صفحه اصلی | سخن روز | پاسخ رژیم به اعتراضات کارگری چیست؟

پاسخ رژیم به اعتراضات کارگری چیست؟

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
پاسخ رژیم به اعتراضات کارگری چیست؟

از دوم اسفندماه تا کنون ٤٠٠٠ نفر از کارگران گروه صنعتی فولاد ایران شامل کارخانه های فولادسازی، نورد کوثر، نورد تیرآهن، کارخانه لوله‌سازی و ماشین‌سازی، دراعتراض به وضعیت بد معیشت، عدم پرداخت دستمزدهایشان، نداشتن حق بیمه و خواست برقراری مجدد سرویس رفت و آمد، در مقابل مراکز رژیم به تظاهرات، راهپیمایی و تجمع اعتراضی پرداخته اند. کارگران فولاد اهواز اعلام کرده اند تا رسیدن به همه مطالباتشان به اعتصاب و تجمعات اعتراضی خود ادامه خواهند داد. گروه صنعتی فولاد که قبلآ دولتی بود، از سال ۱۳۸۸ طی بده بستانهای رانتی به شخص سرمایه داری واگذار شد و با برملا شدن اختلاس مشهور سه هزار میلیاردی "مه آفرید خسروی" مدیر عامل، آن گروه صنعتی مجددأ دراختیار حکومت قرار گرفت. 

البته برای کارگران دست به دست شدن هر کارخانه و مؤسسه از سرمایه داری به سرمایه دار دیگر چه خصوصی و چه دولتی فرقی نمی کند. سهم کارگران گروه فولاد اهواز چه زمانی که صاحب این کارخانه دولت سرمایه دار بوده و چه زمانی که یک سرمایه دار خصوصی بوده، تنها استثمار و بی حقوقی بوده. هر زمانی کارگران حق خود را مطالبه کرده اند، با نیرو های سرکوبگر اطلاعاتی و امنیتی روبرو شده اند. این بار نیز کارگران فولاد اهواز همین تجربه را شاهد بودند. شب نهم اسفند نیروهای سرکوبگر اطلاعاتی با یورش وحشیانه به منازل کارگران فولاد اهواز ۹ نفر از آنان را تنها به جرم مطالبه حقوق خود بازداشت کرده و به نقطه نامعلومی بردند. بازپرس شعبه ۱۲ "دادسرای انقلاب" به وکیل کارگران بازداشتی گفته که پرونده این کارگران امنیتی است. به این دلیل جعلی علیرغم صدور قرار کفالت پنجاه میلیون تومانی برای کارگران بازداشتی نه وکیل و نه خانواده این کارگران نمی توانند با آنان ملاقات نمایند. به همین دلیل وکیل کارگران نتوانسته حتی در چهارچوب به اصطلاح قوانین این رژیم کارگر ستیز، برایشان وکالتنامه تنظیم کند. مقامات قضائی به او گفته اند بازداشت شدگان حق انتخاب وکیل هم ندارند. رئیس دادگستری خوزستان اعتراض کارگران برای مطالبه دستمزدِ کاری که انجام داده اند را هم غیر قانونی می داند و با تأئید و دفاع از دستگیری کارگران می گوید" اگر تجمع ادامه یابد با سایر کارگران نیز برخورد می کنیم." 

چنین عملکرد و رفتار رژیم با کارگران به هیچ وجه جای تعجب و دور از انتظار نیست. زیرا سران و کارگزاران رژیم به خوبی می دانند که کارگران ایران بزرگترین دشمن حاکمیت سرمایه دارانه شان هستند. بی جهت نیست که خامنه ای با احساس خطر جدی به مسئله اعتراضات کارگران گروه صنعتی فولاد می پردازد. او روز سه شنبه هفته گذشته با تجاهل در مقابل علت و ریشه اصلی مشکلات و معضلات کارگران که همانا خود رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی است، اعتراضات کارگران را نتیجه تحریک دشمنان معرفی کرد و گفت: " یکی از کارهای اساسی دشمنان این است که شاید بتوانند در کارخانه های ما و مراکز تولیدی بزرگ نفود کنند و با تحریک کارگران یک رکود در تولید بوجود آورند." خامنه ای که حکومتش با بحران همه جانبه سیاسی، اقتصادی، بین المللی و داخلی روبرو است و هیچ یک از جناحهای درون حاکمیت راه حل و برنامه ای برای برون رفت از آن ندارند، پاسخی جز این ندارد که اعتراضات همه اقشار و طبقات جامعه را با تحریک و دخالت دشمنان خارجی توضیح دهد.

اما این تنها اعتراض و تجمع کارگران فولاد نیست که رژیم را به وحشت انداخته است. همزمان با اعتراضات کارگران فولاد اهواز، کارگران راه آهن اصفهان، سمنان، شاهرود، دامغان، سلماس و کارگران نیشکر هفت تپه، کارگران حمل و نقل بین المللی خلیج، کارگران پتروشیمی گچساران، کارگران و بازنشستگان تأمین اجتماعی و دهها مرکز کارگری دیگر نیز دست به اعتراض و تجمع زده اند. مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانه زنان نیز که خامنه ای آنرا نیز نتیجه فریب خوردن و تأثیر پذیریشان ازفرهنگ دشمنان می داند، رژیم را نگران کرده است. همه شاهد بودیم که روز پنج شنبه هشت مارس خامنه ای چگونه با قبیح ترین لفظ و کلمات شخصیت و کرامت زنان را مورد هتاکی قرارداد. چندی پیش همه شنیدیم که او با چه درجه ای از کینه و نفرت به دروس انسانی و اجتماعی علمی در دانشگاه حمله کرد و نگرانی خود را از گسترش جنبش و مطالبات دانشجویان بیان نمود و آنها را نیز متأثر از فرهنگ غرب دانست. 

البته نگرانی خامنه ای و دیگر سران رژیم از رشد و گسترش اعتراضات جنبشهای اجتماعی بی مورد نیست. رژیم می بیند که علیرغم به راه انداختن فضای رعب و وحشت و بگیر وببند و کشتن فعالان سیاسی در زندانها و انتشار آگاهانه خبر این کشتارها، روز به روز کمیت و کیفیت اعتراضات، اعتصابات و تجمعات کارگران، زنان، جوانان و دانشجویان، معلمان و بازنشستگان و دیگر اقشار جامعه برعلیه جمهوری اسلامی بالا می گیرد. اینک دیگر عکس العملها و شعارهای کارگران و زنان و جوانان در اعتراضات، تنها صنفی و یا درچهارچوب نظام نیست بلکه سیاسی، ساختارشکنانه و برعلیه کلیت نظام است. خامنه ای و دیگر سران رژیم می دانند شعار کارگران گروه صنعتی فولاد که می گویند: " می ایستیم، می میریم، حقوقمونو می گیریم. یا سفره ما خالیه، ظلم وستم کافیه" و یا شعار "اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا" درتظاهراتهای دیماه چه معنایی دارد.

این واقعیات نشان از آن دارد که زمینه های عینی و اجتماعی یک خیزش و جنبش همگانی برعلیه فقر و بیکاری، ستم و تحقیر فراهم است. نیروی بالقوه چنین جنبشی نیز توده های میلیونی کارگران بیکار و زنان و جوانان محروم و دیگر اقشار زحمتکش و ستمدیده جامعه است که از حاکمیت رژیم دیکتاتور و فاسد سرمایه داری جمهوری اسلامی به تنگ آمده و زندگی شان به خطر افتاده است. چنین جنبشی می تواند سریعأ توده گیر و قدرتمند شود. دراین میان آنچه کمبود اساسی و رمز تداوم حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی است، عدم وجود تشکل و سازمان یافتگی این نیروی عظیم اجتماعی است. سازماندهی این نیرو و برپایی جنبشی که متکی به توان و اراده جمعی کارگران باشد، وظیفه فعالین و پیشروان جنبش کارگری و دیگر فعالین سوسیالیست جنبشهای اجتماعی است. چنین جنبش توده ای قادر است نه تنها کار رژیم را یکسره سازد بلکه افقی روشن از حاکمیت کارگری آینده را نیز پیش پای جامعه قرار دهد.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0