صفحه اصلی | سخن روز | آب در خوابگه مورچگان !

آب در خوابگه مورچگان !

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
آب در خوابگه مورچگان !

خیزش کارگران، زحمتکشان، زنان و جوانان و در یک کلام جنبش نان و آزادی که در دیماه بخش بزرگی از شهرهای ایران را در خود گرفت، با فریاد شعار، "اصلاح طلب، اصولگر، دیگه تموم شد ماجرا " نه تنها فصل تازه ای در مبارزه برعلیه جمهوری اسلامی گشود، بلکه مهمتر از همه این اعتراضات تحول مهمی در آگاهی و اراده توده ها برای پیشروی های بیشتر بوجود آورد. بویژه آنکه این اعتراضات بر بستر وجود یک جنبش اعتراضی متنوع شکل گرفت. رشد مبارزات کارگران و زحمتکشان در سالهای اخیر علیه شرایط مشقت بار زندگی، جنبش سراسری معلمان و بازنشستگان، جنبش دانشجوئی، مبارزات زنان علیه آپارتاید جنسی، اعتراض مالباختگان و بطور عموم خشم و نفرت انباشته شده علیه تبعیض و نابرابری درعرصه های مختلف حیات اجتماعی و علیه دخالت مذهب در زندگی مردم بسترهای مناسبی بودند که زمینه عینی خیزش توده ای دیماه را فراهم کردند.

با وجود اینکه رژیم به سبعانهترین شکلی به سرکوب این جنبش اعتراضی برخاست ولی ادامه اعتصابات کارگری، برکندن حجاب توسط زنان خیابان انقلاب، اعتراضات گسترده در شهرهای استان خوزستان، اعتصاب در تعدادی از شهرهای کردستان در اعتراض به قتل کولبران همه و همه نشانۀ ناتوانی رژیم در سرکوب جنبش اعتراضی در جامعه است.

این مبارزات همزمان همه نیروهای سیاسی و طبقاتی را به تکاپو واداشت، یکبار دیگر همه کوشش کردند که استراتژی و بدیل های خود را در مقابل جامعه قرار دهند. برای نیروهای چپ و کمونیست جنبش اعتراضی جاری آن مطالباتی را فریاد می زد که آنها سالها برای تحقق آنها جنگیده و درست همین مردم را نیروی واقعی تغییر و تحول رادیکال دیده و از فعالین رادیکال و پیشرو جنبش های اعتراضی خواستند که با مطالبات شفاف خویش به میدان آمده و بدیل سوسیالیستی را که از مسیر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی عبور میکند، در مقابل جامعه قرار دهند. اما برای بخشی از اپوزیسیون بورژوائی می بایست اعتراضات موجود در خدمت جابجائی قدرت برفراز سر توده های مردم و با تکیه و دخالت قدرتهای امپریالیستی و منطقه ای صورت گیرد. بخشی دیگر از این اپوزسیون بورزوائی که خود برای دوره ای از معماران این نظام بوده و یا سالها سابقه کار در ارگانهای حکومتی را داشته و یا در بهترین حالت نقش محلل آشتی بین مردم و حاکمین را داشته اند، اکنون به اپوزیسیون پرتاب شده و با شعار رفراندوم به میدان آمدهاند. این جماعت فارغ از اینکه خود را در کدام گروهبندی اجتماعی جای میدهند، نقطۀ اتصالشان ترساندن مردم از انقلاب است. آنان در هر فرصتی که دورنمای تغییراتی را در سیاستهای هیات حاکمه میبینند با پرچم پارۀ "انتخابات آزاد و یا رفراندوم" به میدان میایند. رادیکالترین آنها که با شعار " گذار مسالمت آمیز از نظام جمهوری اسلامی" در بحبوحۀ خیزش دیماه به میدان آمدند، با وقاحت تمام فراموش کردند که مگر کارگران خاتون آباد با اسلحه به خیابان آمده بودند که به گلوله بسته شدند؟ و مگر نه اینکه در همین خیزش توده ای دیماه مردم مسالمت آمیز به خیابان آمده بودند و با وجود این چه کسی به روی آنان شلیک کرد و چه کسی هزاران نفر از آنان را به بند کشید و چه کسی تعدادی از آنها را در زندان به قتل رساند. باید گفت دغدغه آنها و آنچه که آنان را هراسان میسازد دورنمای انقلاب و تغییر وتحولات رادیکالی است که جامعه آبستن آن است.

در واقع باید گفت که پس لرزه های خیزش دیماه با وجود گذشت نزدیک به دو ماه از آن و سرکوب نسبی آن همچنان محسوس است. این پس لرزه ها را میتوان هم در میان آن بخش از اپوزیسیون رژیم که قابل تحمل برای حاکمین بوده و خود را در چارچوب ملی – مذهبی تعریف میکنند و هم در خود جناحبندیهای حکومتی مشاهده نمود. متن بیانیۀ نهضت آزادی به مناسبت آغاز سال 1397 بیان بخشی از این پس لرزه است. عنصر مرکزی در بیانیه آنان ترس از "خشونت فراگیر" است که "اعتراضات مال باختگان موسسات مالی و اعتباری، اعتراض کارگران بیکار شده و افرادی که ماهها حقوق و دستمزد دریافت نکرده اند، درگیری بی سابقه با دراویش گنابادی، زد و خورد و کشمکش برسر نحوۀ توزیع منابع آب در شهرهای استان اصفهان" که از برآمدن طوفانهای ترسناک در عرصۀ مناسبات کلان جامعه خبر میدهند." نهضت آزادی به آنهائی که در راس قدرت قرار گرفته اند پیشنهاد میکند که "به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی تن بدهند تا از ایجاد و گسترش بحران فراگیر امنیتی و خشونت سازمان یافته در کشور پیشگیری شود." در غیر اینصورت جامعه میتواند به وقوع حرکتهای اعتراضی لشکر گرسنگان بیانجامد و البته پیام اصلی بیانیه چیزی جز هراس از همین "لشکر گرسنگان" نیست و نهضت آزادی برای انکه چنین به اصطلاح مصیبتی اتفاق نیفتد از حاکمین خواستار باز گشت صادقانه به اصول قانون اساسی میشود که میتواند کشور را از افتادن به ورطۀ فروپاشی اجتماعی و اقتصادی نجات دهد.

به میدان آمدن پر سرو صدای احمدی نژاد را نیز اساسا میتوان در پرتو همین خطر "حرکت اعتراضی لشکر گرسنگان " توضیح داد. باید لباس جعلی قهرمانی را از تن احمدی نژاد بیرون کشیده و پرده از عوامفریبهای پوپولیستی او برداشت. شاید احمدی نژاد بتواند بخشی از پایه های عقب مانده رژیم را به دور خود جمع کند ولی جنبش های اعتراضی در جامعه دچار فراموشی نگردیده و کارنامۀ این قهرمان قلابی و سیاستهای سرکوبگرانۀ هشت سال ریاست جمهوری او را فراموش نکرده اند. آب آنچنان به خوابگه مورچگان راه یافته که سیصد تن از فعالین سابق گروههای بسیج دانشجوئی که خود بازوی دراز شدۀ ارگانهای سرکوب رژیم در دانشگاه ها بودند، در روزهای آغازین سال جدید با انتشار نامه ای از " فساد و ظلم" در همۀ نهادهای زیرنظر خامنه ای از قوه قضائیه تا شورای نگهبان و سازمان اطلاعات سپاه سخن گفتند. 

بدون تردید تعمیق شکاف در میان باندهای مختلف رژیم و سر برآوردن چهره های کثیفی چون احمدی نژاد و یا انتشار بیانیه هایی از این نوع خود یکی از پس لرزه های جنبش اعتراضی نان و آزادی بوده و بیان تشدید و تعمیق بحران سیاسی در جامعه است. اکنون دیگر هم اپوزیسیون قانونی و هم سخنگویان باندهای مختلف رژیم وجود چنین بحرانی را پنهان نمکنند، با این تفاوت که هرکدام باند رقیب را مقصر این اوضاع دانسته و راهحل خود را برای خروج از آن ارائه میدهند. جناح اصولگرا راهحل را در قبضۀ تمامی ارگانها دیده و از هم اکنون برای رسیدن به این هدف تدارک میبیند. اینکه عضو کمیسیون حقوقی مجلس رژیم و از چهره های شناخته شده اصولگرایان در روزهای آخر سال میگوید "اگر یک نظامی رئیس جمهور شود حتما میتواند کشور را از مشکلات نجات دهد" و بلافاصله رسانه های اصولگرا و نظریه پردازان این جناح از حاکمیت به این به اصطلاح نظریه پر وبال میدهند؛ چیزی جز راه حل بخشی از رژیم برای مقابله با بحران سیاسی حاکم نیست. "فیاض" یکی از نظریه پردازان اصولگرا برای اثبات این نظریه نقبی به تاریخ زده و میگوید "مشابه تاریخی اش دقیقا بعد از مشروطه و زمان دولت قاجار است که ایران اشغال می شود، خارجی ها میخواهند ایران را بین خود نقسیم کنند، بعد داخلی هم به شدت دچار بحران و ناامنی است " او ادامه میدهد وقتی "این دو باهم متحد شوند کسی عین رضاخان را میخواهند" در واقع با توجه به توازن قوای موجود جهانی، طرح تقسیم ایران بیشتر ترساندن بخشهائی از بورزوازی داخلی است. ولی پیام اصلی او نگرانیش از "بعد داخلی و نا امنی به شدت در حال افزایش" میباشد. 

بدون تردید نظراتی از این گونه که از جانب بورژوازی دراپوزیسیون و یا باندهایی از رژیم طرح میشوند، سناریوهایی هستند که جنبش اعتراضی مردم را تهدید میکنند. ولی در عین حال نباید فراموش کرد که نزدیک به چهار دهه سرکوب و تجاوزگریهای آشکار باندهای مختلف رژیم، راه حل های اپوزیسیون بورژوائی برای جابجائی این رژیم برفراز سر مردم و تحول آشکاری که در آگاهی و افکار مردم بوجود آمده است، همه و همه فاکتورهای عینی مساعدی هستند که مردم را در شرایطی قرار میدهند، که بتوانند با درایت لازم سنگر به سنگر موانع را از سر راه خویش برداشته و جامعه را از مناسبات ستمگرانه و بهرهکشانه حاکم نجات دهند.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0