صفحه اصلی | مقالات | ناسیونالیسم یا فوبیا

ناسیونالیسم یا فوبیا

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

لنین در "بیماری کودکی چپ روی در کمونیسم" و به نقل از انگلس نوشت:

«... کمونیست های     آلمانی کمونیست هستند، زیرا در تمام

ایستگاه های میان راه و از خلال تمام سازش هایی که خود موجد آن

نیستند، بلکه سیر تکامل تاریخ آنها را پدید می آورد، هدف نهایی

را به روشنی می بینند و پیوسته آنرا در مد نظر دارند. این هدف

عبارتست از برانداختن طبقات و پی ریزی آنچنان نظام اجتماعی

که در آن دیگر جایی برای مالکیت خصوصی بر زمین و بر هیچیک

از وسائل تولید وجود نخواهد داشت».

ف. انگلس "برنامه کمونارهای بلانکیست"

 

مقدمه:

هدف اصلی این یادداشت دادن پاسخ به ادعاهای بی پایه پیرامون تقویت ناسیونالیسم در حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن (کومه له) می باشد. بخشی از این مدعیان با کلیشه سازی از ناسیونالیسم یک دکان سیاسی باز کرده و در جنس بنجل عرضه می کنند؛ برای جمعی منفعل ناسیونالیسم کیسه بکسی است که به جانش می افتند تا فریبکارانه نشان دهند به لحاظ سیاسی فعالند؛ برای بخش هایی دیگر ناسیونالیسم به صورت یک فوبیا درآمده است.

کومه له و ناسیونالیسم:

باید پذیرفت که بررسی ناسیونالیسم و تحولات و تطور آن در دنیا، منطقه، ایران و کردستان و در درون کومه له نیاز به کاری مفصل و جدی دارد و نکاتی که خواهد آمد در بهترین حالت فقط می تواند گامی کوچک برای شروع این کار باشد.

1 - ناسیونالیسم یک گرایش بورژوایی در حال تغییر و تطور بوده و هست و از نیاز بورژوازی به ایجاد بازار های ملی در دوران پسا فئودالیسم در چهارچوب یک دولت ملی در غرب شکل غالب پیدا کرد. میهن پرستی و جنگ های حصل از آن و فاشیسم و نژاد پرستی، که به هنگام خطر قدرت گیری کارگران و احزاب کمونیستی آنها توسط بورژوازی به میدان آورده شده و می شود، ریشه در ناسیونالیسم دارند.

این گرایش که در دهه سی در غرب آبشخور فاشیسم شد پس از جنگ دوم جهانی محرک جنبش های رهایی بخش از قدرت های استعماری و ایجاد بازار ملی در کشورهای مستعمره بویژه در آفریقا شد.  بر بستر این وضعیت  شخصیت های برجسته ای مثل جمال عبدالناصر در مصر و جهان عرب و قوام نکرومه در غنا و آفریقا ظهور کردند. در زمان شکل گیری کومه له این گرایش دوران افولش از جمله در آفریقا را شروع کرده بود. شکست مصر به رهبری جمال عبدالناصر در جنگ 6 روزه با اسرائیل در 1967 و فروریختن جنبش ملی - عشایری به رهبری ملا مصطفی بارزانی در کردستان عراق در 1975 از نمودهای این واقعیت تاریخی بودند. به همین جهت کمونیست های فعال در کومه له منتقد ناسیونالیسم در شکل عریان آن بودند. اما تحت تاثیر ناسیونالیسم پوشیده در حزب کمونیست چین، حزب کمونیست ویتنام و در میان  توده های مردم کردستان قرار داشتند.

2 - با غلبه کامل گلوبالیزاسیون و نئولیبرالیسم بر اقتصاد و جوامع بشری پایه مادی ناسیونالیسم فرو ریخت. اما در عادات، اخلاقیات و فرهنگ باقی ماند. امروزه بورژوازی و دولت هایشان در بخش هایی از جهان دوباره قصد استفاده از ناسیونالیسم بی ریشه را کرده اند. برای نمونه با به گل نشستن کشتی نئولیبرالیسم، معمار اصلی آن یعنی دولت و بخش هایی از بورژوازی آمریکا قصد بازگشت به استفاده از ناسیونالیسم آغشته به نژاد پرستی را کرده اند. این سیاست گرچه در سرکوب مهاجرین کارآئی های از خود نشان داده، اما در عرصه اقتصاد (بازگرداندن مجتمع ها به آمریکا - تامین شغل) و به اصطلاح "بازگشت آمریکا به دوران طلائیش" آثار شکست آن از هم اکنون نمایان شده است. 

3 - نماینده ناسیونالیسم در شکل عریان آن در کردستان ایران "حزب دمکرات" است. این حزب هیچوقت به مردم متکی نبوده و از نفوذش در میان توده ها فقط برای معامله با دولت ها استفاده کرده است. طی چندین سال این حزب به شوروی و بلوک شرق متکی بود. حزب دمکرات با تضعیف بلوک شرق کوشید در میان سوسیال دموکرات های اروپا جای پایی برای خود پیدا کند. در پروسه شکست سوسیال دموکراسی به "امام خمینی" لبیک گفت که بی جواب ماند. به دلیل ناکامی در آن عرصه ها اکنون هر دو شاخه حزب دمکرات به حمایت امپریالیسم آمریکا امید بسته اند.

4 - پناه بردن احزاب ناسیونالیست در کردستان عراق و ایران به گرایش لیبرالی و پناه بردن حزب کارگران کردستان (پ. ک. ک) به گرایش آنارشیستی ناشی از ضعف جهانی و محلی ناسیونالیسم است.

5 - قدرت گیری اسلام سیاسی در کشورهای عربی، تبدیل شدن آن در سال 57 به آلترناتیو بورژوازی در ایران و چرخیدن مظهر ناسیونالیسم عربی، یعنی بعث عراق، به سوی اسلام سیاسی از نشانه های تضعیف ناسیونالیسم عربی و ایرانی در شکل عریان آنها بود. همه این تحولات در میان کومه له و بعدا در ادبیات حزب کمونیست بازتابی در جهت تضعیف بیشتر ناسیونالیسم یافت.    

6 - شکل گیری طبقه کارگری گسترده پس از اصلاحات ارضی در ایران (شامل کردستان) در اوایل دهه چهل خورشیدی، تعمیق و تداوم انقلاب 57 در کردستان و نیرو گرفتن گرایش سوسیالیستی در میان کارگران و زنان بویژه در جنوب کردستان زمینه توده ای شدن کومه له را فراهم کردند. اما فعالین کومه له علیرغم داشتن مزربندی با ناسیونالیسم عریان به روایت حکومت پهلوی، حزب دمکرات ایران و یا حزب دمکرات کردستان عراق در کم توجهی به جنبش کارگری،  کیش اسلحه و مردسالاری آلودگی به جنبه پوشیده ناسیونالیسم را با خود حمل کردند. این آلودگی ها به طرزی خود به خودی در تشکیلات کومه له و به طور ویژه در پوپولیسم نمایان شد، اما مبارزه با این آلودگی ها نیز همزمان جریان داشت. کمک به ایجاد شوراهای مردمی، تشکل های کارگران، زنان، دانش آموزان و بنکه ها، با سمت گیری سوسیالیستی، بریدن از سنت ناسیونالیست ها در تبدیل زنان به خدمتگزاران پیشمرگان و مسلح کردن توده ای و روتین آنان بود به صورت برابر با مردان در بخش مسلح تشکیلات از نمودهای مبارزه مذکور است. مسلح کردن توده ای زنان، همزمان و هم تراز با مردان برای نخستین بار در جنبش های ملی مناطق کرد نشین خاورمیانه انجام گرفت.

7 - با تشکیل حزب کمونیست ایران (حکا)، که کومه له یکی از ارکان آن بود، این آلودگی ها در شکل پوپولیسم مورد حمله بیشتری قرار گرفت. مبارزه علیه این آلودگی در توجه بیشتر به مبارزات کارگران، زنان، مبارزه علیه کیش پیشمرگایتی و تلاش در جهت زدودن آلودگی ها در سازماندهی کارگران در شهرها و روستاها شروع شد و نتایج بسیار مثبتی به بار آورد.  

4- جریان موسوم به کمونیسم کارگری در 1991 برای توجیه انشعاب از حکا در کنار دلایل دیگری که مطرح نمود تقویت  "ناسیونالیسم" به اصطلاح "نهادینه" در کومه له را بهانه کرد. رفتن این جریان همزمان بود با قدرت گیری جریانات ناسیونال - لیبرال یعنی حزب دمکرات (پارتی) و اتحادیه میهنی (یه کیه تی) در کردستان عراق.

8 - با حمله ارتش آمریکا به نیروهای مسلح عراق در کویت در 1991 زمینه یک خیزش در مارس همانسال در کردستان عراق فراهم گردید که جنبش شورایی و تقویت کمونیست ها را به همراه داشت. پارتی و یه کیه تی بر گرده این خیزش سوار شدند و بر بستر تلاش برای از بین بردن قدرت (شوراها)، حاکمیت در کردستان را به دست گرفتند. اما فرار مفتضحانه سران و پیشمرگان آن احزاب در مقابل حمله ارتش عراق که به آوارگی حدود دو میلیون نفر از شهروندان کردستان عراق و مرگ تعداد زیادی از سالمندان و نوزادان منتهی شد دوباره ضعف ناسیونال - لیبرالیسم در اداره جامعه را نشان داد. در این دوره کومه له در نظر مردم قهرمان نجات مردمی شد که پای رفتن نداشتند. اینان در اردوگاهی که کومه له برایشان بر پا کرد مامن و جایی برای تداوم یک زندگی موقت و محافظت شده را یافتند.

9 - پس از مدت کوتاهی پارتی و یه کیه تی زیر حمایت دول غربی (بویژه دولت آمریکا) به کردستان عراق بازگشتند و حکومتی مشترک در کردستان عراق را آغاز کردند. قدرت گیری این نیروها به نام "کوردایه تی" دوباره گرایش ناسیونالیستی در مناطق کردنشین را موقتا تقویت کرد و تحلیلا می شود گفت که کسانی در صفوف کومه له نیزاز آن سهم برده باشند.

10 - جنگ بسیار بی رحمانه و وحشیانه میان پارتی و یه کیه تی در 1998- 1994 ، که به روایتی 8 هزار نفر در آن به طرز فجیعی کشته شدند، ناتوانی ناسیونال - لیبرالها در اداره کردستان را بار دیگر آشکار کرد. 

11 - همزمان با ایجاد آرامش در کردستان عراق در 1998 جریان اصلاحات در ایران به رهبری خاتمی قدرت اجرایی در ایران را قبضه کرد. این امر لیبرال های آغشته به ناسیونالیسم و امید باخته در داخل کومه له را به طمع انداخت. این لیبرال ها، که پرچم رنگ باخته ناسیونالیسم را تکان می دادند، در سال 2000 از حزب کمونیست ایران جدا شدند. آنها کوشیدند به پشتیبانی یه کیه تی و با سوء استفاده از میراث انقلابی کومه له جنبش انقلابی کردستان را در برابر ثَمن بَخس به اصلاح طلبان بفروشند. اما مشی تسلیم طلبانه این امید باختگان با رد گسترده از جانب سوسیالیست ها، کارگران پیشرو و مردم آگاه روبرو شد. این امر سران اصلاح طلب، که بعضا از نیروهای قدیم اطلاعاتی بودند، را به این نتیجه رساند که معامله با این جریان بی ریشه بی فایده است. پس آنها نیز  دست رد به سینه شان زدند. منشعبین پس از این شکست سر بر آستان چند نیروی مرتجع و دولی امپریالیستی نظیر آمریکا فرود آوردند و تاکنون جز رسوایی دستاوردی کسب نکرده اند.

12 - سرگشتگان وادی ناسیونال - لیبرالیسم در حمله سال 2003 دولت آمریکا و موئلفین به عراق امید جدیدی یافتند، جان تازه ای گرفتند و حکومتی را ادامه دادند که دوباره قند در دل خاک پرستان آب کرد. میلیارد ها دلار کمک دولت آمریکا و به دنبال آن پول های کلان حاصل از تولید و قاچاق نفت فسادی گسترده را در میان حاکمان موقت و غارتگر دامن زد. در نتیجه این اوضاع ده ها میلیونر دلاری و معدودی میلیاردر در کردستان عراق پیدا شدند و نابرابری در جامعه را به مقیاسی بزرگ رساندند. با اینکه در این منطقه همه چیز به نام ناسیونالیسم کردی (کوردایه تی) و "کرد" تمام شده، لیکن این لیبرالیسم است که دست بالا در اقتصاد، زندگی اجتماعی، آموزش و رسانه ها را دارد. البته به دلیل جایگیر نشدن کامل لیبرالیسم و ضعف ناسیونالیسم، بورژوازی کرد و حکومت منطقه ای برای کنترل کارگران، زنان و انسان های معترض به تقویت اسلام به اصطلاح میانه رو (آغشته به لیبرالیسم) روی آورده است.

13 -حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن (کومه له) حمله ائتلاف به رهبری دولت آمریکا به عراق و کمک های ناسیونال لیبرال ها به آنها را شدیدا محکوم کردند و در تبلیغ و آگاهگری دلایل این امر را توجیه نمودند. شکست آمریکا در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه و تسلط تروریست ها و فرقه های اسلامی بر این کشور ها موجب از بین رفتن ناامنی و کشتار روزانه مردم بی دفاع شده و موجب گردید تا حزب در روشنگری علیه دخالت های امپریالیسم آمریکا دست بازتری داشته باشد. دستگاه دیپلماسی آمریکا به کمک متحدینش در منطقه کوشید با ارائه انواع گوناگون کمک بلکه این نیروی کمونیست را ساکت کرده و با خود همراه سازد. گرایش سوسیالیستی متجسم در رهبران حزب تمام آن تلاش ها را ناکام گذاشت.

14 - کشتار یک میلیون عراقی، بهم ریختن مدنیت و جامعه آنها و سر برآوردن تروریست های اسلامی شعله های شادی پیروزی کاذب در دل سران ناسیونال - لیبرال کردستان عراق را خاموش نکرد. اما فساد گسترده در حاکمیت منطقه ای، اقتصاد مافیایی شکست خورده و جامعه ی به هم ریخته بر بستر بحران جهانی آغاز شده در 2008 "کوردایه تی" و سران دو حزب مذکور را دوباره سرشکسته کرد. فرار نیروهای مسلح پارتی در شنگال در مقابل داعش و رها کردن ایزدیان منطقه در دست آن نیروی جهل و جنایت بر این سرافکندگی افزود. کل این حوادث زمینه برای تضعیف بیشتر جریان ناسیونال - لیبرالیسم را فراهم کرد.

15 - در تمام دورانی که ناسیونال - لیبرالیسم از این میدان به آن میدان ناتوانی خود را نشان میداد و رسوایی اسلام سیاسی بیشتر عیان میگردید گرایش سوسیالیستی زمینه مقبولیت بیشتری می یافت. حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن (کومه له) هم روی این پروسه تاثیرات خود را گذاشت و هم از آن مایه گرفت.

16 - حزب کمونیست ایران همیشه شایسته نامش بوده و کومه له در کنار مبارزه درونی علیه انحرافات گوناگون همیشه معطوف به جامعه و مشغول سازمان دادن مبارزات کارگران و زحمتکشان برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی، به عنوان گام نخست در حرکت به سوی استقرار سوسیالیسم، بوده و هست.

17 -حزب کمونیست ایران در سی و چهارمین سالروز تاسیس خود و در حالیکه سوسیالیسم بر در خانه هر کارگر و زحمتکشی می کوبد و سازمان کردستان آن با اعتماد به نفس و شجاعت تمام در هر میدان مبارزه علیه سرمایه و حاکمیت جهل و جنایت اسلامی حاضر خواهد بود. این حزب هم در نقد و افشاگری و هم در همکاری و مذاکره با نیروهای اپوزیسیون و دست زدن به هر سازش لازمی حاضر خواهد بود که در خدمت هموار کردن راه سرنگونی جمهوری اسلامی و نهاتیا استقرار سوسیالیسم باشد. در این مسیر ناسیونالیسم مانعی قابل توجه نیست. آلودگی به کهنه و خشک اندیشی، سوسیال دموکراسی، مردسالاری و برخورد غیر اجتماعی کردن به طبقه کارگر و خود سوسیالیسم آن خطرهایی هستند که باید با دو چشم باز در حزب مواظب آنها بود.

11 شهریور 96 - 2 سپتامبر 2017

فریدون ناظری 

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0