صفحه اصلی | سخن روز | گزارش برگزاری پلنوم کمیته مرکزی کومەله منتحب کنگره ۱۷

گزارش برگزاری پلنوم کمیته مرکزی کومەله منتحب کنگره ۱۷

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
گزارش برگزاری پلنوم کمیته مرکزی کومەله منتحب کنگره ۱۷

(بخش اول) 

روز شنبه ۲۵ آذرماه سال ۱۳۹۶ برابر با ۱۶ دسامبر ۲۰۱۷، پلنوم دوم کمیته مرکزی کومه له منتحب کنگره ۱۷ با حضور اعضا کمیتە مرکزی کومەلە و با اعلام یک دقیقە سکوت در گرامیداشت یاد و خاطرە جانباختگان راە آزادی و سوسیالیسم برگزار گردید. در این پلنوم اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران نیز به عنوان ناظر شرکت داشتند. بخش اول مباحث این نشست به گزارش سیاسی کمیته رهبری کومه له به پلنوم کە توسط دبیر اول کومەلە ارائە دادە شد ، اختصاص یافت.

عناوین اصلی این گزارش عبارت بودند از:

بررسی مهمترین تحولات در اوضاع جهانی، اوضاع سیاسی ایران، اوضاع سیاسی در کردستان ایران، جایگاه ایران و انقلاب آینده آن در سیستم کنونی جهان سرمایه داری، وضعیت کنونی و دورنمای سیاسی عراق و کردستان عراق، پاره ای مسائل سیاسی دیگر منطقه و خطوط کلی سیاست و اولویتهای کومه له در قبال اوضاع کنونی.

  محورهای اصلی بحث پیرامون اوضاع جهانی عبارت بودند از:

• تداوم بحران اقتصادی. اگر شاخص پایان دوره بحران اقتصادی اخیر، پیدایش نشانه های رونق در اقتصاد پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری جهان باشد، شواهد حاکی است چنین رونقی حاصل نشده است و بدین معنی بحران دیگر به پدیده همیشه حاضر و ساختاری در نظام سرمایه داری تبدیل شده است.

• رشد خارق العاده تکنولوژی، گسترش شگرف اتوماسیون، انفجار اطلاعات، تحولات جدید در زمینه کشاورزی و تولید مواد خوراکی، بالا رفتن سطح بارآوری کار، همه اینها از یک طرف امکان تولید انبوه جهت رفع نیازهای انسان امروز را در مقیاس جهانی فراهم کرده است و از طرف دیگر موجب بیکاری گسترده و نیز تداوم فقر و گرسنگی در نقاط مختلف جهان شده است. نظام سرمایه داری تحت فشار این تناقض سرانجام به دست توانای طبقه کارگر آگاه وسازمانیافته، دوران فروپاشی آن فرا خواهد رسید.

• تناقضات در عرصه اقتصاد، موجب سردرگمی، بی افقی سیاسی دولتها و نیز سردرگمی افکار عمومی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری شده است. این سردرگمی در آمریکا پدیده ای مانند ترامپ را به کرسی ریاست جمهوری می نشاند، که با سنتهای تاکنونی رهبری در آمریکا بیگانه است. در فرانسه فردی تازه به دوران رسیده، حزبی تاسیس می کند و در فاصله چند هفته بدون داشتن افق و سیاست متفاوت ، همه احزاب با سابقه و سنتی را هم در انتخابات ریاست جمهوری و هم در پارلمان به سرعت پشت سر می گذارد. بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج می شود، بدون اینکه که قادر به پرداخت جریمه اقتصادی این جدائی باشد. هم اکنون آثار پشیمانی در چهره رای دهندگان به جدائی مشهود است. دولت آلمان که با ثبات ترین دولتهای اروپا از لحاظ سیاسی و اقتصادی محسوب می شد، بعد از گذشت قریب دو ماه از برگزاری انتخابات ، هنوز قادر به تشکیل دولت جدید نشده است. دولت اسپانیا در برخورد به یک قضیه دموکراتیک مانند همه پرسی و حق تعیین سرنوشت ایالت کاتالونیا ، همه قواعد دموکراتیکی را که سالها به پاسداری آنها افتخار می کرد، زیرپا می گذارد و از بی اعتبار شدن کل سیستم حکومتی خود باکی ندارد. 

• در خاورمیانه اما بحران سیاسی به شیوه دیگری خود را نشان می دهد. طرح خاورمیانه بزرگ که از نظر طراحان آمریکائی آن قرار بود به گشایش اقتصادی، گسترش بازار آزاد و تحول سیاسی آرام در خاورمیانه بیانجامد و جلو پیدایش شرایط انقلابی ، در این منطقه را بگیرد، پس از خیزش های مردمی علیه دیکتاتوری به خونین ترین و ویرانگرترین جنگهای نیابتی تبدیل شد که هنوزخاورمیانه در آتش آن می سوزد.

در زمینه اوضاع سیاسی ایران گزارش سیاسی کمیته رهبری و مباحث پلنوم، بر چند تز محوری متکی بود:

• اول، شرایط معیشت و زندگی کارگران و اکثریت مردم روز به روز دشوار تر میشود. بنا بر آمار بانک مرکزی ایران ، از سال ۱۳۸۶ تا سال ۱۳۹۵ سطح متوسط زندگی مردم حدود ۱۵ درصد کاهش داشته است. بنا به شاخص های بانک جهانی، ایران از لحاظ سطح زندگی از رتبه ۸۸ در سال ۲۰۰۵ به رتبه ۱۵۰ در سال ۲۰۱۷ سقوط کرده است. اما از آنجا که این ارقام بصورت متوسط حساب شده اند، می توان دریافت که زندگی برای طبقه کارگر و مردم تهیدست جامعه چه اندازه دشوارتر و شکاف بین فقر و ثروت تا چه حد عمیق تر شده است.

  • دوم ، این وضعیت گذشته از ساختار کلی سرمایه دارانه رژیم، نتیجه سه عامل: عملکرد سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی، فساد گسترده مالی و اداری، دخالتهای رژیم در کانونهای بحران منطقه ایی و تحریمهای اقتصادی بوده است. در زمینه سیاستهای نئولیبرالی آنچه که انجام گرفته است، عمدتا عبارت بوده است از: باز کردن دست شرکتهای بزرگ و رها کردن آنها از هرگونه محدویت قانونی، کاهش دستمزد کارگران از طریق تعدیل نیروی کار و بیکار سازیهای گسترده، ممانعت از تشکیل اتحادیه های مستقل کارگری و بکارگیری تشکلهای زرد به همین منظور، تغییر قانون کار به نفع سرمایه داران داخلی و خارجی به منظور تشویق آنها به سرمایه گذاری، کاهش هزینه‌های عمومی برای خدمات اجتماعی مانند آموزش و بهداشت، حقوق بازنشتگی و بیمه بیکاری ، حذف سوبسید ها و کاهش یارانه ها ، فروش شرکت‌های دولتی، کالاها و خدمات به سرمایه‌گذاران خصوصی و بطور عمده به سپاه پاسداران. در زمینه فساد مالی و ادارای مطابق گزارش سازمان شفافیت بین المللی جمهوری اسلامی ایران در زمره ۵ حکومت از فاسد ترین رژیم های جهان قرار دارد. ارقام سوء استفاده های مالی نجومی هستند. تحریم های اقتصادی که قلدر منشانه از طرف امپریالیست ها وضع شده اند، به عنوان یکی از عوامل فلاکت اقتصادی موجود. نتیجه دخالتهای سیاسی و نظامی رژیم در کانون های بحرانی خاورمیانه است. دخالتهائی که دود آن در دو جهت به چشم اکثریت مردم ایران می رود، اول، از این جهت که تحریم ها گرانی را به بار می آورد و دوم از این جهت که پولهای کلان از ثروتهای عمومی صرف این ماجراجوئی ها می شود. توافقنامه برجام هم نه توانست گشایش اقتصادی چشمگیری برای رژیم به بار بیاورد و نه به بهبودی در شرایط زندگی اکثریت جامعه منجر گردید. 

• سوم، توازن قوای بین مردم معترض و رژیم، به نفع جبهه مردم تغییر کرده است. این واقعیت را میتوان در گسترش اعتراضات و مبارزات در مراکز مهم کارگری، در برپاشدن تظاهرات گسترده خیابانی در شهرهای مختلف بر علیه گرانی و بر علیه کل رژیم، در رادیکال شدن شعارهای جنبش دانشجوئی، در رشد جنبش اعتراضی و توده ای در کردستان، و نیز در عکس العمل رژیم مشاهده کرد. وقتی فرمانده نیروی انتظامی تهران و حومه رسما اعلام می کند که از این پس با حجاب زنان کاری ندارد، به معنای پیروزی مردم در مقاومتی است که حدود چهار دهه است، سرسختانه ادامه دارد. وقتی فرمانده سپاه پاسداران اعلام می کند که به نیروهای تحت کنترل دولت برای تامین امنیت، اعتماد ندارد، در واقع بازتاب نگرانی از پدید آمدن شرایطی است که امنیت کل رژیم را به خطر بیاندازد. اما سرنوشت مبارزات جاری در گروادامه کاری آن ، روشن بودن اهداف کوتاه مدت و دراز مدت آن ، درجه سازمانیافتگی آن و شکل گیری رهبری آن است. می توان امیدوار بود که جنبش حق طلبانه و اعتراضی این دوره در تداوم خود بر ضعفهای درونیش در زمینه افق و رهبری سیاسی فائق آید.

• چهارم، در زمینه اختلافات داخلی، حساسیت اوضاع و نگرانی از خیزش مردم، جناح های اصلی رژیم را ناچار کرده است تا حدودی بازتابهای علنی این اختلافات را کنترل کنند و همه توجه شان معطوف به مهار کردن نارضایتی ها باشد. در این میان به عنصر رسوائی چون احمدی نژاد میدان داده اند که فعلا این سوپاپ اطمینان را که بدون خطر تر است برای فریب مردم باز نگهدارد. فاصله گرفتن اعتراضات مردم از این گونه اپوزسیون نمائی های درون حکومتی، شرط پیشروی جنبش انقلابی این دوره است.

• پنجم، با توجه به فاکتورهای فوق، پلنوم بر این نظر بود که زمینه های اجتماعی و سیاسی برای وارد شدن جامعه ایران در یک دوره انقلابی مساعد است. ایران یکی از حلقه های ضعیف در مبارزه بر علیه سرمایه داری جهانی است. جایگاه ایران در چهارچوب اوضاع جهانی از حساسیت ویژه ای برخوردار است. جامعه ایران به دلایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ژئوپولتیک و پیشینه تاریخی دگرگونی های یکصد سال اخیر، حلقه کلیدی در تحول اوضاع سیاسی در خاورمیانه است. به این اعتبار، تحول انقلابی در ایران، سرآغاز دگرگونی های چشمگیر در کل منطقه خواهد بود، همانطوریکه تسلط ارتجاع اسلامی بر این جامعه برای چند دهه کل منطقه را تحت تاثیر قرار داد. اما بدون حزب کارگری انقلابی نیرومند و منسجم ، شرایط انقلابی نمی تواند به خودی خود به انقلاب کارگری منجر شود. روشن بینی و استحکام نظری و سیاسی، انسجام سازمانی، نفوذ و مقبولیت اجتماعی و توانائی در جلب اعتماد عمومی، پیوند با رهبران و پیشروان جنبشهای مترقی ، درجەای از ارتباط با جنبش کارگری جهانی، اینها شاخص هائی هستند که نشان خواهند داد حزب از چه میزان آمادگی برای به نتیجه رساندن انقلاب کارگری برخوردار است. حفظ و تقویت ظرفیتهای کومه له و موقعیت امید بخش آن به عنوان یک سازمان انقلابی و سوسیالست در نزد مردم کردستان که حاصل جلب اعتماد مردم تحت ستم و استثمار شده و چند دهه تجربه اندوزی، حاصل عملکرد درست در نقطه عطف های تاریخی است، بسیار حیاتی است.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0