صفحه اصلی | مقالات | نقش زنان در اعتراضات دی ماه

نقش زنان در اعتراضات دی ماه

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

تحمیل حجاب اجباری به عنوان اولین اقدام حکومت اسلامی از همان فردای انقلاب بهمن 57 اعلام برپایی سیستمی بود که اسارت زنان، از اصلی ترین پایه های حکومتی آن است. این اقدام، با شعار «یا روسری یا توسری»! اعلامی بود تا به جامعه ایران و جامعه جهانی برقراری رژیم اسلامی و قوانین ارتجاعی اش را مشروعیت بخشد. این اعلام، نخستین ستون حکومتی بود تا حکومت اسلامی به دنیا بشناساند و بقبولاند که یک نظام اسلامی به قدرت رسیده است و باید با همین ماهیت و عملکرد مشروعیت یابد و شناخته و پذیرفته شود. یعنی در واقع حجاب اجباری و چادر زن به هویت جمهوری اسلامی تبدیل شد و زنان ایران هم ازهمان روزهای نخست، به درستی دریافتند که برای برقراری و حفظ آزادی و هویت انسانی خود راهی جز مقاومت و مبارزه با این رژیم و قوانین ضد انسانی اش ندارند. از این روی زنان، همانند خلقهای زیر ستم ایران نخستین گروه های اجتماعی بودند که مورد سرکوب و هجوم و کشتار قرار گرفتند و از همان 22 بهمن در صف اول ناراضیان و مخالفین این نظام ایستادند.

زنان در ایران از روز آغاز حجاب اجباری همیشه به شکلها و ابتکارهای مختلف از این قانون اسارت آور سرپیچی کرده و در هر مجال و فرصت آن رانادیده گرفته اند. زنان، در این مبارزه، هزینه های زیادی پرداخت کرده اند، دستگیر و زندانی و شکنجه و اعدام و سنگسار شده اند، مورد تجاوز قرار گرفته اند، هتک حرمت شدهاند و با صدها محرومیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی روبه رو شده اند، اما همیشه پیگیرانه از حقوق و هویت انسانی خود دفاع کرده و تسلیم سیاست ها و طرحهای ضد زن جمهوری اسلامی نشده اند. زنان در تمامی عمر ننگین رژیم، در هر حرکت و مبارزات مردمی که علیه حکومت اسلامی انجام گرفته، نقش برجسته ای داشته اند و حتی میتوان گفت در ردیف نخست این مبارزات  قرار گرفته اند. آخرین و تازه ترین نمونه های این پیکار، حضور زنان در تظاهرات توده ای سراسری دی ما امسال برای نان، کار و آزادی است و پیشاهنگی زنان معترض به حجاب اجباری موسوم به «دختران خیابان انقلاب» علیه ستم بر زنان نمونه درخشان این مبارزه می باشد.

برخی بر این عقیدهاند که زنان در اعتراضات دی ماه نقش چشمگیری نداشته اند و آن را با نقش زنان در اعتراضات ۸۸ مقایسه می کنند. باید گفت که خواست و جایگاه بیشترین زنان شرکت کننده در تظاهرات ۸۸ با خواست و جایگاه زنان شرکت کننده در اعتراضات دی ماه متفاوت بود. در اعتراضات ۸۸ زنان اکثرا از لایه های متوسط و با شعار "رای من کو!" و حضورشان با اختلافات و رقابت های رفرمیست های درون حکومتی تداعی می شد. آنهایی بودند که در حمایت از اصلاح طلبان، امید به اصلاح قوانین از جمله قوانین مربوط به زنان در چهار چوب همین نظام داشتند. طبیعی بود که حضورشان توسط رسانه های بورژوایی بازتاب داده شود. بودند زنانی که جانانه به میدان آمده بودند، اما صدایشان در میان خیزشی که به مهره ها و سران جناحی از حکومت اسلامی چشم امید بسته بود شنیده نمی شد. اما حضور زنان در اعتراضات دی ماه از نوع دیگری بود. آنها کل نظام را هدف قرار داده اند، از اصلاح طلب تا محافظه کار را زیر سئوال برده اند و با شعار «مرگ بر دیکتاتور!» و «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا!» سرنگونی کلیت نظام را بر پرچم دارند. اینان زنان کارگر، بیکار، دستفروش و نان آوران خانه و زحمتکشانی هستند که دوربین های رسانه های بورژوایی آنها را انکار می کنند و بازتاب نمی دهند. از جمله اولین افرادی که در همایش ها و در برابر گارد ویژه غرق در سلاح، شعار مرگ بر خامنه ای می دادند زنانی بودند که در کرمانشاه و رشت و بندرعباس با این شعار نه تنها شجاعت و اوج انزجار خود از این نظام نشان می دادند، بلکه الهام بخش دیگران هم شدند تا جمعیت پیرامون به آنها بپیوندند. در همه جای ایران چنین مواردی بسیار دیده شد.

حضور زنان کارگر، زنان جان به لب رسیده از گرداب بیکاری، بی حقوقی، تحقیر و نادیده گرفته شدن وستم مضاعف طبقاتی و دینی، فساد حکومتی، نابرابری، زیرخط فقر مطلق بودن، تبعیض، زنان تحصیل کرده اما بیکار، همسران کارگرانی که چند شیفته کار میکنند و برای ماه ها و سال ها با دستمزدهای پرداخت نشده بی نان سر برزانو دارند، مادرانی که شاهد به فنا رفتن فرزندانشان از بیکاری و نبود آزادی هستند، زنانی که هوای تنفسیاشان مملو از سرب و مواد سمی است، فرزنداشان غرق در اعتیادی که حکومتیان گسترش داده اند، زنان نا امیدی و آوارگی و بی سرپناهی و کارتن خوابی، از هم پاشیدگی خانواده ها، کودکانشان که هزار هزار در خیابان های کار و نابودی، دست و پا می زنند و همسران و برادران و پدرانشان که در زندان های سراسر ایران گرفتار شده اند و... اینها تصاویری هستند که آیینه ی تمام نمای ایران بوده و تنها گوشه هایی از آن در رسانه های مجازی بازتاب می یابند. این گزارش ها، به تلاش و پایداری خود زنان و خودجوشی مردمی مستند می شوند که خود خبرنگار شرایط خویش شده و به تمامی خطرها و دشواری ها، کلیپی تهیه و به کمک شبکه های اجتماعی بازتاب می یابند. چنین تصاویری را رسانه های بورژوایی انعکاس چندانی نمی دهند و وانمود می کنند که اعتراض و حضور شجاعانه زنان، کمرنگ یا تنها به موضوع روسری محدود بوده است. در صورتیکه روسری بر چوبههای در دست زنان و ایستادن بر سکوهای اعتراض، نه موضوع اصلی مبارزه زنان، بلکه سمبلی است در مخالفت با حجاب اجباری به عنوان یکی از ارکان اسلامی و ایدئولوژیک حکومت اسلامی.

این گزارش های مستقل و مردمی، و شهروند -خبرنگار، برعکس تصاویر و تحلیلهایی که برای کمرنگ بودن نقش زنان لایههای فرودست و کارگر ارائه داده میشوند، در واقع همینها نشان میدهند که زنان به ویژه زنان زحمتکش، نقش رهبری کننده و الهام بخشی در مبارزه داشته و دارند. حتی این نقش تا آنجا برجسته بود که یک فرمانده سپاه به نقش زنان در اعتراضات سراسری اخیر در ایران اعتراف کرد وگفت  که: «حلقه اصلی تحریک و شروع اعتراضات خانم ها بودند». زنان کارگر نه تنها برای مردم سخنرانی میکردند و از خواستهای خود میگفتند، بلکه از ستمها و نابرابری و تبعض های ضد بشری چهل ساله تحمیل شده در روبروی آنها سخن می گفتند و در صف نخست، به مردم انگیزه میدادند که نترسند، خبر رسانی می کردند، دیوار نویسی می کردند و معترضان دستگیر شده را از چنگ پلیس رها می کردند. نقش زنان اینک، نقش تبلیغی و تهییجی است که ادامه و اراده اجتماعی خیزش سراسری را در خیابان ها و بر سکوها ابلاغ می کند.

حکومت اسلامی به کمک روایات و آیات و تمامی تبلیغات و اجبارهای دینی و لشکرهای بسیج و منکرات و امر به معرف و نهی از منکرها و مساجد و... که همه ارتجاعی و بازدارنده رشد و بالندگی انساناند، با هزینه کردن میلیاردها تومان، کوشیده است همه اجبارها را با حجاب اجباری بر گلوی زنان گره بزند. اینجاست که این نشانه و زنجیر اسارت باید بر فراز سکوها برای انظار عمومی به نوسان در آیند. زنان خود این سمبل اسارت را به نشانه اجبارهای حکومتی  بر چوب می کنند تا فریادی و شعاری باشد که ما با هویت خویش به میدان آمدهایم. اینک، نخستین گروه اجتماعی، یعنی نیمهی دیگر جامعه، یعنی اولین گروهی که از همان فردای بهمن 57، آماج حملات و سرکوب رژیم اسلامی قرار گرفت، در خیزش به زیر کشیدن این رژیم و پس گرفتن و رسیدن به حقوق انسانی خود پا پیش گذاشتنه اند.

زنان با حضور و مبارزات پیگیر خود در طول عمر جمهوری اسلامی، نشان داده اند که پیگیرانه علیه ستم و تحقیر ایستادهاند و به خواستهای حکومت اسلامی سر نسپرده اند. زنان، گام اول برای رهایی خود از ستم را در سرنگونی انقلابی این رژیم میبینند و دریافته اند که در این نبرد انقلابی و طبقاتی جز زنجیرهایشان چیزی برای از دست دادن ندارند.

نکته مهم دیگری که نباید فراموش کرد این است که اگر چه زنان در یک جامعه و مناسبات طبقاتی نیز بمانند افراد جامعه، بسته به جایگاه طبقاتی خود، همانند مردان، مطالبات اقتصادی و معیشتی داشته و دارند، اما زنان زیر ستم این مناسبات و حاکمیت بایستی همراه با دیگر خواستها، مطالبات مشخص و ویژه به خود  در این اعتراضات را مطرح‌‌‌‌   و در تمام مراحل مبارزه، تا پیروزی و حفظ دستاوردهای آن آگاهانه و هوشیارانه  نقش پیشرو ایفا کنند و مطمئن سازند که حضور و مبارزاتشان موجب آزادی و ارتقاء موقعیت انسانی و حقوق برابر برای آنها در جامعه می شود. زنان در واقع با حضور فعال و چمشگیر خویش در خیابانها نشان دادند که نقشی که جمهوری اسلامی برای آنها به عنوان زن خانه دار و فرودست و خانه نشین در نظر گرفته بود نمی پذیرند. با چنین نگرشی است که موضوع مبارزه و رهایی زنان با مبارزه طبقاتی کارگران گره خورده است، زیرا که رهایی به ویژه رهایی زنان، مشروط به آن است که زن به عنوان انسان، دیگر محکوم به استثمار و فرودستی نباشد و رهایی کامل زنان آنگاه ممکن است که به موازات مبارزه علیه ستم بر زنان، باید به هر نوع ستم و استثمار انسان از انسان در جامعه پایان داده شود.

 مرضیه نظری

 

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0