صفحه اصلی | سخن روز | ریشه کن کردن بیسوادی به ریشه کن شدن رژیم اسلامی گره خورده است

ریشه کن کردن بیسوادی به ریشه کن شدن رژیم اسلامی گره خورده است

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
ریشه کن کردن بیسوادی به ریشه کن شدن رژیم اسلامی گره خورده است

بنا به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا روز گذشته علی باقر زاده رئیس سازمان نهضت سوادآموزی ایران به دیدار آیت الله اعرافی مدیر حوزه‌های علمیه کشور در قم رفته است تا با همراهی و به کمک حوزه های باصطلاح علمیه برای مبارزه با بیسوادی چاره اندیشی کنند. به گفته این خبرگزاری قرار است این دو مرکز با همکاری همدیگر شاخص سواد آموزی را در ایران تغییر دهند. باقر زاده به خبرگزاری ایسنا گفته است که ۱۲.۵درصد جمعیت کشور بیسواد مطلق هستند. که به این ترتیب رقمی در حدود ۹ میلیون نفر خواهد شد.اما در همین روز و بنا به گزارش همین خبرگزاری، محمد بطحائی، وزیر آموزش و پرورش، از کاهش بیسوادی در کشور به ۱۰ درصد خبر داده است. این هم نشانه دیگری است از اینکه به هیچ آماری از سوی مسئولان رژیم نمی توان اعتماد کرد.

البته خود باقرزاده هم تلویحا اعتراف کرده است که این آمار تنها افرادی را در بر میگیرد که به عنوان بیسواد ثبت شده اند. بدون شک این آمار حداقل کودکان بالای ۶ سال را که به مدرسه نمی روند شامل نمی شود. از تعداد بیسوادان واقعی که در آمارگیری خود را باسواد اعلام کرده اند اطلاعی در دست نیست. در ضمن، از میزان بیسوادان واقعی در روستاهای دور دست و حتی حاشیه شهرها اطلاعات دقیق و درستی در دست نیست. از این گذشته در جمهوری اسلامی از با سواد و یا بیسواد بودن تعاریف متفاوتی وجود دارد و همین خود به نا دقیق بودن آمار می انجامد.آمار بی سوادی در میان زنان و مردان متفاوت است. مرکز آمار ایران تعداد بیسوادان زن را تقریبا دو برابر مردان بیسواد اعلام کرده است.اما همین که رئیس نهضت سواد آموزی کشور برای مبارزه با بیسوادی دست بدامان حوزههای باصطلاح علمیه می شود خود آشکار ترین نشانه استیصال سیستم سواد آموزی و ورشکستگی نهادی است که به این منظور سازمان داده شده است.

در جمهوری اسلامی علیرغم حیف و میل شدن سالانه مبالغ کلان به نام بودجه آموزشی و سواد آموزی، آمار بیسوادان به نسبت افزایش جمعیت در بهترین حالت ثابت مانده است. مطابق آمارهای رسمی در فاصله سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، تنها دو دهم درصد از شمار بیسوادان در ایران کم شده است.

این امری آشکار است که میزان بیسوادان در میان کارگران و مردم زحمتکش بسیار از تعداد بیسوادان در میان اقشار دیگر بیشتر است. امروز و در دهه دوم قرن بیست و یکم و در شرایطی که حتی داشتن توان خواندن و نوشتن معیار کافی برای باسواد بودن نیست، کارگزاران رژیم خود به وجود ۹ میلیون بیسواد مطلق اعتراف می کنند. این نشانه کارنامه مجرمانه جمهوری اسلامی در عرصه مبارزه با بیسوادی است. 

بر طبق تعاریف مركز آمار ایران كسی كه بتواند متون ساده را به زبان فارسی بنویسد یا بخواند جزو افراد باسواد محسوب شده و معادل تحصیلی اول ابتدایی است. اما بر اساس معیارهای امروزی، باسواد کسی است که بتواند از سوادش برای ارتقاء آگاهی و مهارت خود و بهبود زندگی و روابط اجتماعی اش بهره گیرد. با تبدیل شدن کامپیوتر و اینترنت به بخشی از کار و زندگی، لازم است زنان و مردان حداقلِ توان بکارگیری اینگونه ابزارهای ارتباط گیری و مطالعه مدرن را داشته باشند، تا با سواد محسوب شوند. اگر کسی از این توان محروم باشد کمتر خواهد توانست بر اطلاعات و دانش و مهارت خود بیافزاید. جمهوری اسلامی با تشدید فقر و گرسنگی در جامعه و شیوه تدریس عقب مانده، فرزندان مردم و بویژه کودکان خانواده های کارگری را از استفاده از امکانات پیشرفته فنی محروم کرده است. گذشته از بیسوادی مطلق میلیونها انسان که اساسا به اقشار پایین جامعه تحمیل شده، جمهوری اسلامی به لحاظ کیفیت نیز آموزش را به قهقرا برده است. دست به دامن حوزه علمیه شدن نه تنها به معنی مبارزه با بیسوادی نیست، بلکه تلاشی است برای اشاعه ارتجاع و عقب ماندگی و ایجاد سدی بر سر راه پیشرفت و تعالی انسانها.

جمهوری اسلامی علیرغم اینکه چنین وانمود می کند که گویا به حل مشکل بیسوادی اهمیت می دهد، اما از آنجایی که بیشترین بخش بودجه هر سالش صرف فعالیت های نظامی و امنیتی می شود و بازار فساد و غارتگری مالی و اداری گرم است، هیچیک از طرح های متعددی که تا کنون بکار گرفته است سرانجامی موفق نداشته است. این رژیم آن اندازه ای که به اداره منظم کلاس های قرآن و آموزش مداحی و سر و سامان بخشیدن به حوزه های به اصطلاح علمیه و کلاس هایی که بلاواسطه خرافه و ارتجاع را ترویج می کنند اهمیت می دهد، به اداره کلاس های منظم سوادآموزی با معلمانی بی مسئله و بی مشغله اهمیت نمی دهد.

بیسوادان باید در دنیای متحول امروزی به معنی واقعی کلمه و بر طبق استانداردهای جهانی باسواد شوند. اما در ایران امروز، رژیمی حاکم است که نمی خواهد و نمی تواند در این زمینه گامی اساسی بردارد و پروژه هایی هم که در این زمینه دارد نقش بر آب است. از اینرو تحقق این خواست ابتدایی هم به رهایی مردم ایران از چنگ این رژیم گره خورده است.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0