صفحه اصلی | سخن روز | خروج آمریکا از برجام، شیفتگی و درماندگی اپوزیسیون بورژوایی

خروج آمریکا از برجام، شیفتگی و درماندگی اپوزیسیون بورژوایی

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
خروج آمریکا از برجام، شیفتگی و درماندگی اپوزیسیون بورژوایی

روز سه شنبه هشتم ماه می رئیس جمهوری آمریکا، در ادامه تشدید فشار بر رژیم جمهوری اسلامی طی سخنانی در کاخ سفید رسما خروج دولت آمریکا از توافق هسته ای رژیم اسلامی با گروه پنج به علاوه یک را اعلام کرد. دونالد ترامپ گفت: "از نظر من مسلم است که با ساختار شکننده و فاسد توافق کنونی، نمی‌توانیم ایران را از رسیدن به بمب هسته‌ای باز داریم." وی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد که: "در توافق ایران، اسطوره‌ بزرگی وجود داشت که می‌گفت رژیم ایران فقط به دنبال انرژی صلح آمیز هسته‌ای است. اما ما امروز شواهد مشخصی را داریم که نشان می‌دهد این تعهد ایران یک دروغ بود." دونالد ترامپ به دنبال این سخنان فرمان وضع تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران را امضا کرد.

این ادعاهای ترامپ در مورد عدم پایبندی رژیم اسلامی به مفاد توافق هسته ای در حالی است که تاکنون نه بازرسان سازمان انرژی اتمی، نه هیچ کدام از پنج قدرت دخیل در توافقات هسته ای گزارش یا ادعایی دال بر عدم پایبندی رژیم جمهوری اسلامی به مفاد برجام را انتشار نداده اند. جمهوری اسلامی سه سال پیش تحت فشار اوضاع داخلی، خطر فروپاشی اقتصادی و انزوای بین المللی جام زهر برجام را سر کشید، در موقعیتی قرار نداشت که بتواند تحت نظر بازرسان سازمان انرژی اتمی و از بیم بازگشت تحریم ها، مفاد برجام را نقض نماید.

آنچه از جانب رژیم جمهوری اسلامی رعایت نشده است نه مفاد برجام، بلکه سطور نانوشته توافقات هسته ای و انتظارات آمریکا و دیگر قدرت های غربی از جمهوری اسلامی بعد از توافقات هسته ای است. اگر رژیم جمهوری اسلامی تا قبل از برجام همواره از برنامه هسته ای خود و حتی بزرگنمایی در مورد آن به عنوان حربه ای جهت کسب موقعیت برتر در کشمکش های منطقه ای استفاده می کرد، قدرت های غربی انتظار داشتند که برجام بتواند به بلند پروازی های جمهوری اسلامی پایان دهد. جمهوری اسلامی بعد از توافقات هسته ای نه تنها این انتظارات را برآورد نکرد، بلکه در راستای همان استراتژی برتری طلبی منطقه ای از فرجه ای که رفع تحریم های اقتصادی برایش فراهم آورد به مداخله جویی های خود در کانون های بحران خاورمیانه و به تولید و آزمایش موشک های دوربرد خود ابعاد تازه ای بخشید. همین عملکرد جمهوری اسلامی بعد از توافقات هسته ای باعث شده که قدرت های اصلی اروپا برای کنترل مداخله گری ها رژیم در منطقه و برنامه های موشکی آن اعمال فشارهای جدیدی را در دستور کار قرار دهند. در واقع نه نقض برجام، بلکه همین سیاست های ارتجاعی، ماجراجویی ها و حمایت جمهوری اسلامی از جریان های تروریست اسلامی در منطقه است که هیزم تبلیغات سیاست های امپریالیستی ترامپ را نیز تأمین کرده است.

برخلاف ادعاهای حسن روحانی و دیگر سران جمهوری اسلامی، خروج دولت آمریکا از برجام و بازگشت تحریم های اقتصادی عواقب زیانباری به دنبال خواهد داشت. بازگشت دوباره تحریم ها پایه های سست برنامه های درازمدت اقتصادی دولت روحانی را که بر برجام و جذب سرمایه های کلان خارجی بنا شده بود را بکلی ویران می کند. اما بازگشت تحریم ها قبل از همه و از چند سو زندگی و معیشت و کار و مبارزه کارگران و اقشار فرودست جامعه را تحت فشار قرار خواهد داد. از آنجا که بخش قابل توجهی از کالاهای مورد نیاز روزانه مردم و بخشی از مواد اولیه تولیدات داخلی نیز از خارج وارد می شوند، بازگشت تحریم ها، قیمت کالاهای وارداتی از طریق واسطه ها و قیمت نهایی کالاهای تولیدی در ایران را نیز افزایش می دهد. از این رو بازگشت تحریم های اقتصادی که بلافاصله بحران در بازار ارز و افزایش فرار سرمایه ها را نیز در پی دارد، پیامد اجتماعی مانند کاهش روزافزون سطح زندگی مردم و سقوط باز هم بیشتر قدرت خرید آنها و افزایش نرخ بیکاری را به دنبال خواهد داشت و شرایط زندگی را برای کارگران و اکثریت مردم ایران سخت تر خواهد کرد. از سوی دیگر اگر تا قبل از توافق هسته ای و رفع تحریم ها رژیم جمهوری اسلامی همواره از حربه تحریم های اقتصادی و حربه مواجه با دشمنان خارجی به عنوان بهانه ای برای پشت گوش انداختن مطالبات کارگران و مردم محروم جامعه استفاده می کرد و با تشدید فضای امنیتی مانع گسترش اعتراضات کارگری و توده ای می شد، با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم های اقتصادی، جمهوری اسلامی دوباره همین حربه ها و بهانه ها را علیه مردم بکار می گیرد. خروج آمریکا از برجام به رغم عوامفریبی ها و ادعاهای دروغین ترامپ مبنی بر حمایت از مبارزات مردم ایران و توهمات اپوزیسیون بورژوایی ایران، روند رو به گسترش مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار می دهد و عملا در خدمت بقای جمهوری اسلامی است.

دولت آمریکا و نیروهای اپوزیسیون بورژوازی ایران که هر دو از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی از طریق یک انقلاب کارگری و توده ای هراسناک هستند، منافعشان هرچه بیشتر بر هم انطباق می یابد. بی جهت نیست که "سازمان مجاهدین خلق" که برای رسیدن به قدرت به دخالتگری آمریکا و متحدین منطقه ای آن چشم دوخته است بلافاصله و با شیفتگی خروج دولت آمریکا از برجام را مورد ستایش قرار می دهد. "اتحاد جمهوریخواهان ایران"  که همچنان به تغییر و اصلاح رژیم از درون امید بسته اند با درماندگی طی بیانیه ای از سیاست دولت روحانی در قبال خروج آمریکا از برجام حمایت کرده اند و بر این باورند که سیاست روحانی نقشه ترامپ و متحدان آن در منطقه را حنثی می نماید. این دو نوع سیاست از جانب دو طیف از اپوزیسیون بورژوازی ایران دو روی یک سکه هستند، یکی با امید بستن به دخالت خارجی و دیگر با امید بستن به اصلاح و تغییر رژیم از درون، اما هر دو اراده و باور و اتکاء به نیروی مبارزات خود در میان کارگران و توده های مردم را هدف گرفته اند.

برای پایان دادن به عواقب زیانبار تحریم های اقتصادی و تهدیدات آمریکا و متحدان آن در سطح منطقه،راهی جز پایان دادن به ماجراجویی ها و مداخله گری های رژیم جمهوری اسلامی از طریق تشديد مبارزه برای سرنگونی انقلابی آن،برملاکردن ماهيت امپرياليستی سياستهای دولت آمريکاو همپیمانانان و افشای سیاستهای بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوازی ایران وجود ندارد.در شرایطی که دخالت قدرت های بزرگ سرمایه داری برای به شکست کشاندن جنبش های انقلابی به یکی از مؤلفههای تبیین اوضاع خاورمیانه تبدیل شده است و در شرایطی که اتکاء به این دولت ها برای رسیدن به قدرت و تغییر توازن قوا به نفع خود، یک رکن اساسی از استراتژی احزاب و نیروهای اپوزیسیون بورژوایی را تشکیل می دهد، تأمین رهبری طبقه کارگر در دل مبارزات جاری و تحولات آتی و در خدمت برپائی نهادهای حاکمیت کارگری و توده ای نقش تعیین کننده ای در خنثی کردن این مداخله گری ها خواهد داشت. همکاری نیروهای جنبش کمونیستی ایران می تواند در خدمت این امر اساسی قرار گیرد.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0