صفحه اصلی | مقالات | خیزش دانشجویی در فراز و رویکردی دیگر

خیزش دانشجویی در فراز و رویکردی دیگر

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

با خیزش سراسری طبقاتیِ  زنان مردان کارگر و تهی دست برای کار، نان، مسکن، آزادی! در دیماه 96 و تداوم جاری آن به جلوه های نو، خیزش دانشجویی در روز یکشنبه 20 اسفندماه (11 مارس 2018) با پیشتازی دانشجویان پیشرو دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) به میدان آمد. دانشجویان پیشتاز و چپ، این بار با شعارها و رویکردی همخوان با  خیزش سراسری توده های جان به لب رسیده، همایش و حضور خویش را به  خواست های خیزش دی ماه پیوند زدند. این برآمدِ امید بخش، به ساختار و پایگاه وخاستگاه این بخش از دانشجویان بازمی گردد. لایه های گوناگون دانشجویان هرچند  به سان دانشجو، دارای خواسته های «صنفی» مشترکی هستند، اما از آن روی که همانند دیگر گروهبندی های اجتماعی، طبقاتی و سیاسی در جامعه دارای خاستگاه و پایگاه های طبقاتی ویژه خود و نا یکسان هستند، می توانند نمایندگی سیاسی و طبقاتی گستره ی گوناگون جامعه از بورژوازی گرفته تا خرده بورژوزای با لایه های بالایی و میانی و پایینی و تا طبقه کارگر را نمایندگی کنند و همانند شاخک های حسی طبقه همخوان واکنش نشان دهند. به بیان دیگر، در میان دانشجویان به سان یک گستره (طیف) دستکم 5 گروهبندی و رویکرد طبقاتی و سیاسی متضاد و گوناگون می تواند وجود داشته باشد:

1 - لایه ای وابسته به باند سپاه و اصولگرایان که نیروهای سرکوب را نمایندگی می کنند و بازوی نطامی و امنیتی حکومت به شمار می آیند و پیرامون حسن عباسی (پیرو آلکساندر دوگین مشاور پوتین، رئیس «مرکز بررسیهای دکترینال» و عضو رسمی سپاه پاسداران و شمقدری ها و پیام فضلی نژادها (اصلاح طلب پیشین و شاگرد فالانژ حسین شریعتمداری در کیهان خامنه ای) مسلحانه بسیج هستند. «قرار گاه عمار » بر آمده از درون  «جبهه پایداری» (به رهبری آیت الله مصباح یزدی) سازمانده این بخش است.2-  گرایش وابسته با اصلاح طلبان و باند دولتی ها (اصلاح طلب اعتدالیون و ملی مذهبی ها-طیف توده ای اکثریتی، جمهوری خواهان رنگارنگ و...)، 3- گرایش سلطنت طلب، 4- گرایش مجاهدین خلق که به پشتیبانی و دخالتگری اولترا راست های جمهوریخواه و نئوکان های حاکم برآمریکا و امیران عربستان سعودی گره خورده اند و سرانجام 5-  گرایش چپ و سوسیالیستی که به رهبری طبقه کارگر و سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی رویکرد دارند. در اینجاست که دانشجویان از بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویی و  لیبرال و رفرمیست گرفته تا  بخش پیشتاز دانشجویی در این «جامعه» و در امور سیاسی و طبقاتی دخالتگر می شوند. 

گرایش چپ با رویکرد سوسیالیستی جامعه ی دانشجویی و دانشگاه، روی هم رفته، از همان آغاز پیدایش خود در ایران، در درازای عمر خویش، پیوسته در مبارزات سیاسی و اجتماعی نقش ارزنده ای داشته است. با این ساختار، بخش پیشرو دانشجو و دانشگاه، در ممنوعیت هرگونه سازمان و نهاد سیاسی مردمی و پیشرو، در ممنوعیت آزادی بیان و اندیشه و همایش و سرکوب هرگونه خواست بالنده، گاهی به اشتباه به سان حزب سیاسی به آن نگریسته می شده. با برقراری حاکمیت استبدادی و امنیتی از سلطه ی سلطنت تا داعش گری اسلام سیاسی، بخش پیشرو و مردمی دانشجویی در سیاه ترین سال ها، به اعتراض برخاسته، به سازماندهی سازمان های سیاسی پرداخته، به سیاست پیوسته، به سوسیالیسم و طبقه کارگر گراییده تا از در طبقه، از خیزش به جنبش بپیوندد و دگرگون خواه مناسبات طبقاتی باشد. این گرایش، از 16 آذرماه 1332 تا کنون با خون خویش در دانشگاه و خیابان و شکنجه گاه، هزینه های گران پرداخته است و بخشی از سازمان های سیاسی چپ و سوسیالیستی را پیوسته تولید و بازتولید کرده است. در اینجا مفهوم چپ به  سان برداشتی عموم خلقی (غیرپرولتری) و سوسیالیسم به معنای مفهوم پرولتریزه شدگی آن به کار برده ام.

برآمد درخشان خیزش دانشجویی در 20 اسفند ماه 96، با رویکرد به خیابان و خیزش مردمی، جلوه دیگری است از بازآیی این گرایش در تکامل اعتراضات دانشجویی از آغاز تا اکنون. این خیزش پیوستار اعتراض ها و برآمد همان لشکر پیشتازی است که همواره دراین میدان، تولید و بازتولید یافته و فراروئیده است. این خیزش، ادامه همان اعتراض های سال های اخیر است که از سوی بیش از1390 تشکل دانشجویی، ۸۱۳ فعال نشریات دانشجویی و هشت هزار فعال دانشجویی، در نامه و همایش های جداگانه با وجود «جَوّ ارعاب و تهدید» و فضای «امنیتی» در دانشگاهها، به اعتراض برآمده بودند. در دیماه 1396، دانشجویان در سراسر ایران با شعارهایی مانند «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد!»، «دانشجو، کارگر، اتحاد! اتحاد!» سر دادند. با نقد طبقاتی این شعار که بنا به ماهیت ساختار و گرایش ها دانشجویی به جز گرایش سوسیالیستی آن، هیچ همخوانی نمی تواند بین دانشجو به سان یک «صنف» معین و طبقه کارگر با ماهیت طبقاتی، رسالت، فلسفه و طبقاتی گوناگون در میان باشد. بنابراین و براین پایه «اتحاد  دانشجو  کارگر»، به همان درجه انحلال گرایانه (کارگر، برزگر پیوندتان مبارک)، شعاری پوپولیستی و همه- خلقی به شمار می آید. ازاین روی مناسب آن است که مفهومی به کار رود که خیزش دانشجویی را پشتیبان جنبش کارگری بخواند. (دانشجو پشتیبان کارگر). در اینجا بین دو مفهوم خیزش و جنبش که اولی اعتراض و حرکتی است برای پشتیبانی از طبقه ای که بنا به دیالکتیک تضاد- جنبش- جهش-     انقلاب- سنتز، تنها این طبقه نماینده دگرگونی سنتزیک است و بس و با کاربست درست مفهوم دانش مبارزه طبقاتی، بایسته ی نام جنبش.

با این اشاره ضروری، گرایش چپ دانشجویان خوابگاه دانشجویی (کوی دانشگاه تهران) دو روز پس از برآمد سراسری (7 دی ماه 1396)، در شب نهم دی ماه با شعار «کار، نان، آزادی» در کوی دانشگاه در محاصره پادگان دانشگاه، همایش کردند. در این برهه، حکومت اسلامی، در هراس از پیوند سراسری خیزش دانشجویی با مبارزات سراسری، در سراسر ایران، شبانه با یورش به خانه ها و محل زندگی دانشجویان به دستگیری برخی چهره های دانشجویی پرداخت. «پروانه سلحشوری» نماینده رژیم از تهران در مجلس شورای اسلامی آمار دانشجویان بازداشت شده تا روز جمعه ۱۵ دی را «۹۰ نفر» اعلام کرد .« «محمود صادقی»، نماینده رژیم از تهران روز شنبه ۱۶دی به «خبرگزاری ایلنا» گفت: «بسیاری از بازداشتشدگان اساساً هیچ فعالیتی در اعتراضها نداشته و اکثر قریب بهاتفاق آنها، خارج از محیطهای دانشگاهی و تعدادی نیز در مقابل درب منزلشان بازداشت شدهاند این نماینده مجلس به "کانال تلگرامی جامعه نو" گفته است: «طبق لیستی که به من دادهاند حدود ۹۰ دانشجو در سراسر کشور بازداشتشدهاند که این رقم ممکن است بیشتر هم باشد و یا با آزاد شدن برخی کمتر شود، اما در حال حاضر از بازداشت ۹۰ نفر مطمئن هستیم».

محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاییه کشتارگر و سرتاپا فاسد حکومت، بازداشت ها را بر مبنای قانون فاشیستی «پیشیگری از وقوع جرم» اعلام کرد. این قانون هیتلری، در سال 1392 از سوی شورای نگهبان صادر و در سال ۱۳۹۴ از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام تایید و سپس ابلاغ شد. بنا به این قانون داعش نشان، "پیشگیری از وقوع جرم عبارت است از پیش بینی، شناسایی و ارزیابی خطر وقوع جرم و اتخاذ تدابیر و اقدامات لازم برای از میان بردن یا کاهش آن." بر مبنای این حکم حکومتی، پیش از هر اقدام و وقوعی، کارگران، زنان آزادیخواه، دانشجویان آزاده و هر انسان تن ناسپار به سنت و سلطه ی حاکمیت اسلامی را پیشاپیش محکوم و مجرم می شناسد، وی را عنصرضدانقلاب و بیگانه می نامند، با هجوم شبانه و ربایشی مسلحانه، هر فرد نشان شده ای را دستگیر و به شکنجه گاه می کشانند، به او داروهای روان گردان تزریق می کنند و یا می خورانند، به خودکشی اش می نشانند، دست گیرشدگان را برای پیشگیری از اقدام، زیر شکنجه ی آدمخواران داعشی رژیم از پای درآورده، مورد تجاوز قرار داده و جلو دوربین می برند تا در محاصره شکنجه گران به هر اقدام دیکته شده ای که روبروی قربانی، روی دیوار آویزان شده است، اعتراف کنند. نگاهی به اعضا این جوخه ی پیشگیری از وقوع جرم، هراس حکومت اسلامی و ماهیت تمامی جناح -باندهای حکومتی را آشکارتر می سازد:

«اعضای شورای عالی پیشگیری از وقوع جرم»: «رئیس قوه قضائیه (رئیس شورا)، معاون اول رئیس جمهور (نایب رئیس)، نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی، معاون اول رئیس قوه قضائیه، دادستان کل کشور، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، وزیر کشور، وزیر اطلاعات، معاون حقوقی رئیس جمهور، وزیر دادگستری، وزیر امور اقتصادی و دارایی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزیر آموزش و پرورش، فرمانده نیروی انتظامی، فرمانده نیروی مقاومت بسیج، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، رئیس دیوان محاسبات کشور، رئیس کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون اصل۹۰ مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر، وزیر یا رئیس نهاد ذی ربط حسب موضوع به تشخیص رئیس شورا و یکی از معاونان رئیس قوه قضائیه به انتخاب ایشان به عنوان دبیر شورا.»

این حکومتگران  که نمایندگی تمامی باندهای سه گانه ی قدرت سیاسی- موازی سران سپاه، ولایت فقیه و دولت روحانی را به عهده دارند، همگی قتل عام ده ها هزار نفر از آزادیخواهان و مخالفین حکومتی از دهه شصت تا قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 67 و کشتارهای تاکنونی و جنایت علیه بشریت را در پرونده دارند، بنا به ضرورت حکومتی، وظیفه یافته اند تا«وقوع جرم» یعنی درخواست یک انسان برای زندگی انسانی را «پیش بینی، شناسایی و ارزیابی خطر کنند تا در کهریزک ها، اوین ها، قرچک ورامین ها و رجایی شهرها به «اتخاذ تدابیر و اقدامات لازم» دست بزنند. در پی این «اقدامات» پیشگیرانه بود که از همان فردای خیزش سراسری دی  ماه، صدها دانشجو دستگیر شدند، در حالیکه روزانه و شبانه روزی نیست که از دستگیری، اعتصاب غذا، به بیرون پرتاب کردن پیکر جانباخته ای زیر شکنجه از تجاوزخانه های رژیم اسلامی سرمایه خبری در جهان بازتاب نیابد. «این خون ها اما به خاک نمی مانند.»

خیزش سراسری در  میدان و آتش فشان غرش داشت، که نمایندگان سرمایه وابسته به باند دولت، از جمله  قاسم میرزایی نیکو نماینده مجلس ارتجاع، روز سهشنبه ۲۶ دی در بخش دیگری از سخنانش در دغدغه حفظ نظام هشدار داده بود که: «بهمنظور جلوگیری از شدت یافتن ریشههای نارضایتی دستگیریهای متعدد ازسوی نیروهای امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی، ... به نظر میرسد تداوم نگهداری و طولانی شدن زمان بازداشت آنان بهویژه دانشجویان و علیالخصوص دانشجویان دختر بازداشتی، مسائل و مشکلات متعددی را در پی خواهد داشت...»

روز 20 اسفند (96)، این برآمد پیشرو، با شعارعلیه همه ی باندهای حکومتی، از اصولگرا تا رفرمیست ها و میانه بازان فریبکار، و با  خواست های سیاسی به میدان آمد، با شعار و خواست آزادی هموندان خویش، پریسا رفیعی، مرضیه امیری، زهرا احمدی از زندان، با خواست برداشتن احکام ضدبشری بر لیلا حسین زاده، سینا ربیعی، محسن حقشناس ها  از دانشگاه تهران، که در خیزش دیماه به اتهام های همیشگی «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و اخلال در نظم و »... دستگیر و در بیدادگاه های انقلاب اسلامی به 2 تا 9 سال زندان و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده اند. این دستگیری ها را محکوم و خواهان آزادی آنان شدند.

روز بیستم اسفندماه، پلی تکنیک، با شعار و درخواست برچیدن بساط پادگانی و  امنیتی و قبرستان شدن دانشگاه، با خواست آزادی صدها دانشجوی دستگیر شده در سراسر ایران به ویژه در پی خیزش مردمی دیماه، به خیابان آمد. دانشجویان در این فرایند، با رویکرد سیاسی، برابری خواهانه، طبقاتی، و پیشتازانه ی خویش در خیابان به پراتیک آمدند و در بیانیه اعلام کردند: «اگر شاهد آن هستیم که هر نوع نقدی از سوی قلمرو دانشگاه با شدیدترین دخالتها و تعرضهای نهادهای امنیتی سرکوب میشود و دانشجویان تنها به دلیل فعالیتهای صنفی و برابری خواهانه در نقد سیاستهای اقتصادی دولت در قلمرو متکثر دانشگاه و سپهر کار و بازنمایی وضعیت فلاکتبار سلب مالکیتشدگان و انبوهه ی فقرا، زیر تیغ شدیدترین برخوردهای نهادهای امنیتی واحکام سنگین و ناعادلانه قوه قضاییه قرار میگیرند.»

حکومت ایدئولوژیک سرمایه، در رویارویی با خیزش، داعشیان از پادگان های بسیج را به میدان آورد، با پرچمهای "مرگ بر اسرائیل" با همان منطق همیشگی دشنه و زنجیر و گازهای کشنده تا پاسدار حکومتی باشند که در سراشیب فروپاشی دست به هر عمل و اقدامی می زند تا عمر ننگین و فلاکت بار خویش را به فردای دیگر افکند. هر اقدام ارتجاع حاکم اما، تنها به ضد خویش تبدیل می شود.

21 اسفند ماه 1396/12 مارس 2018

 

 عباس منصوران

 

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

2.00