صفحه اصلی | سخن روز | انکار وقیحانه وجود گرسنه و بی خانمان در تهران

انکار وقیحانه وجود گرسنه و بی خانمان در تهران

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
انکار وقیحانه وجود گرسنه و بی خانمان در تهران

هفته گذشته "حسین هاشمی"، استاندار تهران در واکنش به انتقادهای صورت گرفته از او به خاطر اظهارنظرش دررابطه با عدم وجود گرسته و بی خانمان درتهران، باردیگر تأکید نمود که " درتهران به معنای واقعی گرسنه مطلق نداریم و اینهایی که می بینید معتادِ متجاهرند تا گرسنه و حساب این دو ازهم جدا است. " جناب استاندار همچنین بی شرمانه ادعا نمود که تمامی افراد نیازمند، تحت پوشش کمیته امداد امام و بهزیستی خیرین هستند." او با متهم کردن دیگران به ارائه آمار دروغ برای زیر سوأل بردن نظام اسلامی، آمار کسانی که تحت پوشش کمیته امداد هستند را ۱۴۰ هزار نفر اعلام کرد.

اما چه کسی دروغ گو است؟ ازنظر استاندار تهران گویا فرد معتاد نمی تواند گرسنه باشد و نباید آنها را جزو گرسنگان و بی خانمانان به حساب آورد. او که دیگران را به دروغگویی متهم می کند، فراموش می کند که حتی براساس آمارهای دولتی که غیرقابل اعتماد هم می باشند، در ایران ٧٥ درصد مردم در زیر خط فقر و یا هم تراز خط فقر زندگی می کنند. با این حال حتی اگر همین آمارهای دولتی را نیز مبنی بگیریم، میلیون ها نفر از جمعیت ۱۲میلیونی تهران، زیرخط فقر قرار دارند. 

از نظر حسین هاشمی، دولت اعتدال اسلامی برای آن ۱۴۰ هزار نفر گرسنه و بی خانمان هم تدبیر اندیشیده و آنها را تحت پوشش "کمیته امداد امام" قرارداده است. به این ترتیب آنها دیگر گرسنه نیستند. اما ببینیم کمک "کمیته امداد امام" به آنها که زیر خط فقر یا در فقر مطلق بسر می برند چیست؟ می دانیم که میزان به اصطلاح کمک مالی کمیته امداد خمینی برای هر خانواده دو نفره حدود۳۰ هزارتومان‌ وبرای‌ خانواده های‌ بالای‌ چهار نفر حدود ۴۰ هزار تومان می باشد. یعنی کمتر از قیمت یک کیلو گوشت گوسفند. بنا به آمارهای منتشر شده، شش میلیون نفر از جمعیت ایران در فقر مطلق به سر می برند. یعنی درآمد روزانه آنها کمتر از ۹۰۰ تومان‌ است. در چنین شرایطی استناد به این کمک ناچیز دولت به مردم گرسنه در تهرانِ تحت مسئولیت این کارگزار رژیم برای اثبات عدم وجود گرسنه در تهرانی که در آن خط فقر برای یک خانواده چهارنفره سه میلیون تومان می باشد، اوج وقاحت است. 

چگونه ممکن است در کشوری که مطابق آمار رسمی دولتش ۸۰ درصد درآمدها و ثروت‌ کشور در دست‌ ۲۰ درصد افراد جامعه‌ قراردارد، کسی گرسنه نباشد. دولت روحانی حداقل دستمزد سال گذشته را ۸۱۲ هزار تومان تعیین نموده بود که چهار مرتبه زیر خط فقر می باشد. با این حداقل دستمزد، نه تنها کسانی که در فقر مطلق هستند و درکارتن ها و قبرها و حلبی آبادها و دخمه ها زندگی می کنند گرسنه و بی خانمان هستند، بلکه میلیونها کارگر و دیگر اقشار کم درآمد جامعه از جمله معلمان، پرستاران، و بسیاری دیگر از کارمندان دولت و کاسبکاران که ظاهرأ شاغل هم هستند، زیر خط فقر قرار دارند و به سختی می توانند لقمه نانی سرسفره خانواده شان بیاورند. 

چگونه می توان انتظارداشت در کشوری که ۸۰ درصد افراد جامعه اش فقط از ۲۰ درصد درآمدها و ثروت‌ کشور بهره مند هستند، گرسنه و بی خانمان وجود نداشته باشند. گسترش ناهنجاری های اجتماعی از قبیل کلیه فروشی، فرزند فروشی، کارتن خوابی، اعتیاد، فحشا و دزدی و غیره محصول تعمیق شکاف طبقاتی و عملکرد نظام سرمایه داری است. اما در دولت سرمایه داری با ساختار سیاسی همانند ایران و عملکرد و سیاستهای کاربدستان دولت، این مشکلات چند برابر می شوند. ۸۰ درصد درآمدها و ثروت‌ کشور کجا می رود؟ هزینه های نجومی جنگها و دخالتهای رژیم در کانون های بحران منطقه و پیشبرد سیاستهای ارتجاعی و توسعه طلبانه، تأمین هزینه بسیار کلان نهادهای مختلف و متنوع سرکوب برای حفاظت و پاسداری از منافع سرمایه داران دولتی و خصوصی و دفاع از تداوم حاکمیت رژیم، قبضه کردن اقتصاد کشور توسط مافیای سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به روحانیون، رانت خواری واختلاسهای کلان کاربدستان رژیم که گاهأ در تشدید اختلافات جناحیشان رو می شوند و وجود ٦٠٠٠ پرونده اختلاس و فساد مالی، همه مجراهایی برای غارت ثروت و سامان مردم ستمدیده ایران هستند. دزدان در داخل نظام اسلامی حتی به بازنشستگان و بیماران و معلولان نیز رحم نمی کنند. آنان حتی به صندوق بازنشستگی و بیمه های اجتماعی که در اصل پس انداز خود آنان است نیز دستبرد می زنند.

عامل فقر و بی خانمانی، اعتیاد و فحشا خود رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی است. سران و کاربدستان این رژیم نه می توانند و نه می خواهند این معضلات را ریشه کن کنند. به همین دلیل پاسخ مسئولان دولت اسلامی به این ناهنجاریهای اجتماعی یا مثل استاندار تهران انکار وجود آنها است و یا راه مقابله با آنها به شیوه های غیرانسانی و جنایتکارانه است. همانند پیشنهاد مدیرکل اجتماعی استانداری تهران که راه چاره را عقیم کردن و مقطوع الانسل کردن زنان کارتن خواب و معتاد می داند. یا اینکه آنها را مورد توهین و تحقیرقرار دهند و به مکان زندگیشان در خیابانها و قبرستانها یورش می برند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. 

درمقابل این اوضاع فلاکت بار اقتصادی و اجتماعی که جمهوری اسلامی به کارگران و توده های زحمتکش مردم ایران تحمیل نموده است، در پاسخ به وعده و وعیدهای دروغین و بی پایه این و آن رهبر و رئیس و کارگزار رژیم، در برابر موج سرکوب و اختناق، در مقابل موج اعدام و زندان و شکنجه، راهی جز به میدان آمدن کارگران و توده های مردم ستمدیده برای سرنگونی این رژیم منحوس موجود نیست. برای تأمین یک زندگی شایسته شأن انسان و برای دفاع از آزادی و حقوق انسانی خود، باید این راه را بپیمائیم. ضروری است که فعالین کارگری از گسترش مبارزات روزمره کارگران بعنوان بستری برای ایجاد تشکلهای توده ای و مستقل کارگری بهره جویند. ضروری است که دراین راه کلیه اقشار محروم و ستمدیده جامعه که در فکر رهایی و سرنگونی جمهوری اسلامی هستند را با خود همراه سازند. با تداوم و گسترش جنبش مطالباتی کارگران با خواستهای روشن و ملموس اقتصادی و سیاسی، افق رهایی بخش سوسیالیستی به روی جامعه گشوده خواهد شد. بویژه درشرایط کنونی ایران سوسیالیسم تنها آلترناتیو رهایی بخش برای جامعه از منجلابی است که رژیم سرمایه داری اسلامی برای مردم بوجود آورده است.

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0