صفحه اصلی | سخن روز | پایان اولین پرده نمایش انتخابات ریاست جمهوری

پایان اولین پرده نمایش انتخابات ریاست جمهوری

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
پایان اولین پرده نمایش انتخابات ریاست جمهوری

روز شنبه بیست و ششم فروردین یک پرده از نمایش چند پرده ای دوازدهمین دوره " انتخابات "ریاست جمهوری با کاندیدشدن 1636 نفر به پایان رسید. هر چند که حتی قبل از ورود به این پرده از نمایش، بوقهای تبلیغاتی برای گرم کردن تنور انتخابات به صدا در آمده بودند ولی در پایان این دوره با ورود چهره های جدیدتری جدال باندهای حکومتی ابعاد تازه ای یافت. بویژه از آنرو که "انتخابات" یکی از مهمترین مجراها جهت صف آرائی درون طبقاتی بورژوازی ایران و جدال باندهای حکومتی در ساختار قدرت است. فارغ از اینکه این باندها در مرکز هرم قدرت و یا به عللی برای دوره ای به حاشیه هرم قدرت پرتاب شده باشند.
بدون تردید این دوره از " انتخابات " ریاست جمهوری در شرایط پیچیده تری انجام میگیرد. به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا و اتخاذ سیاست تهاجمی تر از جانب وی در ارتباط با ایران و همسوئی بیشترش با رقبای منطقه ای جمهوری اسلامی یکی از فاکتورهای این پیچیدگی است ولی مسائلی نظیر جانشینی ولی فقیه، عدم اجماع همه شاخه های اصولگرایان برسر یک کاندید واحد، تشدید بحران اقتصادی، گسترش اعتراضات و مبارزات کارگری و فعالیتهای مدنی، از جمله آن مولفه های داخلی هستند که به پیچیدگی اوضاع افزوده اند. با وجود همه اینها باید گفت فارغ از همه کشمکش ها و جدالهائی که برسر منافع اقتصادی و استراتژی های متفاوت موجود است ، کشاندن مردم به پای صندوق های رأی فصل مشترک همه این باندهاست، چرا که مشروعیت برای تمامی رژیم هائی از این نوع شاید مهمترین مؤلفه هم در خدمت سرکوب اعتراضات و مبارزات جاری در بطن جامعه و هم در ارتباط با رقابتهای منطقه ای و بطور ویژه چگونگی بده و بستان در ارتباط با تهدیدهائی است که از جانب آمریکا و متحدینش در منطقه متوجه رژیم است.
مضافا اینکه جدال مابین باندهای مختلف رژیم همزاد آن بوده و در هر جدال و کشمکشی بخشی از پایه های رژیم به دور افکنده شده و یا از آن جدا شده اند. درست از این زاویه کشاندن مردم به پای صندوقهای رای و کسب مشروعیت در شرایط وجود شکافها و بحرانهای عمیق در بطن جامعه و در میان هرم قدرت فاکتوری است که می تواند تا حدودی به حاکمین اعتبار اجتماعی ببخشد. کشاندن مردم به پای صندوقهای رای حتی در میان بخش بزرگی از اپوزسیون بورژوایی که به ناچار به اپوزسیون پرتاب شده اند از زاویه بازی در این بساط و از این رهگذر حفظ نظم اقتصادی سرمایه داری با تمام تناقضاتش مهم است. اینان می توانند این شرکت مردم را بسته به مصالح عمومی خود به مثابه "نه" به این یا آن باند و یا حتی راس هرم قدرت جا بزنند. بی جهت نیست که حتی مورد غضب واقع شدگان نیز همراه با نق زدنهاشان در نهایت مردم را به شرکت در این نمایش فرا می خوانند. یکی از دلایل ورود کسانی نظیر احمدی نژاد یا محمد هاشمی برادر هاشمی رفسنجانی و یا چهره هایی از اصول گرایان نظیر قالیباف در آخرین روز این پرده نمایش درست در خدمت همین گرم کردن تنور انتخابات و کشاندن بخشهایی از مردم است که به هردلیلی رئیسی و یا روحانی را کاندید خود نمی دانند. محمد هاشمی آنچنان هم نادان نیست که نداند اگر در جریان مهندسی انتخابات قرار بر این باشد که کسی از طیف وسیع منتسب به اصلاح طلبان از صندوق بیرون بیاید این روحانی خواهد بود و نه او . و در عین حال او می داند که حتی برادرش با تمام نقشی که از همان ابتدای استقرار جمهوری اسلامی و حتی ولایت خامنه ای داشته است، در برابر احمدی نژاد کنار گذاشته می شود از این رو کنار گذاشتن او کار چندان سختی برای سپاه پاسداران و باند رهبری نخواهد بود. 
اینکه در جریان مهندسی انتخابات کدام یک از سرجنبانان این لشکر جانیان سر از صندوقهای رای بدر آورند نباید این تصور را به وجود آورد که می توان با شرکت در بساط آنان به کوچکترین مطالبه ای از انبوه مطالبات مردم دست یافت. تمام تجربه ی نزدیک به چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی روشن ترین بیان این واقعیت است که قرار گرفتن این یا آن باند در راس قوه ی مجریه کوچکترین ره آوردی برای مطالبات مردمی که باید فقر و گرسنگی، بیکاری، آپارتاید جنسی، حاشیه نشینی، به بردگی کشیده شدن کودکان و صدها معضل اجتماعی دیگر را تحمل کنند، نداشته است. مگر نه اینکه در دوران سازندگی با اسم رمز "تعدیل اقتصادی " هجوم به زندگی و معیشت مردم سازمان داده شد. مگر نه اینکه با اسم رمز "گفتگوی تمدنها"ی خاتمی قتل های زنجیره ای را در داخل سازمان دادند. مگرنه اینکه در دوره احمدی نژاد با اسم رمز " دولت مستضعف پناه" میلیاردها از فروش منابع طبیعی به کانالهای تودرتوی حامیان وی سرازیر شده و رقمهای نجومی و دکلهای نفتی گم و گور شدند. مگر نه اینکه در دوران روحانی نه تنها شمار اعدامیان بالاتر رفته و ره آورد برجام وی آماده سازی زمینه برای به فقر کشاندن هرچه بیشتر مزد بگیران و زنده کردن مجدد لایحه ی اصلاح قانون کار که چیزی جز هجوم "قانونی" به طبقه کارگر نبود. در این میان البته کارنامه رئیسی کاندیدای اصلی اصول گرایان که یکی از چهار تن هیئت مرگ خمینی در قتل عام زندانیان سیاسی دهه شصت بود، واقعی ترین چهره جنایت بار این رژیم را به نمایش می گذارد. 
همه ی اینها ایجاب می کند که گفته شود بدترین انتخاب برای مردم بازی در بساط این جانیان و تبدیل شدن به سیاهی لشکر جدال و کشمکشهای این باندهاست. آن مردمی که نزدیک به چهار دهه فقط مصائب، استثمار و ستمگری را از این رژیم دیده اند باید با عدم شرکت خود در این نمایش انتخاباتی عدم مشروعیت این رژیم را اعلام کرده و این بازی را به هم بزنند. مردم باید بدانند که اولین خاکریز نجاتشان از فلاکت موجود، سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی است. خاکریزی که زمینه را جهت پیشبرد انقلاب اجتماعی فراهم می سازد.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0