صفحه اصلی | سخن روز | بازتاب یک دلار شش هزار تومان، در زندگی کارگران و اقشار محروم

بازتاب یک دلار شش هزار تومان، در زندگی کارگران و اقشار محروم

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
بازتاب یک دلار شش هزار تومان، در زندگی کارگران و اقشار محروم

روز گذشته قیمت یک دلار آمریکائی، در ایران مرز شش هزار تومان را هم پشت سر گذاشت. روشن است که نرخ ارزهای دیگر هم به همین نسبت افزایش یافته اند. کارشناسان اقتصادی مهمترین دلیل سقوط شدید ارزش پول ایران را کسری بودجه اعلام نشده رژیم در سال جاری 1397 می دانند. در واقع دولت برای جبران کسر بودجه خود به چاپ بی رویه اسکناس پرداخته است، تا از این طریق کسری بودجه خود را با سرشکن کردن آن بین شهروندان تامین نماید.

بالارفتن نرخ ارز، قیمت کالاهای وارداتی، از گندم و برنج که خوراک اساسی اقشار کم درآمد جامعه هستند، تا کالاهای متنوع وارداتی دیگر را بالا می برد. اما افزایش نرخ در ارز تنها به گران شدن کالاهای وارداتی محدود نمی ماند، بلکه از طریق کالاهای واسطه وارداتی که کارخانجات داخلی برای تولید به آن احتیاج دارند، هزینه تولید را بالا میبرد و به گران شدن تولیدات داخلی نیز منجر خواهد شد. در عین حال بالا رفتن هزینه تولید، قدرت رقابت تولید کنندگان داخلی را نیز با کالاهای خارجی کاهش می دهد و روند ورشکستگی مراکز تولید داخلی را سرعت می بخشد و به بیکاری گسترده تر منجر خواهد شد.

البته در یک اقتصاد بیمار، کاهش ارزش پول و گران شدن ارز می تواند دلایل متعددی داشته باشد. اما در مقطع فعلی دلیل اساسی آن کسر بودجه ناشی از افزایش هزینه های نظامی و امنیتی رژیم است. کسر بودجه ای که هزینه آنرا کارگران و حقوق بگیران جزء پرداخت خواهند کرد. در دنیای پیشرفته سرمایه داری معمولا دولتها گاهی ارزش پول رسمی کشورشان را به عنوان یک سیاست آگاهانه اندکی کاهش می دهند تا خریداران خارجی به خرید کالا با ارز ارزانتر تشویق شوند و در نتیجه، صادرات افزایش پیدا کند و تولیدات داخلی رونق بگیرند. اما کاهش این چنین سریع و شدید نرخ پول رسمی در کشوری مانند ایران، به چنین نتایجی منجر نخواهد شد. زیرا اولا اقتصاد ایران اساسا به صادرات نفت متکی است و نفت نیز با ارزهای بین المللی مبادله می شود. ثانیا صادرات غیر نفتی ایران در مقایسه با صادرات نفتی ناچیز است و کسب درآمد ارزی از این طریق نمیتواند هدف چنین سیاستی باشد. به علاوه گران شدن این چنین شدید و سریعی قبل از آنکه به گسترش تولیدات داخلی منجر شود، به بی اعتباری بیشتر پول رسمی منجر می شود. 

اما در حالیکه رژیم شاهد خیزشهای مردمی دیماه گذشته بوده است و پس از آن نیز کارگران ایران هر روز در صحنه نبرد طبقاتی با سرمایه داران و دولت بوده اند، در پیش گرفتن چنین سیاستی، که به معنای یک ریسک سیاسی خطرناکی برای رژیم است، معنائی جز بن بست اقتصادی ندارد. در واقع میتوان گفت که در پیش گرفتن سیاست تامین کسری بودجه از طریق افزایش نقدینگی، در شرایط ملتهب کنونی جامعه ایران حرکتی از سر استیصال است. اقتصاد ایران عملا فلج شده است. رژیم برای خروج از این موقعیت و یا حتی برای تخفیف آن، فاقد هرگونه سیاست با ثبات اقتصادی است و بطور روزمره و از امروز به فردا اقتصاد این کشور را اداره میکند. این اقتصاد به باتلاقی تبدیل شده است که رژیم هر چه بیشتر در آن دست و پا میزند، بیشتر در آن فرو میرود. 

روزنامه ها و دستگاههای تبلیغاتی وابسته به جناح خامنه ای و سپاه پاسداران مدام از ناکامی دولت روحانی سخن می گویند. تا جائیکه بحث کودتا و یا کنار گذاشتن دولت روحانی نیز به میان آمده است. اما این جناح در عین اینکه می داند که خود نیز برای مقابله با این بحران و آشفتگی اقتصادی نمی تواند معجزه ای انجام دهد، در تلاش آماده سازی جامعه برای خوشباوری دیگری است. آنها با نشان دادن گوشه هایی از ناکامی های دولت روحانی، میخواهند نشان دهند که گویا راه حل رهایی از بحران اقتصادی در دست آنها است. کارشناسان این جناح از ضرورت دولتی کردن بیشتر اقتصاد دم می زنند و بعضا کارگران را نیز به مخالفت با خصوصی سازی ها تشویق می کنند. سپاه پاسداران به عنوان محور دولتی کردنها، با قلدری هر روز حوزه جدیدی از اقتصاد را به کنترل خود در می آورد.

در چنین شرایطی آنچه که بویژه کارگران باید بدانند این واقعیت است که در سیمای هیچکدام از جناح های جمهوری اسلامی راه حلی که به بهبود شرایط زندگی مادی آنها منجر شود، متصور نیست. بنگاههای دولتی تحت کنترل سپاه پاسداران، با برقرار کردن انضباط پادگانی، شدیدترین کنترلها را بر هرگونه حرکت کارگری اعمال کرده اند. سطح دستمزدها در موسسات دولتی به هیچ وجه بالاتر از سطح دستمزد در موسسات بخش خصوصی نیست. حتی قانون کار جمهوری اسلامی نیز در موسسات تحت کنترل سپاه پاسداران اجرا نمی شود. اگر خصوصی سازیها کارگران را بدون هیچ حمایتی به بردگی سرمایه داران حریص بخش خصوصی می کشاند، دولتی کردنها نیز خفقان آور ترین شرایط را بر فضای اعتراض و مبارزه کارگران حاکم می کنند.  طبقه کارگر و مردم محروم این جامعه برای رهایی از شرایط دشوار زندگی خود به هیچ چیزی جز نیروی مبارزه آگاهانه و متشکل خود نمی توانند متکی باشند.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0