صفحه اصلی | مقالات | عفرین – مظهر دموکراسی مردمی (بخش 2)

عفرین – مظهر دموکراسی مردمی (بخش 2)

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

آوریل 2018

تبدیل جنگ جبهه ای به پارتیزانی:

 

شب هیجدهم مارس (27 اسفند) شهر قهرمان پرور عفرین، پس از 58 روز مقاومت قهرمانانه در یک جنگ نابرابر و جبهه ای،  توسط ارتش جنایتکار ترکیه و ارتش به اصطلاح آزاد (که اکثرا داعشی و القاعده ای هستند) و پس از عقب نشینی مدافعین شهر اشغال شد. این اشغالگری بدون بمباران روزانه ی اهالی، مراکز کاری، خانه ها و حتی تنها بیمارستان شهر توسط دهها بمب افکن نیروی هوایی ارتش ترکیه ممکن نمی شد. فرماندهان یگان های مدافع خلق (ی. پ. گ) شامل یگانه های مدافع زنان (ی. پ. ژ)، بدلایل مختلف و از جمله حفظ جان مردم، از شهر عفرین عقب نشستند و تاکتیک جنگ پارتیزانی را اتخاذ کردند. عملیات های ضد انسانی نیروی هوایی ارتش ترکیه توسط امپریالیسم روسیه مجاز شمرده شد که کنترل آسمان عفرین را در اختیار داشته و دارد.

مقابله 58 روزه مدافعین شهر که 10 هزار نفرِ آنان "ی. پ. گ/ی. پ. ژ" بودند(1) با دهها هزار ارتشی جنایتکار دولت ترکیه و 25 هزار داعشی/ القاعده ی مزدور با هر مقیاس و محاسبه ای مقاومتی پیروزمند محسوب می شود و تاثیرات مثبتی به جای خواهد گذاشت. زیرا در یک جنگ و دفاع عادلانه هر شکست عینا شکست به معنای نظامی آن نیست. گرچه در محاسبات خشک نظامی تصرف عفرین برای دشمن یک پیروزی به حساب آید، اما این شکست در یک پروسه زمانی به زیان دولت ترکیه تمام خواهد شد. بعضی از زیان ها هم اکنون آشکار شده است. شخص اردوغان و طبعا کاربدستان نظام حاکم بر ترکیه، اصرار می ورزند که تصرف عفرین را به مقدمه ای جهت در هم شکستن خونین کل سیستم خودمدیریتی و "ی. پ. گ/ی. پ. ژ" تبدیل کنند. سران دول غربی (و از جمله امریکا) موافق زمان و شیوه از بین بردن نظام دموکراتیک کنونی در شمال سوریه (شامل روژآوا) نیستند. همین امر اختلافات بین نامبردگان را عمیق تر کرد و هدف استراتژیک بورژوازی ترکیه در پیوستن به اتحادیه اروپا را با تاخیر بیشتری روبرو نمود. مورد دیگر کدر شدن دوباره  روابط بین دول اسرائیل و ترکیه می باشد، روابطی که قدم های مهمی جهت بهبود آن بر داشته شده بود.(2)

روبرو شدن ارتش ترکیه و مزدوران آن با نیروی پارتیزانی که پشت جبهه ای خودی، مردمانی مصمم به دفاع از خویش و دستآوردهای خود و دهها هزار نیروی مسلح آرمانخواه و مجرب دارد برای سرکوبگران رژیم ترکیه کار پر خطری خواهد بود. ضرباتی که "ی. پ. گ/ی. پ. ژ" از هنگام اشغال عفرین تا کنون بر پیکر متعفنِ اشغالگران وارد کرده اند یکی از نشانه های این واقعیت می باشد. به همین جهت دولت ترکیه مصرتر است تا هرچه زودتر پشت جبهه این نیروی پارتیزان را درهم کوبد. اما امکانپذیری و یا ناممکن بودن این امر به عوامل چندی گره خورده است، عواملی که می توانند سرنوشت سیستم خود مدیریتی را تعیین کنند.

آینده سیستم خود مدیریتی:

 

الان باید دید که به لحاظ تحلیلی آینده "فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه" ( شامل کانتون های عفرین، جزیره و کوبانی) پس از تصرف عفرین چگونه به نظر می آید؟

تجربه سقوط عفرین، علیرغم داشتن اراده برای دفاع قهرمانانه و انجام آن از جانب جنگجویان و مردم منطقه، بار دیگر نشان داد که در جنگ جبهه ای برای دفاع از کانتون ها "خون بر شمشیر پیروز نمی شود". در جنگی تجاوزگرانه که دولت ترکیه به مردم متکی به خود، آزادیخواه و سخاوتمند تحمیل کرد، دشمن از پشتیبانی کلیه دول، پشت جبهه مطمئن و لجستیک و امکانات یک دولت بهره مند بود. اگر مردم آزادیخواه در دنیا و ترکیه پشتیبان جنگجویان و مردم عفرین نمی شدند، که عملا اتفاق نیفتاد، سرنوشت جنگ از پیش معلوم بود. با اینحال اقدام جنگجویان و مردم عفرین برای دفاع از خود و دستآوردهایشان موجه و قابل تقدیر بود. چون جنگیدن شجاعانه و عقب نشینی به موقع ثمرات سیاسی مهمی را ببار می آورد (که الان جای پرداختن به آنها نیست). فعلا به طور اختصار به بررسی سرنوشت محتمل کانتون ها از یک زاویه تحلیلی بپردازم

کانتون ها، علیرغم داشتن دستآوردهای ارزشمند دموکراتیک و انسانی برای جنبش آزادیخواهی، بدلیل خطوط حاکم بر رهبری آنها آسیب پذیرند. در توضیح این ادعا باید به عوامل چندی اشاره کرد که می توان مهمترین آنها را به شکل زیر فرموله کرد:

1-                 سیستم خود مدیریتی در  شمال سوریه بر یک استراتژی التقاطی استوار است. در آنجا گرایشات ناسیونالیستی و لیبرالیستی، پوشیده در پوپولیسم خلقی، امکان مخالفت کامل با سرمایه و مالکیت شخصی را نداده و طبقه کارگر را در میان طبقات بورژوا و خرده بورژوا غرق و ناپیدا کرده است. منافع متضاد این طبقات اگر در شرایط جنگ خانمان برانداز کنونی در سوریه حاد نشده، اما در پروسه عادی شدن شرایط در این کشور حاد خواهد گردید و سیستم را از درون تخریب خواهد کرد.

2-                 از آنجا که سیاست های سیستم خودمدیریتی، در یک جامعه اساسا خرده بورژوا نگه داشته شده توسط سیاست تعریب، بر پایه ضدیت با دولت – ملت و نه مخالفت با سرمایه و استثمار سرمایه داری پایه ریزی شده دموکراسی خواهی آن بر یک پایه قوی اجتماعی استوار نیست. این ضعف می تواند در دو عرصه مهم خود را نشان دهد

الف: تبدیل شدن شوراها و کمون ها از یک نیروی حکومت کننده به عوامل اجرایی صرف از طریق مداخله آگاهانه و یا خود به خودی "حزب اتحاد دموکراتیک (پ. ی. د)"/ حزب کارگران کردستان (پ. ک. ک) و کادرهای آنان .

ب: در رد "حق تعیین سرنوشت". پس از پایان جنگ دولت سوریه به اتکا به "به اصطلاح قوانین بین المللی" به راحتی می تواند با استفاده از پشتیبانی دولی مثل جمهوری اسلامی، روسیه و ترکیه نیرو به شمال سوریه (شامل کردستان) روانه کند و در صورت روبرو شدن با مقاومت مردمی به کشتار و ویرانی های بدتر از غوطه شرقی، عفرین و مناطق مشابه دست بزند.

3-                 یکی از نقطه قوت های سیستم خود مدیریتی حضور وسیع زنان در اداره منطقه به لحاظ نظامی، سیاسی، آموزشی و بهداشتی می باشد. اما این حضور وسیع از درون جامعه نجوشیده و از بالا و براساس فمینیسم رادیکال ترویج شده توسط رهبری بدست آمده است. همین امر سبب شده که زنان در تمام عرصه ها و از جمله در نیروهای محافظت از دستآوردهای مردم، دارای اهداف اغراق شده و غیر واقعی باشند. زنان، که به نادرست خیزش روژآوا را انقلاب زنانه می خوانند، برای تحقق اهداف تعیین شده دست به کارهای سترک و اقدامات فداکارانه زده اند. اما زنان در کردستان سوریه بدون کار هماهنگ با مردان دستاوردهای کنونی را نمی داشتند. در ضمن شعارهایی نظیر رهایی زنان در چهار بخش کردستان و بدتر از آن خاورمیانه با سیاست های فمینیستی غیرقابل تحقق می مانند و یاس، خستگی و درماندگی تولید خواهند کرد.

4-                 اقتصاد مختلط بخش خصوصی و تعاونی اگر در شرایط جنگی خدمتگزار مردم بوده و هست، اما در شرایط عادی شدن اوضاع و بنا به منطق سرمایه و نقش دولت مرکزی بخش خصوصی بدون چون و چرا بخش تعاونی را به زائده خود تبدیل خواهد کرد. این نظام اقتصادی، که اکنون مید است، در آینده چشم اسفندیار کانتون ها خواهد شد.

5-                 کوچک و کم جمعیت بودن منطقه، غیر صنعتی ماندن آن تحت سیاست تعریب از جانب حکومت مرکزی، استراتژی التقاطی رهبری حاکم بر سیستم ها، دشمنی بخش هایی از نیروها و احزاب نظیر احزاب ناسیونال - لیبرالِ دموکرات در هر چهار قسمت کردستان و نیروی مسلحِ تجهیز شده توسط "پارتی" به نام ( انەکەسه) و در هم تنیدن منافع دول امپریالیستی و منطقه ای، کانتون ها و "ی. پ. گ" را به سمت برقراری ائتلاف های بسیار نابرابر سوق داده است. برای مثال ائتلاف با آمریکا گرچه در گذشته و در جنگ با داعش فوایدی برای "ی. پ. گ" و حتی سیستم خودمدیریتی داشته، اما با بیرون راندن داعش از مناطق اشغالی اهمیت آن ائتلاف برای امپریالیسم آمریکا کاهش یافته است. به رسمیت شناختن عملی حمله دولت ترکیه به کانتون عفرین از جانب کابینه ترامپ نمایانگر واقعیت مذکور می باشد.

6-                 امپریالیسم آمریکا طبعا در پروسه ی بحران زدگی و از بین رفتن هژمونی آن در خاورمیانه دچار آشفتگی عجیبی است. این آشفتگی در تصمیمات ضد و نقیض ترامپ به خوبی مشهود است.

 قبل از حمله ترکیه به عفرین در 20 ژانویه 2018 مقامات وزارت دفاع آمریکا اعلام کردند بر اساس استراتژی امنیتی آمریکا، که مهار بورژوازی و دول چین و روسیه در مرکز آنست، آنها سی هزار از "نیروهای دموکراتیک سوریه" را آموزش ویژه داده و در شمال سوریه نگه می دارند. دولت ترکیه همین امر را بهانه کرده و به عفرین حمله نمود.

علیرغم آن سیاست اعلام شده ترامپ در 29 مارس (نهم  فروردین) اعلام کرد که به زودی نیروهای آمریکا را از سوریه خارج خواهد کرد. او در سوم آوریل دوباره بر این تصمیم پای فشرد. روز چهارم کاخ سفید طی یک اعلامیه رسمی تصمیم ترامپ به ماندن (ظاهرا کوتاه مدت) در سوریه خبر داد. البته پیش از اعلام این تصمیم  مقامات وزارت دفاع و مسئول "ستاد فرماندهی مرکزی" ارتش آمریکا در عملی شدن تصمیم ترامپ تردید نشان داده بودند. قابل یادآوری است که رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه ی با تحقیر اخراج شده، که قبلا مدیر عامل مجتمع غول پیکر نفتی اکسون موبیل بود، از ضرورت ماندن در سوریه پای فشرد. اکنون سیاست این نماینده واقعی مجتمع های عظیم و سرمایه های کلان در آمریکاست که به پیش میرود و نه سیاست ترامپ.

 در 29 مارس امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، پس از دیدار با هیئتی از "نیروهای دموکراتیک سوریه" در پاریس به آنها گفت که بین آنها و دولت ترکیه میانجیگری خواهد کرد. پیشنهادی که بلافاصله و به طرزی اهانت آمیز از جانب اردوغان رد شد. از قول ماکرون گفته شد که او نیروهای فرانسه در شمال سوریه را افزایش خواهد داد. تحلیلا باید گفت که بین سران آمریکا و فرانسه در این مورد هماهنگی های لازم به عمل آمده بود. فعالین کانتون ها و ی. پ. گ در این آشفته بازار و در میان این دول بحران زده چطور استقلال خود را حفظ خواهند کرد؟

7-                 گذشته از ضرورت رفع نواقص کانتون ها و "ی. پ. گ" فعالین سیستم خود مدیریتی یک امکان بزرگ برای حفظ و توسعه بخشیدن به نظام مورد حمایت خود دارند و آن بسیج افکار عمومی در سطح میلیونی و دهها میلیونی در داخل ترکیه و در سطح اروپای غربی و آمریکاست. کاری که تاکنون انجام نگرفته است. نگاهی به کمپین روز جهانی حمایت از عفرین، که بسیار دیر سازمان داده شد، نمایانگر ناتوانی سازمان دهندگان در جلب وسیع شهروندان می باشد

خبرگزاری فرات در روز 24 مارس، روز جهانی حمایت از عفرین، گزارش کرد که صدها هزار نفر از کردها و دوستان آنها در 36 کشور در اکسیون پشتیبانی از عفرین شرکت کردند. تصاویر پخش شده نمایانگر این واقعیت بود که اکثر شرکت کنندگان در اکسیون کرد بودند. این تعداد به نسبت میلیون ها مردمی که حامی واقعی سیستم دموکراتیک و مردمی در روژآوا هستند و نیز وجود 2 میلیون کرد در اروپا بسیار کم شمار است. در ضمن نباید فراموش کرد که در جوامع پر از تبعیض و گرایشان بیگانه ستیز در غرب برای تغییر دادن سیاست کابینه ها و از سکوت خارج کردن رسانه های خط رسمی به اعتراضات علنی شهروندان همان کشورها و نه پناهندگان، اهمیت بسیار بیشتری داده میشود که حضور بسیار کمی داشتند.  

دلایل ناکامی در بسیج افکار عمومی:

دلایل چندی پشت ناکامی یاد شده خوابیده که یکی از مهمترین آنها تبلیغات ناسیونالیستی برای جذب مردم است. فعالین این عرصه دچار این توهمند که گویا شهروندان آگاه کشورهای غربی در وجه غالب پشتیبان "کردها" هستند. در حالیکه آنها حامی سیستم خود مدیریتی و دموکراسی مردمی می باشند که دستاورد گرایش های مختلط سوسیالیستی و آنارشیسم چپ در خود اروپا می باشند و بورژوازی کرد و تمام ناسیونالیست ها نه تنها نقشی در ایجاد آن نداشته اند، بلکه بیشترین دشمنی را با آن کرده اند. این شیوه تبلیغ ناسیونالیستی بیشتر از هر کشوری در ترکیه مانع حضور کارگران و مردم در اعتراض به دولت اردوغان در حمله به عفرین شد. وقتی خبرگزاری های عمده ناسیونالیست و حتی رهبران و فرماندهان "پ. ک. ک" و "پ. ی. د" ارتش بورژوازی ترکیه را "ارتش ترک" و کابینه این بورژوازی را "دولت/رژیم ترک" می خوانند آنگاه کارگران پیشرو و مردم آگاه در جنبش کارگری و آزادیخواهانه ترکیه بوی ارتجاع ناسیونالیستی به مشامشان می خورد و از حمایت جنبشی خودداری می کنند که سودمندی ها و دستآوردهای ارزشمند بسیاری برای جنبش آزادیخواهی داشته و دارد. حتما در برابر این استدلال گفته خواهد شد که دیکتاتوری تشدید شده و حالت اضطراری در ترکیه نادیده گرفته شده. من نیز به تاثیرات شدید استبداد اذعان دارم. اما استبداد به تنهایی برای به سکوت کشاندن جنبش رزمنده کارگری ترکیه در حمایت از عفرین کافی نیست.

کلام آخر:

سیستم خود مدیریتی حاکم بر شمال سوریه (شامل روژآوا) بار دیگر این واقعیت را نمایاند که با حذف نیروهای سرکوبگر و دم و دستگاه بوروکراتیک و فاسد یک حکومت بورژوایی مردم عادی چه ظرفیت های عظیمی برای سلطه بر سرنوشت خویش دارند. البته این امکان تاریخی در یک منطقه تعریب و به شدت سرکوب شده به دست آمد. اکنون و در غیاب جنبش های آزادیخواهانه و سوسیالیستی نیرومند سرنوشت این دستآورد بزرگ، با توجه به کمبودهایی که به بعضی از آنها اشارت رفت، در پروسه ی اقدامات و سیاست های دول امپریالیستی و مرتجعین محلی و اسلامی قرار گرفته است. البته تناقضات بین این دول بحران زده هنوز به گرایش چپ در این منطقه اجازه خواهد داد تا به امید یک خیزش عظیم در مثلا ایران و یا ترکیه و یا به میدان آمدن دهها میلیون از انسان های به تنگ آمده از سیستم مصیبت آفرین و پر فساد بورژوایی به انتظار بنشینند. سیستم سرمایه در نهایت گندیدگی خود در خطر افتادن در سیاهچاله های عمیق و مبارزات عظیم کارگری و توده ای قرار خواهد گرفت. در آن شرایط دستاورهای بزرگ روژآوا خدمت شایانی را در جهت رهایی نهایی بشر خواهند کرد. تا آنوقت یاد عزیز جانباختگان شمال سوریه (شامل روژآوا) و تلاش های فداکارانه زنان و مردان فعال در عرصه های نظامی و مدنی را گرامی می داریم.  

***

(1)              پاتریک کوکبورن Patrick Cockburn: در 18 مارس در "ایندپندنت" نوشت:

"فرماندهان ی پ گ گفتند ده هزار نیرو در منطقه محاصره شده دارند که آنهم خیلی مشهود نبود."

(2)              پس از تصرف عفرین و عکس العمل دول غربی به تداوم عملیات نظامی ترکیه علیه "ی. پ. گ" به نظر می رسد که دولت آک. پارتی و شخص اردوغان از طریق حماس فلسطینیان را به تشدید اعتراضات اخیر تشویق کرده باشد.

"جمعه سی ام مارس، دهها هزار فلسطینی به استقبال روز زمین رفتند. روزی که خواست پایان اشغال، زندگی در صلح و امنیت و آزادی بعنوان پایه ای ترین مطالبه میلیون ها انسان در خاورمیانه امروز است. روز جمعه،بمثابه "روز زمین" و "رژه بازگشت" ، آغاز اولین روز تظاهراتی بود که قرار است تا "روز نکبت" به مدت شش هفته ادامه یابد. این رژه بازگشت خصوصا با برسمیت شناسی بیت المقدس(اورشلیم) بمثابه پایتخت اسراییل از جانب آمریکا وافتتاح سفارت آن کشور همراه شده است. ... "

از  "آیا انتفاضه دیگری در راه است؟" نوشته علی دماوندی

به قول خبرگزاری رویترز این اعتراضات سازمانیافته ترین اعتراضی است که تاکنون توسط شاخه نظامی حماس علیه اسرائیل ترتیب داده شده است و در آن 18 نفر جانباخته و بیش از هزار نفر زخمی شده اند. این اعتراضات که در مرز غزه جریان دارد و اساسا قابل دفاع می باشد، همزمان شده است با تبریک به لجن آلوده ی خالد مشعل به اردوغان به خاطر تصرف عفرین. اردوغان در اول آوریل کشتن فلسطینیان در مرز غزه را غیر انسانی خواند و نتانیاهو را اشغالگر و تروریست نامید که با عکس العمل نخست وزیر اسرائیل روبرو شد.

بر عکس حمله ی ددمنشانه ارتش ترکیه و مزدوران آن، که با سکوت رسانه های خط رسمی روبرو شد، اعتراضات فلسطینیان وسیعا پوشش داده شد و آنها حق را به دولت اسرائیل جهت به اصطلاح دفاع از خود دادند.

گمشدن کیس عفرین در میان این جنجالها در حال حاضر به نفع دولت ارتجاعی ترکیه است، اما نتیجه سال ها تلاش کابینه آک. پارتی برای بهبود روابط با اسرائیل را دچار خسارت کرد.

فریدون ناظری

 

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0