صفحه اصلی | سخن روز | بدون تشکلهای مستقل کارگری سخن از دخالت کارگران در تعیین دستمزد بی معناست

بدون تشکلهای مستقل کارگری سخن از دخالت کارگران در تعیین دستمزد بی معناست

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
بدون تشکلهای مستقل کارگری سخن از دخالت کارگران در تعیین دستمزد بی معناست

موضوع تعیین حداقل دستمزد در شورایعالی کار، نهادی مرکب از نمایندگان دولت کارفرمایان و نمایندگان تشکلهای رسمی هنوز فیصله نیافته است. ادعای اینکه گویا مذاکره ای بر سر تعیین حداقل دستمزدها صورت می گیرد، پوچ است. تصمیم در مورد تعینن حداقل دستمزد ها ابتدا در هیئت دولت گرفته می شود و سپس برای آرایش صحنه، جلسات فرمال باصطلاح چانه زنی بر سر آن را ترتیب می دهند. برای تکمیل این سناریو نمایندگان تشکلهائی که به نام کارگران در شورایعالی تعیین دستمزد حضور دارند، در بیرون جلسات شورا و در مطبوعات داخل کشور زبان به گلایه از پائین بودن دستمزدهای ناروای چند مرتبه زیر خط فقر و از مظلومیت طبقه کارگر می گشایند. وقتی تصمیم از قبل گرفته شده علنی شد، آنگاه برای مدتی سر در لاک خود فرو می برند، تا فرصتی دیگر برای فریبکاری هایشان در صحنه دیگری فراهم شود.
مسئله روشن است، این باصطلاح نمایندگان کارگران، حتی اگر بطور واقعی هم در جبهه طبقه کارگر قرارداشتند، رای آنها در مقابل رای کارفرمایان و دولت که همواره یکسان بوده است، راه به جائی نمی برد. بنابراین نفس وارد شدن آنها در این بازی، از قبل به معنای قبول شکست می بود. بحث تنها بر سر این نیست که عناصر خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار نمایندگان کارگران هستند یا نیستند، بحث بر سر این است که در این سیستم باصطلاح قانونی، بی یطرف بودن دولت در کشمکش بین کارگران و سرمایه داران مفروض گرفته می شود. گویا دولت بعنان میانجی در این باصطلاح مذاکرات حضور دارد. واقعیت بر عکس این است. دولت و سپاه پاسداران هم به عنوان بزرگترین کارفرمای کشور و هم به عنوان مدافع نظام سرمایه داری، مستقیما در پائین نگهداشتن سطح دستمزدها ذینفع هستند. پایه اصلی سیاست رسمی دولت روحانی برای جلب سرمایه گذاری خارجی و تشویق سرمایه داران داخلی برای وارد شدن در عرصه تولید کار ارزان طبقه کارگر ایران است. 
واضح است کە در زمینی کە قانون باصطلاح برای چانە زنی بر سر دستمزد تعین کردە است ، نمیتوان برای دفاع از حقوق کارگر کە هر لحظە قانونا لگد مال میشود کاری کرد. در این زمین بازی کە دولت در حقیقت برای جلوگیری از اعمال ارادە مستقل کارگران، انتخاب کردە است، تشکل هایی که به نام کارگر در شورای تعیین دستمزد حضور دارند، راه به جائی نمی برند. اما نمایندگان این تشکل ها به جای اینکه این حقیقت ساده را به کارگران بگویند، تلاش می کنند کارگران را در انتظار معجزه ای که گویا از این چانه زنی ها حاصل می شود در انتظار نگهدارند. آنها به کارگران می گویند در این مورد تقصیری ندارند، زایرا این ترکیب را قانون معین کرده است. اما مشکل طبقه کارگر با همین قانون است. مشکل طبقه کارگر با رژیمی است کە منافع خود و طبقە سرمایەدار را بە شکل قانون، با زور و سرکوب بە جامعە تحمیل کردە است. مگر نە اینکە مبنای قانونی سیاست موقتی‌سازی قراردادهای کارگران که باعث از بین رفتن امنیت شغلیشان شده، در قانون کار کشور قرار دارد. مگر نە اینکە خروج کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر از شمول قانون کار باعث عدم برخورداری بخش عظیمی از کارگران از حمایت همین قانون کار نیم بند شده است. یا اینکە ظهور شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی که باعث قطع رابطه حقوقی مستقیم بخش‌هایی از نیروهای کار با کارفرمایانشان شده قانونی شده است. واقعیت این است کە هیچ‌یک از این سیاست‌گذاری‌ها که باعث تشدید استثمار و بی حقوقی کارگران شده غیرقانونی نبوده‌اند. مشکلات کارگران اساسا ریشه در همین قوانین و نظام حافظ این قوانین دارد.
 حال میتوان براحتی درک کرد کە چرا علیرغم جاروجنجالی که نمایندگان تشکلهای کارگری وابسته به دولت در ماه‌های پایانی سال، در خصوص تعیین مزد براە میاندازند، تا طبقه کارگر را چشم انتظار نگەدارند، نتیجه همان خواهد شد کە دولت و کارفرما از قبل تعیین کردەاند . برای روبرو شدن با چنین وضعیتی چه باید کرد؟ اگر معضل اصلی طبقه کارگر فقدان تشکلهای سراسری و توده گیر کارگری است، بنابراین تمرکز فعالین و پیشروان کارگری بایستی باید متوجه از بین بردن همین کمبود باشد. 
اما در شرایطی که طبقه کارگر دارای تشکل های طبقاتی و سراسری خودنیست تا راسا به نمایندگی کارگران در هر عرصه ای، از جمله در عرصه تعیین دستمزدها در هیئت تصمیم گیرنده ظاهر شود و برای به کرسی نشاندن خواست های کارگران سلاح اعتراض و اعتصاب سراسری را بکار گیرد، کارگران میتوانند با اتکا به شبکه به هم مرتبط فعالان و پیشروان خود در مراکز مختلف کارگری و با بهره گرفتن از تجارب مبارزاتی خود، مبارزه برای افزایش دستمزدها را در یک اتحاد عمل مشترک و وسیع به پیش برند.تشکل های کارگری موجود که هر کدام جمعی از فعالان کارگری را در خود گرد آورده اندعلیرغم هر اختلافاتی که با هم داشته باشند، ضروری است که در مبارزه برای افزایش دستمزدها متحدانه عمل کنند.
حجم نسبتا بزرگ مبارزات روزمره کارگران در سرتاسر کشور، حکایت از این دارد که ظرفیت های همین مبارزات کنونی هم آنقدر بالا هست که اگر در اشکال اولیه ای هم متحدانه و سراسری عمل کنند، قادر خواهند بود طرح ها و توطئه های ضدکارگری و از آن جمله تعیین میزان دستمزد چند مرتبه زیر خط فقر را خنثی کنند.  

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0