باره آتش بس دو هفته ای</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پناهندگان افغانستانی، قربانیان خاموش جنگ، تبعیض و بی‌پناهی</title>
		<link>https://komalah.org/%d9%be%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%25be%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2587%25d9%2586%25d8%25af%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a7%25d9%2581%25d8%25ba%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c%25d8%258c-%25d9%2582%25d8%25b1%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25ae%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2588</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[-]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Apr 2026 07:56:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سخن روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://komalah.org/?p=245295</guid>

					<description><![CDATA[<p>جنگ فقط شهرها را ویران نمی‌کند، مرزهای اخلاق را هم فرو می‌ریزد. در شرایط جنگی، نخستین قربانیان همیشه کسانی‌اند که پیشاپیش از کمترین امکان دفاع از خود محروم بوده‌اند. بی‌صداها، حاشیه‌نشینان، کارگران بی‌سند، زنان بی‌پناه و کودکانی که هیچ نقشی در ساختن این جهان نابرابر نداشته‌اند. مهاجران و پناهندگان افغانستانی در ایران امروز دقیقاً در چنین موقعیتی قرار دارند. در میانه‌ بحران، بی‌آن‌که پناهی داشته باشند، بی‌آن‌که صدایشان شنیده شود و بی‌آن‌که حقوق ابتدایی‌شان به رسمیت شناخته شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%be%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88/">پناهندگان افغانستانی، قربانیان خاموش جنگ، تبعیض و بی‌پناهی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">پناهندگان افغانستانی، قربانیان خاموش جنگ، تبعیض و بی‌پناهی</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">جنگ فقط شهرها را ویران نمی‌کند، مرزهای اخلاق را هم فرو می‌ریزد. در شرایط جنگی، نخستین قربانیان همیشه کسانی‌اند که پیشاپیش از کمترین امکان دفاع از خود محروم بوده‌اند. بی‌صداها، حاشیه‌نشینان، کارگران بی‌سند، زنان بی‌پناه و کودکانی که هیچ نقشی در ساختن این جهان نابرابر نداشته‌اند. مهاجران و پناهندگان افغانستانی در ایران امروز دقیقاً در چنین موقعیتی قرار دارند. در میانه‌ بحران، بی‌آن‌که پناهی داشته باشند، بی‌آن‌که صدایشان شنیده شود و بی‌آن‌که حقوق ابتدایی‌شان به رسمیت شناخته شود.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در پی تشدید فضای امنیتی ناشی از جنگ‌ ۱۲ روزه و جنگ اخیر، مهاجران افغانستانی بیش از هر زمان دیگری در معرض فشار، سرکوب، بازداشت، اخراج و طرد قرار گرفته‌اند. ما با وضعیتی روبه‌رو هستیم که در آن انسان‌هایی که سال‌ها در سخت‌ترین شرایط زیسته و کار کرده‌اند، ناگهان به «مسئله امنیتی» تبدیل می شوند، گویی رنج، فقر، کار طاقت‌فرسا و بی‌حقوقی کافی نبوده و اکنون باید بار چنگ را نیز بر دوش بکشند.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">سال‌هاست که میلیون‌ها افغانستانی در ایران زندگی کرده‌اند. بسیاری از آنان در مشاغل سخت، کم‌درآمد و غیررسمی، از ساختمان‌سازی و کشاورزی تا کارهای خدماتی و خیابانی، سهم مهمی در گردش زندگی روزمره داشته‌اند. آنان اغلب در حاشیه شهرها، در مناطق محروم و ناامن، بدون هیچگونه پوشش حمایتی ، بدون امنیت شغلی و با ترس دائمی از بازداشت و اخراج زیسته‌اند. جامعه از نیروی کار آنان استفاده کرده، اما کمتر حاضر شده است کرامت انسانی و حقوق بنیادین‌شان را به رسمیت بشناسد. اکنون نیز در بزنگاه بحران، همین جمعیت به آسان‌ترین هدف برای فشارهای سازمان‌یافته بدل شده است.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">اخراج‌های گسترده، بازداشت‌های دسته‌جمعی، گزارش‌های متعدد از بدرفتاری و خشونت، و راندن خانواده‌ها به سوی مرز، نشانه‌های شکست اخلاقی و حقوقی در مواجهه با انسان‌های بی‌پناه‌اند. هیچ جامعه‌ای با تحقیر ضعیف‌ترین ساکنان خود امن‌تر نمی‌شود. امنیت واقعی از عدالت می‌آید، نه از قربانی‌سازی. وقتی یک دولت یا یک فضای عمومی، مهاجر را به تهدید تبدیل می‌کند، در واقع راه را برای عادی‌سازی خشونت هموار می‌سازد، خشونتی که دیر یا زود دامان همه را خواهد گرفت.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">اما فاجعه به اینجا ختم نمی‌شود. آنان که از ایران رانده می‌شوند، به سرزمینی بازگردانده می‌شوند که خود گرفتار یکی از عمیق‌ترین بحران‌های انسانی منطقه است. افغانستان امروز با فقر فراگیر، فروپاشی خدمات عمومی، گرسنگی، ناامنی و محرومیت از ابتدائی ترین حقوق انسانی دست‌به‌گریبان است. برای بسیاری از اخراج‌شدگان، بازگشت نه به معنای بازگشت به خانه، که به معنای پرتاب شدن به دل بی‌ثباتی، بی‌آیندگی و محرومیت مضاعف است.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در این میان، زنان افغانستانی در مرکز یکی از دردناک‌ترین لایه‌های این تراژدی ایستاده‌اند. زنانی که پیش‌تر نیز در ایران در حاشیه بازار کار، در محیط‌های غیررسمی، با عدم دسترسی به خدمات درمانی، حمایتی و حقوقی زندگی می‌کردند، اکنون با اخراج به جایی بازگردانده می‌شوند که در آن ابتدایی‌ترین حقوقشان بیش از پیش پایمال شده است. زن سرپرست خانوار، زنی که باید نان‌آور خانه باشد، زنی که هم‌زمان بار مراقبت از کودکان و تأمین معاش را بر دوش می‌کشد، در چنین وضعیتی عملاً میان دو بی‌عدالتی گرفتار می‌شود: بی‌حقوقی در کشور میزبان و محرومیت از ابتدائی ترین حقوق در کشور مبدأ. این واقعیت در مورد زنان مهاجر افغانستانی صورت عریان ستم جنسیتی در بستر مهاجرت و جنگ است.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">کودکان مهاجر افغانستانی نیز از این خشونت چندلایه بی‌نصیب نمانده‌اند. بسیاری از آنان پیش از این نیز از آموزش پایدار، امنیت روانی و کودکی عادی محروم بوده‌اند. شمار زیادی به کارهای سخت کشیده شده‌اند، در معرض استثمار قرار گرفته‌اند و آینده‌شان قربانی فقر و بی‌ثباتی شده است. اکنون با بازداشت، جابه‌جایی اجباری، جدایی از خانواده، اخراج و بازگردانده شدن به محیطی ناامن، این کودکان بار دیگر تنبیه می‌شوند. آنها تنبیه می شوند صرفاً به این دلیل که ضعیف‌ترند. هیچ تصویری از بی‌عدالتی تکان‌دهنده‌تر از کودکی نیست که قربانی تصمیم‌هایی می‌شود که هیچ نقشی در آنها نداشته است.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">آنچه امروز بر مهاجران افغانستانی می‌گذرد، حاصل تلاقی سه بحران هم‌زمان است: جنگ و امنیتی‌شدن فضا، فقر و استثمار مزمن، و تبعیض حقوقی و اجتماعی. این سه‌گانه ویرانگر، زندگی مهاجران را از هر سو محاصره کرده است. تداوم این وضعیت، بی‌پناه‌سازی سازمان‌یافته انسان‌هایی است که از قبل نیز آسیب‌پذیر بوده‌اند.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در برابر این واقعیت، سکوت جایز نیست. دفاع از پناهندگان افغانستانی یک انتخاب اخلاقی حاشیه‌ای یا اقدامی صرفاً خیریه نیست، این دفاع، آزمون انسانیت و معیار پایبندی ما به ابتدایی‌ترین اصول حقوق انسان است. باید از نهادهای امدادرسان و مدافع حقوق پناهندگان حمایت کرد، باید رسانه‌ها را وادار به شکستن سکوت کرد، باید از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی خواست به تعهدات خود در قبال منع اخراج اجباری، حمایت از کودکان، و حفاظت از زنان و خانواده‌های آسیب‌پذیر عمل کنند. مهاجران افغانستانی «مسئله» نیستند، انسان‌اند، همسایه‌اند، کارگرند، مادرند، کودک‌اند، و سزاوار زندگی<span class="Apple-converted-space">  </span>بهتر هستند.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 16px;">در جهانی که جنگ هر روز مرز تازه‌ای را درمی‌نوردد، تنها چیزی که می‌تواند ما را از سقوط کامل اخلاقی بازدارد، پافشاری بر همبستگی انسانی است. صدای پناهندگان افغانستانی نباید در هیاهوی جنگ گم شود. دفاع از آنان، دفاع از حرمت انسان است.</span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://komalah.org/%d9%be%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88/">پناهندگان افغانستانی، قربانیان خاموش جنگ، تبعیض و بی‌پناهی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://komalah.org">کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
