صفحه اصلی | سخن روز | برجام، جنازه ای که روی دست مانده است

برجام، جنازه ای که روی دست مانده است

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
برجام، جنازه ای که روی دست مانده است

از زمانی که در روز سه شنبه هشتم ماه می، برابر با هیجدهم اردیبهشت ترامپ رئیس جمهور آمریکا خروج آن کشور از برجام را اعلام کرد، سرنوشت آن دستکم در میان امضاء کنندگان آن در پرده ای از ابهام فرورفت. پی آمدهای این تصمیم هنوز هم بعد از گذشتن چندین روز تقریبا در رأس اخبار جهان قرار دارد و گمانه زنی ها در مورد به خاک سپردن و یا ورود به مذاکراتی برای وارد کردن تغییراتی در آن برای حیات بخشیدن به آن همچنان ادامه دارد. چه آنهائی که قرارداد را امضاء کرده بودند و چه آنهائی که به درجات مختلف نظیر اسرائیل و عربستان از تاثیرات آن برکنار نبودند، به صحنه آمده و هر کدام با توجه به جایگاهی که ایران در استراتژی آنان دارد، اعلام موضع نمودند. دفتر ریاست جمهوری آمریکا روز جمعه بیست و دوم اردیبهشت یعنی سه روز بعد از اعلام خروج آمریکا با انتشار بیانیه ای متذکر میشود که "اقدامات بی ملاحظه ایران امنیت خاورمیانه را به خطر انداخته است" وادامه میدهد که "زمان آن فرا رسیده است که ملتهای مسئولیت پذیر با فشار بر ایران، این کشور را در تغییر در رفتار مجبور سازند". سفیر آمریکا در آلمان میگوید "ما از دوستان و متحدین خود انتظار داریم به ما یاری رسانند تا ایران به پای میز مذاکره برگردد". اگر توجه کنیم که آژانس بین المللی اتمی پایبندی کامل ایران به مفاد برجام را اعلام کرده است، در اینصورت چه آن بیانیه و چه این سخن که رو به کشورهای اروپائی است به روشنی به مهمترین مسئله مورد مناقشه غرب وبویژه آمریکا با جمهوری اسلامی یعنی نقش ایران در چگونگی سازماندهی منطقه اشاره دارد.

ما بارها گفته بودیم که هدف آمریکا تنها محدود کردن سیاستهای هسته ای جمهوری اسلامی نبوده و حتی قرارداد برجام باید به مثابه مولفه ای عمل میکرد که به هدف اصلی آمریکا یعنی همسو شدن جمهوری اسلامی با سیاستها و استراتژی آمریکا در آن منطقه بیانجامد. اگر چه کشورهای سه گانه اتحادیه اروپا یعنی فرانسه، انگلستان و آلمان به تصمیم ترامپ انتقاد داشته و به "پایبندی خود به برجام" تأکید دارند، ولی از نظر آنها هم نجات برجام در گرو مذاکرات تکمیلی درباره برنامه های موشکی و نقش ایران در منطقه است. مکرون رئیس جمهور فرانسه و به اصطلاح قهرمان حفظ وحدت و دفاع از اتحادیه اروپا آشکارا میگوید که در سفر به آمریکا نیز پیشنهاد مذاکره با جمهوری اسلامی در مورد برنامه موشکی و سیاست منطقه ای ایران را با ترامپ مطرح کرده بود. او بعد از خروج آمریکا در یک گفتگوی تلفنی با پوتین یکبار دیگر اعلام کرد که "ایران اجازه ندارد هیچ زمان به سلاح اتمی دست پیدا کند. ثبات منطقه و واقعیت به این مسئله وابسته است و ما در این مسیر اقدام میکنیم". این همان چیزی است که سفیر آمریکا در آلمان تحت عنوان کشاندن ایران به پای میزمذاکره از آن یاد میکند. با وجود اینکه چند روز قبل از خروج آمریکا سخنگوی وزارت خارجه آلمان گفته بود که "توافق هسته ای با ایران محصول مذاکرات طولانی بوده واز این رو ممکن نیست که برخی از کشورهای حاضر در این مذاکرات اقدام به تجدید نظر و یا حتی جایگزینی این توافق با توافقی دیگر کنند" ولی اکنون دولت آلمان هم صحبت از "تکمیل این قرارداد و گسترش آن به موشکهای بالیستیکی و سیاستهای منطقه ای ایران" میکند. بنابراین روشن میشود که اختلاف اروپا و آمریکا همچنانچه مکرون میگوید نه بر سر " قرارداد تکمیلی برای کنترل فعالیتهای هسته ای، برنامه های موشکی و فعالیتهای ایران در سوریه، عراق، یمن و لبنان " است بلکه روشی است که باید جهت رسیدن به این قرار داد تکمیلی اتخاذ نمود. این اما همان چیزی است که به معنای پایان دادن به تمامی رؤیاهای رژیم جمهوری اسلامی جهت تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای است. بیانیه رسمی دولت جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه "هیچ یک از مفاد برجام و چارچوب زمانی آن که موضوع مذاکرات سیزده ساله بوده به هیچ شکلی قابل مذاکره نبوده" و اینکه " ایالات متحده نمیتواند به حضور قانونی جمهوری اسلامی در منطقۀ خود و حمایت مؤثر ایران از مردم سوریه و عراق تعیین تکلیف نماید" و این اشکارا بیان دل نگرانی جمهوری اسلامی و همان نکته مرکزی است که نه تنها آمریکا بلکه کشورهای سه گانه امضاء کنندگان اروپائی نیز بر آن پافشاری میکنند. بنابراین کاملا روشن است که یا جمهوری اسلامی باید خود را همسو با سیاستهای آمریکا ودول اروپائی در منطقه کند ویا جام خالی زهری را که با قبول برجام سر کشیده بود، در دستش بماند.

آنچه که روشن است آلمان، فرانسه وانگلستان و بطور کلی اتحادیه اروپا منافع کلان اقتصادی خود با آمریکا را فدای رابطه تجاری با ایران نخواهند کرد. کافی است توجه کنیم که صادرات کشورهای اروپائی به آمریکا چهل و چهار برابر صادرات به ایران و واردات اتحادیۀ اروپا از آمریکا چهل وپنج برابر واردات از ایران است. ویا اینکه حجم معادلات تجاری اتحادیه اروپا با ایران معادل شش دهم درصد کل معادلات تجاری اتحادیه اروپاست. و در عین حال نباید فراموش کرد که در سالهای گذشته کمپانیها وبانک های بزرگ اروپائی به علت دور زدن تحریم ها علیه ایران میلیاردها دلار جریمه به خزانه داری آمریکا پرداخت کردند.

پایان برجام درعین حال آغاز دور جدیدی از تشدید جدال باند های رژیم خواهد بود.علیرغم اینکه توافق برجام در بالاترین هرم قدرت رژیم تصمیم گیری شده بود، ولی اکنون باندهای رژیم شکست آنرا به گردن یکدیگر خواهند انداخت. سران هردو جناح عوامفریبی میکنند. اعضائ تیم مذاکره کننده ایران همواره اعلام کرده اند که خامنه ای در تمام مدت در جریان مذاکرات قرار داشته و مهر تأئید بر آن زده است.اکنون فغان او برسر اینکه گفتم به آمریکا اعتماد نکنید چیزی جز سرخ نگهداشتن صورت خود با سیلی نیست. روحانی هم به نوع دیگری عوامفریبی میکند. او که در جریان مذاکرات گفته بودکه اروپا یک کدخدا دارد که باید از او اجازه بگیرد بنابراین بهتر است که با کدخدا مذاکره کنیم، اکنون که کدخدا خارج شده میگوید خوشحال هستم که یک موجود مزاحم از برجام خارج شده است و با دوستان ومتحدینمان که برجام را امضاء کرده اند به رایزنی میپردازیم.

واقعیت این است که خروج امریکا از برجام و بازگشت تحریم ها در فاصله زمانی سه تا شش ماه آینده و در خواست کشورهای اروپائی مبنی بر قرارداد تکمیلی برای مهار کردن جمهوری اسلامی در شرایطی انجام میگیرد که رژیم در بدترین دوره حیات خود به سر میبرد. بیان خطر فروپاشی رژیم و شورش های توده ای از زبان سران باندهای رژیم به گونه های مختلف شنیده میشود. با توجه به همین خطر فروپاشی است که هم باندهای رژیم و هم اپوزیسیون بورژوائی رژیم به تکاپو افتاده و مردم را به قرار گرفتن در پشت باندهای رژیم و یا قدرتهای امپریالیستی فرا میخوانند.اما آنچه که به مردم مربوط است ،آنها نه در دوران تحریم ها و نه در دوران رفع تحریم ها تغییری در زندگی و معیشت خود ندیدند. همه وعده هائی که در مورد شکوفائی اقتصادی بعد از قراردادبرجام و هجوم سرمایه های خارجی داده میشد، نانی به سفره مردم نیاورد. اگر رفع تحریم ها امکانات مالی جدیدی برای گسترش دست اندازی رژیم به کشورهای منطقه را بوجود آورد، شروع تحریم های جدید سفره خالی مردم را خالیتر خواهد کرد.در این شرایط رهائی جامعه از وضعیت فلاکتبار کنونی نه امید بستن و تبدیل شدن به پیاده نظام یکی از دو طرف جدال، بلکه گسترش مبارزات و اعتراضات عمومی است.کمونیستها وپیشروان جنبشهای رادیکال اجتماعی نباید این فرصت را به رژیم بدهند که ناتوانی خود جهت پاسخ دادن به فقر و گرسنگی و بیکاری میلیونها تن از مردم را به گردن تحریم ها بیاندازند. راه حل نجات مردم گسترش اعتراضات و مبارزات در همه سطوح و به زیر کشیدن جمهوری اسلامی با اراده و توان مستقیم خویش است.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0