صفحه اصلی | سخن روز | دست آوردهای انقلاب کارگری روسیه به مناسبت صدمین سال انقلاب بخش سوم

دست آوردهای انقلاب کارگری روسیه به مناسبت صدمین سال انقلاب بخش سوم

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
دست آوردهای انقلاب کارگری روسیه به مناسبت صدمین سال انقلاب بخش سوم

حکومت شوراها، بلافاصله پس از پیروزی مالکیت خصوصی بر زمین را لغو کرد و زمین های مالکین و دولت و کلیسا را به مالکیت عمومی درآورد و در اختیار همه زحمتکشان قرار داد. در مراحل بعدی برای جلوگیری از تکه پاره شدن زمینها و کاهش بارآوری در تولید کشاورزی، به تاسیس تعاونی های کشاورزی،( کالخوزها و سالخوزها) اقدام نمود. افزایش بارآوری زمین و بکار افتان نیروی خلاقه زحمتکشان روستا، همزمان باتوسعه صنعت و مکانیزه شدن کشاورزی، به دوران سخت، قحطی خاتمه داد و محاصره اقتصادی دولتهای سرمایه داری را بی اثر نمود.

حکومت شوراها مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و مبادله را ملغی کرد. حق کار ضمانت شده و امکان امرار معاش با نیروی خود، برای همگان تامین گردید و پدیده بیکاری از بین رفت. ساعات کار روزانه به هشت ساعت تقلیل یافت. حق مرخصی سالانه با استفاده از حقوق، همگانی شد، حق تحصیل رایگان در سطوح ابتدائی، متوسطه و عالی، تامین شد. حق استفاده از شیرخوارگاه، مهد کودک و مراکز آموزشی پیش دبستانی، حق بهداشت رایگان و استفاده از مراکز استراحتی درمانی، حق تامین کامل زندگی سالمندان و از کار افتادگان، حق مسکن رایگان، همه این حقوق نه فقط به موجب قانون بلکه در عمل، در طول کمتر از دو دهه، در متن یک تلاش عظیم اجتماعی، پر شور و پر از سازندگی و خلاقیت، معمول گردیدند. علوم و فنون توسعه بی سابقه ای یافتند. اختراعات و اکتشافات بزرگی به دست آوردهای بشریت افزوده شدند، گرسنگی، تن فروشی و اعتیاد از جامعه رخت بر بستند. اتحاد جماهیر شوروی به تدریج از کشوری که بیش از هشتاد درصد جمعیت آنرا دهقانان بی‌سواد و کم‌سواد تشکیل می‌دادند، به‌کشوری تبدیل شد که بی‌سوادی در آن ریشه‌کن گردید.

حاکمیت شورایی کارگران به فوریت برابری کامل حقوق زنان و مردان را در همه عرصه های اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی به صورت قانون در آورد و بمورد اجرا گذاشت. مذهب را به طور کامل از دولت جدا و دست کلیسا را از امور دولتی و از جمله دخالت در آموزش و پرورش کوتاه کرد. حکومت کارگری از طریق شوراها و نیز مجموعه وسیعی از موسسات دموکراتیک و مردمی وسیع ترین مشارکت توده های مردم در امور خود را، که تا آن زمان در جهان سابقه نداشت، تامین نمود.

این انقلاب از یک طرف کینه و نفرت همه سرمایه داران و دولت هایشان و شدیدترین واکنش خصمانه آنان را برانگیخت و از طرف دیگر امواج نیرومند آزادیخواهی و عدالت طلبی را در سرتاسر کره زمین به حرکت در آورد. تاثیرات انقلاب کارگری 1917 روسیه در دنیا به قدری بود که بورژوازی غرب از ترس تکرار این انقلاب، به رفرم هایی چون معمول کردن حق رای همگانی برای همه شهروندان منجمله زنان، رایگان اعلام کردن آموزش و پرورش برای همه کودکان، تصویب حق بیمه و بازنشستگی برای سالمندان و کاهش ساعت کار روزانه به ۸ ساعت تن در داد.

 این انقلاب حق تعیین سرنوشت ملل را در روسیه تحقق بخشید. قرادادهای اسارت بار استعماری حکومت تزار را با ملل تحت ستم ملغی نمود. لنين شخصا در اعلاميه اي که در ۱۴ دسامبر ۱۹۱۷ به امضاي او صادر شد، عهدنامه اوت سال ۱۹۰۷ انگلستان و روسيه داير بر تقسيم ايران به دو منطقه تحت نفوذ و يک منطقه بي طرف في مابين و ضمائم محرمانه آن را فاقد اعتبار اعلام و تاکيد کرد که این قراردها پاره شده اند و ديگر وجود خارجي ندارند که بتوان به آنها استناد کرد. حکومت کارگری در روسیه به پشتیبان به جنبشهای ضداستعماری جهان تبدیل شد و بدون دریغ به این جنبشها کمک نمود. 

انقلاب کارگری روسیه تاثیر عمیقی بر مبارزات رهایی بخش مردم تحت ستم داشت و خود سند زنده ای بود بر این که طبقه کارگر هیچ گونه منافعی در بقای هیچ شکلی از اشکال ستم و نابرابری ندارد و پیگیرترین پیشرو راه رهایی از کلیه ستم ها و نابرابری ها است.  در سال 1922 اتحاد جماهیر شوروی از به هم پیوستن داوطلبانه ملیتهای غیر روس تشکیل شد، به طوریکه در پایان سال 1940 جمهوری فدرال اتحاد شوروی متشکل از 15 جمهوری متحد بود. 

در نتیجه چنین دستآوردهائی است همه تاریخ نویسانی که وجدان و قلم خود را به نظام سرمایه داری نفروخته اند، اذعان می کنند که انقلاب کارگری در روسیه بزرگترین نقطه عطف همه تاریخ بشر است. هیچ گوشه اس از جهان نیست که به نوعی تحت تاثیر این رویداد عظیم اجتماعی و سیاسی قرار نگرفته باشد. ای اچ کار تاریخ نگار برجسته بریتانیائی که کمونیست هم نبود در این باره می گوید:

"در این روزگار، آدمی برای به‌رُخ کشیدن پی‌آمدهای منفی انقلاب اکتبر به‌شرح و تفصیل چندانی نیاز ندارد. این که ما داریم بر ابهامات فراوان موجود در پروندهٔ انقلاب، بر بهائی که انسان برای تحقق آن پرداخت و بر جنایاتی که تحت لوای آن صورت گرفت سرپوش می‌گذاریم، خطر چندانی در بر ندارد. خطر جدی آن‌جاست که در جهت از یاد بردن همهٔ این امور و دم فروبستن در مقابل دست‌آوردهای شگرف این انقلاب، اغوا شویم."

اما با همه اینها هنوز این سوال واقعی نیز باید جواب بگیرد، که این انقلاب با همه روا بودن و حق طلبانه بودنش، با همه ضروری بودنش، با همه دست آوردهای عظیم و تاریخ ساز خود، چرا سیر قهقرائی پیمود، چرا شکست خورد؟ پیروزی اولیه و شکست نهائی آن چه درسها و تجاربی برای طبقه کارگر و انقلاب آتی در بر دارد؟

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0